داستان سکسی

داستان سکسی شوخی یا جدی

هنوز یه ماه نشده بود که ازدواج کردیم .مراسم ازدواج من مصادف با بیستمین سال تولد من بود .من بچه بزرگ خونواده بودم و یه خواهر و یه برادر کوچیکتر از من هر دوتا شون تو دانشگاه اصفهان درس می خونن . منم چند وقتیه که تو یکی از دبیرستانهای تهران فیزیک تدریس می کنم . شوهرم کارش صرافیه و وضعشم بد نیست . یه هفت هشت سالی ازم بزرگتره . مامان نازنین من هم با این که چهل و سه رو رد کرده ولی خیلی جوون تر نشون میده . و از اون جوون تر می خوای بابایی که دو سه سال از مامان هم جوونتر ه و اون که اصلا همسن من نشون میده . شب عروسی من خیلی اونو با داماد اشتباه می گرفتن . خودش بار ها بهم گفته بود . وقتی که می خواسته با مامان ازدواج کنه خیلی ها بهش می گفتن که این کارو نکنه وقتی به سن بالاتری برسه زنش اون شور و هیجانو نمی تونه بهش بده و بابا در جواب گفته که غم جدایی براش دردناک تر از همچه روزاییه . و پدر در طی این سالها کوچکترین خیانتی به مادر نکرد و همیشه خوش اخلاق بود راستش من اونو بیشتر از مامان دوست داشتم بابا سهیل نز دیکای میدون ولی عصر یه کافی شاپ داشت و تا پاسی از شب مغازه اش باز بود . همش به من می گفت من گلوریا جونمو از همه بچه هام بیشتر دوست دارم . ولی اینو پیش بقیه نمی گفت . چون من خیلی هواشو داشتم اونم دلسوزانه . همیشه منافع اونو در نظر می گرفتم . دیوونه وار دوستش داشتم . ولی برادر و خواهر من همش می خواستن بچاپنش . هیچوقت بهش نمی گفتم پول بده . خودش بهم می داد اگه حس می کردم خیلی بیشتر از اون چیزیه که مورد نیازمه یه مقدارشو بهش پس می دادم . با این که شوهرم از اون جوون تر بود ولی بابا خیلی خوشگل تر و ناز تر بود . اون شبی که من و همایون به خونه بخت رفتیم بابا تا صبح گریه می کرد جای خالی منو می دید و مث دختر مرده ها زار می زد ومامان عین خیالش نبود . بگذریم نمی خوام قصه امیر ارسلان نامدار بگم . میخوام ازروزی بگم که زندگی منو بهم ریخت و باور هامو . برنامه های تدریسم در دبیرستانو طوری تنظیم کرده بودم که روزهای یکشنبه و دو شنبه و سه شنبه رو خیلی فشرده تدریس کرده عوضش چهارروز دیگه رو تعطیل باشم . یکی از این یکشنبه ها رو که واسه تدریس رفتم برنامه ریزی مدرسه و وضعیت کاری بعضی از همکارا باعث شده بود که ازم خواهش کنن که به جای یک شنبه چهار شنبه تدریس کنم . منم که اول کارم بود و برام فرقی نمی کرد قبول کردم و به خونه برگشتم . خونه مونم نزدیک میدون فروسی بود یه جایی نزدیک محل کار همایون یه آپارتمان ۱۳۰ متری . همایون بهم قول داده بود که سال آینده میریم به یه خونه بهتر و بزرگ تر . کلید زدم و رفتم داخل تعجب کردم . ظاهرا همایون خونه بود . یه لحظه چشمم خورد به یه کفش زنونه ای که چند ماه پیش خریده بودم ولی کوچیک تر نشون می داد . نه این نباید مال من باشه . می تونه مال هر زن دیگه ای هم باشه . اتفاقا اون روز مادر منم باهام بود . دو شماره کوچیک تر براخودش خرید . صدای شر شر آبو از تو حموم می شنیدم . حس حسادت زنانه ام تحریک شده بود . با وجود این که زنا خیلی حساسن ولی من از نظر منطقی بودن پیش فامیلا و دوستا ن شهرت داشتم . این که هیچوقت عجولانه تصمیمی رو نمی گیرم که بعدا پشیمون بشم .. رفتم تو یکی از اتاقایی که هم بتونم حمومو زیر نظر داشته باشم هم اتاق خوابو . می دونستم که سهیل پس از بیرون اومدن از حموم میره اتاق خواب تا در اونجا به موهای سرش سشوار بکشه . از توی حموم صدای مرد و زن با هم میومد . صدای خنده و عشقبازیشون . صدای زنه خوب مشخص نبود یواشتر حرف می زد ولی صدای همایونوخوب تشخیص می دادم . کثافت به همین زودی بهم خیانت کرده بود . دلم می خواست اون زنو یا دخترو بشناسم . می رفتم جلو و در جا آبروشو می بردم . اصلا چرا همین حالا نرم . می خواستم برم که سر گیجه نذاشت . حالم داشت بهم می خورد . دچار سر درد شدیدی شده بودم . نور چشام کم شده بود . همه جارو تیره و تار می دیدم . یهو در حموم باز شد .. خودمو کنار کشیدم همایونو دیدم که لخت از حموم اومده بیرون و یه زن لخت دیگه رو بغلش کرده و اون زنه هم چه جور براش عشوه می ریزه چند ثانیه کشید تا بفهمم که اون زنه که این ضربه رو به من زده کیه . داشتم شاخ در می آوردم دوست داشتم زمین دهن باز کنه منو ببلعه . نمی تونستم این وضعو تحمل کنم . این زن مادرم بود . مامان نازنین من . مادری که مدعی بود با رفتن من از خونه چراغ خونه اش خاموش شده مادری که شب عروسی من به همایون سفارش می کرد جون تو و جون این دختر . خیلی این دخترم ساده و پاکه اهل کلک و ریا نیست آه مامان همه اینا فیلم بود ؟/؟این جوری دخترتو دوست داشتی و زندگیشو نابود کردی ؟/؟فکر می کردی کسی نمی فهمه ؟/؟حالا من به درک بابا چش بود ؟/؟از همایون که خیلی خوش تیپ تره از خودتم که خیلی جوون تره .. مامان نه باورم نمیشه . یعنی تو این قدر تنوع طلب بودی ؟/؟مادر بیشرم . همایون بیشرم . مادر مادر من حتی شرمم میاد پاشم و این ننگو به رخت بکشم . بابا دیوونه میشه . نه من باید هر دو تاشونو رسوا کنم ولی در یک وضعیت تعادلی مناسبی نبودم . مامان توی بغل همایون می خندید .-تو رو خدا منو بذار پایین .این قدر قلقلکم نده -ناز من خیلی خواستنی تر شدی . خیلی خوشگل تر کردی -اگه گفتی واسه کی ؟/؟واسه همایون خوشگلم . داماد نازم .-نازنین جون تو خیلی خوشگل تر از گلوریا هستی. تو ملکه ای اون کنیزتو …. عوضی حالا که داشت مامانو می گایید شخصیت و ارزش و زیبایی منو داشت پایین می آورد . منم خیلی خوشگل بودم و یه معصومیت و مظلومیت خاصی داشتم . -نازی جون خوشت اومد چه جوری کوستو برق انداختم .-آره ولی چه فایده هنوز لیسش نزدی -اووووووووف نگو که دهنم آب افتاد . الان میذارمت رو تخت یه مززززه حسابی ازش می گیرم .-زود باش عزیزم کوسم داره می ترکه داغ داغ شدم . همین !فقط لیف و صابون و ماساژبود اصلا که منو نگاییدی .-ببین الان تا ۴ ساعت دیگه گلوریا کلاس داره . هر چقدر بخوای هر مدل دوست داشته باشی میگامت . خسته هم نمیشم تو دیگه مال منی . اگرم بخوای و هنوز تو دلت مونده می برمت حموم و اونجا هم می کنمت .-زودتر بیا من دیگه نمی تونم صبر کنم .
دیگه نخواستم و نتونستم به حرفای اونا توجه کنم فقط صدای بر خورد تن و بدنشونو به هم می شنیدم . صدای تماس و ضربه های کیر همایون به کوس و کون مامان به خوبی شنیده می شد . هر دوتا همدیگه رو ارضا کردند . قرار گذاشته بودند که فردا صبح تو خونه پدریم همدیگه رو ملاقات کنن و یه بار دیگه همدیگه رو بگان . اونجا خونه اش ویلایی و وسیع تر بود . در اتاقو از داخل قفل کرده بودم . آمادگیشو نداشتم که برم وسط اونا . تازه کارمو تو دبیرستان شروع کرده بودم . نمی تونستم هر روز این ور و اون ور خودمو در گیر کنم . نیومده باید مرخصی می گرفتم . فردا دیگه باید قال قضیه رو می کندم . رفتم مدرسه و به هر صورتی بود یه بهونه ای تراشیده و چند ساعتی رو مرخصی گرفتم و از اونجا هم سری به بابا زدم -سلام دختر خوشگل بابا تو باید الان تو کلاس باشی چی شده ؟/؟-کلاس یکشنبه ها رفت به چهار شنبه ها -خب حالا چرا این قدر ناراحتی .-بابا نمی دونم چیکار کنم چی بگم -چی شده دخترم تو که منو نصفه جون کردی مادرت مرده ؟/؟-کاشکی که مرده بود . آره می تونیم بگیم که مرده . رفتیم تو پستو . سرمو گذاشتم رو سینه اشو سیر تا پیاز ماجرا رو واسش تعریف کردم . نمی دونست چی بگه . باور کردنش واسش مشکل بود . شاید هر کس دیگه ای جای من این قضیه رو واسش تعریف می کرد اون قبول نمی کرد ولی به صداقت من ایمان داشت -بابا ما باید چند تا مامور بگیریم با هم بریم سراغشون قید هر دوتا شونو بزنیم -دخترم نمیدونم تو میخوای چیکار کنی . من دلم شکست با این حال واسه خودم آبرو دارم . طلاقش میدم بره ولی از این که همه بفهمن .. قرار شد که دوتایی بریم غافلگیرشون کنیم و یه جوری دق دلی مونو سرشون خالی کنیم . بابا تصمیمشو گرفته بود . منم نفرت عجیبی از شوهرم پیدا کرده بودم صبح شد و من به جای مدرسه خودمو رسوندم به مغازه بابا . اونم مغازه رو داد دست شاگرداش و رفتیم به گوشه ای که می دونستیم به مسیر این دو تا خیانتکار نمی خوره پناه گرفتیم . یه ریسک هم کرده بودیم و این که رفتیم تو حموم داخل اتاق خواب و درو از داخل قفل کردیم و کلیدو هم گذاشتیم تنش بمونه که اگه یکی با یه کلید یدکی خواست بازش کنه نتونه . یه حموم دیگه هم داشتیم که در یه قسمت دیگه خونه بود . از خوش شانسی جنایتکارا اومدن به اتاق خواب . با ماچ و بوسه شروع شده بود . ما فقط صداشونو می شنیدیم و از تماشا خبری نبود. در حموم هم چوبی بود و شیشه و پنجره ای بر روی در نبود . ولی این دفعه صدا به خوبی میومد -عزیزم اصلا فکر نمی کردم دیروز منو گاییده باشی . دوباره هوس تو رو دارم . هوس دارم منو بکنی -ببینم بابا هواتو نداره ؟/؟-چیه به همین زودی جا زدی ؟/؟از گاییدنم خسته شدی ؟/؟-نه عزیزم باورکن این طور نیست همین طوری پرسیدم -بیشتر از بیست ساله که داره بهمون کیر می زنه من حالا هوس یه کیر تازه کردم . کیررررررجووووون . باهاش حال می کنم . اون کیرش دیگه به دردی نیست . پدر ازخجالت سر خ شده بود و از تاسف سرشو تکون می داد . داشت آب می شد فرو می رفت زمین . سابقه نداشت که پیش من پیش دختر دوست داشتنیش حرف رکیکی به میون بیاد که دونفری بشنویم . می خواست در بره نمی تونست . یه خورده کنترلش کردم و خیلی آروم ازش خواستم که صبر کنه ببینیم حرف حسابشون چیه -خیلی خوشگل کردی نازنین مث دوشیزه ها مث دختر بچه ها شدی -واسسسسه همینه که کیر تازه و جوون میخوام -کیر همایون در خدمتته -بیا زودتر لختم کن همه جامو بخور وببوس عزیزم . دوستت دارم . امروزم باید آبمو بیاری . امروزم باید کوسمو راضی کمرمو سبک کنی .-قربون مامانم میشم -نگو مامان بگو نازی جون -آخ که کوس نازی جونو بخورم . حال منم دست کمی از حال بابا نداشت . منم داشتم آتیشی می شدم یعنی عصبانی . امروز روپاتر بودم و صدای اونا رو واضح تر می شنیدم براهمین هم تحملم کمتر شده بود -نازی جون بیا تا خودم شورتتو از کونت بکشمش بیرون -اوخخخخخخخ نگو که دلم مور مور شد . تو هم بیا جلوتر . ظاهرا هر کدوم شورت اون یکی رو داشتن از پاشون می کشیدن بیرون . خشم و کینه منو به مرز جنون رسونده بود . پاک عقلمو از دست داده بودم فقط همینو می دونستم که خیلی قاطی کردم . بابا رو بردم ته حموم که بازم صدامون کمتر بپیچه .-بابا بیا ما هم تلافی کنیم یعنی ادا در بیاریم که داریم تلافی می کنیم فقط می خواهیم حرصشونو در آریم . من باید دق دلیمو یه جوری سر اینا خالی کنم -دخترم زشته این چه حرفیه که تو می زنی . خوبیت نداره -نه پدر مگه منو تو همدیگه رو نمی شناسیم . تازه تو پدرمی غریبه که نیستی . داریم بایه هدف درست و مشترکی این کارو انجام میدیم که اونا رو از رو ببریم -خب که چی بشه -حداقل دلمون خنک میشه دیگه به رومون نمی خندن . اونا که نمی دونن ما با هم رابطه ای نداریم و داریم فیلم بازی می کنیم . شاید این جوری دیگه دزدکی کار کردن و عشقبازی کردن بهشون مزه نده -نه گلوریا من موافق نیستم . هیچوقت به صورت نمایشی هم که شده راضی نمیشم همچین کاری بکنم . نذاشتم به حرفاش ادامه بده . اخلاقشو می دونستم باید اونو میون یه کار انجام شد قرار می دادیم اونوقت خودشو با هاش عادت می داد ولی همچین بر نامه ای رو تا حالا نداشتیم که عادت کنه . کمر بندشو باز کردم و سریع شلوارشو کشیدم پایین خودم فرز و جنگی اونو لخت کردم و منم لخت شدم . بابا خیلی معذب بود -دخترم همین جوری لخت لخت باشیم کافیه -پدر می خوام جیگرشونو آتیش بزنم داغشون کنم .. ولی عجب کیری داشت بابا خیلی بهتر و گنده تر از کیر همایون بود . خاک تو سر مامان که چیز بهترو داد و چسبید به چیز ضعیف تر -بابایی این شومبولو باید یه خورده به اونجام بمالی تا مامان اینا ببینن -دخترم کار من نیست -حرف نباشه حاضری ؟/؟-کوس خودمو به کیر بابا مالیدم و ناله و فریاد و شروع کردم . در حموم رو هم فوری باز کردم تا همه پیکر لخت همو ببینیم . کیر بابا می خواست از دست کوسم فرار کنه ولی من که تو حموم یه دقیقه ای ساکش زده بودم و خوب شقش کرده بودم نذاشتم درره . کیرشو به کوسم که فطرتا یه خورده خیس کرده بود مالیدم .همایون و مامان نازنین غافلگیر شده بودند . نمی تونستن چیزی بگن -بابا بابا بذار تو کوسسسسسم یه بار دیگه هم ارضام کن . اینا از کجا پیداشون شد . مامانی کاش شما مث دیروز می رفتین خونه ما و ما هم اینجا تنهایی راحت بودیم . بذار بابا بذار تو کوسسسسسسم من کیییییییررررر تو می خوام . کوسمو به کیر کلفت بابا فشار دادم و یه خورده رفت تو . کیره رفت تو و کوسه رفت سرش .-جااااااااان مامان !همایون !نمی دونین چه حالی داره !بیخود نیست شما یه مدتیه دارین همدیگه رو می گایین . من که خیلی حال می کنم … هر دوتاشون لال شده بودند و جرات نداشتن بهمون اعتراض کنن ..پدرم اولین و تنها نفری بود که در میون جمع چهار نفره ما حرف می زد . و به این ماجرا فیصله داد . برای اولین بار در طول زندگیم بود که همچین کلمات رکیکی از پدرم می شنیدم . اونا به خوبی متوجه شده بودند که خلاف از طرف اونا شروع شده و ما در اصل مدافع بودیم -زنیکه جنده برو از خونه بیرون تا بیرونت نکردم برو گمشو هر دو تا شون عین برق و باد محفل ما رو ترک کردن . همایون بی غیرت هم انگار عین خیالش نبود که یه کیر دیگه رفته بود تو کوسم . حتما فکر می کرد کیر بابا مث کوس مادرزن حلاله . من و بابا تنها شدیم -برو دختر لباستو بپوش ما رو وادار به چه کارایی که نکردی . هنوز کیر بابا نخوابیده بود . سرخ و سفید و درست و تازه تر از کیر همایون . ولی بابام بود و احترامش واجب . دیگه نباید به این چیزا توجهی می کردم . یه نقشه ای بود که گرفت . تونستیم جیگرشونو بسوزونیم و بهشون اعلان جنگ بدیم . بگیم که ما هم هستیم کور خوندن فکر نکنن که بازی رو بردن لباسام توی حموم همه کثیف شده بودن . رفتم سر کشوی مامان یه چیزی بگیرم بپوشم . همه لباسا واسم تنگ بودند یه دامن و یه بلوز رو که بهتر از بقیه بود پوشیدم بازم تنگ و چسبون بود . دامن به رنگ مشکی بود به زور کشیدمش بالا . زیپشو نبستم . بازم خوب بود که یه شورت نو مامانو تونستم بپوشم . بلوز مامانو که تنم کردم چند جا صدای جر خوردنشو می شنیدم . یه چیزی درست کردم و ناهارو بابابام خوردم و پدر جون از بس ناراحت بود دیگه نرفت مغازه . قرار شد یه استراحتی بکنه و بعد از ظهر بره مغازه . منم خیلی خسته بودم اومد پیشم نشست و به خاطر جریان سکسی که بین من و اون اتفاق افتاده بود ازم عذر خواهی کرد گفتم عیبی نداره بابا از روی هوس که نبود . واسه پیاده کردن نقشه بود راستش یه خورده کمرم سنگین شده بود ولی اصلا فکر سکس بابابا نبودم . من و بابا روی تخت دراز کشیدیم و سرمون به طرف هم نبود . بلوز مامان به اندازه کافی جر خورده بود و دیگه اذیتم نمی کرد . شده بودم مثل کولی ها . اما این دامن خیلی اذیتم می کرد مجبور شدم زیپ دامنمو پایین بکشم و یه شمد بندازم روم چون از بالای کونم تا قسمتهای پایینش همه مشخص بود . بابا اصلا عادت نداشت بعد از ظهر ها بخوابه . نمیدونم نیمساعت بود یکساعت بود کمتر یا بیشتر دیدم یه چیزی داره رو کونم راه میره یه لحظه ترسیدم . نفهمیدم این وقت روز این جا چیکار می کنم .. بعد از چند ثانیه جریان یادم اومد ولی شمد از روم افتاده بود . من و بابا خونه بودیم و مرد دیگه ای هم نبود . حتما خیال برم داشته . راستش یه خورده هم خجالت می کشیدم . رومو به سمت چپ بر گردوندم . اگه یه موقع بابایی هوس کون دخترشو کرده شاید با این کارم خجالت بکشه و پشیمون شه . درسته ما امروز این کارو به صورت آزمایشی و کوتاه انجام داده بودیم ولی خیلی بهم مزه داده بود . یه جورایی بی میل هم نبودم . چند دقیقه ای گذشت دیدم یعنی شنیدم که بابا صدام می زنه . جوابشو ندادم . کیرشو مالید روی دو تا قاچای کونم . جرات نمی کرد به قسمتهایی که سوراخ کون و کوس درش قرار داشت فرو کنه . کیرشو گرفته بود تو دستش . اینو از حالت قرار گرفتن کیرم روی کون خودم متوجه شده بودم . کیرو به بالا و قسمتهای گوشتی کونم می مالید و خودشو کیرشو داغ داغ می کرد . کونمو یواش ماچش می کرد . خیلی خوشم میومد . دوست داشتم بگم بابا من حاضر و آماده ام .. هیچ اعتراضی هم ندارم . می تونی دست به کار شی و کلنگ کیرتو توی زمین کوس و کونم فرو کنی . ولی هنوز یه خورده حجب و حیا داشتم . هر چند که صحنه های گاییده شدن مامان و خیانت همایون و این کوس دادن آزمایشی من به بابا تا حدودی این احساس شرمو از بین برده بود . بابا همین طور کیرشو تو دستش گرفته بود و به طور افقی به وسط کونم می مالید . به این صورت که کیر مدام از قاچ سمت راست به قاچ سمت چپ در حال حرکت و گردش بود . یه لحظه حس کردم کیر بابا داره پرش و جهش می کنه . فوری خودشو کنار کشید و بعدا متوجه شدم که کیرشو گذاشته تو یکی از دستاش و آب هوسشو اونجا خالی کرده و بعد هم پاشد و ظاهرا دستاشو شست و اومد کنارم دراز کشید . ظاهرا فرصت داشت از دست می رفت . باید می جنبیدم . بابا کمرشو سبک کرده بود و خیالش تخت شده بود . شایدم در سن اون طول می کشید که هوسش بر گرده . یه تکون الکی خوردم و دیدم سرش اون وره دامنمو بازم پایین تر کشیدم یه لگد زدم به پاش طوری که فکر کنه من خواب بودم و سهوا بوده . می خواستم با این کارم توجهشو به کون لختم که حالا شورتمو با دامن پایین کشیده بودم جلب کنم . حس کردم که بابا یهو یه تکونی خورد و دوباره به کونم نگاه کرد و این بار جفت سوراخامو خیلی راحت می دید . چند تا آه کشید و فهمیدم دوباره داره تحریک میشه . نه من نباس بذارم بابایی آه بکشه و حسرت بخوره . گناه داره . بابا به گردن من حق داره .-بابا می دونم بیداری هواتو دارم .بیا جلو نترس بابا . این همون سوراخای ساخته شده از کیر توهه . چه اشکالی داره دوباره یه سرکی بهش بکشه .. بابا جونم آبتو تو دستات خالی نکن . ضرره . واسه چشای خوشگلت خوب نیست . پدر خیس عرق شده بود -نه نه گلوریا اشتباه فکر می کنی . من مثل مادرت نیستم . یه لحظه دیدم شمد از روت افتاده خواستم دوباره تنتو بپوشونم .-بابا جونم دیگه منو رنگ نکن با یه کیر که روی آدم پوشیده نمیشه . بیا جلوتر -اووووووووفففففففف بابا چقدر شق کردی . اون وقت می گی هوس نداری ؟/؟اصلا دل نداشتم با با رو تا این حد خجالت زده ببینم -پدر !من و تو که با هم خیلی صمیمی بوده مشکلی نداشتیم . خجالت نکش راستشو بگو رفتم نزدیک ترشو خودمو بهش چسبوندم . کف دست چپمو که یه خورده سرد شده بودحلقه کرده گذاشتمش دور کیرش .کیرش گرم و پر حرارت بود بابا چشاشو بسته بود و لذت می برد . منم خیلی آروم با عشوه و ناز طوری که عابد و زاهد هفتاد ساله رو هم وسوسه می کرد بهش گفتم بیا جلوتر . فقط منو تو اینجاییم اونا رو که ناراحت نکردیم . پس چرا خودمونو خوشحال نکنیم ؟/؟-جدی میگی ؟/؟-آره بابا شوخیم کجا بود . مگه من و تو دل نداریم . راستشو بگو تو دخترتو دوست نداری بابا .؟/؟تو که باهام یکرنگ بودی . حرف دلتو بهم می زدی . حس می کردم که یه خورده داره آروم می گیره باین حال صداش می لرزید و کلماتو بریده بریده ادا می کرد .-چند ساعت پیش وقتی که گفتی اون کارو باهات بکنم -چه کاری بابا رک بگو -همین دیگه این بره تو -بابا جونم این و اون اسم داره در هر حال چه خواسته چه ناخواسته تو که عملشو انجام دادی پس اسم این چیزارو هم ببر تا این دیوار سستی که بین من و تو وجود داره بریزه .. سرشو اتداخت پایین و گفت یعنی کیره بره توی کوس . با دستام سرشو بالا داده حالا تو چشام زل بزن … حس کرد که از دست من یکی نمی تونه در بره -وقتی بهم گفتی کیر بره توی کوس اولش فکر می کردم شوخی می کنی بعد هم که متوجه شدم جدیه گفتم باشه با همه زشتی کار یه درسی میشه واسه اون دو تا خائن نامرد که بفهمن دست بالای دست بسیار است . حتی دلشو نداشتم واسه یه لحظه هم که شده کیرم بره توی کوست . ولی وقتی که کیرمو تو کوس گرم و ناز و تازه ات احساس کردم حس کردم دارم مامان بیست سال پیشتو می کنم . کیرم از لذت داشت می ترکید . پوست تنم می لرزید . به خودم خیلی فشار آوردم تا تو متوجه حالت و نیازم نشی . فکر کردم از سر جوون شدم -مگه حالا پیری ؟/؟-جدی میگی ؟/؟می دونستم بابا به موقعش خیلی پر تحرکه . دیگه نذاشتم بابا سهیل من بیشتر از این حرف بزنه . خودمو انداختم تو بغلش . هر دوتامون وضع عجیبی داشتیم . شورت و دامن من و شورت و شلوار بابا هر دو تا به مچ پامون رسیده بود .با این حال واسه این که بیشتر تحریکش کنم و تردیدشو از بین ببرم لبای پر از هوسمو به لبای گرمش چسبوندم . می دونستم که آخر کار ما به کجا می کشه . ولی یا باور نداشت یا به سختی می خواست باور کنه . دگمه های پیرهن بابا رو یکی یکی خودم در آوردم و از پایین هم لختش کردم . ازش خواستم که منو لخت کنه تا هم عادت کنه و هم این که برای پیشروی گرم بیفته . موتورش راه افتاده بود . دیگه از خجالت چیزی نمی فهمید . کیر شق کرده اش به زیر شکم من چسبیده بود . اون با دستای پر هوسش کمرمو با یه حرکتی بین ماساژو نوازش اسیر خودش کرده بود . کمر و سینه ها و کوس من دچار لرزش و التهاب خاصی شده بود . هر چند تنمو تسلیم پدر و تنش کرده بودم ولی دوست داشتم این تسلیم شدن هر چه زودتر جنبه رسمی تری به خودش بگیره تا خیال هر دومون راحت تر شه . یعنی این که زودتر به فینال کار برسیم و توپو زود تر از خط د وازه بگذرونیم این من بودم که واسه هر کاری یعنی تعویض تکنیک پیشقدم می شدم . یه ۶۹ خوابیده و دراز کشی رو روی تخت انجام دادیم . من کیر بابا رو ساک می زدم و سهیل جونم کوس منو می لیسید . زبونمون بند اومده بود . نه واسه لیس زدن بلکه واسه حرف زدن . سست و بی حس شده بودیم . بابا یه بار جق زده بود واسه همین با لذت کیرشو تو دهن من می گردوند و تا می تونست حال می کرد . منم خیلی کیف می کردم . دوست داشتم هر چه زودتر ار ضا شم . زنا خیلی دیر تر و یا سخت تر از مردا راضی میشن . دوست داشتم با حرفای هوس انگیزم بابا رو بیشتر تهییج کنم و خودمو خالی کنم . بهش بگم که دخترش هنوز بهش نیاز داره . مثل اون وقتا که هنوز این شوهر آشغال و نامرد نصیبش نشده بود . خیلی خوشگل و باحال کوسمو می خورد . آخه عمری تجربه داشت . یه حرکتی به خودم داده و کوسمو روبروی کیرش قرار دادم -بااااااااااباااااااااا من دیگگگگگگگگگه صبرم سرررررراومده . تو این دنیا حاللللللا تو رو دارم که فققققط می تونم بهش تکیه کنم . فقط تویی که می تونی به درد و دادم برسی . کوسسسسسسم دارررررررره مث ابر بهاررررررررر گریه می کنه با کیییییییییرررررررررت اشکاشو خشکش کن . فقط تویی که خیلی دوستم داری . عاشقتم بابایی دیوونتم . کیرتو میخوام . بابا بهت احتیاج دارم . تنهام نذار . هوس داره منو می سوزونه . کوسمو به کیرش نزدیک کرده با دستم کیرو گرفته اونو با ورودی کوسم مماس کرده خودمو بیشتر می سوزوندم . لذت می بردم -اوووووووووفففففففف گلوریا به فکر بابات هستی ؟/؟تو که این جوری منو هم آتیش زدی . دلمو سوزوندی -پس اعتراف می کنی که کوس می خوای ؟/؟کوس من کوس دختر یکی یدونه اتو می خوای ؟/؟-آره ناز من عزیز دل بابا من کوسسسسسس تو رو میخوام دوس دارم کییییییییییرررررررررررم برررررررررره تو کوسسسسسسست آروم بگیره -بابایی فکر می کنی اگه کییییییییرررررررررت بره تو کوسسسسسسم آروم بگیره ؟/؟-نه نه تازه حرکت شروع میشه -دوستت دارم منو بکن . نمی خوام تا شجاعت و قدرت تو رو نبینم خودم بایه فشار مث امروز صبح کیرو بندازمش تو کوس . میخوام خودت این کارو واسم انجام بدی . نشون بده که هنوز مرد اول منی . نشون بده که همیشه می تونم بهت تکیه کنم . نشون بده که بیشتر از همایون دوستم داری . نشون بده که هم می تونی بابام باشی و هم شوهرمو هم معشوقه ام . غیرت و ناموس پرستی خاصی رو همراه با هوسی شدید تو چشای پدر می خوندم . هنوزم دوست داشت واسم بهترین باشه . یه فشاری به خودش یعنی به کیرش داد و منم خودمو برای لذتی بی نهایت آماده کردم -وایییییی بابای شجاع من بابای خوب من بالاخره کیرتو فرستادی . دوستت دارم بابای خوب و با اراده ام . منو بکن دیدی خودت با اعتماد بنفس بالات منو گاییدی ؟/؟ادامه بده دخترت هوس داره دوستت دارم بابایی . تو نشون دادی که هنوزم برام قوی ترین مرد جهانی ..شوخی شوخی واز نقشه کارمون به جدی کشیده بود . من و بابا سهیل تو چشای هم نگاه می کردیم و هنوز باورمون نمی شد که داریم با هم عشقبازی می کنیم . هردومون روی تخت یه حالت نشسته گرفته روبروی هم قرار گرفتیم و به هم چسبیدیم . خودمو محکم تر به بدن بابا می چسبوندم تا کیرش بیشتر تو کوسم جا خوش کنه . طوری بهش چسبیده بودم که سوراخ کوسم کلید کیرشو قفل کرده بود . بابای خوش بو و خوش پوست خودمو بغل کردم و چسبیده به هم مث یه گلوله آتیش شدیم . مثل یه دو لپه ای و یا یه دو قلوی به هم چسبیده لب بابا رو مثل کیرش قفل کردم و چسبیدم بهش . طوری با هوس میکش می زدم که افزایش داغی لحظه به لجحظه صورت سهیل جونمو رو صورت خودم احساس می کردم . سینه هامو رو سینه ها و شکم بابا می غلتوندم تا هوسشو بیشتر کنم . زیر گلوشو می بوسیدم .-اوووووووففففففف بابابابایی هر جای همو می تونیم میکش بزنیم . کبودش کنیم . دیگه هراس اینو نداریم که همسرامون با دیدن این کبودیها به ما بپیچن . تازه می تونیم کیف و افتخار هم بکنیم . بابا میگم بزن آتیش تندمو خاموشش کن . هوس تو رو دارم . دیگه شوخی و فیلم واسه بقیه بسه من و تو هوس همو داریم نه می تونیم واسه دیگران فیلم بازی کنیم نه واسه خودمون . میکم بزن . منو بزن . سیام کن کبودم کن . سهیل جون یه خورده خودشو عقب کشید تا بر سینه هام مسلط باشه کیرشم بتونه با کوسم تنظیم کنه . لباشو گذاشت رو سینه هام . بمیرم براش خیلی حرف گوش کن بود . مثل همیشه مظلوم و سر به زیر . افتاد به جون سینه هام . از نوکش شروع کرد . طوری تو دهنش می گردوند که کوسمو قلقلک می داد . خیلی خودشو خم کرده بود تا کیرش بیرون نزنه . وقتی که هم خودشو هم منو یه خورده از نوک خوری سینه سر حال آورد رفت رو قسمتهای گوشتی سینه ام و اونجا ها رو با هوس میک می زد . داشتم وحشی می شدم . موهای سر بابا رو می کشیدم و اونو به سینه ام می چسبوندم -آههههههه گلوریا دخترم . دخترم عزیز دلم -بابا من دارم از هوس می میرم به دادم برس . نذار دخترت تلف شه . دوستت دارم . تو که میدونی من همیشه تو رو واسه خودت دوست داشتم -آره عزیزم آره عشق من -اوووووففففف پدر چه حرفای قشنگی می زنی راستی راستی من عشق توام ؟/؟-آره گلوری من . تو هم عشقمی هم هوسمی هم نفسمی . تو جان و جانان منی . عزیز تر از جان منی . دخترمی محبوبه امی و معشوقه منی -بگو بابا بگو بازم میخوام بشنوم . بکن منو می خوام بازم با کیرت حال کنم . بابا دراز بکش میخوام بیام روت . جنون هوس زده بود به سرم . هیجان داشت منو می کشت . افتادم رو سهیل جون طاقباز شده ام -بابایی دو تا دستاتو بذار رو کونم . کونمم میخواد حال کنه . کونمم میخواد سر فرصت با کیر تو گاییده بشه . اگه فراموشش کنی ازت دلخور میشه . پدر که داغ کرده بود و از هوس زیاد سرخ سرخ شده بود گفت دختر تو دیگه چه اعجوبه ای هستی . پدر کف دو تا دستاشو گذاشت به دو طرف کونم و منم روش سوار شدم . می دیدم که سهیل جونم چه جور داره به خودش فشار میاره تا آبشو خالی نکنه . دو تا دستمو گذاشتم رو سینه بابا و با تکون دادن کوسم میذاشتم سر کیرشو و با این حرکت کیرش با شدت می رفت توی کوسم و میومد بیرون -پدر! سهیل جون !دخترت داره می میره . به دادم برس به دادم برس -چیکار کنم عزیزم من که در اختیارتم هر کاری دوست داری با من انجام بده . ناخناتو فرو کن تو تنم . موهای سر و تنمو بکش . گوشت بدنمو زخمیش کن . به سر و صورتم بزن . کیرمو پارش کن . گلوری من باور کن بابات هم توی هوس کوست غرقه . نمیدونی چه فشاری دارم به خودم میارم که خالی نکنم تا تو سکس ما وقفه نیفته و دختر خوشگلم حال کنه .-وایییییییی دوستت دارم بابا جونم . عاشقتم . نمی دونم واسه هوس بود یا حرص و جنون زیاد که کیر بابا جونمو دوبرابر احساسش می کردم . دست از جیغ و داد کشیدن برنمی داشتم . سرمو خم می کردم تا کیر سفید و تیز و گوشتی بابا رو که در حرکت بر گشت کوسم مشخص می شد ببینم . کوسمو علاوه بر حرکات عمودی دور کیرش می گردوندم وسعی می کردم نهایت استفاده رو از کیرش بکنم -بابا بابا با سینه هام بازی کن . با دستاش چنگشون بگیر . آب لمبوشون کن .آب لنبوشون کن . بذار شل و وارفته شن . تو منو هر جوری که باشم قبول داری . همایون بره گمشه من تو رو دوست دارم . کیر تو رو میخوام . چشای تو رو میخوام . بابا بگو اگه سینه هام شل شه بازم دوستم داری بازم هوس منو داری . بازم دوست داری میکشون بزنی و بازم دوست داری کیر خوشگل و سرخ و سفید و گوشتی خودتو فروکنی تو کوسم .-گلوریا عزیزم من تو رو واسه خودت دوست دارم . تو همیشه برام قشنگ ترین و بهترینی . روح پاک و مظلوم و وجود خالص و بی شیله پیله ات برام مهمه . من تو رو واسه خاطر خودت دوست دارم . بگو .. در حال کوبیدن کوسم به کیرش همین طور فریاد می کشیدم و به پدر جون می گفتم که بگو بازم بگو بازم از عشق و هوس بگو و اونم تا جایی که می تونست واسم از کوس داغ و هوسی من می گفت -بابا جونم داره میا د یه خورده تحمل کن . دارم میام . داره میاد . کوسسسسسسسسسسم آه آه آه آه کوسسسسسسسسسسسسسسم با ضربه های کیییییییییرررررررررت داره اوج می گیره . آخخخخخخخخخ آخخخخخخخخخخخخ جون . نزدیک بود گوشت سینه های بابایی رو بکنم .-پدر پدر پدر دارم آروم می گیرم . کوسسسسسمو سبک کردی . جوووووووون حرکت کرد داره میاد همین جورییییییییی .چقدر خوشم میاد هنوز دارم کیف می کنم . سهیل جون من !بابای ناز و قشنگ من ! بریز من آب میخوام . بابا آب کیرتو بده . پدرم که از همون اول آب کیرش آماده و پشت خط ایستاده بود پاهامو گذاشت رو شونه هاش و منو که در حالت خلسه بعد از ارگاسم بودم می گایید -بده بابا تشنه امه . ببین دهنم بازه . بابا میخوام -عزیزم داره میاد جاااااان گلوریا داره می ریزه . واخ که چقدر کیف کردم . آخیش داغی کوسم چند برابر شد . آبشو ریخت تو کوسم -گلوریا کیف داشت . حال کردم . دختر چقدر تو باحالی و من نمی دونستم -البته واسه بابا جونم . حالا می تونم به خودم ببالم و بگم که بابا آب داد من و با با چند روزی رو با هم سر کردیم و از اون طرف همایون و مامان با هم بودند . یه روز تصمیم گرفتم که برای برداشت یک سری از وسایل و لباسام برم خونه و قبل از این که همایون بیاد بر گردم . هر چند دوست نداشتم مامانو ببینم ولی خب دیدن شوهر خیانتکار واسم زجر آور تر بود . از بد شانسی هر دو نفرشون خونه بودند . به هیچکدومشون اعتنتایی نکردم -گلوریا عزیزم -به من نگو عزیزم آشغال عوضی -من بد من آشغال من هر چی که تو بگی هستم تو چرا این قدر سریع خودتو فروختی -پس چی ؟فکر کردی می شینم دم در خونه آب غوره می گیرم کی شبا بر می گردی خونه ؟/؟کور خوندی -عزیزم ببین ما حالا خودمونیم داخل خودمون . مشکل خودمونو باید خودمون حل کنیم . بازم جای شکرش باقیه که پای غریبه ها رو به این جریانات باز نکردیم -ببین تو الان روت باز شده برات فرقی نمیکنه که چند روز دیگه بری سراغ یه غریبه . شایدم همین الان چند تا دوست دختر داشته باشی من از کجا بدونم -همه اینا رو فرض می کنیم درست . هر چند من حاضرم به همه مقدسات دنیا قسم بخورم که جز تو و مامان با هیچکس دیگه ای رابطه ندارم . ببین گلوریا من با این که میدونم تو این روزا خیلی با پدرت حال کردی بازم بهت علاقه دارم و شاید انگیزه اولیه ات انتقام بوده ولی حالت و خصلت و روحیه اتو می شناسم می دونم از هم لذت بردین . کیف کردین . هر دوتون به اوج هوس و شهوت رسیدین . نگات ،پوست صورتت طرز حرف زدنت و… همه اینا نشون میده . پس واسه تو هم بد نشده . حالا که همین جا پیش منی هیجانو تو وجودت می بینم که زودتر بری بپری تو بغل و زیر یه کیر دیگه بخوابی . ببین نازنین چه راحت با این مسئله کنار اومده ؟/؟اون اصلا از این مسئله که شوهرش یعنی پدر دخترش دخترشو گاییده ناراحت نیست . فرهنگش بالاست . میگه این حق طبیعی همسرشه که باید لذت ببره . چرا این آزادی و این حقو ازش بگیره -ببین واسه مامان که بد نشده ولی اون به یکی کم سن تر از شوهرش پیله کرده فقط اینو بدون سهیل من ضرر نکردم کیر بابا خیلی بهتر و کلفت تر و کاری تر از کیر توست . خیلی بیشتر و بهتر از کیر تو به من حال میده . همایون با شنیدن این حرفم که انتظارشو نداشت یکه خورد و یخ شد ولی با یه لبخند مصنوعی جواب داد خوشحالم از این که تو هم لذت بردی . فقط دوست دارم برگردی سر خونه و زندگیت . یه مسئله ایه که من و مادرت با هم در میون گذاشتیم و هردومون موافقیم . ما با هم خیلی تفاهم داریم و همدیگه رو خوب درک می کنیم -مبارکتون باشه -مسخره ام نکن تو هم به بابا کوس دادی -تا یادم نرفته بگم که این یه تنوعی بوده تو سکس ما که یه شور و حالی در ما ایجاد بشه صرف نظر از این غافلگیریهاش به هیچکدوممون بد نگذشته . ازت یه چیزی می پرسم گلوریا . می دونم تو خیلی صادقی و بی ریا . هر چی بگی ،من قبول می کنم . ازت می پرسم حاضری وضعیت به همون هفته پیش برگرده ؟/؟نه من با مادرت سکس داشته باشم و نه تو با پدرت سکس کنی ؟/؟دیدم داره راست میگه . تازه هندوانه هم زیر بغلم گذاشته بود . نمی تونستم بهش دروغ بگم سکوت کردم و بعدش گفتم راستش نه . چون کیر بابا بهم مزه داده . تازه هنوز م اونجوری که می خواستم ازش کام نگرفتم .-من و پدرت دو تا مردی هستیم که تو رو گاییدیم . پس اینجا یه اشتراک و تفاهمی وجود داره . چه اشکالی داره که ما این اشتراکات رو به اشتراک بذاریم -منظورت چیه -راحت تر بگم چهار نفری با هم سکس کنیم . حالا اسمشو هر چی میخوای بذار . بذار یه سکس ضربدری دایره ای مربعی . در هر حال میخوام خودمون باشیم و خودمون -یعنی یه مرد دو تا کوسو با هم ببینه و یه زن دو تا کیرو با هم -این که تازه قسمت آسون مسئله هست . گلوریای من این قدر عقب افتاده نباش دو تا کیر با هم به یه زن حال میدند . یه مرد میره سراغ دو تا کوس . هر کی به هر کی با حالی میشه . همایون وقتی که این حرفا رو می زد من هوسم زیاد می شد و صحنه هایی رو تصور می کردم که دو تا کیر دارن با هم عمل می کنند . یکی بره توی کوسم یکی توی کونم . هیجان زده شده بودم هر چی می خواستم لبخند رضایت خودمو نشون ندم نمی تونستم . فقط بعید می دونستم بابا با همچین موضوعی موافقت کنه . اون چه طور می تونست کوس دخترشو که این چند روز متعلق به خودش می دونست با یکی دیگه قسمت کنه . قبل از خداحافظی همایون پیشونی منو بوسید و مثلا می خواست از دلم در آره . مامان هم که موقعیتو مناسب دیده بود اومد جلو و گفت دخترم من دوستت دارم خوشی و لذت تو خوشی منه . من که قصد ناراحتی تو رو نداشتم . مادر دوست نداره ناراحتی دخترشو ببینه . اومد جلو صورتمو بوسید و منم با سردی صورتشو بوسیدم . راستش اگه می خواستیم سکس ضربدری و نخود کشمشی داشته باشیم باید یه خورده با هم گرمتر می شدیم . از خونه متاهلی خودم اومدم بیرون . نزدیک ظهر بود . از وقتی که بابایی شده بود شوهرم مثل تازه دامادا شوق و ذوق داشت وسعی می کرد که وسط روز یه دو سه ساعتی هم که شده سری به خونه بزنه وسهیل جون خیلی با کون من حال می کرد . بهترین کار این بود که وسوسه اش کنم بعد امتیاز بگیرم وقتی که رسیدم خونه هنوز پدر جونم نیومده بود . یه سررفتم حموم و یه آرایشی کردم و یه لباس سکسی پوشیدم و دستی به کون خود کشیدم وواسه بابایی آماده اش کردم تا ببینم چه طوری می تونم قانعش کنم و رضایتشو برای سکس چهار نفره جلب کنم پدر واسه ناهار اومد خونه . من واسش خورش قیمه با گوشت گوسفند درست کردم که خیلی دوست داشت . قبل از این که غذارو واسش آماده کنم از بس فتنه گری کردم و کونمو موقع راه رفتن این طرف و اون طرف گردوندم غذا خوردن یادش رفت -بابا چیه سوپ قبل از غذا می خوای تا اشتهات باز شه ؟/؟ رفتم رو پای بابا که رو مبل نشسته بود نشستم و یه خورده خودمو واسش لوس کردم . بوی عطر موها و لباس و بدنم وسوسه اش کرده بود . بابا مثل اکثر مردا خیلی از گاییدن سوراخ کون خوشش میومد . اینو مامان بارها و بار ها در این چند وقت اخیر که از ازدواج من می گذشت واسم تعریف کرده بود . چون بعد از ازدواج جون خودش احساس صمیمیت و همدردی بیشتری با من می کرد . سفارش می کرد که تا می تونم از کون دادن خودداری کنم . دردش زیاده . زنو به ار گاسم نمی رسونه . مردارو تنبل و بد عادت می کنه . تازه وقتی کیر مردا بره تو سوراخ تنگ زنا مقاومتشون کمتر میشه و زودتر به انزال می رسن . وهمش از پدر بیچاره ام گله و ناله می کرد . وتازگیها هم بهانه آورده بود که اون داخل زخم شده و نمیتونه کون بده … همراه با عشوه گری لبای بابا رو بوسیدم و گفتم بابا سوراخ کونم میخاره حالشو داری خارششو بگیری یه چیز قوی میخواد منم که می دونم تو قویترینی -گلوریا کور از خدا چی میخواد دو چشم بینا اگه بهم بگی شبانه روز کیرمو تو سوراخ کونت جابدم و درش نیارم حاضرم -بابایی از اون حرفا و تعارفاست . من اگه بگم این کارو می کنی ؟/؟-اگه بخوای میرم رو کوه قاف و سیمرغم واست میارم .-سهیل خوشگله من . من امروز رفتم یه وسیله از خونه ام بردارم مامان و همایونو دیدم مامان خیلی دلش واست تنگ شده بود -حرف اونارو دیگه پیش نکش . تو که می دونی من به بد دهنی عادت ندارم .-بابا جون چیکار کنیم ما که نمی تونیم ازش جدا شیم و مصلحت هم نیست . بالاخره یه جای مسئله یه پیچیدگی خاصی داره که یک جوری باید حل شه . همایون ازم می خواست برم سر خونه و زندگیمون -یعنی من دختر ناز و خوشگلمو تنها بچه ای رو که هوامو داره دوباره بدم دست اون بی غیرت بی ناموس .نه نه … شلوار بابا رو در آورده دستمو گذاشتم داخل شورتش . رگ خوابشو یعنی همون کیر ناز و کلفت و سرخ و سفیدشو گرفتم تو دستم . بیحالش کردم . دیگه موقعیت بهتر از این نمی شد که ازش امتیاز بگیرم . اگرم موافقت می کرد و بعدا تو دلش پشیمون می شد هیچوقت از حرف اولیه اش بر نمی گشت . خیلی با معرفت و با مرام بود . واسه همین چیزا بود که خیلی دوستش داشتم و عاشقش بودم -بابا جونم مامان و همایون یه حرفی بهم زدند که داشتم از تعجب بال در می آوردم .اونا گفتند که ما با هم سکس چهار نفره داشته باشیم .-چی ؟/؟چی گفتی یعنی بیفتیم رو هم هرکی هرکی رو بکنه ؟/؟-من که نگفتم اونا گفتند . گفتن که خیلی حال میده و تنوع داره و زندگی ما از حالت یکنواختی در میاد وما که حالا همه از جزئیات تن و بدن هم اطلاع داریم و با کم و کیف هم آشناییم و ساده تر بگم بابا رومون نسبت به هم باز شده و این کار واسه ما شدنیه و خیلی هم کیف میده .-دخترم واسه چی به حرفای اونا گوش دادی من همچه کاری بکنم ؟/؟من دیگه کوس دادن مادرت واسم عادی شده . اگه این دفعه کیر همایونو تو کوس مادرت ببینم عین خیالم نیست ولی چه طوری می تونم دخترمو بدم دست شوهر نامرد عوضیش . نمی تونم یه کیر دیگه رو تو تن دختر نازم ببینم .-بابا جونم بابای حسودمن می دونی که تو رو از هر مرد دیگه ای تو دنیا بیشتر دوست دارم دوستت دارم می دونی که کیر تو بیشتر از کیر همایون بهم لذت میده چیکار کنم اون شوهرمه یا باید ازش جدا شم یا تا یه حدی هم که شده تمکین کنم .. حرف هم می زدم و بابا جون خودمم انگولک می کردم . چشاش گرد شده بود و می گشت -گلوریا آه نکن نکن تو چی میگی . تو دلت میخواد -نمیدونم هرچی تو بگی پدر جونی من کنیزتم تو سرورمی . تو واسم خیلی خیلی از شوهرم بالاتری . ما که غریبه نیستیم . اینم نباید فراموش کنیم که اگه این خیانت های نازنین و همایون نبود من و تو امروز تو بغل هم نبودیم و از وجود هم لذت نمی بردیم .اگه اونا نبودند و کارای کثیفشون نبود ما هم متوجه نمی شدیم که چقدر تمنای تن همو داریم . من دیگه طعم لذبذ کیرتو نمی چشیدم .-ومنم نمی فهمیدم دخترم چه کوس و کون با حالی داره -آره بابا جونم . عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد . هر کاری توش یه حکمتی هست من میگم همه اینا رو بهتره به فال نیک بگیریم وواسه یه بار هم که شده امتحان کنیم ببینیم تا کجا می تونیم حال کنیم .-گلوریا من حریف زبونت نمیشم -ولی زبونت که حریف من میشه -دوستت دارم دختر حاضر جواب من .-وقتی که فهمیدم رضایت بابا رو جلب کردم از خوشحالی دوست داشتم خودمو کونمو تمام وجودمو واسش جر بدم -بابا لختم کن لختم کن . تو هوس داشتم می سوختم . کوسم خیس کرده بود . بیشتر دوست داشتم سهیل جون بکنه تو کوسم ولی دلشو به کون خوش کرده بودم . شوق کون دادن هم داشتم ولی باید ملاتشو زیاد می کردم تا اونم حس کنه که من همگام با اونم . بلوز و سوتینمو خودم در آوردم و دامنو شورتو گذاشتم به عهده بابا . کونمو به طرف سر و صورت بابا گرفتم و اونم که حسابی تو نخ من بود وواسم کف کرده بود زیپ دامن منو کشید پایین و هیجان زیاد نذاشت که به کارش ادامه بده و سرشو فرو کرد لای کون من -بابا حریص من درش بیار درش بیار -دیگه صبر ندارم کی میگه عجله کار شیطونه .صبر کار شیطونه . من می خوام تحملشو ندارم . دامنمو تا پایین پام پایین کشید و بقیه رو خودم در آوردم . کونمو همچنان چسبیده به صورتش نگاه داشته بودم . شورتمو کشید پایین . صورت داغش داشت کونمو می سوزوند . لای کونمو باز کرد . زبونشو کشیدروسوراخ کونم -آههههههه سهیل بابا باهام ور برو من خیلی خوشم میاد . خیلی هوس دارم منو بکن . انگشتاشو فرو کرد تو کوسم . خیلی داغ بودم داغ داغ . کاش بابا می کرد تو کوسم ولی من باید بهش نشون می دادم که چقدر دوستش دارم و میخوامش و کشته مرده اشم . باید جواب این خوبی اونو می دادم که با همه فکر و فرهنگ و فلسفه اش حاضر شده سکس ضربدری روقبول کنه اون به خاطر من این کاروانجام داده بود . بابا سوراخ کونمو با خیسیهای کوسم خیسش کرد تاراه رو واسه ورود کیرش باز کنه . به هیجان سکس چهار نفره فکر می کردم تا ازاین سکس لذت بیشتری ببرم . نوک کیر بابا رو رو سوراخ کونم حس می کردم . بابا آروم روم فشار می آورد -جان بابا چقدر خوب هوامو داری . کیرت چه با حال و نرم نرم داره میره توکونم . لحظاتی بعد نصف بیشتر کیر بابا رفته بود تو کونم ..بابا حال کن حال کن حال کن با کون من حال کن !بکن توش بکن توش !بکش بیرون !-عزیزم گلوریا می دونی بابا چقدر عاشق این کونته ؟/؟-پدر جونم بگو تو عاشق کجام که نیستی که تو خاطرم بمونه که دفعه دیگه کاری کنم که تو عاشق اونجامم بشی . بازم که با زبونت داری منو اسیر خودت می کنی ؟/؟-مگه تو اسیرم نیستی ؟/؟-دختر تو دیگه کی هستی -هر کی هستم فعلا که زیر سایه تو و کیرتم . من اسیرتم زندونیتم . هر کاری دوست داری با من بکن جاااااااااان . کیییییییرررررررکییییییرررررر تو کوننننننننمه بابا پارررررررره پاررررررررررم کن . نذار کونم از زیر کیرت درره . بچسب بهش با دو تا دستاش نگهدار نذار فرار کنه .-کجا میخواد بره گلوری جونم مگه آهو خوشگله من می تونه از دست شیر بابا درره .-اوخ قربون بابای شیرم برم اگه ازدست شیر بابا دررم از دست کیر بابا نمی تونم . روی کاناپه سکس می کردیم . سرم اون طرف کاناپه رو به بیرون قرار داشت و پدر هم رو من سوار بود . پشت به اون بودم و صورت قشنگشو نمی دیدم مگر این که نیمرخ می کردم تا یه ذره بتونم حال و هواشو اون حالتای هیجانیشو ببینم . دستامو به کناره های مبل فشرده بودم و چشامم بسته بود . دخترم ! بابات خیلی داغ و آتیشی شده -اگه این طور فکر می کنی پس آتشفشون مذابتو بریز تو کون ذوب شده من . تازه داشت از این حالت چسبندگی تماس و اصطکاک کیر بابا با کونم خوشم میومد که حس کردم کیر بابا مث یه ماهی داره تو کونم می پره و بعدشم پر شده از آب هوس پدر جونم . بابا با چند تا آخ مردونه آب کیرشو ریخت تو کونم و خواستم از جام بلند شم برم واسش غذا بیارم که دیدم یه ضربه ای به من وارد شد که نزدیک بود کله معلق شم و از روی کاناپه بیفتم زمین . پس از چند ثانیه که پنجه هامو محکم رو کاناپه کشیده بودم که نیفتم متوجه شدم که پدر کیرشو پس از این که از کونم بیرون کشیده یک ضرب گذاشته تو کوسم اونم تا ته . جالبم اینجا بود که انگاری همون شقی و سفتی اولیه رو هم داشت .-پدر تو گرسنه اته کونتو که کردی . باید غذا بخوری استراحت بکنی من دل ندارم تو ناراحت و کوفته بری سر کار . چی شد که تصمیم گرفتی کوسمو بکنی ؟/؟-یعنی پس از این همه سال هنوز نمی خوام دختر کوچولومو بشناسم و بدونم خواسته هاش چیه ؟/؟فکر کردی من نفهمیدم که چقدر دوست د اری سکس دسته جمعی داشته باشیم ؟/؟فکر کردی من کوس خیستو می بینم و بی اعتنا رد میشم ؟/؟فکر کردی از نگات نخوندم که کوست چقدر هوس کیر داره ؟/؟بخور دخترم بگیر دخترم . سیر سیر کیر باباتو بخور تا یه موقع دنبال حرام نری . من دختر خودمو خبلی خوب و پاک و سر به زیر و سر به راه تربیت کردم -آه بابا بابا چقدر خوب منو درک می کنی . اگه تورو نداشتم دیوونه می شدم کوسسسسسسسم نیازززززززداشت کییییییییررررررررتو می خواست . هوس تو رو داشت . تمنای تو رو داشت . بابابابادوستت دارم . کاش تو شوهرم بودی ،میدونی من چی میخوام . با تمام وجودم از گاییده شدن لذت می بردم . آره پدر می دونست من چی میخوام . خواسته های منو درک می کرد . کیرشو یه بار سبک کرده بود و راحت منو می کرد . دوست داشتم تا ارگاسمم منو بکنه ولم نکنه .-بابابابا-جااااااان چی میخوای . دوست داری تا اونجایی که سبک بشی بکنمت ؟/؟-آره آره بازم فکر منو خوندی -همین جوری به همین حالت منو بکنی ارضا میشم . سهیل جون دو تا قاچای کونمو محکم تو دستش تگه داشته بود و می دونستم از چنگ و چونگ گرفتنش کلی داره حال می کنه لای کونمو بازکرده و کیرشو با هوس داغ خودش و با سرعت زیاد می کرد تو کوسم و درش می آورد -بابا چی داری می بینی ؟/؟چه حسی داری -گلوریا تو نمی دونی ؟/؟-چرا بابا می خوام تو هم از هوست بگی ،از عشقت بگی ،از خواسته و نیازت بگی . دوستت دارم بابا -من الان دارم کونتو می بینم . هم سوراخ کونت توی چشممه هم کوس . کیر من میره تو سوراخ کوست میاد بیرون . یه حالتای حلقوی درست میشه که منو به اوج هوس می رسونه . از این باور که این منم که دارم تو رو ارضا می کنم یه احساس نشاط عجیبی دارم . یه حس غرور . یه اعتماد بنفس . حس می کنم یه قدرت خاصی دارم که تونستم دختر جوون خودمو راضی کنم . همه این حسارو تو در من به وجود آوردی -شخص من ؟/؟-در درجه اول شخصیت تو بعد … -بعد چی بابا بگو دیگه . دیگه که هنوز نباید مثل روز اول خجالت بکشی -بعد کوس ناب تو، کون تپل و قشنگ و سینه های آبدارت -بگو بابا بگو دارم می سوزم . بزن کیرتو بگو چی می بینی روکیرت چی نشسته -تب هوس من داغی کوس تو . هوس کوس تو -آههههه آههههه بکن بکن . جری شده بودم . بابا منو می کرد و منم کونمو همراه با حرکت رو به جلوش به طرف عقب می فرستادم تا با اصطکاک و لذت بیشتری همراه باشه .-بابابابا من دارم می میرم . دلم تند می زنه وتنم می لرزه . حال کن باهام . بهم حال بده . بگو دوستم داری .بگو بگو عاشق کوسمی . بگو قدر منو کوس منو تن و بدن منو می دونی . بگو که جوجومو می خوری، بگو بابا . دیگه بی حرکت شده بودم و خودمو به کیر بابایی سپرده بودم . بذار هر کاری که دوست داره و هر جوری که دوست داره منو بکنه . اونم سنگ تموم گذاشته بود تا منو به ارگاسم برسونه . سینه هامو تو دستاش می فشرد و سینه و شکمشو به کمرم چسبونده بود و داغی و تب هوسمو زیاد تر می کرد .-یه خورده دیگه . ولم نکن سرعتو کم نکن . سینه هامو داشته باش . داره می ریزه . اوخ اوخ بابایی شومبولتو بخورم . کیرتو بخورم . آوردی آوردی بابای خوشگل من آبمو آوردی .. چند تا ضربه دیگه به کوسم زد و ساکت شد -بابا اگه دوست داری خالی کن . اگه حس می کنی ضعیف میشی صرفه جویی کن واسه امشب -مگه امشب چه خبره -اگه دوست داشته باشی و خسته نباشی و رضایت بدی امشب ما چهار تایی یه آشتی کنان مفصل داشته باشیم .مگه پدر جرات داشت با حرف و عقیده ام مخالفت کنه ؟/؟تحریم کوس و کونش می کردم . آره بابام شده بود یک دختر ذلیل به تمام معنا ولی من خیلی احترامشو داشتم و بهش می رسیدم . چند دقیقه ای رو تو بغل هم خوابیدیم و رفت سر کار . ازش خواستم که زود بر گرده که امشب کلی بر نامه داریم . از اون طرف هم یه تماس گرفتم با خونه متاهلی خودم که مامان گوشی رو گرفت . ازش تقاضا کردم که شب شامو به اتفاق همایون بیاد این جا بر نامه آشتی کنان خودمونو یه جور مخصوصی جشن بگیریم . مامان از خوشحالی در پوست نمی گنجید . از بس هیجان زده بود دلش طاقت نمی گرفت . خیلی زود اومد بهم سر زد. می خواست تو آشپزی واسه شام امشب بهم کمک کنه . خیلی به خودش رسیده بود . مامان آشپزیش خوب بود . من هر چی می دونستم از اون یاد گرفته بودم . خیلی زود همه چی رو ردیف کردیم . هردوما هیجان زده بودیم . از این که دو تا کیر میخواد بره تو کوس و کون ما . اوخ چه حالی میده . داشتم تو ذهنم مجسم می کردم که دارم با مامان دعوا میفتم که دو کیره اولو باید من بخورم و مامان میگه نه من بزرگترم و حق تقدم با مادرته . منم اونوقت به روش میارم که خیانت اولو تو کردی و حق حرف زدن نداری آخ که این هیجان داشت منو می کشت . اصلا در این گونه سکسای تو هم فکر کنم زنا بیشتر حال کنن . دوتا مرد یهو میان طرفشون دوتایی باهاش ور میرن . از تمام انرژی خودشون استفاده می کنن . به کوس و کون و سینه های اونا دست می زنن . و اونا یعنی زنا رو حشری حشری می کنن . زنا هم عشق می کنن از این که در آن واحد به دو تا مرد کیف میدن . مامان دیگه اون حیای سابقو نداشت . مثل زنای جلف با حرفای جلفش داشت خودشو واسم لوس می کرد . یه بادمجون کت و کلفت از تو آشپز خونه آورد و گفت دوست داشتی این قدری می رفت توی کوست . هر کی هیکل شوهرتو می بینه فکر می کنه کیرش انداره یه بادمجون توپه .-دیدی مامان رفتی زرنگی کنی سرخودت کلاه رفت . هم کلاه گشاد هم کلاه تنگ . کیر بابا خیلی بهتره . ولی تا آخر عمرم تو رو مامان خیانتکار می دونم -خوبه حالا توهم حالتو کردی . کوستم حق داره تو باس جوابگو باشی . آخه تا کی می خواستی یه مدل غذا بهش بدی ؟/؟-مامان من که تازه عروسی کرده بودم -مادر جان دختر گلم گلوریای نازم الان تازه عروسا حشرشون بیشتره . صبر کن بهت میگم . چند روز دیگه اگه هوس کیر سومو نکردی ؟/؟-مگه تو هوس کردی ؟/؟-چرا که نه راستش اولش هراس داشتم خجالتم میومد . شهبال پسر همسایه رو که می شناسی -خب چه طور مگه -می دونی که تراس طبقه دوم خونه شون رو به حیاط ماست اون دفعه با یه شورت اومده بود و اون بالا وایستاده بود منم با لباس خوابم اومده بودم توحیاط . اون به کیرش دست می مالید و منم روی کوسم دست می کشیدم . وقتی بود که همایون خونه بود وگرنه می گفتم بیاد یه دستی به کوس و کونم بکشه . حالا هم که من تو خونه خودم نیستم . مامان طوری پررو بازی در می آورد که منو به یاد جنده های حرفه ای مینداخت .-دخترم نتونستم خوب تربیتت کنم . در حقت کوتاهی کردم ولی خوشبختانه یه چشمه اشو خوب اومدی که تونستی به بابات کوس بدی . دامن و شورتشو از پاش در آورد و رو کاناپه ولو شد . بادمجونو کشید رو درزوسط کونش و بعد اونو گذاشت تو کوسش . بادمجون به اون درازی و کلفتی رفت تا ته کوس مامان . مامان حق داشت بره دنبال کیر شهبال ولی از کجا معلوم که اون کیر کلفت باشه . آدم که به ورم پشت شورت نمی تونه اطمینان کنه . ممکنه با خایه یا استیل بیضه ها باشه . با تماشای شور و حال مامان منم داشتم حالی به حالی می شدم که در همین لحظه مامان با اشاره دست منو نزد خودش فرا خوند و ازم خواست که من باد مجونه رو تو کوسش فرو کنم . هر چند ازش دیگه خوشم نمیومد ولی احترام مادر واجب بود . اینا جزو دستورای دینی ماست که باید انجامش بدیم . دستورشو انجام دادم -آهههههههه دخترم وایییییی من کیییییررررررمی خوام کیر . با این که مامان اسیر هوس شده بودو زارزار ناله و شیون می کرد معلوم نبود کی و چه جوری شورت و دامن منو در آورده عین جیب برای حرفه ای عمل کرده بود وجالب تر این که اصلا متوجه نشدم بادمجون کوس مامان چه جوری از کوس من سر در آورد. مامان بادمجونو فرو کرده بود تو کوسم و می کشید بیرون . عجب با حال بود . هم حالت سفتی داشت هم نرمی -وووویییییی مامان مامان ادامه بده خیلی با حالی . خیلی خوب خارش کوسسسسمو می گیری . من حالا فقط هوس کیر دارم . فقط کیر می تونه مشکل گشام باشه و گره هوسمو باز کنه . اووووووووفففففف مامان هوسسسسس دارم . این جوری نمی تونم تا آخرش برسم . دلم دلم داره می ترکه .-عزیزم گلوری من به خودت سختی نده من خوبی تو رو می خوام . اگه دوست داشته باشی کوس به کوس بمالیم . دو تا کوس که به هم می چسبه مثل این که دو تا سنگ چخماقو به هم بزنی یه جرقه ای می زنه که صاحبشو می سوزونه -مامان من حالاشم سوختم در همون وضعیت که مامان داشت به من حال می داد یه تماس بابابا گرفتم . دیگه خیلی بی حس شده بودم -بابا کاسبی رو ولش . شب زودتر بیا خونه . من کیییییررررررررتو میخوام -عزیزم من تحملشو ندارم ببینم که شوهرت جلو چشم من داره تو رو می کنه . فقط این یادت باشه امشبه رو به خاطر گل روی تو قبول می کنم ولی بعد از تموم شدن کارمون اگه بخوای با شوهرت بری خونه ومنو با مادر عوضیت تنها بذاری رابطه پدر دختری ما بهم می خوره و تو میشی برام مث یه غریبه . تو الان هم دخترمی هم معشوقه امی هم زنمی .. بذار نازنین تو بغل همون همایونه باشه و با هم خوش باشن . منو تو با هم خوش باشیم . حالا هفته ای ماهی اگه یه بار خواستیم با هم سکس ضربدری دو به دو و از این مزخرفات داشته باشیم به خاطر تو باشه قبول می کنم . از خیر سر بادمجون به هوس افتاده بودم و پدر فکر می کرد که از صحبت با اون این جوری شدم -عزیزم گلوری من . من که همین یکی دو ساعت پیش تو رو گاییدم این قدر عاشق کیر بابایی ؟/؟ مامان جز به اون باد مجونی که تو کوسش فرو کرده بودم به چیز دیگه ای فکر نمی کرد -گلوریا گلوریا دنیای من یعنی این که فقط بتونم کوسمو راضی کنم -مامان تو دنیا رو واسه خودت می خوای ؟/؟پس من چی ؟/؟فکر نمی کنی به خاطر هوس بازیهای خودت زندگی بقیه رو به آتیش می کشی ؟/؟-ساکت باش دخترم چشات داره بهم میگه که خودتی که حالا آتیش گرفتی . دامنمو زد بالا و شورتمو کشید پایین . دستشو گذاشت رو دستم و بادمجونو از کوسش کشید بیرون و بدون این که چیزی ازش بخوام و بگم حس منو درک کرد و بادمجونه رو فرو کرد تو کوسم -مامان من ادامه بده . نرمی پوست بادمجون و سفتی و کلفتی اون مثل یه کیر کلفت بهم لذت می داد . وقتی که همه بادمجون از کوسم بیرون کشیده می شد تا دوباره بره توش پوست براقشو می دیدم که با خیسی کوسم تازه تر و براق تر میشه مامان می دونست که چطور با اون منو بکنه . تجربه اش خیلی زیاد بود . می دونست کدوم حالت بهش لذت بیشتری میده . همونو رو من پیاده می کرد . نرم نرم بادمجونو میذاشت تو کو سم . از همون اول لبه های دو طرف کوسم به گونه ای منو به اوج هوس و لذت می رسوند که دوست داشتم از اوج هم بیشتر اوج بگیرم . یه تپش قلب خاصی بهم دست داده بود . مامان گاهی هم سرعتشو زیاد می کرد و بعد یه دفعه کم می آورد -اوخخخخخخ مامان مامان من حالا چیکار کنم چیکار کنم . نوک سینه امو گذاشت تو دهنش و با دست چپش که آزاد بود با کمرم ور می رفت . وقتی صدای زنگ درو شنیدم کلی عصبی شدم با این که می دونستم یکی از کیر ها اومده و یه قدم به حال کردن نزدیک تر شدیم ولی دوست داشتم تو همین حال خودم بمونم . همایون بود . قبل از این که خودشو برسونه به اتاق با همون بادمجون رفتم تو دستشویی و خودم اونو فرو کردم تو کوسم هر جوری که دوست داشتم خودمو می گاییدم . از بس سست شده بودم سرم تو دستشویی خم شده بود . بعدشم کمرم سست شد و نزدیک بود بیفتم تو لگن توالت . خودمو کنترل کردم و اومدم بیرون . با همایون مث یه غریبه سلام و علیک کردم . نمیدونم مامان چیزی به همایون گفت یا شوهر نامردم از قیافه ام فهمید که خیلی حشریم بهم گفت میای بریم اون اتاق که یه احوالی ازت بپرسم . ؟/؟تر جیح دادم تو آتیش هوس بسوزم و تو غم کیر بمیرم ولی تا بابا نیومده بدون مشورت اون کاری نکنم . قبول نکردم که خودمو در اختیارش بذارم با این که سر تاپام داشت داد می زد که من تشنه کیرم و هوس داشت از تمام وجودم می ریخت . ساعتی بعد بابا اومد . شامو با هیجان خوردیم . این وسط همایون استرس بیشتری داشت . ما سه تای دیگه هم هیجان زده بودیم . من خودمو به بابا چسبونده بودم و نمی خواستم ازش جدا شم . دوست نداشتم آغاز کارم با همایون باشه . دلم می خواست بابایی گرمم کنه و اصلا هم دوست نداشتم همایون به تنهایی منو بگاد . برامامان زیاد فرقی نمی کرد اون مث یه جنده روباز بود . همایون اومد طرف بابام و گفت پدر اجازه می فر مایید که اول کار همسرمو ..-شما شوهرشی و یه اختیاراتی داری ولی من نمی تونم کسی رو مجبور به کاری بکنم . همان طور که من مجبورش نکردم که باهات ازدواج کنه . حالا شروعشو اون دوست داره باباباش باشه تا صبح هم کلی راهه گر صبر کنی زغوره حلوا سازی . از این جواب بابا خوشم اومد . در هر حال کیر همایونو هر جوری بود تا صبح باید زیارتش می کردم ولی دوست نداشتم اول کار بهش بها بدم و بگم مثل اون وقتا شوهر جونمو دوست دارم . بابا ومن و مامان و همایون باهم مشغول شدیم . هنوز حال و هوای یه ساعت پیش تو سرم بود . می دیدم که حواس همایون به این طرفه و از این که زن جوونش داره توسط یه مرد دیگه اونم جلوی چشای اون گاییده میشه و نمی تونه ریاست خودشو بر من تحمیل کنه خشمگین بود . هر چند این مدل سکس پیشنهاد خودش بود رو زمین و پشت به دیوار در حالی که بالش پشت سرم گذاشته بودم دو تا پامو به دو طرف دراز کرده و به سهیل جونم گفتم که کوسمو بخوره -بابابیابیا منتظرتم . کوسسسسسم منتظر دهن گرمته . اون زبون داغ و پر حرارتت که بکشی روش و منو به اوج برسونی . بابای خوبم تو همیشه بابای باحالم بودی و هستی . تو که هستی من شوهر میخوام چیکار . پدر جونم که خیلی شهوتی شده بود افتاد رو کوسم . ریشو سبیلشو هم تازه صاف کرده بود . صورتش نرم نرم بود و یه لذت خاصی بهم می داد . وقتی که می خورد به کوسم زیر چشمی همایونو نگاه می کردم که داشت یه سکس سردو با مامان یعنی مادر زن خودش انجام می داد -حواست کجاست همایون این طرفو نگاه کن . از سکست لذت ببر . ناراحت نباش . هر وقت باشه زنته مال خودته . حالا یه خورده داره به باباش حال میده . آسمون که به زمین نیومده . ببین منو ببین من خیالم نیست که شوهرم داره یکی دیگه رو میگاد یا خود گلوریارو . نگاه کن !داشتم جیگر همایونو آتیش می زدم و کیف می کردم . فکر می کرد می تونه کیف کنه و منو ساده و هالو گیر آورده بود وتازه منم داشتم حالمو می کردم . فیلم هم نمیومدم فقط یه خورده خجالتو کنار گذاشته و گاهی هم پیاز داغشو زیاد می کردم -باباباباجونم من کیرتو میخوام . کیر کلفتو میخوام . تازه این چند وقتیه که فهمیدم کیر به چی میگن . بابا تو خیلی باحال منو ارضام می کنی کیر تو خیلی باحال تر و کلفت تر از کیر همایونه -گلوریا جان وقتی کیر پدرت روبروی کوسته از هیچ کیر دیگه ای نباید حرف بزنی -دست خودم نیست پدر وقتی کیرت منو به هیجان میاره نمی تونم ازش تعریف نکنم -هر طور عشقته دخترم . خودم ول کردم و کیر بابا رو گذاشتم تو دهنم -اووووووووفففففف بابا جون کیرت مث یه بستنی قیفی بلنده .. هر چند لحظه که از ته تا سر کیر بابا رو ساک می زدم یه التفاتی هم به سرش کرده و مثل یه بستنی قیفی سرشو زبون می زدم -چه خوشمزه هست بابا یادم باشه وقتی کارمون تموم شد و رفتیم تو رختخواب و تنها شدیم بستنی قیفی خودمو بیشتر میک بزنم . صورت همایونو می دیدم که رنگش پریده فکرشو نمی کرد که همچین حرفی بهش بزنم . دوست داشت یا فکر می کرد که بعد از سکس گروهی امشب یه فرجی بشه و دونفری بریم سر خونه زندگیمون . هر چند نظرمو بهش گفته بودم که فعلا میخوام بابام شوهرم باشه . یه خورده کفری شده بود . مامانو چسبونده بود گوشه دیوار . بهش گفت بشینه خودش وایساده بود . کیرشو یه ضرب و با خشونت طوری فرو کرد تو دهن مامان نازنین که چشاش داشت از حدقه در میومد با دستم سر بابا سهیلو به کوسم فشار می دادم -باباباباکوسسسسسم باززززززم هوسسسسس تو رو کرده . هر دفعه داغ تر و اکشن تری . بابای خوش تیپ و کیر درشت من . تو که بودی من شوهر می خواستم چیکار . لیسش بزن . کوسسسسمو گازش بگیر . گازش بگیر . ورمشو بترکون . بابا جونم هر دفعه تبم بالاتر میره آخ .. نه بکن من دارم می سوزم . بکن منو دیگه هیچی واسه همایون نذار . همه جام مال تو بابا . دوست ندارم هیشکی دیگه منو بخوره . هوووووففففف بابا ببین تنم چطور می لرزه .-گلوری کیر بابا واست بلند شده . چیکار داری می کنی دختر . منم داری می سوزونی -بابا بابا توهم داری تو آتیشم می سوزی ؟/؟هوسم تو رو می سوزونه ؟/؟خوشم میاد تو هوس دخترت می سوزی . فقط باید یادت باشه که بتونی خنکم کنی .-جااااااان عزیزم دختر خوشگلم . بگو چیکار کنم ؟/؟بگو چی میخوای ؟/؟-هر چی عشقته بابا . دخترت کنیزته . هر جوری دوست داری باهاش حال کن . سهیل جونم سرشو کنار کشید و منم پاهامو تا اونجایی که می تونستم به دو طرف باز کردم و اونم کیرشو تا آخر آلت فرو کرد تو کوسم . دو تا شونه های لختمو گرفت تو دستش و کیرشو میذاشت تو کوسم و با سرعت منو می گایید -گلوری گلوری تو از جوونیهای نازنین هم باحال تر و سکسی تری . فکر می کنم تازه دامادم . دخترم !هوس من ! همه نفس من -بابا ! آفرین به تو بابا اگه کوس من داغه و هوس انگیز و باب طبع توست این کیر توهه که اونو ساخته . کوسسسسسم کیر پرورده توست بابا . حقته که بچشیش و آزمایشش کنی . مال خودته بابا . اوووووووففففف نههههههه تند تر . به لبه های چوچولام فشارش بده . بذار حاللللل کنم . بیشتر .-گلوری من دارم می ریزم .-بابا نه نه زوده اول من بابا . میگن آب از کوچیکه -خب منم می خوام اول به تو آب بدم -نه بابا اول باید من سیراب بشم . ارضاشم بعد آبم بده .-شوخی کردم گلوریای من . تو که میدونی بابایی چقدر دختر کوچولوشو دوست داره . تا اون آروم نگیره بابا سعی می کنه آرومش کنه . همین طور که به شونه هام چنگ انداخته بود لباشو به لبام مماس کرد و هر لحظه فشار لبانه رو زیاد ترش می کرد . لبها و سینه ها و شونه ها و کوس و بدنمو داغ و پر از هیجان هوس کرده بود . دستامو دور کمر پدر جون حلقه زده بودم و اونو به بدن خودم می فشردم تا از گرمای تنش لذت بیشتری ببرم . داشتم به این فکر می کردم که سهیل جونم هر طور شده باید منو به ارگاسم برسونه تا زیر بار منت کیر همایون نباشم . یه نگاهی به اون طرف انداختم تا ببینم چه خبره . کیر دیگه تو دهن مامان نبود . همایون با خشم داشت اونو می گایید . مامان از پشت در حال گاییده شدن بود و قمبل کرده بود . همایون دو تا قاچ گنده مامانو با آخرین زورش به دو طرف می کشید که جیغش رفت آسمون .-چیکار می کنی همایون سوراخ کونمو جر دادی -به درک دارم حال می کنم -چرا باهام این جوری صحبت می کنی . من که عصبانی نیستم شوهرم داره دخترمو می کنه . تو چرا این قدر حساسی . خب داره دخترشو می کنه . حقشه . تو هم داری زنشو می گایی . حرص خوردن نداره . قبل از این که تو بیایی وارد زندگی ما بشی این پدر و دختر بودن . زنت که دیگه نرفته به غریبه کوس بده . آدم باید کلاهشو قاضی قرار بده . کار من که بد تر بوده . الان من دارم به تو که غریبه ای کوس میدم . درسته داماد مثل پسر آدم می مونه ولی از رابطه پدر دختری که نزدیک تر نیست . تعجب می کردم از مامان که داره این طور منطقی کار های مارو توجیه می کنه و بیشتر به من و اون یعنی بابا اهمیت میده . غلط نکنم یه چیزی ازم می خواست و یه انتظاری داشت . اون به این سادگی این قدر شل نمی گرفت و کوتاه نمیومد . فعلا باید لذتمو می بردم . بعدا وقت زیاد بود که ته و توی قضیه رو در بیارم . این حرفای مامان تاثیری در همایون نداشت . اون بیرحمانه دو تا قاچ نازنینو به دو طرف فشار داده و کیرشو فرو می کرد تو کوسش . کوس مامان حال می کرد و کونش در حال درد کشیدن و ترک خوردن بود -اووووووففففف داماد گلم درد و هوس با هم قاطی شده . این قدر بیرحم نباش . بذار منم حال کنم . همایون خیلی جری شده بود . کیرشو از کون مامان کشید بیرون و فرو کرد تو کوسش و دو تا دستاشو رسوند به دو تا سینه های مامان . سینه های مامانو با آخرین توانش فشار می گرفت و کونشو با آخرین شدت و سرعت می گایید -آخخخخخ من سوختم کونم جر خورد . داره می سوزه . سهیل به دادم برس . زنت از دست رفت . پدر یه لحظه لباشو از رو لبای داغ و تشنه ام بر داشت و گفت این همون چیزیه که خودت می خواستی . من که زن ندارم که واسه از دست دادنش ناراحت بشم . زنم ایناهاش . اشاره کرد به من و گفت این زنمه دخترمه معشوقه امه و من در ادامه گفته های بابا گفتم کنیزته -اوخخخخخخ عزیزم تو خانوم منی . ملکه منی . تاج سر منی . جیگرمی .-فعلا که کیر با صفات تاج سر ماست . این بار بابا من برگردوند -عزیزم نمیدونی که از دیدن کونت چقدر لذت می برم . دستاشو گذاشت رو کونم و نوازششون کرد . همایون با عصبانیت این طرفو نگاه می کرد .-هنوز کارتون تموم نشد ؟/؟قبل از این که بابا جوابشو بده من جواب شوهرمو دادم -تا بابا آبمو نیاورد تو حق نداری بیای طرف من . تو اول کوس و کمر مامانو سبک کن بعد بیا این طرف . فکر نمی کردم این قدر از دیدنت چندشم شه همایون .. سهیل :همایون دوست ندارم کون دخترمو دید بزنی ولی خب چیکار کنیم . این قول و قراریه که واسه امشب گذاشتیم و منم پایبند قول و تعهدم هستم . ببین طرز حال دادن به یک کون و نوازشش چطوره ؟/؟! آدم که نباید مثل وحشیها و عقده ایها بیفته رو کوس و کون . من که از امشب به بعد دخترمو نمیدم دستت که ببری خونه بگاییش و این بلا رو سرش بیاری . تو می دونی و اون زن جنده ام . هر بلایی که سرش آوردی ناز شستت در واقع سر خودت آوردی -بابا ولش . خونتو واسه این نامرد کثیف نکن . بابا از کونم خوشت میاد ؟/؟اول کوسسسسمو راضیش کن . حرص نزن قربونت کیرت می خوابه . هنوز حرفم تموم نشده بود که کیر بابا از همون پشت تا ته رفت تو کوسم .باباباباباباجونم من فقط از کیر تو لذت می خوام زود زود منو به اوج برسون . مثل همیشه زیر بالمو بگیر . این بار میخوام با تو پرواز کنم . تو بغل تو ، زیر بالا برنده تو . همایون نگاهشو به این طرف دوخته بود .-گلوری جون اصلا خوشم نمیاد نگاه این زن باز به این طرف باشه . همایون به حرف اومد -آقا سهیل تو رو خدا زود باش این زنمو زودتر ار ضاش کن . من دیگه حریف کیرم نمیشم -مگه دست منه . دخترم هر موقع فکرش تنظیم بود و وجودش خواست می تونه آبشو خالی کنه . تو اگه راست میگی و عرضه داری زنمو ردیفش کن که این قدر با خودش ور نره . همش دستش رو کوسشه و داره باهاش بازی می کنه . مسئولیت قبول کردی خودت از زیر بارش شونه خالی نکن تا آخرش برو . نشون بده که داماد با لیاقتی هستی و کاری نکن که مثل حالا پشیمون بشم که دخترمو دادم دست تو . همایون به خوبی فهمیده بود که پدر داره حالشو می گیره -بابا بابا منو بکن . دلم میخواد اینا برن و من تو بغل تو تا صبح کوس بدم -دخترم عشق من دندون رو جیگر بذار هر کار کنیم باید دوساعتی اینارو تحمل کنیم . منم مث تو چشم دیدن این شارلاتانارو ندارم . بلند شدم و رفتم رو کیر بابا نشستم . کیف دنیا رو می کردم . اون با همه وجودش منو می گایید . کاملا خودمو تو محیط سکس بابا قرار دادم . با خودم یه افکار و حالات یوگایی رو مرور می کردم . دوست داشتم هیچ افکار مزاحمی رو به خودم راه ندم . گلوریا فراموش کن که این جا چه خبره . کیر فقط کیر بابا . از یاد ببر شوهر نامرد و مادر جنده ات اون طرف چیکار کرده و می کنن .. با کیر بابا برو به عرش . پرواز پرواز بر فراز کیر . بر فراز خوشبختی . یه سر گیجه عجیبی پیدا کرده بودم انگار مثل یه هلی کوپتر دور سر بابا می گشتم . تو نگو که این کوسم بود که در حال حرکت و دور زدن بود .-عزیزم دخترم چت شده ؟/؟-بابا انگار تو آسمونم . مثل یه ابر . ابر سفید نه . یه ابر سیاه ابر سیاه پر بار . ابری که داره می باره . همین جور داره ازم می ریزه . داره آب می ریزه بابا خوشم میاد . لذت می برم دارم اوج می گیرم . پرواز می کنم . داره ازم آب می ریزه . کیف می کنم . بذار ببارم بابا و نذار بیام پایین -دخترم حالت خوبه ؟/؟مطمئنی که کیرم زیادی تو کوست نبوده ؟/؟-آره بابا بذار همون داخل بمونه . یه وقت بیرون نکشیش . نمی خوام کیر همایون نامرد جای اون باشه . در یه حالت نیمه بیداری و نیمه خواب بودم . داشتم ارگاسم می شدم یه حالت خوشی تداوم دار شایدم ارگاسم شده بودم . خوشی زیاد زده بود به مخم و یه خورده حرفای عجیب و غریب هم می زدم -آقا سهیل من بیام . اگه یه کیر دیگه هم بیاد کمک شاید یه خورده بیدار شه . می ترسم زنم دیوونه شه از دست بره -دیوونه خودتی همایون . این از کیف زیادیه که کیر من بهش داده . با کیر باباش حال کرده رسیده به این جا .عرضه داری به زن من مادرزنت کیف بده . صدای مامان نازنینو می شنیدم که داشت سر بابا داد می زد ول کن دخترمو . اگه یه تار مو از سرش کم شه من می دونم و تو . روزگارتو سیاه می کنم . یالا کیرتو بکش بیرون بیا این طرف . بیا که باهات خیلی کار دارم . این همایون نمی دونم امشب چشه . گلوریا هم که شهوت زیادی زده به سرش .. هنوز این قدر بیحال و بیهوش نشده بودم که سرم کلاه بذارن . کمر بابا رو چسبیدم که کیرشو بیرون نکشه . تودلم توی وجودم یه آشوبی بود که من لذت می بردم . دلم نمیخواست از اون آشوب رهایی پیدا کنم . می خواستم همین طور توی شهوت خودم غرق باشم . اسیر خوشی و لذت باشم . چشام باز و بسته می شد هیچ حسی نداشتم . مثل آدمای دو پینگی یا آدمای چیز خور شده یا زنایی که داروهای زیاد کننده شهوت و قطره های مخصوص خورده باشن شده بودم . هوس من در حد و اندازه های معمول نبود . خودم اینو به خوبی حس می کردم . یعنی همایون چیزی به خوردم داده که الان اثرشو کرده ؟/؟مهم نبود مهم این بود که اون لحظه اگه تمام کیر های دنیا میومدن سراغم قبولشون می کردم . ولی کیر بابا رو از همه کیر ها بیشتر دوست داشتم . زبونم باز نمی شد چیزی بگم . یه لحظه که چشام باز شده بود دست بابا رو دیدم که داره رو هوا این ور و اون ور میره و به چیزی اشاره می زنه . شده بود مثل افسر راهنمایی وسط چهار راه که داره به ماشینا علامت میده که نوبت توهه برو تو از این ور برو .. منظور بابا رو نمی فهمیدم . وقتی که یه ضربه ای بهم خورد و صورتم افتاد رو صورت بابا و لبام به لباش چسبید تازه فهمیدم که یه کیر دیگه از پشت رفته تو کونم . همایون کیرشو کرده بود توی سوراخ کونم . بابا که نگرانم شده بود دستور حمله رو صادر کرده بود . خوشی و خماری من زیاد شده بود . یواش یواش از خواب بیدار می شدم -جووووون ممنونم آقا سهیل . بالاخره کیرمو به کون زنم رسوندی . جبران می کنم . شرمنده اخلاقتم پدر . درحقت بدی کردم ولی تو بهم محبت کردی و نشون دادی که خون رو با خون نمی شورن .-در اصل به خاطر دخترمه . خودت خوب میدونی که این دختر چقدر واسم عزیزه . ترسیدم مجنون بشه و خواستم با این شوک متوجه شه که در چه وضعیتیه . بابا دکتر هم شده بود . تمام حرفایی که می زد درست بود . تصورش ،احتمالی که می داد و حتی کیر دومی رو که به عنوان دارو تجویز کرده بود اثر بخش بود . مست دوتا کیر شده بودم -جااااااااان منو بگایین . دوتا کیر چقدر مزه میده . این قدر حواسم بود که دل بابا رو در د نیارم . هنوز کاملا بر خودم مسلط نبودم . عجب نعمتی بود این دو تا کیر خوردن . همایون دوطرف کونمو محکم نگه داشته بود و کیرشو می کرد توش و در می آورد . بابا هم که از زیر کوس به هیجان و ارگاسم رسیده ، منو همچنان می گایید . حالیم بود که از کیر بابا باید تعریف کنم تا دلش نشکنه .-پدر جونم کیر تو یه چیز دیگه ایه . بابا حال بده . کیر تو رو با هیچ کیری تو دنیا عوض نمی کنم . خوشم میاد عاشق کیرتم . نمیدونم دیگه وسط چهار راه ماشین دیگه ای هم بود یا نه . دیدم بابا داره علامت میده . مامان هم اومد سراغم -سهیل ببین حرفتو گوش کردم اومدم من دیگه حالیم نیست چند دقیقه دیگه شما دوتا مردا باید بیایین سراغم . این گلوریا رو ولش کنین به حال خودش بخوابه خوب میشه . منم آدمم دیگه . چرا این قدر خود خواهین . یکی از ارضا شدن زیاد به جنون برسه یکی مثل من از هوس زیاد و این که دو تا بی بخار مثل شما دو تا نمی تونن ارضاش کنن داره به جنون می رسه . شما ها هم اسمتونو گذاشتین مرد ؟/؟منم اومدم ببینم این دختر دیوونم چشه .-دیوونه خودتی مامان . خودت با اون داماد عوضیت . من حالم خوبه مامان تمیدونم چی به خوردم دادی این قدر گیج شدم . شایدم کیر بابا خیلی قوی بوده منو این جوری کرده . فقط دارم حال می کنم . حال می کنم . دوستت دارم بابا . کیرتو دوست دارم . همه جاتو دوست دارم . رو کیر بابا بودم و بابا منو از زیر می گایید . همایون هم که از پشت کونمو می کرد و مامان نازنین هم دستاشو گذاشته بود رو سینه هام وداشت باهاشون ور می رفت . لبای منم رولبای بابا سهیلم قرار گرفته بود . رفته بودم تو عالم خلسه . دوست داشتم تا آخر دنیا هم در همین وضعیت باقی بمونم . نه این نباید کار قرص های روان گردان باشه . کیر بابا از هر کپسول روان گردان از هر مواد معتاد کننده ای قوی تره . لحظه به لحظه هوسم زیاد تر می شد . به هیچی دیگه جز حرکات توی کوس این دوتا کیر و دستای مامان روسینه هام و لبای چسبیده بابابه لبام نمی تونستم فکر کنم . کیر همایون هم خیلی به من کیف می داد ولی اونقدر هوشیاری داشتم که ازش تعریف نکنم . در همین حال حس کردم که همزمان جوی آبی توکوس و کونم به راه افتاده و صدای ناله های پدر و شوهرمو می شنیدم که هرکدوم با ریختن آبشون توی سوراخم احساس خودشونو بیان می کردند -اوووووووخخخخخخ دخترم دخترم هنوزم اون کوسسسسسست واسسسسسم داغ و پر جوش و خروشه . همایون این دخترم تک تکه . حیف که قدرشو ندونستی . اصلا بهتر شد که ندونستی تا بفهمه این کیر باباشه که به دردش می خوره -جاااااااان فدای کونت گلوریا جبران می کنم . قدر تو رو دیگه می دونم اوووووففففف خوشی زیاد زده بود زیر دلم . خاک بر سرم که قدر این تن و بدن ناب و اصل و باحالو ندونستم . دیگه بیشتر نمی تونم … بعد از این حرفا بود که دوتایی تصمیم گرفتند باهم یه شوکی به من وارد کنند که حالم جا بیاد و عجب شوکی هم وارد کردند . معلوم نبود چند دقیقه از کیف زیاد در حال چرت زدن بودم که وقتی چشام باز شد و هنوز در حالت رخوت و گیجی بودم دیدم اون سه نفر مشغولند چشامو که باز کردم دیدم کیر بابا تو کوس مامانه و کیر همایون هم رفته توی کون مادر جون . از این که کیر بابا رفته تو کوس مامان خیلی ناراحت بودم . مثل اون وقتا که بچه بودم و عشق و محبت بابا رو واسه خودم می خواستم . حالا هم دوست داشتم که کیر اون ففط متعلق به من باشه . اصلا از شریک داشتن خوشم نمیومد . ولی چه کنم که توافق کرده بودیم سکس ضربدری داشته باشیم . باید گاییدن بابا و گاییده شدن مامانو می دیدم و صدام در نمیومد . این همون مسیری بود که به وجود من رسیده بود . با یکی از این گاییدن و گاییده شدنها بود که من به دنیا اومده بودم . کیر بابا تو کوس مامان و ریختن آب و بند شدن نطفه . حالا محصول اون پیوند از این که ابزار تولیدشو می بینه که دوباره رفتن توی هم داره حرصش می گیره .-سهیل سهیل ! کیرت عجب کیریه ها . کوفتت می گرفت این جوری بهم حال بدی تا دیگه دنبال کیر دیگه ای نباشم ؟/؟-نازنین من تو رو همیشه همین جوری می گاییدم . می دونی این کرم تو و خیلی زنای دیگه هست که به یه دونه کیر قانع نیستن . با دیدن یه کیر دیگه و یه تن و بدن دیگه هیجان زده میشین دوست دارین خودتونو اسیر یه لذت و تنوع دیگه کنین . اگه کیر من یک متر هم طول و سی سانت ضخامت هم داشت و کوست هم می تونست اونو در خودش جا بده بازم می رفتی دنبال یه کیر دیگه -نه نه سهیل . فکر کنم تو، کیرتو توی کوس دخترت تیز کردی -از کوس اون دیگه نگو . اون حرف نداره . وقتی اونو میگام از هر کوس دیگه ای تو دنیا بدم میاد . حالا هم شرمنده محبتهاشم ولی چه کنم که امشب توافق کردیم وگرنه توی جنده رو صد سال دیگه هم نمی کردم -آدم با زنش این جوری حرف می زنه ؟/؟تو به من میگی جنده ؟/؟هر گلی که کاشتی روی سر خودت کاشتی -چیه به خودت میگی گل ؟/؟تو یه گوه هم نیستی . تازه اگرم باشی رو سر دامادتی .-این قدر حرف نزن کوسمو بکن . همایون تو هم با کونم مشغول باش . آخخخخخخ که چه کیفی میده دو تا کیر بره تو تن آدم چقدر مزه میده . حال میده اوووووفففففف که چقدر دندون رو جیگر گذاشتم تا از شر این دختر ور پریده خلاص شم . رضایت بده هم نیست حالا گرفته کیفشو کرده داره چرت میزنه . اصلا بزرگی و کوچیکی و احترام سرش نمیشه . مادر داشت پشت سرمن حرف می زد و ازم انتقاد می کرد . آشغال جنده شوهر دزد . بالاخره یه جوری دق دلیمو سرت خالی می کنم . مامان . زنیکه پررو یه چیزی هم طلبکار هست . نمی دونم چرا کارشون تموم نمیشد . من تحمل نداشتم کیر بابا رو همچنان تو کوس مامان ببینم . اون فقط باید مال من باشه . متعلق به من . حس یه زنی رو داشتم که بهش خیانت شده باشه . چرا کارشون تموم نمیشه . مامان که روی بابا افتاده بود رفت اونو ببوسه که بابا صورتشو کنار کشید و همچه اجازه ای بهش نداد و گفت این لبا فقط مال گلوریاست . حالا رو قولی که دادم دارم تو رو میگام یه چیزی دیگه هست -زودباش تند تر منو بگا بگا بگا ارضام کن . به ارگاسمم برسون . کاری نکن که منحرف شم بهت خیانت کنم -جنده حالا داری چیکار می کنی ؟/؟-همایون که غریبه نیست -پس منم برم کلی فک و فامیلای خودمو تو رو بچسبم که بگم غریبه نیستند . نگام به چشای بابا بود تا درجه خماری اونو ببینم . مگه می شد کیر بره توی کوس و لذتی در کار نباشه ؟/؟کیر بابا رو وقتی که از کوس مامان بیرون کشیده می شد خوب ورانداز می کردم . نه نه نباید این طور باشه . شق شق بود . داغ و سرخ و سفید . توپ و کلفت . بابا نباس خوشش میومد . نه نه چرا این جوری شده . لعنت بر من که جنبه اشو ندارم . اصلا چرا قبول کردم . نمی تونستم تحمل کنم . بابا داشت کیف می کرد -آهههههه کیرم داره می ترکه -سهیل ارضام کن . اگه نکنی باید شب تا صبح تو بغلت و زیر کیرت منو داشته باشی تا سبکم کنی .-خفه شو بغل من و خوابیدن زیر کیر من تا صبح حق دخترمه . من حق گلوریا رو به تو نمیدم . اون دنیا بایستی جوابگو باشم . مثل تو نمی تونم ظالم و ستمگر باشم . از این حرف بابا خوشم اومد . مثل این که یه آب خنکی رو تن تب کرده من ریخته باشن . ولی بازم نمی تونستم این صحنه های فجیع رو تحمل کنم . مامان هم خودش دست به کار شده بود . داشت رو کیر بابا خودشو می کشت . بابا سهیل یه لحظه دستشو برده بود طرف دهن مامان تا جلو لبشو بگیره که این قدر حرف نزنه . مامان دست بابا رو گرفت و انگشتاشو گذاشت تو دهنش و از هوس اونو می لیسید -اووووووووخخخخخخخخ عزیزم ارضام کن . این جوری ولم نکن . نه نه -خسته شدم از دستت نازنین . زودباش دیگه -مامان !دامادت که برگ چغندر نیست . بیا کوستو بده در اختیار من . کار خودمه ارضات کنم شاید از دست این پیرمرد کاری ساخته نیست -بس کن همایون تو این چند وقتی پنجاه دفعه منو گاییدی پنج دفعه ارگاسمم نکردی . تازه اون پنج دفعه هم سه دفعه اشو من خودم خودمو هلاک کردم تا آبم اومد .. خوشم اومد رید تو هیکل شوهرم همایون . حالا قدر بابا رو می دونست ولی من به او بابا تحویل بده نبودم . اگه بابا می خواست مامانو امشب پیش خودش داشته باشه دیگه واسه همیشه باهاش قهر می کردم و کوسمو دیگه به بابا جونم نمی دادم .-زن تو خسته ام کردی -همایون بکش کنار بینم . همایون کیرشو از کون مامان در آورد و اومد سراغ من -نه نه نه من نمیخوام -چرا باید بخوای . تو زن منی حق دارم بگامت -تو هیچ حقی نسبت به من نداری . تو برو همون مامان پیر پاتال منو داشته باش . اون بیشتر به دردت می خوره وتو لیاقت من لیاقت این زن جوونو نداری -منو ببخش گلوریا . خواهش می کنم دیگه به بابا کوس نده -نه همایون خواهش بیجا نکن . من تازه مزه یه کیر دیگه رو فهمیدم . پدرم هست غریبه که نیست . من نمی تونستم دررم . خمار بودم . اون طرفم که بابا داشت مامانو می گایید . من که نمی تونستم فریاد بزنم و کمک بخوام چی می گفتم ؟/؟می گفتم بابا بیا کمک یا ملت بیایین کمک یکی داره زنشو میگاد .؟/؟مضحکه دست مردم می شدم . دمر رو زمین افتاده بودم و همایون هم از پشت کرده بود تو کوسم . شاید پونصد دفعه کیرشو فرو کرد تو کوسم و درش آورد تازه فهمیدم که یه خورده خوشم اومده ولی جز این که کمرمو سنگین کنه کار دیگه ای از دستش بر نمیومد . ازش بدم اومده بود . اصلا دوست داشتم ازش جداشم . ولی به خاطر حرف مردم و فک و فامیلا مجبور بودم کوتاه بیام و تحمل کنم . اون طرف بابا با آخرین تلاش داشت مامانو می گایید . اونجا مامان طاقباز افتاده بود و بابا روش قرار داشت وحالات من و اون نسبت به هم طوری بود که من می تونستم متوجه جزئیات کارش بشم ولی اون هنوز منو همایونو ندیده بود وندیده بود که کیر همایون با چه وضعیتی رفته تو کوسم -نهههههه نههههههه من کیر بابا رو میخوام . آههههههه فقط کیر اون درمانم می کنه . یواش یواش داشتم کیف می کردم . کیر همایون بهم لذت می داد ولی می دونستم منو به نتیجه نمی رسونه . با این کیر تنظیم بشو نیستم . سینه های منو محکم فشار می داد .-نکن خرابش می کنی . بابا ناراحت میشه .-گلوری تو شوهر داری این قدر بابابابا نگو . بالاخره باید بیای وردل من -حرف زیادی نزن که تقاضای طلاق می کنم . از اون طرف بابا خونش به جوش اومده بود . دخترشو که اسیر دست یه نامرد دیده بود سرعت گاییدن زن خیانتکارشو زیاد تر کرد . دستاشو دیگه به کار انداخت و تمام اندام زنشو تحت نفوذش گرفت و با یه سرعتی اونو می گایید که حس می کردم از میدون جنگ داره فرار می کنه حقا هم که گاییدن مامان مثل رفتن به میدون جنگ بود -سهیل سهیل جونم آخخخخخخخخ تازه داری می فهمی که چطور باید منو بگایی … کیر همایون تو کوسم حرکتای رفت و بر گشتی خودشو انجام می داد ولی من حواسم به پدر و مادرم بود که اونا دارن چیکار می کنن -زن ! من باید چیکار کنم تا حریف تو یکی شم . نکنه ارگاسم شده باشی و داری کلک می زنی ؟/؟-جون بچه هامون نه -خفه شو تو یکی نمی خوای جون بچه ها رو مفت قسم بخوری . تونه انسانی نه به ارزشهای انسانی معتقدی .-حالا چرا این قدر داری منت میذاری . بعد از چند هفته یکی داری کوس ما رو می کنی دیگه . ناسلامتی مثل این که یادت رفته که ما زنتیم .-می خوام صد سال سیاه هم نباشی .-کاش از اولش با تو عروسی نمی کردم .-اگه عروسی نمی کردی حالا این گلوریا جونت کجا بود که کوسشو بکنی و حالشو ببری . بابا دیگه راستی راستی خونش به جوش اومده بود . دست چپشو گذاشت رو صورت مامان و محکم به زمین فشارش داد واز پایین هم با دست و پاش طوری مامانو قفل کرد که جنب نخوره و حرف هم نزنه . طوری مامانو می گایید که فکر می کردم که می خواد از وسط به دو شقه اش کنه . در طول زندگیم هیچوقت بابا رو تا این حد عصبانی ندیده بودم . حتی وقتی که برای اولین بار مامانو زیر کیر یکی دیگه می دید تا این حد عصبانی نشده بود . سرمو بالا گرفتم تا این صحنه های هیجان انگیزو بهتر ببینم . می دونستم که مامان خیلی خوشش میاد . درد می کشه ولی این درد رو به خاطر شیرینی لحظه های ار گاسم تحمل می کنه . اینو از حالت بدن و چشاش که در یه خماری عجیبی داشت می گشت دیدم . با این که اصلا خوشم نمیومد کیر بابا تو کوس مامان باشه ولی واسه این که زودتر قال قضیه کنده شه گفتم بابا ولش نکن ادامه بده الان آبش میاد . بابا عجله کن من دیگه تحملشو ندارم . نه تحمل کیر همایون تو کوس خودمو دارم نه می تونم کیر تو رو توی کوس مامان ببینم . بابا تو مال منی زود باش . کیر تو میخوام . کیر تو رو . من باید به کیرت حال بدم .. همایونو یه سکه پولش کرده بودم . حقش بود . اون کارو به اینجا کشونده بود . درسته که من کیف می کردم و از این که کوس و کونم در اختیار بابام باشه لذت می بردم ودوست داشتم همیشه زیر کیر اون بخوابم ولی نفس عمل همایون خیانت و بی وفایی و دورنگی وحقه و فریب کاریهای اونو هر گز نمی تونستم ببخشم . مامان چشاشو بسته بود و تکون نمی خورد . بابا کارشو کرده بود . کیرشو از کوس مامان کشید بیرون . نهههههه نههههههه آخه واسه چی بابا . چرا تو کوس مامان آب ریختی ؟/؟دلم شکست . حالم گرفته شد . آب کیر بابا رو می دیدم که از کوس مامان داره می ریزه بیرون . یه جوری شدم انتظارشو نداشتم . حس می کردم که به من بی احترامی شده . شاید بابا به خاطر من این ریاضتو تحمل کرده از خود گذشتگی نشون داده بود . این آب کیر حق من و کوس من بود . نه بابا آخه چرا ؟/؟دیگه زیاد سفت و سخت نگرفتم . بابا رفت طرف دستشویی وهمایون هم پس از چند ضربه دیگه بدون این که من بگم آب کیرشو خالی کرد تو کوسم و خودشو ازم جدا کرد . اونم رفت طرف دستشویی . مامان سریع از جاش بلند شد و به من گفت عزیزم یه کاری کن امشبه رو این جا بمونم . فردا قراره من و شهبال همدیگه رو واسه اولین بار ببینیم . تو رو خدا ازم دفاع کن . به بابا بگو که یه امشبو اینجا بمونم -پس همایون چی . من نمی تونم شوهرمو تحمل کنم -هرکاری بگی می کنم . اونو می فرستم خونه خودش . دخترم تو رو به شیری که دادمت قسم کمکم کن . نمی دونی کیر جوون خوردن چقدر مزه میده . چه حالی داره . اون که نمیدونه ما با هم اختلاف داریم . فکر کنم الان هم رفته کنار پنجره منتظره . من جبران می کنم . .. امکان نداشت برم کمک مامان -باشه صیر کن بابا بر گرده من خودم باهاش تو پستو صحبت می کنم . می دونستم چیکار کنم از بابا امتیاز بگیرم . در همین لحظه بابا یهو بالا سرم ظاهر شد هنوز دمر کرده بودم و یه خورده آب کیر دور و بر کوس و کونم ریخته شده بود . بابا یخ شد -پست فطرت کارشو کرد ؟/؟جلوشو نگرفتی ؟/؟به چه حقی تو کوست آب ریخت ؟/؟-به همون حقی که تو توی کوس مامان آب ریختی . پدر سکوت کرد . جوابی نداشت که بده . ولی یه جوری سمبلش کرد .-عزیزم گلوریا جونم دست خودم نبود . می خواستم زودتر شر مادرت کنده شه -اون که ار گاسم شده بود . تو به خودت چیکار داشتی ولش می کردی . اصلا می گفتی واسه این مرحله آب نداری . اولا دیدم که حالمو گرفتی . ثانیا اون ریخته تو کوسم . من چیکار می کردم باشه بابا . عیبی نداره . دیگه به من نگو دخترتو دوست داری . خیلی حساس بودم . بابا صورتمو بوسید و اشکامو پاک کرد .-باورکن دست خودم نبود . من نمیخواستم این جوری بشه . می خواستم زودتر خلاص شیم . مامان از پشت با ایما و اشاره حالیم می کرد که زود بابا رو ببرم اتاق و ازش امتیاز بگیرم یعنی قانعش کنم که مامان نازنین شیطان صفت شبو اینجا بمونه تا راحت بتونه کوس و کونشو تقدیم پسر همسایه آقا شهبال بکنه -بابا بریم اتاق یه خواهش ازت دارم . روی دخترتو زمین ننداز . با خودم گفتم مامان اگه تو شیطان پیری من شیطان تازه نفسم و قدرتم زیاده . می دونم چیکار کنم حالتو می گیرم . توپو میندازم توی زمین بابا و خودمو خلاص می کنم . بابا هم واسه این که از دلم در بیاره هر کاری برامن انجام میده . راجع به شهبال پسر همسایه چیزی به بابا نگفتم .-بابا ! مامان می خواد شبو اینجا بخوابه . منو واسطه گرفته . دوست دارم از طرف خودت مخالفت کنی پای منو وسط نکشی . منو بده نکنی . بگی که من چقدر عزیزم با این حال حاضر نیستی زنتو واسه یه شب هم که شده پیش خودت بپذیری . بابا حتی اگه شده من و تو یه بحث الکی راه میندازیم که مامان حس کنه که من دارم ازش حمایت می کنم .-این جوری که تو میگی همه کاسه کوزه ها سر من می شکنه . باشه مسئله ای نیست . توراضی باش . از همه چی واسم مهم تره . گلوری ازم دلخور نیستی که . خودمو واسش لوس کرده وگفتم اگه بگم نه دروغ گفتم ولی باید از دلم در بیاری . دوستت دارم بابایی وفقط ببینم چیکار می کنی . اوضاع همان طوری شد که من می خواستم . تا به اون حدی فیلم بازی کردیم که مامان نازنین دلش واسم سوخت و گفت حالا دیدی این قدر بابا بابا می کردی چه جوری از آب در اومد ؟/؟بیا بریم خونه ما . یعنی در واقع خونه شوهر من گلوریا .-نه مامان مزاحم نمیشم . همین جا یه گوشه ای می گیرم می خوابم کاری هم به کار بابا ندارم . به حال زار و بد بختی خودم اشک می ریزم .-مادر برات بمیره -مامان تو رو خدا تویکی دیگه واسم اشک نریز … خلاصه اونا رفتند و منم رفتم توی بغل بابا جون -پدر! گوشتو بکشم ؟/؟خیلی با مامان حال می کردی . دیگه نبینم که رفتی طرفش .-دخترم من که گناهی ندارم . از اولشم نمی خواستم بیام این خودت بودی که می گفتی بیایی سکس ضربدری داشته باشیم . من برم مال اونو بچسبم و اون بیاد مال منو بچسبه و از این کارا بکنیم ؟/؟-خب واسه خودش یه تجربه ای بود بابا -آره یه تجربه ولی منم نتونستم تحمل کنم که کیر شوهرت رفته باشه توی کوست -بابا تو که از همون اول گذاشتی تو کوس و کون مامان . شق کرده بودی ولی من خیلی مقاومت کردم که خوشم نیاد . تو اصلا اراده نداری -عزیزم ساختمون کیر مردا فرق می کنه -چیه بابا کیر شما از تیرچه بلوکه و کوس ما زنا از آهن ؟/؟این حرفو که زدم من و بابا دو تایی از خنده روده بر شدیم . پدر جون با همه خستگیش منو بغلم کرد و برد رو تخت و خودشم کنارم دراز کشید . هوس داشتم خوب سیر نشده بودم . نمی دونم این چه بلا وخارشی بود که بر من و کوسم نازل شده بود که دوست داشتم همین جور سکس داشته باشم و معلوم نبود چه نفرتی از همایون تو دلم نشسته بود که با این همه هوس و حشری بودن خودم راضی نبودم که شوهرم منو بگاد . بدن لختمو چسبوندم به بدن بابا ومنتظر بودم که عملیاتو شروع کنه -بابا من هوس دارم . کیر میخوام . کیر تو رو . منو بکن سیر نشدم . تشنه امه . چشای بابا باز نمی شد . یه خورده با کوس و کون و سینه هام ور رفت ویهو دیدم دستش افتاد یه طرف و ساکت شد . اونی که عادت نداشت خرناس بکشه از بس خسته شده بود خروپفو شروع کرد . منم خسته بودم و خواب آلود ولی هوس گیجم کرده بود و نمی دونستم چیکار کنم . چشامو رو هم گذاشته بودم که دیدم یه چیزی مثل سنگریزه خورده به شیشه پنجره پذیرایی که رو به حیاط بود . گفتم حتما یه چیزی تو دهن پرنده ای بوده افتاده پایین یا حرکت باد یه سنگریزه ای رو تکون داده . نخیر این سنگریزه ها تمومی نداشت . هر سی ثانیه یکی یا دو تا می خورد به شیشه . ترس برم داشته بود . ترسیدم جن باشه . ربدوشامبر زنونه خوشگلمو تنم کردم و یواش رفتم رو تراس تا ببینم چه خبره . نکنه دزدی اومده باشه . از جلو در ورودی تکون نمی خوردم که اگه اتفاقی افتاد برم بابا رو بیدار کنم . تنم مث بید می لرزید . سرمو یه لحظه بالا گرفتم . اون طبقه دوم دیدم یه جوون که یه زیر پیرهن و شورت تنش بود وایستاده و منو نگاه می کنه . این باید همون شهبالی باشه که مامان می گفته .رفتم زیر تراسشون … چند متری از اون بلندی باهاش فاصله داشتم . خیلی آروم صحبت می کرد . راستش من از سر و صدا بلند کردن و آبرو ریزی هراس داشتم . می ترسیدم ملت بیدارشن و فکر کنن من با این تازه به دوران رسیده رابطه دارم . فکر کنم چهار پنج سالی کوچیک تر از من بود . در هر حال مامان بدجوری تو کفش بود .-ببخشید گلوریا خانوم مامان راجع به من چیزی بهتون نگفته ؟/؟قرار بود که ….-پسر خجالت داره آدم با یکی که سنش نصف سن اونم نمیشه بریزه رو هم . تازه مامان شوهر داره -عشق که این چیزا سرش نمیشه -این نصفه شبی مزاحم نشو . مخ مارو کار نگیر . کم کمش بیست و پنج سال ازت بزرگتره . عشق و این حرفا دیگه چیه . هوس یه چیز دیگه داری و از عشق دم می زنی ؟/؟من شما جوونا رو خوب می شناسم . در همین مباحثات و مناظرات نیمه شبانه بودیم که یهو گره این لباس لعنتی ما از وسط باز میشه و واسه چند لحظه لباسم میره کنار و قسمتی از تن لختم که غیر همون لباس رویی با هیچی دیگه پوشیده نبود مشخص میشه تا برم به خودم بیام و خودمو جمع و جور کنم یهو دیدم یه چیزی از اون بالا تالاپ افتاد پایین و بغلم کرد . هرچی دست و پا می زدم از دستش دررم نمی شد . بابای شهبالو خوب می شناختم آقا اسد اسمش بود ولی این شهبال زیاد واسم آشنا نبود . هر چند بچه ها یدفعه بزرگ میشن . جوان خوش تیپ و خوش هیکلی بود . ترسیده بودم . هرلحظه امکان داشت بابا بیدار شه . دستشو به زور و از زیر پیرهنم رسونده بود به لای پام . نفس نفس می زدم . هوسم شدت گرفته بود . حس کردم منم کیر میخوام . ولی باید یه خورده وجاهت ومتانت خودمو حفظ می کردم که یه وقتی فکر نکنه منم مث یه علف هرزم .-چیکار می کنی ولم کن . من شوهر دارم بابام خونه هست . کاری ندارم بامامان چیکارا می کنی من حسابم از تون جداست اون اختیارش دست خودشه . ولم کن -نه نه تو آتیشم زدی . یه چیزی دیدم که نمی تونم ازش دل بکنم . تا به مرادم نرسم تا تامینم نکنی نمیذارم بری -آهههههه نهههههههه دستتو از لاپام وردار . نه منو وادار به گناه نکن . الان بابام بیدار میشه .اووووووخخخخخ چشاش خیلی خوشگل و خوش حالت بود . چشای سیاهشو وقتی با هوس بهم نگام می کرد فکر می کردم با تمام وجودش داره منو می کنه -آهههههه نههههه شهبال نههههه -آررررررره آررررررره تو میگی نه ولی نگات میگه آررررررره ناز نکن واسسسسسم … بازم واسش عشوه می کردم . کلماتو با ناز و ادا می کشیدم -آخه اینجا که نمیشه -پس بیا بریم خونه ما -اوخخخخ حرفشم نزن بابا مامان چی ؟/؟-اونا تو اتاق خودشون خوابیدن -اگه بیدارشن ؟/؟-من درو قفل می کنم . نگران نباش حال می کنیم .-چه جوری برگردم .-یکی دو ساعتی هستی یا با نردبون بر می گردونمت یا از در خونه یه جوری ردت می کنم نترس .-اون وقت تو تاریکی صبح کسی مارو نمی بینه ؟/؟-پس صبر کن کلید خونه رو بر دارم . ده دقیقه بعد تو اتاق شهبال بودم . با همون لباس راحتی خودم .بدون شورت و سوتین وشهبال البته از رو دیوار خودشو رسونده بود به خونه شون چون با یه شورت و زیر پیرهن اگه کسی اونو می دید خیلی حال بگیری بود . تازه بهترشم این بود که ما با هم دیده نشیم . یه مانتو رو لباسم پوشیده بودم که لباسه از زیرش زده بود بیرون . هوس زیاد مجنونم کرده بود . واقعا به مامانم کیر زده بودم . اینم از اون اصطلاحات مردونه ایه که تازگیها از کار بردش خیلی خوشم میاد . معشوقه اشو از چنگش در آورده بودم . شهبال مثل دیوونه ها افتاد رو من -پسر تو چقدر حریصی .. ولی منم دست کمی از اون نداشتم . دوست داشتم زودتر کیرشو بفرسته تو کوسم . واسه چند لحظه ای از این که دارم به بابام خیانت می کنم کمی احساس شرمندگی می کردم ولی وقتی که تو ذهنم مجسم کردم که بابا با کوس مامان حال کرده ومنم حق دارم با یه کیر دیگه حال کنم خودمو قانع کردم که کوس دادن به شهبال ایرادی نداره . با عجله وحرص و ولع زیاد شورتشو از پاش در آوردم . خوب بود کیرش چاق و گوشتی بود . از ساک زدنش لذت می بردم . به خصوص این که می دونستم تا چند دقیقه دیگه اونو می تونم تو کوسم ببینمش .-اوووووففففف گلوری خانوم . بخخخخورررررشششششش . چه خوب شد جای مامانت اومدی .اووووخخخخخخ نکن نکن . همین الان نه نه نه . من می خوام حال کنم . از وجودت از تنت ذره ذره لذت ببرم . حال کنم مزه بگیرم . یه حالت ۶۹ به خودمون گرفتیم . اون کوس منو گذاشت تو دهنش و کیرشم تو دهن من بود . سست شده بودیم . تن هر دو تا مون ویبره ای شده بود -آخخخخخ شهبال من کییییییرررررررر می خوام . کوسسسسسسس من واسسسسسسه کیییییییییرررررررت بی قراری می کنه . جووووون کیرت تکه تک . مثل خودت ماهه . دوست داشتنیه هوس انگیزه -گلوریا تو خودت ماه و خوشگل و نازی . نازتو بخورم . کوستو بخورم .-بخورشششششش بخور کم نمیاد هرچی دوست داری بخورش . بکن منو . کیییییرررررررر می خوام . من و کوسسسسسسم هردو کیییییرررررمی خواهیم -عزیزم بذارم تو دهنت یا تو کوسسسسسست -حالا دیگه دیر وقته بذار تو کوسسسسسسم می ترسم همه بیدارشن . می ترسم بیدارشن و گندش در آد . ومن هم دیگه تحملشو ندارم -باشه هرچی کوس تو بگه . هرچی کوس خوشگله ات بگه . پاهامو گذاشت تو بغلش و از دو تا پهلوهاش رد داد و کیرشو از همون روبرو گذاشت توی کوسم ودستاشو دور کمرم حلقه زد وکیرشو می کرد تو کوسم وبا حرکتای تند خودش داد منو رسونده بود به آسمون . یه دستشو گذاشت رو دهنم و گفت یواشتر همسایه ها بیدار میشن . نمی دونم چرا نگفت که مامان بابا بیدار میشن . اون جوری که مامان می گفت یه خواهر داشته که ازدواج کرده رفته حالا اون بابابا مامانش سه نفری تو این واحد بودن . پنجره تراسشون تا دیوار حیاط ما که اونم مربوط به آپار تمانشون می شد دومتری فاصله داشت حتی بیشتر از حد لازم فاصله داده بودند تا بتونن پنجره بگیرن . واسه همین اعتراضای بابا راه به جایی نداشت . بگذریم کوس تشنه من اسیر کیر پسر همسایه شده بود .. بوی جوونی و تازگی رو به خوبی احساس می کردم خیلی به خودش رسیده بود . انگاری این من نبودم که چند ساعت پیش توسط پدر و شوهرم گاییده شدم . پوست کیرش از سر تا ته روی کوس من کشیده می شد و لذت منو تا به حدی می رسوند که انگشتامو با ناخن فرو می کردم تو پهلوهای شهبال بیچاره . فکر نمی کردم یه روزی این جوری تسلیم شم ولی کوس دادن اونم تا این حد متنوع به این و اون لذت عجیبی داشت . شاید به خاطر لذت بردن این باشه که آدم طعم لذت بخشیدن به دیگرانو به خوبی می چشه وحسش می کنه . اسیر کیر شهبال شده بودم . خودمو به اون سپرده بودم ولباشو مثل یه زالو می مکیدم . هوس توی تمام تنم پخش شده بود . در مقابل گاییده شدن منم اونو می بوسیدم و با دستان نوازشش می کردم -گلوریا جون تو چقدر خوب و نازی . کاش فقط مال من بودی . هرکی تو رو بگاد ده سال جوون میشه یه لحظه لبامو از رو لباش ورداشته گفتم هرکی زیر کیر تو بخوابه وقتی چشاشو باز کنه می بینه که ده سال جوون شده .شهبال منو تو پر و بال خودش گرفت . کمرمو گرفت و دو تا پاهامو گذاشت دو طرف پهلو هاش و منو بلندم کرد و دستاشو دور کمرم حلقه زد طوری که وسط بدنمون به هم چسبیده بود . منو روی هوا حرکت می داد و با تلاشی زیاد می گایید . غصه کمر و خستگی اونو می خوردم واسه همین رو من اثر گذاشته بود . خستگی ناپذیرانه منو می گایید . پس از چند دقیقه منو گذاشت زمین و افتاد رو کونم . سرشو گذاشت اون وسط و زبونشو گذاشت رو سوراخ کونم و از طرف جلو دستشم رو کوسم قرار داد . فکر نمی کردم این جوون این قدر تو کارش مهارت داشته باشه و بدونه که با یک زن جوان چه رفتاری داشته باشه خوب شد که نذاشتم با مامان قاطی شه مگه من بد می خوردم . تازه داشتم مزه زندگی رو می فهمیدم و می گرفتم . واقعا ما خودمونو اسیر یه سری قوانین دست و پا گیر کردیم که ما رو از لذت و خوشی و تفریحی که مستحق اونیم محروم می کنه و یه تابوهای الکی ایجاد می کنه .. کونمو به طرف شهبال قمبل کرده دو تا زانو مو گذاشتم زمین و مثل یک موشک زمین به هوا به جای این که شلیک کنم منتظر شدم تا یه موشک بره تو کوسم . به جای موشک یه موش عروسکی همچین یورشی به کوسم آورد که کمر خم شده منو صاف کرد و منو انداخت زمین . دوباره بلند شدم و به همون وضعیت شهبال به گاییدن خودش ادامه داد . با دستاش کمر منو داشت و کیر کلفتشو تا آخر می کرد تو کوسم و می کشید بیرون -اسیر کیرتم شهبال . می خوام فقط مال من باشی . سر سوزنی اگه بفهمم رفتی طرف مامانم تحریمت می کنم -گلوریا خوشگل من . اون پیرزنو کی می کنه . وقتی کیرم طواف و زیارت کوس یک و یک تو رو کرده دیگه کوس ترکیده مامانتو میخواد چیکار -من نمیدونم . خودت می دونی . نگی نگفتما حالا بیا و ردیفم کن -ای به چشم منو رو زمین صافم کرد یعنی خوابوند و از پهلو گذاشت تو کوسم . انگشتشم فرو کرد تو سوراخ کونم و شروع کرد به بوسیدن لبام . همزمان با حرکتای گایشی اون منم با حرکتای پس گایشی خودم اصطکاک کیر و کوسو زیاد ش می کردم -اووووووفففففف شهبال ولم نکن ولم نکن ولم نکن همین طور ادامه بده می دونم خسته ات کردم . خواهش می کنم . ببین التماست می کنم تا ارضام نکردی ولم نکن .-حتما حتما . واسه این که نشون بدم این کیر منه که می تونه خواسته اتو بر آورده کنه حتما این کارو می کنم -ولم نکن سرعتو کم نکن . سینه هامو کمر و تنمو همه جامو اوخ خواهش می کنم . واییییی وایییییی جووووووونننننن اوخ کوسسسسسسم کوسسسسسسسم نفسسسسسم کیییییییررررررتو بززززززززن داره می ریزه داره میاد داغ داغم ولم نکن بذار ادامه پیدا کنه . اوووووفففففف دیگه نمی تونم می خوام جیغ بزنم -بزن بزن جیغ بزن گلوریا جونم -بابا مامان بیدار نشن -نه بزن جیغ بزن . وایییییی داشتم سکته می کردم . خدا آبروم پیش همسایه ها رفت . اینا چند ماه پیش تو عروسی بودند . چرا اصلا متوجهشون نشدم . مسیرشون یه سمت دیگه بود . پدر و مادر شهبال گوشه در ایستاده بودند . مادره لخت با شورت و سوتین ایستاده بود و دستش تو شورتش بود و به صحنه عشقبازی من و پسرش توجه داشت و با کوسش ور می رفت و پدره هم که با شورت حی و حاضر اونجا وایساده بود شورتشو پایین کشیده با کیر متوسط خود در حال جلق زدن بود -شهبال چرا نگفتی که اینام اینجان ؟/؟اگه دیگه بهت کوس دادم .-خواهش می کنم عزیزم اینا خودمونین . ما با هم صمیمی هستیم . داستانشو فعلا فرصت نیست واست تعریف کنم . فقط تو رو جون هر کی دوستش داری هوای بابامو داشته باش . بهش حال بده -نه شهبال این دیگه نامردیه . قرارمون این نبود . من از حقه بازی و کلک زدن خوشم نمیاد . تو باید اینو از اول بهم می گفتی -خواهش می کنم گلوریا . ثواب می کنی به عنوان یه خواهر بزرگتر کمکم کن . خواهش می کنم . پس بذار واست تعریف کنم . بابا ده سال از مامان بزرگتره . بابا ۵۰ میشه . داره میره تو خط پیری و کیرشم دیگه مامانو تامین نمی کنه . منم دیدم چش خیلیها دنبال مامان چهل ساله منه واسه این که به بیراهه کشیده نشه خودم باهاش رو هم ریختم . اولش نمی خواست قبول کنه ولی وقتی بهش گفتم برا جلو گیری از گناه و دوری از انحرافه قبول کرد . یه شب که داشتم مامان خوشگل وقبراق و جوون خودمو می گاییدم بابا منو دید و کلی حالم گرفته شد . بهش قول دادم که جبران می کنم وعده مامانتو بهش دادم . حالا که تو اینجایی خیلی خوشحال تر نشون میده . گفت اگه یکی پیداشه سر حالش کنه حرفی نداره که هر وقت که من شهبال دلم خواست می تونم مامانمو بکنم . دلم واسه شهبال سوخت . می خواد مامانشو بکنه . هوس مادرشو کرده گناه داره بین دونفر که همدیگه رو می خوان و تمنای تن همو دارن جدایی انداختن .دلم واسش سوخت .منم بابایی خودمو خیلی دوست دارم .-باشه بهت کمک می کنم .فقط یادت باشه دونفری هم باید منو بگایین . به مامان من هم رو نمیدی -باشه هر چی تو بگی گلوریا جون . فقط بابا یه خورده خجالتیه -معلومه -اول که یه خورده ترس و خجالتش ریخت ازش خواهش می کنم که دو تایی یک زمان تو رو بکنیم .-ببین تو هم جلدی برو ازش امتیاز بگیر و بگو در صورتی گلوریا حاضره بهت کوس بده که من شهبال مادرمو توی همین اتاق بکنم . یعنی چهار تایی کنار هم باشیم . می دونی شهبال جون این جوری اگه همدیگه رو ببینیم ترس و شرم و حیا و خجالت از بین میره راحت می تونیم همدیگه رو قبول کنیم . باشه من باباتو درست می کنم .-قربونت برم من گلوریا -راستش منم اصلا یادم رفته بود که یه بابایی هم تو خونه هست که ممکنه هر لحظه بیدار شه و ببینه من سر جام نیستم ولی با این اخلاقی که پدرم داشت و من از بچگی باهاش آشنا بودم می دونستم در این شرایطی که خستگی برش غلبه می کنه یک ضرب با اعصابی کاملا آروم می خوابه . خونه پسرش بگم سرم درد می کرد رفتم دارو خونه قرص بگیرم . از کجا می خواد بفهمه کوس و کونم مشغول بوده ؟/؟شهبال رفت با پدرش صحبت کرد و مقدماتو چید . پدره در جا هرچی که پسرش می خواستو قبول کرد . بعد اونو آورد جلو تا به من معرفی کنه به جای این که منو به اون معرفی کنه -گلوریا جان این بابامه اسد خان پدر اینم گلوریا خانوم . خودت که دیدی چه اندام کار درستی داره . بهمون افتخار دادن کلبه ما رو مزین فرمودن . من اول یه تستش کردم ببینم اگه خوبه بدم دم بابا جونم . پدر جون این قدر دوستت داشتم و دارم که به احترام شما تو کوسش آب نریختم تا نجس تحویل شما نداده باشم . پدره مثل خر کیف می کرد . سر پسرشو به علامت قدر دانی بوسید و گفت همیشه دعا گوتم -پدر اجازه دارم با مامان همین جا مشغول شم . این خواسته گلوریا جان هم هست -صاحب اختیاری هر جا دوست داری می تونی دست ننه اتو بگیری و ترتیبشو بدی -ممنونم پدر خوش بگذره -واسه تو هم همین طور . داشتم از این تعارفات شاخ در می آوردم . منو باش که فکر می کردم استارت این کونده بازیها تو خونه ما خورده تو نگو ملت دارن راه میفتن و ما عقب افتاده تر از همه ایم . اون دو نفر رفتند و من و اسد خان که موهاش جوگندمی شده بود و وزنش به شصت کیلو هم نمی رسید کنار هم مونده بودیم که چیکار کنیم -آقا اسد حالا من و تو کنار همیم . ببینم چیکار می کنی . شورتشو کشیدم پایین . صورتش سرخ شد . کونمو طرفش قمبل کردم و کیرشو از پشت سر و بدنم گرفتم تو. دستم و به کونم مالیدم و گفتم این گوی و این میدان نشون بده که مثل اسمت شیری . بزن زیر گوش هر کی که میگه تو پیری . ماشاءالله توداری عجب کیری ! اوووووووووههههههه اسد جون اسد جون میگن اون مردایی که یه خورده تجربه دار تر میشن بهتر می تونن ما زنا رو درک کنن . بهتر می تونن نیاز های جنسی ما رو تامین کنن . کی میگه تو پیری . تو خیلی خوش تیپی . خودمونیم به کسی نگی . من با این کیر تو خیلی بهتر می تونم حال کنم تا با کیر جوونا . اصلا به اونا نمیشه اعتماد کرد . بیا بیا طرف من . بگو دوستم داری . بگو که عاشق کوسم شدی . بگو که کونمو می خوای . عزیزم این قدر ساکت نباش . این قدر خجالت نکش . من هوس دارم . به من حال بده . می دونستم بخاری از این بلند بشو نبود . آخر وقت بود و یه جوری باید حال و تفریح می کردیم تازه باید هوای این شهبالو هم می داشتیم تا اون به مامانم باج نده . اگه دست از پا خطا می کرد من هم از این طرف واسش مایه میومدم تا نتونه مامانشو بکنه و تازه دیگه هم باهاش سکس نمی کردم -بیا بیا طرف من عزیزم اوخ کیرتو بخورم .. مات مونده بود و منو نگاه می کرد . این چه جوری بیشتر از بیست سال زنشو گاییده خدا میدونه . این زنه باید یه جورایی خودشو راضی کرده باشه . شایدم صبر و تحملش زیاد بوده . مثل الان نیست که تحمل خیانتو ندارن و میرن تلافی می کنن . تازه خیانت نکرده مد راه انداختن و میرن دنبال دوست پسر . اونم نه واسه حرف زدن و لاسیدن خشک و خالی بلکه واسه تقدیم وجود و جسم و کوس و کونشون . بعضی هاشون هم این قدر کوس خلن که فکر می کنن دوست پسرشون عاشقشون شده . آخه کوس خل جان ! زن ۴۰ ساله ای که میری دوست پسر ۲۰ ساله می گیری مگه اون پسره کوس خله بیاد تو رو پس از طلاق و جدایی از شوهرت اونم با چند تا بچه بگیره ؟/؟اگه عشق و وفا ارزش داشت خودت به همون شوهرت وفادار می موندی . همون کوستو بدی واسه هفت پشتت بسه . ول کن بابا بریم به اسد خان خودمون برسیم که داره بر و بر منو نگاه می کنه و منتظره که یه کاری صورت بدم . کیرشو تو دهنم میک می زدم و مشغول ساکیدن بودم . مگه دراز می شد ؟/؟مثل آدامس کش میومد و مثل کش می رفت سر جای اولش . کشتم خودمو تا پس از چند دقیقه ساک زدن قد و قواره اشو به ده دوازده سانت رسوندم .-حاجی اسد جون از کدوم طرف دوست داری بذاری تو کوسم ؟/؟..نخیر هنوز راه نیفتاده بود . اونو خوابوندمش و رفتم رو کیرش نشستم . شق هم که شده بود یه خورده شلی داشت . دو تا رون تپلم یه خورده راه کوسمو بسته بود . مجبور شدم چاک وسط پامو بیشتر بازش کنم کوسمو بیشتر مشخص کنم و کیر اسدو گرفتم توی دستم و مالیدمش به کوسم . کلی این طرف و اون طرفش کردم تا به زور توی کوسم جاش دادم واسه این که روحیه اسد خان پایین نیاد زیاد به کون و کوسم حرکت نمی دادم که یه وقتی کیرش بیرون نزنه اون وقت دیگه چاخانها مو قبول نمی کرد … حس کردم کیرش یه خورده سفت تر شده -اسد اسد اسد جان یه خورده تند تر بزن حال بده . بگو دوستم داری بگو با من حال می کنی -دوستت دارم عروس خانوم . دارم حال می کنم . باورم نمیشه چند وقت پیش تو عروسیت بودم حالا کیرم رفته تو کوست . وقتی با اون لباس خوشگل و سفید عروسی دیدمت که خیلی هم ناز و سفید شدی داشتم حسرت می خوردم کاش جوون بودم و دوباره با یه خوشگلایی مث تو حال می کردم -قربونت من اینجام که تو دیگه حسرت نخوری و آه نکشی . بیا منو ببوس بهم حال بده کاری کن که من حسرت نخورم . می دونی حسرت خوردن و آه کشیدن چقدر درد داره . میگن یک سوزن به خود و یک جوالدوز به دیگران . اووووووفففففف من میخوام با هات حال کنم . اسد کیرشو بیشتر تو کوسم حرکت می داد -یه خورده جلو گیری کن آبتو الان خالی نکن . اول عروس خانومو راضی کن . اول من من من . زنو که راضی کردی بعد آب کیرتو خالیش کن . بغلش کردم و لبامو رو لباش غلتوندم و تنشو محکم به تنم چسبوندم . قبلشم بهش گفتم هر وقت حس کردی داغ شدی بهم بگو ازت جدا شم . نمی خوام زود خالی کنی . اون طرف تماشای سکس مادر و پسر هوسمو برده بود بالا . سکس اون طرفی کجا و این طرفی کجا . شهبال اینجا رو با میدون اسب دوانی اشتباه گرفته بود . منتظر بودم کی مادره به ار گاسم می رسه منم این وری یه کولی بازی الکی راه بندازم و بگم ار گاسم شدم که شهبالو بفرستم طرف خودم . شهبال رو مامانش سوار بود و کیرشو مثل یک شلاق اول به دو طرف کون مادرش می زد بعد یهو از پشت می کرد تو کوسش . بگیر رباب بگیر رباب بگیر ربابه جون . بگیر کیر پسرتو تا هوس کیر غریبه رو نکنی . بگیر عزیزم . ربابه غرق در هوس و ناله گاهی چشاشو می بست و منتظر حرکت بعدی پسرش بود . یه لحظه شهبال متوجه من و نگاهم شد و از راه دور یه بوس واسم فرستاد . منم طوری که باباهه متوجه نشه جوابشو دادم . عجب دنیایی بود . خونه ما کم بود خونه همسایه هم شده بود جنده خونه .-شهبال شهبال پسرم مادرت داره پر پر میشه چاره کن .-چیکار کنم مادر جون کییییییررررررررمن چاررررره کوسسسسسسته . پاهای ربابه رو انداخت رو شونه هاش .-مامان پاهاتو رو شونه هام محکم کن . سعی کن زیاد حرکت نکنه . می تونم با دستام داشته باشمشون ولی می خوام لای کوستو باز کنم تا کیر به حاشیه هاش هم بخوره و بیشتر حال کنی . لبهای کوسو به دو طرف بازش کرد و کیر و تا ته می فرستاد تو کوس مامان و می کشید بیرون -اووووووفففففف اووووووففففف نزدیکه نزدیکه نزدیکه بکن بکن بکن -گلوریا خانوم حواست کجاست کجا رو نگاه می کنی -هیچی اسد جون اونا رو که نگاه می کنم متوجه ارزش کار شما میشم . چقدر با مرام و با تواضع و با متانت می کنی . مرد مردونه . مثل یه آقا بکن . منو بکن بزززززن اسد جون اوخ اوخ اوخ کوسسسسسم کوسسسسسم . مثل اسب چموش چند تا پرش و لگد زدم و ساکت شدم و رفتم تو بغل اسد . ازش نخواستم که تو کوس یا کونم یا رو سینه هام آب بریزه . اگه کیرش افت می کرد مایه آبرو ریزی بود . دیگه با هیچ صراطی راست نمی شد . باید همین جا بیست و چهار ساعت بست می نشستم تا آب رفته به جوی بر گرده …-اسد جون کیرت بهم خیلی حال داد تا حالا این قدر از سکس لذت نبرده بودم . شوهرم و شهبال هم نتونستن مثل تو منو تا این حد سر حال بیارن . هر چیزی یه تجربه ای میخواد . لبخند رضایتو تو صورت اسد می دیدم . خیلی خوشحال بود . اون طرف هم پسره مادرشو چسبونده بود به دیوار و بیرحمانه می کردش .اسد زبون در آورده بود-شهبال جان جرش ندی یه موقع . اون وقت حالشو تو باید ببری دردسراش مال منه . واسه این که زمینه رو آماده کنم گفتم آقا اسد برو کمکشون -بده -ببین چی دارم میگم تماشاش می کنی بد نیستا . برو جلو . فوری پشیمون شدم و گفتم نه بیا پیش خودم سرتو بذار رو سینه ام نازت کنم .-عزیزم خوشگل من . عروس تپلم این منم که باید تو رو ناز کنم …. راستش حساب کرده بودم که اگه بره اونور زنشو شریکی بکنه کیره رفته واسه خودش . اون طرف پسره مادره رو ارضا کرد و منم از شهبال خواستم بیاد این طرف . حالتهای اسد نشون می داد که دیگه دوست نداره منو بده دست شهبال چه برسه به این که شریکی هم منو بگان . حالا من بودم و دو تا کیر . کیر شهبال دو برابر کیر پدر ش نشون می داد . مادره بیحال یه گوشه ای افتاده بود . شهبال با این که خسته بود و تو کوس مادرش خالی کرده بود ولی کوس منو که دید دوباره سر بلند شد .-آقا اسد اگه دوست داری بذار تو کونم . رفتم وسط پدر و پسر . کیرشونو نوبتی میذاشتم تو دهنم و حرکتای هنر پیشه ای از خودم در می آوردم . هر دو تا کیرو برشته اش کرده بودم . لحظه به لحظه حشری تر می شدم -بچه ها حالا هر دو تا کیرو با هم بذارین تو دهنم . هیجانی کار کنین . انگار گوششون سنگین بود . شایدم نفهمیدن چی گفتم . اول کیر شهبالو کردم تو دهنم و کنارش هم کیر پدرشو . یه خورده کار سخت شده بود ولی دهنمو تا می تونستم باز می کردم و دو تا کیرو با هم ساک می زدم . من امشب یه هیجان می خواستم یه تنوع . یه بار اول کار شهبال منو به ار گاسم رسونده بود با این که هوس داشتم ولی حس کردم دیگه امروز پیمانه ار گاسمم پر شده و باید حال کنم . شهبالو رو زمین خوابوندم و رفتم رو کیرش نشستم . اوخخخخخخ کیرش چه راحت رفت تو کوسم . اسد از پشت رفت رو کونم و هرچی سر کیرشو به سوراخ کونم فشار می داد سر کج می شد و از دست سوراخ در می رفت -شهبال جان یه انگشتتو بذار بغل کیرت ببین کوسم جا داره ؟/؟انگشته رو از بغل کیرش فرو کرد تو کوسم و گفت از نظر من آره تو که دردت نگرفت ؟/؟-نه شهبال جون . آقا اسد فعلا کونو ولش . یا کیرتو امشب لج کرده یا کون من .. کیرتو از بغل کیر پسرت فرو کن تو کوس من .. اسد مثل غول قصه ها هر چی می گفتم گوش می کرد. کیرش خیلی راحت از بغل و بالای کیر شهبال رفت توی کوسم . حالا دو تا کیر تو کوسم بود . بیشتر کیر شهبالو احساس می کردم . هم نفوذ بیشتری داشت هم در اصل دراز تر بود . نیمساعت تمام داشتند منو می گاییدند و تعجبم از این پدره بود که چطور تونسته این همه اراده داشته باشه و جلو گیری کنه -خسته اتون کردم قربون شما پدر پسرای باحال برم . شما از یه خون و خونه این . حال کنیین دونفرتون و به منم حال بدین . با هم بریزین و خالی کنین تو کوسم و این جوری بیشتر سر مستم کنین . اسد جون می بینی دو نفری یه نفرو گاییدن چه حالی میده . نمیگم هر کی رو که گیر آوردی باهاش شریک شو . این رباب خانوم هم حق داره صفا کنه .حالشو ببره . هر وقت دوست داشتین تنهایی بکنینش وواسه تنوع هم دو نفری بیفتین سرش . این دو روزه دنیا ارزششو نداره که حال نکرده وقت تلف کنین و یه روز به خودتون بیایین که هیچ حال و حوصله ای واستون نمونده . فکر کنم این اسده داغ کرده بود . آب کیرشو خالی کرده بود . چون حرکت و فشار تنشو حس می کردم و ریزش آبو . شهبال هم دستاشو دور کمرم فشار می داد . خودشو از رو زمین به طرف بالا و داخل کوسم پرت می کرد . فقط همینو کم داشتم که یه انگشتشو هم فرو کنه تو کوسم -اووووووففففف کوسسسسسم کوسسسسسم دوباره هوس کیییییییررررر کرده تو با انگشتات چیکار می کنی پسر . چشام خمار شده بود و لبام گرد و حلقه ای . دیگه فرصتی نبود تا بخوام بمونم و جون شهبالو بگیرم تا یه بار دیگه منو به ار گاسم برسونه . پس از چند تا پرش از بالا به پایین کمرمو گرفت و روی خودش که طاقباز رو زمین قرار داشت فشرد طوری که پدره به همراه کیرش به یه طرف پرت شد و سوراخ کوس منم در حالی که توسط کیرش قفل شده بود آبهای ریخته شده رو قورتش داد -آخخخخخخ گلوریا جون کوسسسسسست خیلی حال داد . با این که خیلی تنگه تعجب می کنم چطور دو تا کیر ما رو قبول کرد -ویه انگشتو …روی شهبال دراز کشیدم و لباشو بوسیدم . دوتا رو هم قرار گرفتیم و قصد جدا شدن از همو نداشتیم . فکر کنم اسد حسودیش شده باشه . اون اومد سرشو گذاشت رو کونم و بقیه تنشو به طرف پایین دراز کرد . من و شهبال در حال لیسیدن زبون هم بودیم و اسد هم داشت کون منو لیس می زد . ربابه هم که تازه کیف مستی از سرش پریده بود اومد و کمرمو مورد نوازش دستای لطیف زنونه اش قرار داد . دیگه داشت دیرم می شد . خیلی اصرار کردن که بمونم ولی بهشون قول دادم که زود زود بهشون سر بزنم . قبل از این که برم اسد منو برد اتاق خودشون و از جیبش یه دستبند طلا و پر ملات در آورد و به من هدیه داد . هر چی تعارف الکی کردم که نگیرم نشد و گفت این هدیه عروس خانومه -حالا راستشو بگو واسه عروسی منه یا واسه دومادی تو و این که امشب یا این دم صبحی تونستی منو عروس خودت کنی ؟/؟خندید و این بار لبمو بوسید و گفت بازم از این ورا بیا . تو خیلی به من روحیه دادی حس می کنم جوون شدم …. راست می گفت چون هفته بعد که اومدم اینجا تیپش عوض شده بود و از تار های سفید موی سرش اثری نبود و کیرشم شق تر شده بود که فکر کنم قرص وایاگرا می خورد . حالا در ادامه اون شب که صبح شده بود بگم که چهار صبح رفتم خونه و همه چی امن و امان بود و رفتم تو بغل لخت بابا خوابیدم ……. زندگی ادامه داشت و من و بابا با هم بودیم و مامان و همایون هم با هم بودند . هر دو هفته در میون یه سکس ضربدری هم انجام می دادیم که همیشه هم من و بابا حرص می خوردیم و کارمون به قهر و آشتی می کشید. اسد و همایون و شهبال و بابا چهار تا مردی هستند که تا حالا منو کامل گاییدن . یواش یواش هوای یه مرد دیگه یا یه کیر تازه به سرم افتاده . آدم که به هر از راه رسیده ای که نمی تونه بگه بیا منو بکن . هنوز جامعه ما به اون حد از خود باوری نرسیده که این مسائل حلاجی بشه ولی من می دونم نفر بعدی که برای اولین بار منو بگاد کی می تونه باشه . البته همچین اولین بار اولین بار هم نه ها اون شوهر خالمه که خیلی خوش تیپ و خوش قد و قواره و همسن بابامه چهار پنج سالم که بود کیرشو به سوراخ کونم مالید و آبشو ریخت اون وسط پاکش کرد . سرمو شیره مالید . به من گفت بریم خاله جون بازی و یه نقشی به من داد و منو به جای مریض گذاشت و کیرشو در آورد به جای سرنگ و اون آبی رو هم که لا درز کونم خالی کرد گذاشت به حساب آمپول . می دونم با پیش کشیدن این موضوع می تونم زمینه رو داغش کنم و ریش و قیچی قضیه رو تو دستم بگیرم .. .پایان

دکمه بازگشت به بالا