سلام بچه ها اسم من علی و میخوام خاطرات اولین دوستیم که هشت ماهی طول کشید رو براتون تعریف کنم,این داستان از اون جایی شروع شد که من بایه پسری به نام ارش دوست صمیمی شده بودم ارش یه بچه پرو به تمام عیار بود که خیلی قیافه بامزه وشیرین داشت که همه ی دخترا تو کفش بودن چون هم پول دار بود هم خوشگل.ارش یه دوست دختر خوش استیل وخوشگل داشت که با منم خیلی جور بود به اسم فاطیما.من شماره فاطیما رو از دوستم گرفته بودم وبعضی از مواقع به هم اس سرکاری یاجوک میفرستادیم وبعضی از موقع ها که باهم دعواشون میشد من ماست مالیش میکردم واشتیشون میدادم ک یه روزها تابستون سوم راهنمایی بودم………
گوشم زنگ خورد برداشتم وگفتم:الو
سلام علی خوبی امروز بیرون میای کارت دارم?!
باشه چیکارم داری?!حالا بیا بهت میگم.
باشه پس ساعت چهار جای همیشگی.
باشه منتظرم فعلا.
ساعت چهار رفتم پیش ارش ::
سلام خوبی دیر که نکردم?!
سلام نه من کارت داشتم زودتر اومدم
خب کارتو بگو دیگه?!
علی یکی مزاحم فاطیما میشه چکارش کنم?!
توکه روت زیاده چرا از من میپرسی شمارشو بگیر فوشش بده بگو دیگه بهش زنگ نزنه?!
نمیشه تو زنگ بزنی?!
باشه بابا خاک توسرت کارت تلفن که داری?!
نه الان میگیرم یه دقیقه وایسا….
بجنب.
بیا این کارت اینم شمارش.
بده بدبخت فقط روت واسه منه!الو مرتیکه ی……………………………دیگه به این شماره که اخرش2347 زنگ نزن وگرنه……
بعد مزاحمه هم ی اس داده بود به فاطی ومعذرت خواهی کرده بود
گوشی ارش زنگ خورد فاطی بود
ارش:سلام عزیزم خوبی راحت شدی?!
فاطی : اره دست گلت درد نکنه
من:خوبه دیگه ما همه کارا را میکنیم دست این درد نکنه
فاطی:دست شماهم درد نکنه ممنون
من:ارش گوشی رو بده کارش دارم
ارش: بیا چیز بدی نگیا
باشه بابا توام
من:سلام عزیزم چطوری تو?شلپ(صدای پس گردنی)
فاطی;سلام خوبم شما خوبید?!ممنون زحمت کشیدید
من:خواهش میکنم,توام یه کاری برام بکن دیگه?
فاطی;چی مثلا?
من;یه دختر خوب خوشگل مثل خودت بامن دوست بکن?!
فاطی:چشم توکه خوشگلی چرا خودت نمیری شماره بدی?من;اخه میدونی چیه?یکم خجالت میکشم
فاطی;علی بس کن تو وخجالت!رو بهت بدم منم میخوری!باشه ولی یکم صبر کن یه دختر خوب گیر بیارم
مرسی عزیزم خداحافظ
خداحفظ
ارش:رو بهت بدن مخشم میزنی اره?که خجالت میکشی اره دهنت سرویس
من:خوب بابا حالا مگه چی شده نترس نخوردمش ولی یکم مشکوک نیست?
براچی?!
اخه دختر اگه خودش نخاره که شمارش پخش نمیشه بخواد مزاحم داشته باشه
چمیدونم بابا فاطی فامیلمونم هست بهم خیانت نمیکنه
باشه بابا گو خوردم من کار دارم باید برم خداحافظ
باشه فردا میبینمت مرسی که زنگ زدی خداحافظ
خواهش
از اون روز سه روز میگذشت که یهو فاطی اس داد سلام بیداری?
اره من دیر میخوابم
این شمارشه0918اسمش مریمه ازیتش نکن دختر خوبیه
باشه مرسی اگه کار داشتم بهت میگم فعلا بای
بای بای
من سریع اس دادم به مریم سلام خوبی ?بیداری?علی ام
اما جواب نداد من منتظر موندم تا اینکه خوابم برد. که یک دفعه بازنگ موبایلم از خواب پریدم چشمامو مالوندم گوشیمو قطع کردم و دوباره خوابیدم یهو عین این جن زده ها باپتو از جام پریدم بالا گوشیمو نگاه کردم شماره مریم بود سریع بهش زنگ زدم گوشی رو برداشت بایه صدای خیلی ناز ونازوک جواب داد سلام اقا خابالو لنگ ظهره مثلا تو خواب منتظر زنگم بودی?
گفتم سلام علیک پس عروس خانوم شمایید?
باخنده گفت ن به داره ن به باره بزار همو ببینیم به احتمال زیاد خودمم
بعدشم یکم مخ همو زدیم ومنم ازش خوشم اومد بعد اسم همو اینارو پرسیدیم گفتم بیا ببینمت گفت نمیشه من الان یه شهر دیگه ام دو هفته دیگه میام میام میبینمت البته گفتم باشه حالا ادرس خونتونو بده گفتش خیابون فلان
گفتم پس بهم اعتماد نداری دیگه?!
اونم خیلی ساده بود ادرس دقیق خونشونو بهم داد خیابون فلان کوچه ی فلان خونه دومی سمت راست عقب نشینی شده در زرد رنگ
گفتم مرسی عزیزم فعلا
سریع زنگ زدم ارش با دوچرخه رفتیم در خونشون خونشون خیلی با ما دور بو تقریبا دو مصیر کلی خسته شدیم تارسیدیم ودو بارخیابونشون رو بالا وپایین رفتیم تا پیدا کردم.بعدش تا دوهفته با هم حرف میزدیم وصمیمی شده بودیم کم کم داشتم بهش دل میبستم که اونا اومد و موقع