سلام
تا حالا شده که فانتزی تو دهنتون باشه ولی همیشه فکر کنین امکان ندارد رخ بده ؟
یا اینکه یجور تابو باشه براتون، مثل مسائل مربوط به سکس مشترک با همسر، کاکولدینگ، تجربه ی گی یا چیزایی ازین قبیل
احتمال خیلی زیاد آره
خصوصا اینکه تو فرهنگ و جامعه ی ما بخاطر باورهای عرفی و شرعی، حرف مردم، قانون و یا … روابط و خواسته های جنسی بیشتر سرکوب شدن
البته در کلان شهری مثل تهران بخاطر اینکه غالبا از شهر های زیادی مهاجر پذیرفته این مسئله کمرنگ تر هست
اما این که فکر کنم یک روز با همسرم همزمان با یک نفر سوم سکس داشته باشم رویا بود
حتی همینکه اصلا بخوام در موردش هم باهاش صحبت کنم، برام خیلی سخت بود و دیگه سعی کرده بودم این موضوع رو فراموش کنم
تا اینکه شب خواب دیدم ، دارم با همسرم و دوستش که دختر بود سکس میکردم
و دوستشو جلوش گاییدم، از خواب بیدار شدم
دم دمای صبح بود، خیلی تحریک شده بودم، حسابی برانگیخته ام کرده بود این رویای شیرین، آروم به زنم چسبیدم، کیرم که حسابی شق شده بود آروم به کونش فشار میدادم، با اینکه زنم بود و بارها سکس داشتیم، یه حس عجیبی داشت برام، انگار که غریبه بود و انگار که برای اولین بار و پنهانی دارم این کارو باهاش میکنم،
همیشه عادت داشت با یه تیشرت لانگ و بدون شورت میخوابید
حسابی تحریک شده بودم و از هیجان نمیتونستم آب دهنمو فرو بدم، یکم بدنم میلرزید
شورتمو در آوردم و آروم آروم تیشرتشو دادم بالا کیرمو گذاشتم لا پاهاش، آروم عقب و جلو میکردم
کم کم بیدار شد
با حالت خواب آلود گفت: چه خبره ؟
گفتم: هیچی خواب دیدم
گفت چه خوابی
گفتم روم نمیشه بگم ، ازون اصرار و از من انکار
گفتم ناراحت نشی، همش یه خواب بود
خواب دیدم دارم دوستت فلانی رو جلوت میکنم و تو هم خیلی تحریک شده بودی
هیچی نگفت
آروم آروم شروع کردیم سکس کردن، گذاشته بودم لا پاهاش ، و کسش که حسابی خیس شده بود، باعث میشد کیرم نرم و آروم سر بخوره
یهو گفت : فلانی خیلی سینه های خوبی داره
تو خواب سینه هاشو نمالیدی ؟
دوتایی خندیدیم
دوباره گفت میخوای برات جورش کنم ؟
لرزش صداش نشون میداد چقدر تحریک شده و حسابی هیجان و استرس وجودشو گرفته
منم دست کمی از اون نداشتم، همینجوری دوتایی شروع کردیم در موردش حرف زدیم
یه مکالمه ی سکسی به همراه سکس
این باعث شد لذت دو چندانی ببریم هردو، وقتی که ارضا شد حسابی بدنش لرزید و به خودش پیچید که تا اون موقع ندیده بودم ازش
این موضوع خیلی جدیدی بود برامون و تقریبا هر روز در موردش چت میکردیم
یا تلفنی صحبت میکردیم
و یا اینکه توی سکس در موردش حرف میزدیم
خیلی برامون جذاب بود، تا اینکه یه روز من اسم کسی رو آوردم که حس میکردم همسرم ازش خوشش میاد و حس خوبی بهش داره
اینو از مهمونی ها متوجه شده بودم و همیشه به خوبی ازین دوستم یاد میکرد
اسمشو آوردم و گفتم حالا فرض کنیم اون باشه و من و تو
و باهات سکس کنه
خیلی سعی کرد مقاومت کنه و مثلا بگه نه، من اهلش نیستم و …
ولی من همینجوری به حرفام ادامه دادم
میگفتم تصور کن الان پشتت چسبیده داره سینه هاتو میماله و من دارم ازت لب میگیرم
اون مدام میگفت نه، نگو
من ادامه میدادم … میگفتم تصور کن یه چیز داغ و گوشتی میذاره رو کست
اینجا بود که شل شد و وا داد
ناخودآگاه آهی کشید
من ادامه دادم و همینجوری تکمیل تر کردم
کاملا تحریک شده بود و از خود بی خود
دیگه اون بود که رشته ی کلامو دستش گرفته بود
میگفت: کیرشو میگیرم تو دستم آروم براش جق میزنم
ادامه دارد …
نوشته: ویاگرا
7 پاسخ به “شیرینی زندگی (۱)”
فانتزیش خوبه عملی شدنش عالی
فانتزیش خوبه عملی شدنش عالی
فانتزی باز خیلی از فانتزی ها در حد فانتزی بمونه جذاب تره و …
کوس گفتی آی کوس گفتی مثل یک کوسخول گفتی مردک کوس دست هنگام جلق زدن هم زود انزالی داری
فانتزی هر زوجی که به هر کدوم ارزش سکس میدم است ،ادامه بده،باحال است
خوب نوشتی
الان این داستان بود یا فقط تیترش بود