داستان سکسی سکس به دور از چشم شوهرم

سلام ،

من شهلا هستم 35 سالمه و شوهر و یک بچه دارم ..

می خوام خاطرات سکسیم رو بنویسم …

چی شد که توی سکس تنوع طلب شدم و دیگه کیر شوهرم ارضام نکرد …

همه چی از اونجایی شروع شد که شوهرم نسبت بهم سرد شد … من خیلی حشری هستم و عاشق سکس … معلمولا هفته ای سه بار با هم سکس می کردیم و من هر روز خود ارضایی می کردم به دور از چشم شوهرم …

تا این که سکس هامون به هفته ای یک بار رسید و من دیوانه شدم ..

(بعد ها فهمیدم که شوهرم به من خیانت کرده که اینقدر سرده نسبت به من )

از خودم بخوام بگم زنی هستم 70 کیلو ، با سینه های سایز 80 که عاشق اینم که کیرو بزارم لاش و نوک کیر بیاد تو دهنم …

رون هام پره ، کلا بدن پری دارم… رنگ موهام هم دائم در حال تغییره …

به خودم زیاد میرسم اما آرایش غلیظ نمی کنم…

بریم سراغ ادامه …

شوهرم چند روز بود منو نکرده بود و منم همش در حال خود ارضایی دانلود فیلم سوپر و دیدنش …

دیگه تکراری شده بود … دم عید بود و از مسافرت هم خبری نبود ، دعوا های شوهرم هم زیاد شده بود و دخترم هم خیلی غصه دار …

یه شب شوهرم از سر کار اومد و گفت که باید بره سفر شمال که ویلا بخره .. معلوم بود دروغ میگه و با یه زن داره میره ..

شبونه رفت و منم تنها موندم …

بچه رو خوابوندم و فیلم سوپر رو گذاشتم تو تلویزیون و شروع کردم به دیدنش … دستم روی کسم بود تکون میدادم و سیگار می کشیدم ، خیس خیس بود .. دلم کیر می خواست که یه هو متوجه یه سایه از پشت بوم همسایه شدم …

پرده های خونه رو باز کرده بودم و خونه معلوم بود … با این که تاریک بود نور تلویزیون خونه رو روشن می کرد …

حس اینکه یه پسر داره از پشت بوم منو نگاه می کنه واقعا حشریم کرده بود … تمام تنم میلرزید …

من خیانت نکرده بودم تا حالا .. اما … جواب های ، هوی بود ….

رفتم چراغ رو روشن کردم تا داخل رو بهتر ببینه و نشستم خودمو ارضا کردم … می فهمیدم داره نگا می کنه و این منو دیوونه می کرد…

قضیه تموم شد و منم دلم می خواست زندیگیم عوض بشه …

دخترمو بردم خونه مامان بزرگش و خوشتیپ کردم افتادم تو خیابونا … 100 تا بوق جلوم خورد اما می ترسیدم … من اینکاره نبودم …

باید یه ادم مطمئن پیدا می کردم …

رفتم خونه و یه فکر به سرم زد … که روزنامه رو بردارم و زنگ بزنم برای تمیز کردن خونه کارگر بیاد …

خلاصه زنگ زدم . یه نفر اومد … یه پسره 26 ساله بود حدودا ، اول دلم سوخت … اما می خواستم حال کنم و حال بدم …

همه چی به طور اتفاقی آماده بود …

وقتی اومد یه تی شرت صورتی تنم بود که سینه هام و سوتینم کامل معلوم بود و سه شلوار سفید تنگ و چسبون …

با یه مانتو که دکمه هاش باز بود …

موقع کار براش کرم میریختم تا حشری شه .. اونم نامردی نمی کرد و کاملا هیز منو نگاه می کرد….

پرده ها رو زد و شیشه ها رو پاک کرد ، گفتم بعده پرده ها برو اتاقا و پرده اتاقا رو بزن ..

خودمم جلو تر رفتم و مانتومو در آوردم و رو تختم دراز کشیدم و یه ملافه کشیدم رو خودم ….

اومد و اول جا خورد و گفت ببخشید … گفتم خواهش می کنم و پنجره رو نشونش دادم …

همین جوری که بالای چهار پایه بود بلند شدم و گفتم چیزی میخوری آقا سعید ؟ گفت نه مرسی .. چشاش گرد شده بود ، تازه تونسته بود هیکلمو ببینه … کسم خیسه خیس بود ، راه میرفتم حس می کردم…

گفتم تعارف نکن و الان چایی میارم …

توی آشپزخونه تا جایی که جا داشت شرتم رو کشیدم بالا و شلوارمو یه ذره دادم پایین تا با دیدن شورتم حشری شه … تیشرتم هم که کوتاه بود و اماده ی بالا رفتن …

چایی رو گذاشتم رو تخت و نشستم کنار تخت …

کارش تموم شد و اومد کنار تخت نشست و تشکر کرد .. معلوم بود می ترسه …

منم به بهانه جمع کردن خورده گچ هایی که زیر شوفاژ ریخته بود دولا شدم رو همون تخت و اورا جمع کردم و اونم قشنگ کونم رو دید میزد …

بلند شدم و چایی رو خوردم و بهش گفتم .. میگم آقا سعید خیلی هیزیا … یه هو جا خورد …

همه پسرا هیزن …دید می زنن یواشکی ..و خندیدم و لبخند زد …

گفتم دیگه دولا نمیشم دید میزنی !

گفت آخه نمیشه نگاه نکرد …

گفتم فقط نگاه نمیشه نکرد ؟

گفت فعلا آره …

گفتم تازه کجاشو دیدی …

اونم دیگه کیرش داشت شلوارش رو جر میداد … رفتم جلوشو دولا شدم و گفتم خوبه؟؟ گفت عالیههه… و دستشو مالید به کونم .. چه دست داغی داشت … برگشتم و خودو بین دستاش جا کردم …

صورتشو گذاشت رو شیکمم و شروع کرد به خورد به خوردن …

نفسام اتاقو برداشته بود …تی شرتمو در آوردم و دکمه های شلوارمو باز کرد …شرتمو کشید پایین و با دستش مالیدش ، خوابیدم رو تخت و گفتم بخورش .. گفت نه !!!

گفتم یعنی چی ؟ گفت تا حالا نخوردم … گفتم پس الان دفعه اولته و گرنه ناکام میمونی …!

اینو که گفتم زبونو کشید به کس خیسم …جوووون … یه آه کشیدم و شروع کرد به لیس زدن و زبون انداختن رو چوچولم …

در حین خوردن یه بار ارضا شدم و دیگه طاقت نداشتم ..

کیرشو در آوردم و کردم تو دهنم …. اولش شور بود و خیس … اما عاشق کیر بودم ، اونم کیر جدید …!

کیرو می کردم تو دهنم و زبونو می چرخوندم دورش و میک می زدم که گفت بسه الان آبم میاد ….

بلند شدم از کمد دیواری کاندم بی حس کننده آوردم و زدم رو کیرش …

کیرش کوتاه بود اما کلفت و سفید …

خوابیدم وسط تخت و پاهام بردم بالا و اومد بین پاهام و سره کیرشو مالید به کسم و کرد تو …

داشتم پاره میشدم .. جوون ، چه کیری بود … صدام بلند شد و اونم خیس عرق بود و عقب و جلو می کرد …

با هر تکونش سینه هام میرفت بالا پایین و عاشق این بودم که با تکون ها ناله هام بلرزه …

بی حس کننده کاره خودشو کرده بود و 5 دقیقه ای یه ضرب تلمبه سریع میزد و تا اینکه گفت داره میاد ….

حین کردنش 2 بار ارضا شدم و دیگه راضی بودم …

کیرو د رآورد و آورد افتاد رو سینه هامو شروع به خوردن کرد … می گفتم گاز بگیر و اونم دلش نمیومد محکم بگیره …

سینه خوردنش که تموم شد اومدم رو کیرش و کردم تو … مهلت نداشتم تا چند تا کردم تو دهنم و آوردم بیرون آبش پاشید رو گردنم و لبام ..

جفتمون افتادیم رو تخت و چند دقیقه ای هیچی نگفتیم …

بعد ها 2 بار دیگه در نبود شوهر و دخترم باهاش سکس کردم ….

اما من مزه ی کیرهای مختلف رفته بود زیر دندونم و اونم پیچوندم … تا کیس جدید پیدا کنم … می خواستم همه نوع کیر رو امتحان کنم تو کسم ….

ادامه دارد …

خاطره های من زیاده …

قسمت بعدی به زودی.

نوشته: شهلا

بازدید 0

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...