ی پسر مو بور و سفید که هنوز ریش و سبیل هم در نیاورده، توی ی خانواده متوسط و خوب، با یک داداش نه چندان خوب!
خوب اون بزرگتر از من بود و بیشتر از من میدونست، یادمه از روی شلوار گاهی دست میزد به کونم، کونم و میمالید و انگشتت و از روشلوار لای چاک کونم میکشید ولی همزمان میدونستم که این کار نرمالی نیست ولی از ی طرفم گفتنش به بزرگترا برام ی جوری بود.کما اینکه داداشم میگفت نگی به کسی، اگه نگی بهت کارت یا تیله میدم و منم که بد میدونستم گفتنش و وعده کارت و تیله هم برام جذاب جلوه میداد و باعث شد که دیگه هیچی نگم.کم کم کونم و میگرفت تو دستش و چنگ میزد، گاهی برام داستان زن و شوهری تعریف میکرد که زن و شوهرا چیکار میکنن و کم کم دیگه من و میگرفت و خودش و میمالید بهم از روی شلوار.
خوب به طبع ما همش تو خونه بودیم و وضعیتم مناسب بود برای اینکار.
یکبار گفت یکم شلوارت و بکش پایین بزار بزارم لای پاهات، کاریت ندارم و منم با وعده کارت و اینکه خوب نمیشد چیزی هم بگم باز این کارو انجام دادم و خوابیدم جوری که سرم از بغل در زده بود بیرون تا مواظب باشم کسی نیاد و شلوارم تا زانوم پایین بود.داداشمم کیرشو در اورد گذاشت لای پاهای نرم و سفیدم.
و همینطور ادامه داد. میخواست بکنه توش که یکم سرش و زد به سوراخم ولی دردم اومد نداشتم این کارو کنه و همون لاپایی و ادامه داد تا حس کردم لای کونم گرم شده.فکر میکردم جیش کرده و عصبانی شدم از دستش و سریع رفتم دستشویی و خودم و پاک کردم.و جالبه هیچ حسیم نداشتم اون موقع.لذتی هم نداشت اصلا.
حدود یک سالی به همین منوال گذشت و دیگه کم کم متوجه شدم کار جالبی نیست،و نباید بزارم اینکارو بکنه، و همین هم شد کم کم لاپایی دادنام کمتر شد و انگشت میکرد فقط از رو شلوار که اونم با داد و بیدادم کم و کمرنگ تر شد و تموم شد.
چند سالی از این ماجرا گذشت و منم گاهی جق زدن و یاد گرفته بودم و جق میزدم. یک بار گفتم کونم و توی آیینه ببینم،آینه اوردم و نشستم زمین و توی ایینه کون خودم و دید میزدم و حس خیلی خوبی داشت برام.این وسطی گاهی فیلم سوپر هم میدیدم که یادمه سی دی بود.و سوراخ خودم و با سوراخ زنی که تو فیلم بود مقایسه میکردم.
نمیدونم اثر تجاوز داداشم تو بچگی بهم بود یا نه،ولی یک بار گفتم منم امتحان کنم ببینم چه لذتی داره؟
یکم کرم یا وازلین برداشتم زدم به سوراخم،و یک انگشت و به هر زوری بود کردم توی کون خودم و ی حس خیلی باحالی داشت، لذت نبود، ی حسی که اون کسی که این کارو کرده متوجه میشه. و اینکار شده بود عادتم. گاهی انگشتم و در میاوردم سوراخم باز میموند و این برام جالب تر بود.
دیگه وقتی میرفتم حموم یکم وازلین یا کرم سر انگشتم میزدم و میرفتم تو حموم. ی شانه گرد داشتم که سرشانه در میومد،سرش و درآوردم و اون دسته شونه و اروم وارد خودم میکردم.سرش نازک بود یکم از انگشت بزرگتر ولی ته کلفتی داشت. و این هم لذتی خاص بهم میداد.
و این هم شد جزیی از حموم رفتن من.
یک بار توی اتاقم بودم صندلی اتاقم توجهمو جلب کرد و اونو خوابوندم رو زمین دو تا پایش افقی شده بود کلفتیش هم در حد همون ی انگشت ی کوچولو کلفت تر. باز یکم وازلین زدم و شروع کردم به کون دادن به پایه صندلی. همین که رفت توم چنان لرزشی بدنم گرفت که ناخودآگاه خودمو پرت کردم جلو!!! و ی لذتی که تا اون موقع نچشیده بودم بهم دست داد.واقعا لرزش دست خودم نبود و وقتی پریدم جلو ده بیست ثانیه میلرزیدم و خیلیییییی حس قشنگی بود.
همزمان با این کارها ویدیوهای زنپوشی و سیسی میدیدم و همیشه خودم و جای مفعول میزاشتم.بارها رفتم داخل مغازه زنونه فروشی و جوراب شیشه تا بالای زانو مشکی، سوتین مشکی،شورت بندی مشکی میگرفتم و واسه خودم میاوردم و توی اتاق میپوشیدم و لذت میبردم.انگار واقعا ارضای روحی میشدم با پوشیدن این لباس ها.(جالب اینجاست بلدم نبودم سایزها و اسم هاشو، وقتی میرفتم نگاه میکردم میگفتم این و این و فقط سایز سوتین و میگفتم ۷۵ که خیلی تنگم بود ولی نمیدونستم خوب!😁 فکر کنم فروشنده هم فهمیده بود ولی چیزی نمیگفت ی خانم مسن بود) گاهی عکس از خودم با این لباسها میگرفتم و می گذاشت توی همین سایت و با افراد چت میکردم و حس خیلی خوبی داشت برام.بسیار که لباس دخترونه یا زنونه گرفته بودم و تو اتاق پوشیدنشون چشمم خورد به دسته صندلی که کلفت تر از انگشت بود واقعا.
گذاشتمش لای پام و یکم بالا پایین کردم ولی خوب دسته صندلی فرمش درست نیست و خیلی سخته اینکار.ولی همونم کلی بهم حال میداد تا یبار به زور کرم و وازلین کردمش توی خودم که خیلی درد داشت و هم ی ذره خون اومد ازم و هم اینکه نمیتونستم تا ی هفته درست دستشویی کنم، چون به شدت میسوخت و اذیت میکرد.بعد از ی هفته دوباره کرمش می افتاد به جونم و باز همین کار و تکرار میکردم
البته بار اولش یکم کثیف کاری داشت که بعدا فهمیدم باید داخل خودمون و تمیز کنیم با آب…
و هنوز هم که هنوزه این حسه باهامه، شیو میکنم،دوست دارم زیر بخوابم،سنگینی روم حس کنم،عشق بازی داشته باشم، و این حس لعنتی از همون بچگی شروع شد…
و به نظرم لعنت به اون بچگی…
نوشته: V.one