بابا بخش بر چهار 91

بابا بخش بر چهار 91

واقعا احساس یک داماد  رو داشتم . اگه بیشترین هزینه ها رو هم می کردم بازم نمی تونستم یه عروس به این خوشگلی که خودشو این قدر راحت و با تمام وجودش در اختیارم بذاره داشته باشم .

-الناز می خوامت . دوستت دارم . همه جات رو می خوام . بدون تو داغونم . داغون داغونم . فدات میشم .

-اووووووفففففف پدر .. پدر .. ولم نکن .. من سنگینم . یه بشکه آب کس توی شکمم دارم . حس می کنم همش باید خالی شه . همین جور لذت ازم بریزه .. ااااااایییییی کسسسسسسم .. محکم تر بزن که  من نمی تونم ..

-یواش تر . اگه صدا برسه به آپار تمان های دیگه .  میگیم خواهرات می دونن شرایط ما رو ولی دامادام چی ؟ اونا که نمی دونن چی به چیه . خواهش می کنم .

-باشه پدر باشه هر چی تو بگی . ولی سخته . جلو دهنمو بگیر  . محکم فشارش بده .  بازم باید ارضام کنی . منو راضیم کن . من کیر می خوام . منو بزن . وووووویییییی کسم . من داغم . دوستت دارم من می خوام اووووووخخخخخخ جوووووون . دارم حال می کنم . بزن . سفت بزن . چشام باز نمیشن بابایی داره خوابم می گیره . حس ندارم  . خواهش می کنم .تمنا می کنم .

-منم دارم باهات حال می کنم . اصلا  نمی تونم حسمو بهت بگم . فکر می کنم تازه برای اولین باره که دارم با تو سکس می کنم . نمی دونم دختر با تو چیکار  کنم . اونو از این رو به اون رو می کردم . بابا عشق منی .. تو فقط مال منی . منم مال توام . بکش بیرون .. من ببینمش . می خوام کیرت رو ببینم . ازش لذت ببرم . دوستش دارم .

-داری می بینی . داری می بینی . عزیزم لذت ببر .

الناز کاملا تسلیم من بود . اونو از این رو به اون رو می کردم . چپ راست .. بالا و پایین .. بوسه .. مالوندن تمام تنش .. حتی گاهی اون قدر از خود بی خود می شدم که کیرمو می گرفتم دستم و اونو از بالا تا پایین تنش می مالوندم .

-پدر خوشم میاد . این جوری داری می سوزی ..

پاهشو به دو طرف باز کردم . نگاهمو به کسش دوختم و همین جور با لذت نگاش می کردم .. اونم حرفی نمی زد . می دونم به من این اجازه رو داده بود که در نهایت تمرکز حس بگیرم . چقدر ناز و کوچولو بود . یه نگاه هم به کیرم انداختم و وقتی قطرشو کلفتی اونو می دیدم که چه جوری شکاف این کس تنگو شکافته و وارد بدن عشقم شده از خودم لجم می گرفت  . یعنی من این قدر بیرحمم ؟ اردلان تو که کونشو هم گاییدی . مگه حالا چه فرقی کرده . کردن کس که خیلی راحت تر بوده . شاید چون پرده شو به خاطر تو پاره کرده یه حس مظلومیت بیشتری رو بهش دادی . .. ولی کس تازه و کوچولوی اون خوردن داشت .  دو تا از انگشتامو گذاشتم رو دو طرفش . و لبه های اونو دادم به کناری . رنگ صورتی تازه اون .. وووووویییییی زبونمو در آورده و اول نوک زبونمو روی اون  تیکه صورتی کشیدم . بعد زبونمو روی کسش پهن کردم .

-آخخخخخخخخخ اردی جونم ..

-می دونم چی می خوای .. دوای تو پیش منه .

-آره . مال منی عزیزم . دوستت دارم .

الناز سرشو بالا آورد .

-بده من بخورمش .  من می خوام .

-نه الناز اون تمیز نیست . توی کست بود ..

-دهن شما درد نکنه .. حالا کس من کثیف بوده ؟

-نه دخترم تو که خودت خوب می دونی منظور من چی بوده . من نمی خوام دهنت میکربی شه .

-من باهاش حال می کنم . لذت می برم . می خوام بازم حس کنم اونی که داره منو می سوزونه چه هیکلی داره . -تو که داری می بینیش . نخور .. حالا هر وقت شستمش بخور .

-لذتش به آک و فابریک و طبیعی بودنشه .

-اون که همیشه برای تو فابریکه.

–فابریک که چه عرض کنم بگو تازه .. خواهرام به اندازه کافی اونو از این رو به اون روش کردن .

اون بی توجه به حرفای من کیرمو گذاشت توی دهنش .

-اوووووووههههههه الناز .. کیرم کیرم .. بخور بخور .. چه حالی میده ! می خوام .. مزه داره . کیرم .. وووووویییییی عزیزم ..

الناز سرشو پی در پی تکون می داد که یعنی اگه آب داری اونو خالیش کن .

-عزیزم اونو نگه داشتم واسه سوراخات .. ..

بیکار ننشستم . کف دستمو می ذاشتم رو سینه هاش و اونو آروم آروم به هر طرف می گردوندم . با این که می تونستم آبمو توی دهنش خالی کنم ولی این کارو نکردم  .

-حالا خوبه . بذار کیرمو درش بیارم و اونو فروش کنم توی کست . همون جایی که مدتهاست داری  واسش چونه می زنی .

-دیدی که آخرش موفق شدم .  من هم دخترت بودم و هم دوست دخترت .. خودتم می دونی که زن چقدر شیطونه . … ادامه دارد … ….

در

۱۹:۱۲:۰۰

بابا بخش بر چهار 91

بازدید 20,439

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...