داستان سکسی زنی‌ که مردش را میفهمید

“باید اعتراف میکردم از کیرش خوشم میاد … ”

زن موهای کوتاهش را بالای سرش غنچه میکند .قدم های سبک اش را تا آشپزخانه تند میکند . در یخچال را باز میکند . یک ظرف شیشه ای با مایع ای کدر را بیرون می اورد . لیوان را پر میکند. کمی میخورد .

” بهش افتخار نکن . ”

” افتخار نمیکنم . ”

” تو همین الان گفتی از کیر دوستت خوشت میاد . گفتی وقتی توی مجلس داشته بامن می رقصیده منتظر بودی یجوری کیرش بلند بشه ”

” خب … ”

زن مایع را تا ته سر میکشد . لیوان خالی را توی ظرف شویی میگذارد . سرش را بلند نمیکند.

” این افتخاره ؟ ”

” من گفتم افتخار نکردم . ”

” چرا کردی . تو خدای افتخار کردنی ”

مرد روی کاناپه جابجا می شود . لباس هایش را در نیاورده . ” از اون در هم که اومدی تو . اول دست زدی به کیر خودت . ”

مرد جاخورده میگوید که چی ؟!

” که چی .. ؟! واقعا اینقدر احمقی ؟ تو اولین کاری که توی سکس میکنی رفتن به سمت ” کیر ه” .

نه کس من حتی . ”

“خب اون کیر خودمه . ”

” اوه گه بگیرن تورو با این احمقیت ”

مرد سرجایش تکان میخورد . پیراهنش را در می آورد . سرش را میخاراند .

” من مطمعنم داری به کیر دوستت فکر میکنی .”

نه اینطوری نیست .

زن لب هایش را رژ میزند . موهایش را باز میکند. بعد کمی شلخته اش میکند .

” تو یبار گفتی عاشق صدای دوستتی .”

” من نگفتم عاشق صداشم . گفتم صدای خوبی داره ”

زن مشت محکمی روی اوپن میکوبد. بعد دست در موهای خودش فرو می برد. ” خفه شو ..تو یک بند از صداش حرف می زدی . تو پاک مرده ی این پسره هستی . ”

” من میگم اون پسر خوب و جذابیه و دوست خوب منه . خیلی دوستش دارم . آره . ” بعد بلند میشود و لباس هایش را بیرون می آورد . شرت را در نمیاورد .

” اما نگفتم عاشق صداشم . آره صدای قشنگی داره .”

زن صورتی استخوانی دارد با لب های برجسته .

رژ قرمز بر زمینه ی پوست سبزه .

” نه . تو بی شک دوست داری اون مثل ی سگ حسابی بکنت ”

مرد چیزی نمیگوید. زن تا روبروی مرد می آید . مینشیند . شرت مرد را پایین میکشد . کیر مرد را میمالد و بعد روی زبانش فرو میدهد .

” الان چی ؟ دوست نداری اون برات ساک بزنه ؟ ”

مرد صورت زن را دست می کشد .

” بخور.. ”

زن کیر مرد را میان لب هایش فرو میدهد.

” من اونم . ”

کیر را بیرون آورده روی صورتش میکوبد. من خودشم . میخوای بکنمت ؟!

” بعد چیزی را روی زبانش برمیدارد .

” یادته یبار گفتی اون میتونه هر زنی رو بکنه ؟ ! ”

مرد سرش را تند تند تکان میدهد .

” حتی من ؟ ! ”

مرد میگوید ” حتی تو . حتی خود من رو ”

زن بلند می شود. لب های مرد را توی دهان خودش فرو میکند . لب های زن سرخ و صورتش در تقابل با صورت سفید مرد و لب های کوچک او ، تصویر یک تجاوز را القا میکند . لب های زن جدا می شوند .

” من همونم که میخوای . من با یک انگشت تو و زنت رو میکنم ”

مرد ناگهان زبانش بیرون می افتد . انگار تمام هوای شش هایش خالی شده . سینه های زن را چنگ میزند .

” من همونم و کیرم انقدر کلفته که تو و زنت رو میکنم و ارضا نمیشم . ”

زن دست میزند کیر مرد را روی کسش سر میدهد .

مرد دهانش را میبندد بعد صدای مثل یک خس خس بیرون میدهد . از روی خس خس کلماتش را بیرون میریزد .

” من تو و شوهرت رو میکنم . شوهرت کونی منه ”

زن سینه هایش را توی صورت مرد فرو میبرد . چشم هایش خمار شده و دهانش تا انتها باز است

. ” ای کیرش کلفته . ”

مرد زن را هل میدهد روی مبل . لنگ هایش را روی شانه میگذارد و فرو میکند .

” آره . باید تورو که کرد . من رو هم بگاد . ”

یک ساعت دیگر . زن سیگار به لب روی کاناپه لمیده و چشم هایش به سختی باز هستند . مرد روی صندلی تکی لب پنجره نشسته. سیگار نمیکشد . بیرون را تماشا میکند .

زن نجوا میکند ” گفت کی میاد ؟ !

“چی ؟ ”

” گفتی کی میاد . چه موقع میرسه اینجا ؟! ”

” آها. فردا ظهر … ”

نوشته: تویوتا

بازدید 0

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...