داستان سکسی کوتاهترین داستان سکسی دنیا

بچه که بودم به بهونه کشتی گرفتن دستمو میبردم تو شورت خواهرم و اونم خوشش میومد. یه روز خجالت گذاشتیم کنار و شورتمونو دراوردیم و اونم همینطور ،چی دیدم کس بی مو و تنگ و لای پای داغو سفید ، اولش نمیزاشت توش کنم ولی بعدش گذاشت از کون بکنمش ، خیلی لذت بخش بود ، تنگ و گرم !

هر موقع هوس میکردیم رمزمون این بود که کشتی بگیریم تا ۱۸ سالگی میکردمش ،بعد هر بار کردن پشیمون میشدم ولی چه کنم لذت بخش بود و معتمد. البته بعدها لو داد به عموم عمومون هم اول اونو کرد بعد منو هم شروع کرد به کردن عموم گفت تو بهتری ولی کون راضیه هم خیلی خوبه و حدودا شیش سالی هر دو تامون به عموم میدادیم تا اینکه خودش بیخیال شد و بعدا فهمیدم با دختر زن پسر عموش هم سکس رو شروع کرده…

بازدید 0

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...