داستان سکسی اولین سکس ضربدری

سلام.

ميخوام خاطره سكس خودمو شوهرم و با يه زن و شوهر ديگه كه تو نت اشنا شده بوديم رو براتون بنويسم .يه چند وقتي بود كه منو شوهرم دنبال يه تنوع سكسي بوديم اولش تصميم گرفتيم يه زن پيدا كنيم و سه تايي حال كنيم ولي هرچي نلاش كرديم بي فايده بود تا اينكه با شخصي به نام شبنم تو چت روم اشنا شديم گفت كه ٢٧ سالمه و شوهرم ٣٤ سالشه و يه بچه داريم خونمونم سمت پونكه خلاصه دردسرتون ندم با چند بار صحبت تو نت و چند بارم تلفني خلاصه يه شب قرار گذاشتيم كه بريم خونشون اون شب ما عروسي دعوت داشتيم و قرار شد بعد عروسي بريم اونجا تا بچه اونا هم بخوابه البته بگم كه خيلي هم گرفتن اين تصميم برامون راحت نبود اولا شوهرم كمي عذاب وجدان داشت دوما اعتماد كردن به دوتا ادم غريبه خيلي سخته خلاصه هرطور بود باخودمون كنار اومديمو حدوداي ساعت ١١ بود كه از شرق تهران به سمت خونشون راه افتاديم وقتي رسيديم اول رضا (شوهرم) گفت تمام طلاهات رو در بيار منم دراوردمو پياده شديمو رفتيم در خونه طبقه دوم بودم از پله ها بالا رفتيمو ديدم كه يه زن حدودا ٣٥ ساله دم در ايستاده بايه تاپ مشكي ساده و يه دامنه پايين زانو چهره ي بدي هم نداشت اما انگار كمي خورد تو ذوقم كه سنشو بهمون دروغ گفته بود من حدودا ٢٢ ساله هستم و شوهرم ٢٦ ساله اون روز چون عروسي بودم ارايشگاه رفته بودم و لباس دوبنده مجلسي شيك تنم بود خلاصه كسي شده بودم واسه خودم خلاصه سلام كرديمو وارد شديم کریم شوهرشم اومد دم در و بهمون خوش امد گفت يه مرد حدودا ٤٣ ساله كه وقتي من ديدمش تقريبا وا رفتم و ميخواستم به رضا بگم بي خيال شه و بريم اما چون من خيلي كم رو هستم نتونستم اين كار رو كنم خلاصه شبنم راهنماييم كرد به اتاق خواب تا مانتو و شالم رو در بيارم رضا هم دنبالم اومد و کریم تو پذيرايي موند تو اتاق ما سه تايي بوديم كه يه دفعه رضا كه خيلي حشري بود گفت مانتوتو در بيار و برو تو پذيرايي

منم حالت ناراضي به خودم گرفتم اما فايده نداشت خلاصه وقتي با اون شينيونو ميكاپ و لباس ابي رنگ نسبتا لختي جلوي کریم حاضر شدم احساس كردم با چشماش الانه كه قورتم بده اومد جلو دستام و گرفته و نشوندتم رو مبل و دست انداخت گردنمو گفت خب خانوم خانوما تعريف كن ببينم منم گفتم شرمنده دير شد و ما عروسي بوديم و از اين چرنديات كه يه دفعه دست كرد تو پيرهنمو سينه هامو نوازش كرد اخه سوتين نبسته بودم منم اجبارا خودمو سپردم بهش يه كم باهام ور رفت بعدش رفت يه پتو پهن كرد و زيپ لباسمو باز كردو گفت دراز بكش وقتي لخت جلوش خوابيدم البته با كمي سختي به خاطر مدل موهام يه نگاهي بهم انداخت و يه لبخند از سر رضايت تحويلم دادو دراز كشيد رو سينه هامو گرفت تو دستش و گفت جون چه خوش سايزم هست درست اندازه دستامه و شروع كرد لبامو خوردن

منم كم كم حشري شده بودم همين طور همديگه رو ميماليديم كه بلند شدو شورت سفيد و لامبادامو در اوردو گفت پاهاتو بگير بالا اول كمي نگاه كردو بعد شروع كرد به ميك زدن چوچولم واي من ديگه از سر لذت تقريبا داشتم جيغ ميكشيدم كه بعد ٤ دقيقه خوردن بلند شدو شورتشو در اوردو كيرشو داد دستم منم شروع كردم به ساك زدن البته با كمي ترس چون كيرش خيلي از كير رضا بزرگتر بود و نه تو دهنم جا ميشد و نه تو كسم حدود ٢ مين كه ساك زدم گفت داگي استايل شو و اروم گذاشت دم كسم گفتم تو رو خدا اروم اخه خيلي تنگم اروم كرد تو كسمو گفت جون انگار يكي كيركو داره فشار ميده محكم و همين طور اروم جلو عقب كرد خيلي درد داشتم اما كم كم گشاد شد و حس اين كه سر كيرش ميخورد به رحمم داشت ديوونم ميكرد كه حدود ١٠ مين كه كرد ارضا شد اگرچه من هنوز ميخواستم اما تجربه بدي نبود.

نوشته:‌ ؟

بازدید 0

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...