داستان سکسی مدیر کیر کلفت هتل زنمو کرد

سلام دوستان.

داستانی که میخوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به تابستان امسال.من 11ماهه ازدواج کردم و 27سالمه و زنم 25 سال با اندام کاملا سکسی و کون برجسته وقلمبه وزن 62 کیلو و قدش 165.اوایل ازدواج با زنم خیلی سکس داشتم اما بعد از دو ماه دیگه به خاطر خستگی کار کمتر میتونستم باهاش سکس کنم اینم بگم که زنم خیلی شیک پوشه و همیشه بیرون تنگترین مانتو و با یه ساپورت میگرده بعد از سه ماه دیگه زنم کم کم داشت به خاطر کمبود سکس شاکی میشد میدونستم که ادمی نیست که بره با یکی دیگه سکس کنه.تا اینکه با سایت شهوتناک داستانهای سکسی اشنا شدم واسم خیلی جالب بود هر روز چندین داستان میخوندم کم کم موقع سکس به زنم میگفتم دوست داری بایه زوج دیگه هم سکس کنیم که اوایل خیلی شاکی میشد اما وقتی دید من واقعا دوست دارم اونم خیلی دلش میخواست اما جرات گفتن نداشت.یه شب موقع سکس که حسابی حشری شده بود گفت کیرت جوابگوی کوسم نیست که منم فرصت را غنیمت شمردم و گفتم دوست داشتی الان یک کیر دیگه هم بود دو نفری با هم ترتیبتو میدادیم تا اینو گفتم حشرش سه برابر شد نمیشد کنترلش کرداما بعد از سکس انگار نه انگار که در مورد نفر سوم حرف زده.

گذشت تا خرداد امسال که یک شب تصمیم گرفتم موقع سکس همه چیز را بهش بگم وقتی سکس را شروع کردیم بهش گفتم وقتی تابستون رفتیم مسافرت می برمت هتل که اونجا هم سفارش کوس بدیم هم کیر برای تو از اینکه من با یکی دیگه سکس کنم بدش میومد اما دوست داشت خودش همزمان با دو نفر سکس کنه که زنم گفت من کیر میخوام اما تو حق نداری کوس بکنی منم گفتم قبول تا اینکه رفتیم شیراز.وقتی رسیدیم دم هتل خانومم همش میگفت رضا من استرس دارم میترسم زنگ بزنن پلیس منم گفتم اونا باید بترسن نه تو عزیزم خلاصه رفتیم داخل هتل که خدایش خیلی هتل شیکی بود . زنم که یه یک مانتوی خیلی کوتاه با یه ساپورت خیلی تنگ پوشیده بود از همون اول چش مدیر هتل را گرفت وقتی مدارک را دادیم به سمت سویت رفتیم خیلی شیک بود.

اونروز استراحت کردیم تا شب.شب دیگه زنم همش میگفت پس کیر چی شد منم گفتم عزیزم کیر که نمیاد دنبالت خودت باید بری دنبال کیر که گفت جرات نمیکنم خلاصه یه فکری به ذهنم رسید گفتم من میرم بیرون 3ساعت دیگه میام چون اگر میموندم داخل احتمالش بود که منو داخل ببینن ابروریزی بشه. تو هم زنگ بزن مستخدم بیا بگو تخت صدا میده که اونم گفت من به مستخدم کوس نمیدم گفتم عزیزم اتفاقا اونا تو کف هستن بیشتر بهت حال میدم که راضی شد همین کارو بکنه.خلاصه رفتم بیرون و به زنم گفتم اگر دیدی یارو بکن نیست زنگ بزن تا بیام.خلاصه رفتم بیرون وبعد از سه ساعت زنگ زد که برگرد هتل گفتم چی شد که گفت بیا اومدی بهت میگم.وقتی رسیدم هتل و رفتم تو اتاق دیدم زنم یه ساپورت خیلی نازک با یه تاب تنگ پوشیده ونشسته رو مبل گفتم چی شد گفت خودم رفتم پایین پیش مدیر هتل گفتم با این سر وضع که گفن نه مانتو هم تنم بود اما ساپورتم همین بود گفت تا رفتم پیشش یه جوری نگام میکرد که میخواست همون جا منو بکنه گفتم شیطون چی بهش گفتی گفت اوردمش تو اتاق بهش گفتم تخت صدا میده اذیت میشم گفتم تحریکش نکردی گفت چرا دکمه های مانتو را باز کردم و از عمد هم یه شورت رو تختخواب گذاشتم که ببینه که همش چشش به شورت و سینه هام بود

خلاصه مدیر را حسابی شهوتی کرده بود ازش خواسته بود تا شوهرم نیست بیاد زحمت تخت را بکشه که اونم دیده زنم کوسشش میخارگفته بود بزار برم پایین بچه ها شک نکنن من نیم ساعت دیگه میام بالا که اونم گفته بود من میرم یه دوش بگیرم تا شما تشریف بیاری که مدیره پرسیده بود شوهرت کجاست که زنم گفته بود رفته خونه یکی از دوستای قدیمیش تا 11شب نمیادخلاصه بعد از نیم ساعت مدیر برمیگرده اتاق وقتی میاد داخل زنم یه دامن خیلی کوتاه با یه تاب میپوشه و خودشو واسه سکس اماده میکنه که مدیر به بهانه تخت همش از زیر کون و کوسشو نگاه میکنه که زنم میگه اقای مدیر میشه یه اتاق دیگه برم استراحت کنم تا شوهرم میاد اخه اینجا فکر نکنم درست بشه که مدیر از خدا خواسته میگه اره بیا اتاق طبقه بالا که خالیه که مدیر که طاقتش تموم شده بود از پشت کیرشو میماله به زنم که زنم یه خنده الکی میکنه و میگه زشته اقای مدیر و مدیر میگه واقعا اندامتون خیلی قشنگه حیف شما نیست زن همچین ادمی شدی که الان پیشت نیست که زنم میگه خب چکار کنم تا اینکه مدیر میگه من میرم پایین کلید میارم تو هم برو طبقه بالا که بیام خدمتت که با هم میرن و همون که میره داخل مدیر از پشت زنمو میگیره و شروع میکنه به خوردن گردن و سینه هاش..

زنمم که حسابی حشری بوده میگه دوس دارم همچین جرم بدی که تا حالا کسی نداده باشه خلاصه دو ساعت تمام زنمواز کون وکوس میکنه و هر چی اب داشته تو کون و کوسش خالی میکنه منم بیرون حسابی حشری شده بودم که الان زنم داره کوس میده و کوسشو جر میده نزدیک 11شب بود که زنگ بیحال زنگ زد گفت میتونی بیایی خونه مدیر ترتیبمو داد کیرم داشت از زیر شلوار میترکید هر ان ممکن بود ابم بیاد خلاصه وقتی رسیدم دم هتل مدیررفته بود وقتی داخل اتاق شدم زنم از خستگی دراز کشیده بود و میگفت مدیر 2بار ارضاش کرده نمیدونم اما زنم خیلی راضی بود از اینکه به یکی دیگه کوس داده.سه شب اونجا موندیم زنم چهار بار منو به بهانه خرید میفرستاد بیرون تا بتونه مدیر هتل بیاد راحت ترتیبشو بده وقتی برگشتیم خونمون احساس میکردم هنوز هم زنم با مدیر هتل در ارتباطه ولی به من میگفت خبری ازش ندارم.الان3 ماه از این ماجرا گذشته و زنم هنوز در کف اینه که 2 نفر بیان ترتیبشو بدن ولی به کسی اعتماد نداره.امیدوارم که از داستانم خوشتون اومده باشه الان زنم رفته بیرون خرید کنه و منم تنها تو خونه نشستم و دارم فکر میکنم که زنم به کسی دیگه ای هم در این مدت کوس داده؟

رضا

بازدید 0

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...