داستان سکسی

داستان سکسی زن ذلیل مرد ذلیل | دوشنبه – ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۱

من بچه پایین شهر بودم و اون بچه بالای شهر . من بی پول بودم و اون پولدار . من بی خونه بودم و اون خونه دار . من خوش تیپ بودم و اون معمولی . من از یه خونواده متوسط بودم و اون از یه خونواده درجه یک . تنها وجه اشتراک ما این بود که هیچکدوممون مذهبی نبودیم و شاید عاشق هم نبودیم و بی بند و بار بودیم . پدرش خیلی پولدار بود . هفت هشت مدل کار داشت . زرگری و سوپری و خرید و فروش املاک و دلار و سکه و بساز و بفروشی … خلاصه همه فن حریف بود . دلبرم خیلی لیچار گو بود . مدام فحشای رکیک روی لبش بود . غریب و آشنا نمی کرد و البته به این صورت نبود که هر کی رو ببینه فحش بده . حرفایی رو که می زد با فحش و کلمات رکیک بیان می کرد . مثلا دسته جمعی نشسته بودیم یعنی من و خونواده اش داشتیم فوتبال می دیدیم اون با صدای بلند فریاد می زد کوس کش دیوث پاس بده . این همه یوسف زلیخا گفتم هنوز نگفتم لیلی زنه یا مرد . بله من مرد داستانم و اون لیچار گو زن داستان که بعدش شد عیال بنده . هر دو مون بیست و سه ساله بودیم و بچه اول خونواده . هردومون هم یه خواهر داشتیم که سه سال از ما کوچیکتر بود . از سربازی که بر گشتم خیلی تنبل شده بودم و حوصله کار کردن نداشتم . با این خوشگله که روبرو شدم و فهمیدم که چقدر پولداره دیگه بقیه چیزا رو ول کردم . وقتی که ازش خواهش کردم که شب خواستگاری حرفای رکیک نزنه خیلی عصبانی شد و گفت از همین الان برام تعیین تکلیف نکن بار اول و آخرت باشه . خوارشو میگام اگه هر کی بخواد تو زندگیم دخالت کنه . خودشو ننه ا شو جر میدم . این شیر زن ما اسمش بود ساغر . لاغر بیشتر بهش میومد تا ساغر . منمکه اسمم یاور بود هم وزن اسم زنم . آره با هم عروسی کردیم و من زن ببخشید شوهر این عفریته شدم . تنها دلخوشی و محبتی که ساغر خانوم داشت این بود که مثل ریگ پول خرج می کرد و خیالش نبود . منم مفت می خوردم و می خوابیدم . شب و روز تو بغل هم بودیم و فیلم سکسی می دیدیم و تا می تونستیم با هم بر نامه می رفتیم . از همون روزای اول زندگی رو واسم تلخ کرده بود . با این که کون لاغر بود ولی کون گشاد بود . از اول تو سری خور شدم . جارو کشی آشپزی با من و رختشویی هم که مسئولش من بودم و بدتر از همه ظرفشویی که تا قبل از ازدواجم حتی یکی از این کارا رو هم انجام نداده بودم و اینا افتاد گردن من . کاش به همین چیزا بود . خسته و بیجان که می رفتم استراحت کنم یه چیزی حدود ساعت دو بعد از ظهر می شد . خانوم تا لنگ ظهر خواب تشریف داشتند و وقتی بیدار می شدند ناهارشونو به عنوان ناهار و صبحانه تقدیمشون می کردم تا کوفت کنه . می رفتم تا خبر مرگم یه ساعتی رو بخوابم و خستگی در کنم که خانوم هوس سکس به سرش می زد . اونم از اون سکسایی که می خواست بگه رئیس منم . جرات نفس کشیدن در مقابل نفسهاشو نداشتم . طوری دوست داشت باهام سکس داشته باشه که کیر منو کوس و کوس خودشو کیر حساب کنه و تا حدود زیادی همونم روزای اول موفق شد یعنی واقعا ما رو همون منو کوس گیر آورده بود . فکر می کرد ما تو لوس آنجلس یا پاریس زندگی می کنیم . البته اونا غلط بکنن همچه کارایی بکنن . شاید جنده هاشون تو فیلمای سکسی ازاین کارا بکنن . جنون خود بر تر بینی داشت . تو خونه ویلایی امون یعنی همون خونه خودش یه سگ شکاری داشت که قلاده اونو گاهی مینداخت گردنم اون وقتایی که می خواست باهام سکس کنه . قلاده رو می کشید و ازم میخواست که رو زمین راه برم -ول کن بابا ساغر شاید تو توله باشی ولی من تخمم آدمه -کیرم توی کوس ننه ات گدا گشنه خوار کوسسسه برو گمشو از خونه من بیرون . هر موقع خونه واسم ردیف کردی بیا منو ببر .. دیدم اگه سگ بشم بهتره . یه نوع جنون یا سادیسم جنی داشت که یواش یواش داشت به من سرایت می کرد . گاهی وقتا در همون حالت سگی با چوب میومد سراغم و گاهی هم با گرد گیر یا خاک گیر های مودار . مجبور بودم مث سگای پا کوتاه دنبالش راه بیفتم . فکر می کردم واسه تفریح داره از این کارا می کنه و خیلی زود از این بازی خسته میشه ولی مدام تو فیلمهای سکسی که از ماهواره پخش می شد دنبال همچه صحنه هایی بود . اگه هم تو سی چهل تا کانال می گشت و چیزی گیر نمی آورد از فلش و دی وی دی و فیلمهای ضبط شده ای که در این مورد داشت استفاده می کرد . یواش یواش منو عادت داد که نوکر و برده اش باشم و اونم رهبرم .. یه لذتی بودهمراه با شکنجه که روز به روز به شکنجه اش اضافه می شد . با موهای گرد گیر می کشید رو کیرم . رگهایروی کیرمو می دیدم که متورم شدن و میخوان بزنن بیرون ولی تا موقعی که خانوم تشخیص نمی دادن این کیر نباس می رفت تو کوس . توی اوج هوس و ناله هاش دست از این بازیها بر نمی داشت و منم همراش بودم . بعضی وقتا دوست داشتم گردنشو بگیرم و خفه اش کنم ولی یه حسی منو تسلیم اون می کرد . همون احساسی که بعضی ها از اون به عنوان جادو یاد می کنن . گاهی وقتا کوسشو که بوی شاش می داد میذاشت تو دهنم .-برده من بلیسش اگه خوب لیس بزنی و تحریکش کنی میدم شاشمو بخوری وگرنه بازم شلاقه .. آخه اول از قانون خبری نداشتم و هی پیف پیف می کردم و سرمو اونور می کردم که دیدم ارباب عصبی شده و شلاق یه متری رو که تا حالا به زمین و در و دیوار می زد با یه ضربه ملایم وارد کرد به شکمم . لک و اثرش تا مدتها رو پوست سفید شکمم باقی بود -ببین یاور تو یاور من نیستی . این ضربه رو آروم زدم تا گرم بیفتی . بهت افتخار دادم کوسمو گفتم بلیس .این نعمتو ردش می کنی ؟/؟در حالی که می سوختم گفتم ساغر جان منظوری نداشتم تا بخوام عادت کنم طول می کشه . تازه اگه خوب کوسشو می خوردم این افتخار نصیب من می شد که شاششو بخورم . در غیر این صورت باید شلاق می خوردم . با خودم فکر کردم شلاق خوردن اثرش تا مدتها باقی می مونه شاش خیلی بهتره . واسه همین مث یه سگ کوسشو لیس می زدم و اونم مث یه آدم ناله می کرد ولی همچنان وحشی بود و رام نمی شد به ذهنم رسید که برم دادگاه تنظیم خانواده به جرم شلاق خوردن ازش شکایت کنم دیدم فایده ای نداره . آخرش که بازنده ام . اونو که سر شوق می آوردم جایزه اشو تقدیم من می کرد . کوسشو می گرفت طرف من اکثرا حرفایتکراری بین ما رد و بدل می شد . دهنمو می بستم یا طوری باز می کردم که بیشتر شاشش تو دهنم نریزه یااگر هم ریخت با یه فنی نذارم از راه گلوم بره تو شکمم . دستمو خونده بود . با دو تا دستاش چاک دهنمو باز کرد -بازش کن وگرنه شلاقه -ساغر عزیزم تشنه ام نیست -باز کن میخوام بهت حال بدم .شاششو می ریخت تو دهنم و منم داشت حالم بهم می خورد . اوایل کمی سختم بود ولی بعد یواش یواش عادت کردم وواسه این کهمریض نشم بعد از سکس که اگه بتونیم اسمشو سکس بذاریم می رفتم شیر یا آبلیمو می خوردم تا یه خورده معده ام ضد عفونی شه . مجبور بودم هر روز کیرمو برق بندازم تا خانوم کوس مودارشو مث یه سنباده بکشه روش . وقتی این کارو می کرد حس می کردم داره یه شلاق تیزو داره رو کیرم پیاده می کنه . شلاقی که هم اثرش موندگاره و هم مدت ضربه اش طولانی . پوست حساس کیرم زخم می شد و با همان پوست زخمی مجبور بودم روز بعدش همین عملو تحمل کنم . شکنجه هاش انواع و اقسام مختلف داشت . وقتی دستور صادر می شد کیرمو بذارم تو کوسش حس می کردم برای چند لحظه از جهنم وارد بهشت شدم . چقدر اون داخل داغ بود تازه اون موقع حس می کردم زن دارم و دارم لذت می برم . یکی دو دفعه اول خیلی زود خیس کردم و آبمو ریختم تو کوس زنی که دوست نداشت از شوهرش بچه دار شه و قرص می خورد -دیوونه اگه یه بار دیگه زود خالی کنی می دونم چیکارت کنم .-دست خودم نیست دارم حال می کنم آبم زود میاد -اگه این قدر بهت خوش نگذره که این طور راحت آبتو خالی نمی کنی . میدونم چیکارت کنم مجبور بودم اکثرا قبل از ورود به عملیات سکس پنهونی یه دست جلق بزنم تا تحملم زیاد شه . موقع گاییدنش دستامو دور کمرش حلقه می زدم کیرمو با حداکثر و شدت تا ته کوسش می فرستادم . اون داخل خیلی داغ و خیس بود . دیگه حس نمی کردم که کیرم داره می سوزه . ساغر جلاد از هیجان زیاد یا به عمد ناخنای دستشو فرو می کرد تو گوشت تنم . انگار از روز ازل دنیا اومده بود که قاتل جونم شه . خیلی دوست داشتم کونشو بکنم هر چند زیاد چاق و تپل نبود ولی خیلی از استیلش خوشم میومد . همیشهدر این آرزو بودم که یه روزی زن بگیرم و هر وقت دوست داشتم بتونم برم سراغ سوراخ کونش . ولی می دونستمحکم یه آدمی رو دارم که منو به ده راه نمیدن چه برسه به این که سراغ خونه کد خدا رو بگیرم . یه بار یادم میاد موقع گاییدن ارباب خودم یه انگشتمو فرو کردم تو سوراخ کون ساغر تا ببینم مزه دهنش چیه . تو همون حالت با انگشتا و ناخنش یه نیشگونی از پشت دستم گرفت که بی اراده یه متر رفتم عقب و کیرم از تو کسش اومد بیرون -آشغال عوضی دست خر کوتاه . آرزوی کونمو باید به گور ببری . واسه چی خودتو کشیدی کنارنزدیک بود ارگاسم شم . اعصابمو ریختی بهم . حیوون من تاکی باید زور بزنم تا تو یکی رو آماده کنم . حالا سیستم من قاطی کرده تا فردا هم اگه منو بگایی راضی نمیشم . کی به تو اجازه داده دست تو کون من کنی . از سرت زیادیه -ساغر جون آخه تو زن منی اگه دست تو کون تو نکنم تو کون کی دست بکنم -چه غلطا !روز روشن با من از خیانت حرف می زنی ؟/؟پوست از سرت می کنم اگه ببینم با یه زن دیگه رابطه داری -عزیزم . رئیس خوشگل من !من که شب و روز تو خونه ات زندونیم . کی وقت دارم ازاین در برم بیرون و دنبال زن دیگه ای راه بیفتم-اصلا حرفشو هم نباید بزنی -ساغر جان من مثال زدم . در مثال مناقشه نیست .-در شلاق هم مناقشه نیست . پشت کن . دمر بخواب ببینم . دو تا ضربه شلاق یکی به طرف چپ کون و یکی دیگه هم به سمت راست کونم زد . و یه ضربدر سرخ خوشگل درست کرد وگفت این یادت باشه که دیگه با من نپیچی . پاتو از خط مرزخودت اونور ترنذاری .کونم داشت می سوخت . بیرحم پا نشد واسم دوایی پمادی چیزی بیاره رو زخم و محل سوزشم بماله . زندگی ما به همین صورت ادامه داشت . سعی می کردم خیلی آروم و متواضعانه باهاش بر خورد کنم . اصلا چیزی از تواضع نمی دونست ولی همون حرکاتی رو که بهش حساسیت داشت سعی می کردم انجام ندم . تنها خصلت خوبش این بود که از نظر خورد و خوراک بهم سخت نمی گرفت و پول تو جیبی هایی هم که به من می داد حساب و کتاب نداشت . منم که اهل دوز و کلک نبودم ولی مثل بچه کوچیکی که پولاشو رو هم جمع می کنه هفته ای صد هزار تومن پس انداز می کردم . سعی می کردم پسر یعنی برده خوبی باشم و دیگه شلاق نخورم . دو ماه ازازدواجمون می گذشت . حتی یک بار هم نتونسته بودم ازش بوسه لب به لب بگیرم . یه بار رفتم این کارو بکنم که دیدم جریانی شبیه سوراخ کون داره پیش میاد و صورتش مثل لبو سرخ شد -ارباب !رئیس جان منو ببخش . نمی دونستم حساسیت داری . دیگه تکرار نمیشه . رفتم پیشونیشو ببوسم که دیدم با دو تا دستاش منو ازسر همچین هلم داد که پس کله ام محکم خورد به سنگ اوپن آشپز خونه و افتادم زمین -ببینم مردی تا ما از شرت راحت شیم ؟/؟بازم خدارو شکر کردم که طرز کلامش طوری نشون می داد که از شلاق خبری نیست -تو دیگه زیاد به دردی نیستی حال نمیدی . اوایل طرز رفتاربا اربابتو بلد بودی حالا یه خورده گستاخ شدی . نمی دونی چه طوری کوسمو حال بیاری ومی خواستم بهش بگم عزیزم آزادم بذار تا بفهمی چه جوری می گامت و سر حالت میارم . یه بار که هوس دیوونه اش کرده بود منو انداخت زمین . دست و پامو بست و گردنمو گذاشت لای یه حلقه تخته ای ومثل قدیما که جلاد با تبر از بغل می زد و سر محکومو از بدن جدا می کرد منم حالت اون محکوم بد بختو داشتم . کوسشو آورد انداخت رو دهنم و وحشیانه رو دهن و دندونام می کشید -آهههههه میخخخخخخاره این دهن کثیفت کی می خواد بهش حال بده . دارم تو هوس می سوزم . تو نوکر بی بخار من هیچ کاری ازت بر نمیاد . زبونمو در می آوردم تا کمکش بکنم ولی طوری خودشو ول می کرد که کوس و چوچوله هاش از مسیرش در می رفتند . زیاد از خونه بیرون نمی رفتیم . گاهی هم که می رفتیم مهمونی مث موش مرده ها یه جا می نشستم و زیاد تو بحث و مناظره ها که بیشترش کوس شر گویی بود دخالتی نمی کردم تا این که یه مرد که همسن و سال ما بود وارد شد -پاشو دو تا شربت واسه مون درست کن ببینم . این آقا اسم شریفش قدرته . از اون جنتلمنای شریفه . می دونه که با یه لیدی چه رفتاری داشته باشه . شربتو که آوردی یه چیزی درست کن بخوریم تا بعد بهت بفهمونم که چه طور باید وظیفه نوکری خودتو انجام بدی . در حالی که در آشپز خونه سرگرم انجام دستورات اربابم بودم حرفاشو می شنیدم که به معشوقه اش قدرت می گفت این بی سر و پا مثلا شوهرمه ولی من بهشرو نمیدم . من مال توام عزیزم . داشتم شاخ در می آوردم . فکر همه چی رو می کردم جز این که ساغر بره با یکی دیگه لاس بزنه … مخم تاب آورده بود . دیگه واسه این جا نداشت که به خاطر این خیانت بخوام سرو صدا کنم . اصلا دیگه غیرت و ناموس پرستی واسم مفهومی نداشت . راستش واسه لحظه اول ناراحت شدم . ولی وقتی که یادم اومد من اصلا زن نگرفتم بلکه این زنه که منو گرفته دیگه تونستم خودمو قانع کنم که باید با این موضوع کنار بیام . به به!چی می دیدم ! ارباب من شده بود نوکر و قدرت خان هم شده بود ارباب و قدرت خودشو روی همسرم پیاده می کرد . چنین است رسم سرای درشت گهی پشت به زین و گهی زین به پشت . نمی دونم چرا دوست داشتم قدرت تا می تونه زنمو لت و پار کنه و دق و دلی منو سرش خالی کنه . حالا این قلاده به گردن ساغر بسته شده بود واون مثل یه سگ داشت رو زمین راه می رفت . هر چند قدم معشوقه همسرم یه لگدی به کونش می زد و اونم مث یه خری که بهش لگد بزنن مثل فرفره می رفت به طرف گاییدنگاه . قدرت با قدرت هر چه تمامتر زنمو مثل یه وزنه هالتر اززمین بلندکرد و پرتش کرد رو تخت . موهای سرشو تو دستش جمع کرد و با آخرین زورش اونو می کشید -آییییییییی قدرت قدرت منو کشتی . تو که می دونی من در مقابل کیرت تسلیمم توکه می دونی من برده توام با برده ات مهربون باش . داشتم صحنه رو می دیدم . دوست داشتم ساغر همچین درب و داغون شه که دیگه نتونه تا مدتها کاری به کارم داشته باشه . قلاده گردن ساغرو کشید طوری که کمر و گردنش اومد عقب . هردوشون قبل از شروع برنامه کاملا لخت لخت شده بودند . بکن و ارباب همسرم دستشو گذاشت لاپای ساغر و انگشتاشو توکوس و کون همسر نامردم فرو کرد . ساغر جیغ کشید -وایییییی ارباب من آقای من رئیس جان,مالک وجودم رحم داشته باش . خدایگان با بندگان خود مهربانند . من اسیر توام کنیز توام . با من مدارا کن . تن ناقابل من در اختیار وجود گرانمایه شماست -ساکت کنیزک گستاخ . دخالت در کارهای ارباب بی پاسخ نمی ماند . داشتم فکرمی کردم که اینا راستی راستی دارن سکس می کنن یا این که دارن نمایشنامه بازی می کنن . حرکات اونا منو به یاد فیلمای رومی یا نمایشنامه های شکسپیر مینداخت . در هر حال کاری به کوس شرات اونا نداشتم فقط دوست داشتم زنم پاره پاره شه و دلم خنک شه . وقتی قدرت قلاده رو به همراه گردن ساغر به عقب کشید زبونش از حلقش زده بود بیرون وواسه یه لحظه حس کردم زنم مرده و دیگه نفس نمی کشه . البته اگه می مرد که خیلی خوشحال می شدم ولی قاتل اگه فرار می کرد جنازه کثیف زنم رو دستم باد می کرد حتما فکر می کردن من اونو کشتم . بیشتر واسه این ترسیده بودم . کیرشو یک آن فرو کرد تو کوس ساغر طوری که اونو چند متر پروند به طرف جلو . همین شوک باعث شد که قلاده شل شه ونفسش برگرده دوباره اونو به طرفخودش کشید و این بار کیرشو فرو کرد تو کون ساغر . سوراخ کونش خشک بود و تنگ . ولی قدرت با بیرحمی فشارش می داد تا این که کیرشم فرستاد تو کون ساغر .. بازم چند قدمی تمام تنش رو به جلو حرکت کرد ولی ضربه قبلی محکم تر بود . کیرشو کشید بیرون واین بار قلاده رو بیرحمانه تر از دفعات قبل به طرف خودش کشید . صدای ساغر دیگه در نمیومد . این بار دیگه باید تارهای صوتیشو پاره کرده یاشه . اگرم پاره نکرده باشه این کیری که الان می خواست بره تو دهنش این کارو می کرد . ساغر داغون شده بود واسه این که از این حالت خشن نجات پیدا کنه با ایما و اشاره به قدرت می فهموند که زودتر کیرشو بفرسته تو دهنش . با این که عیال جلادم خودش دهنشو باز کرده بود ولی ظاهرا این ارباب جون ما با خشونت بیشتر حال می کرد طوری که بالا و پایین لبهای باز شده ساغرو گرفت و به دو طرف کشید . منتظر بودم که لبها و حاشیه های لب و دهن زنم جر بخوره و یه خونریزی خوشگل راه بیفته ولی ارباب به کارش وارد بود قبل از این که لبشو پاره کنه کیرشو فرو کرد تو دهن ساغر طوری هم فرو کرده بود که انگار دوست داره از نافش در بیاره . ساغر چشاش گرد شده بود .داشت از حدقه در میومد . سرفه اش گرفته بود من بی اختیار می خندیدم . هر کاری می خواستم بکنم که جلوی خوشحالی خودمو بگیرم نمی تونستم . آخه می دونستم اگه زنم منو در همچه حالتی ببینه بعدا دق دلیشو سر من خالی می کنه . با خودم می گفتم اوهو اوهو بخور میکش بزن . تو کیر می خواستی تو تنوع می خواستی . تو منو اذیت می کنی . می خواستی حال کنی ؟/؟چه مفت خودتو فروختی ساغر . حالا کیر همسایه غازه ؟/؟درازه ؟/؟کوفتت می گرفت به من یکی از این حالا بدی ؟/؟حالا بکش بکش . ببین که یه من ماست چقدر روغن داره . خدا جای حق نشسته . می دونه چه طور انتقام منو ازت بگیره . دست بالای دست بسیار است . اون همه قدرت همه پوف و پوف شده بود و از اون همه هارت و پورت دیگه خبری نبود . قدرت سر ساغرو میون دستاش گرفت و در حالی که کیرشو تا ته فرو کرده بود تو دهن همسرم محکم سر عیالو به کیر و لاپاش فشار می داد تازه داشتصداش در میومد -آخ آخ آخ جان همه جارو بخور می دونم خیلی تشنه اته . بخور حالشو ببر ویتامین داره . قوت می گیری بهتر و بیشتر می تونی حال بدی . کنیز من اگه بخوای اخم کنی و با من خوب تا نکنی مجبورم خشن بشم و دیگه این جور بهت محبت نمی کنم . تو دلم خوشحال شده بودم اوخ جون اوخ جون کیف کردم . خوار عیالمو گاییده بود و تازه می گفت که دارم بهت محبت می کنم . اگه محبت اینه پس خشونت چیه . زنم داشت زیر کیر و دست و پای قدرت تلف می شد ولی هنوز از کرکری خوندن برامن دست نمی کشید . در یکی از این صحنه ها که متوجه لبخند و خوشحالی من شده بود از همون فاصله چند متری واسم یه خط و نشون کشید … ساغر آب کیر قدرتو خورده بود ولی قدرت ول کنش نبود . کیرشو از دهن ساغر بیرون کشید و اونو به سر و صورت زنم می کوبید . خیلی لذت می بردم کیف می کردم که داره زنمو سکه یه پول می کنه . چسبید به سینههاش . مثل انار درسته پوست نکنده ای که میخواد آب لمبوش کنه با آخرین زورش بهش فشار می آورد . آدم فکر می کرد که اون فکر می کنه که داخل سینه های زنم دونه های انار وجود داره . به درک که سینه هاش از فرم و ریخت افتاد . چیزی که به ما نمی ماسه . شاید این جوری باد و فیسش بخوابه . دستشو از پشت گذاشت لای پای ساغر پاهاشو تا اونجایی که جا داشت باز کرد و کوسشو با آخرین زورش تو دستش فشار می داد . اما خیسی و لغزندگی کوس ساغر باعث می شد که پنجه قدرت سر بخوره و اون جوری که ارباب می خواد به برده اش فشار نیاد . لبختد رضایت از گوشه لبام محو نمی شد . دوست داشتم برم جلو و از قدرت تشکر کنم ولی از عواقب اون و انتقامجویی زنم می ترسیدم . رفت سراغ قوطی نوشابه . چند تا قوطی نوشابه خانواده خالی دو رو برش قرار داده بود . بزرگترینشو که از اون قوطی های دو لیتر و خوردی بود بر داشت و به طرف کوس ساغر یورش برد ..قدرت: این قوطیها که همش پلاستیکیه کاش شیشه ایشو داشتی بیشتر بهم حال می داد . خودتم بهتر می تونستی ارضا شی . یه خورده از سر قوطی رو گذاشت تو کوس زنم . ساغر جیغ می کشید -نههههههه نههههههه دردم میاد کوسسسسسم می سوززززه . خواهشششششش می کنم یه کار دیگه بکن -برده و اعتراض ؟/؟من میخوام جرررررت بدم تو چیکاره ای که داری بهم غر می زنی . قوطی بزرگو انداخت و رفت از تو یخچال یه شیشه آبلیمو ورداشت -ببین کنیز غرغرو اگه زیاد غر بزنی اول آبلیمو رو خالی می کنم تو کوست بعد شیشه اشو . حالا لالشو و اعتراض نکن .. زورش میومد آبلیمو رو بریزه . سر شیشه رو باز نکرد . دورشو چسب لنت زد که نرم تر شه . شیشه رو از همون طرف فرو کرد تو کوس ساغر .-لطف این اربابو چه جوری میخوای جواب بدی ؟/؟اگه سرشو چسب نمی زدم کوست جر وا جر می شد .-آقای من قدرت پر قدرتم . دست شما درد نکنه شرمنده ام کردی. نصف شیشه رفت تو کوس ساغر . دیگه سعی نکرد بیشتر بذاره داخل . نه به این دلیل که آدم مهربونی باشه و دلش واسه زن جنده ام بسوزه بلکه نمی خواست مرده شوری بیفته گردنش . خیلی از تماشای این صحنه کیف می کردم . کون ساغر استیل خوشگلی پیدا کرده بود . این باطری آبلیمو هم طوری رفته بود تو کوسش که یه دایره قشنگ و هوس انگیز از کوسش درست شده بود که بی اندازه منو به وجد آورده بود . مثل آدمی که در مقابل دشمنش یه پناهی داشته باشه منم به قدرت قدرت می نازیدم . نتونستم جلو زبونمو بگیرم و گفتم قدرت خان یه شیشه دیگه هم داریم اگه بتونی توی سوراخ کونش فرو کنی بد نیست -قربون معرفتت بد فکری نیست . خیلی مردی داداش . ولی ممکنه وسطشون بخوره بهم . ساغر با عصبانیت سرم داد زد و گفت خفه شو یاور یادت باشه که به هم می رسیم . طوری منو کوبید که جا رفتم و از این که چرا همین جوری لال نموندم تاسف می خوردم . بعد از این که سی چهل دفعه ای باطری رو توی کوس ساغر حرکت داد کشیدش بیرون . فقط یه قسمتی از اونو فرو کرده بود تو کوسش . خوشم میومد چهره درهم و آشفته ساغرو می دیدم . نمیدونم نفس و هوسی هم واسش مونده بود یا نه ولی با همه این بی جونیها می دونستم هر وقت که قدرت بره دق و دلیهاشو سر من خالی می کنه . قدرت با قدرت کیرش به طرف همسرم حمله کرد . بدون این که با دستاش تکیه گاهی ازاون واسه خودش درست کنه . کیر ناب خودشو از پشت اونم با سرعت و نیرویی فوق العاده فرستاد تو کوس زنم. ساغر آنچنان شتابی گرفت که به طرف جلو پرت شد و کیر قدرت از کوسش پرید بیرون و عیالم از پهلو پرت شد بیرون . قدرت خودشو انداخت رو اون . این بار از روبرو کیرشو فرستاد تو کوس ساغر . دستاشو گذاشته بود رو شونه های زن و نمی ذاشت تکون بخوره و خودشو نجات بده -جااااااان . حال میده . هر جوری که دوست دارم می کنمت . این جوری حال میده . این جوری عشق می کنم . این جوری گاییدنو عشق است . نمی دونستم که ساغر بیهوش شده یا داره کیف می کنه که دیگه صداش در نمیاد . خود قدرت هم یه لحظه ترس برش داشت . ببینمغش کردی ؟/؟قبل از این که جوابی بشنوه از چپ و راست گونه های ساغرو می نواخت . رفتم بالا سرش . صورتش قرمز قرمز شده بود -آب بیارم بریزی رو صورتش -نه یاور جان تو خیلی هوامو داری . خیلی بامرامی خیلی مردی .زنتو دارم جلو چشات میگام بازم مهمون نوازی خودتو داری -چاکرتیم قدرت خان . ما در مقابل شما صاحب زن نیستیماصلا می خوای با خودت ببرش . برا خودت -داداش مال بد بیخ ریش صاحبش . بعدش انگشتشو گذاشت جلو بینی اش و اومد زیر گوشم گفت بیداره مواظب خط و نشونهاش باش . تا من هستم هیچ غلطی نمی تونه بکنه . دوباره مشغول گاییدن شد و منم دوباره گفتم آب بیارم ؟/؟-داداش ما خودمون آب داریم ولی زنت کیر گیر خوبیه . آخخخخخخخخ آخخخخخخ کوسسسسشششششش بالاخره داره آب کیییییییررررررررررمو میاره جاااااااااااان داره می ریزه هر چی داشتم داره میاد جوووووووون خالی شد خالی شد .ببینم مردونگی داری که بچه ما رو زیر پر و بالت بگیری ؟/؟-نوکرتم داداش حتی می تونه ازم ارث ببره (هرچند کوفتم نداشتم )کوس شر می گفتم این عیال ما قرص می خورد . از تماشای آب کیر مرد غریبه ای که از کوس زنم داشت می ریخت بیرون بی نهایت لذت می بردم و کیف میکردم .. قدرت نگاهی به من انداخت و گفت یاور خان من از جوانمردیت خوشم اومد . فقط از این متاسفم که این زن باید نوکر و برده می شد و تو اربابش مگه چه چیزت از اون کمتره . تازه از هر نظر تو سر تر و بالا تری . بعد طوری که فقط خودمون دو نفر بشنویم گفت کاری می کنه که امشب یه حال درست و حسابی بکنم . طوری که ساغر متوجه نشه صورت قدرتو بوسیده و گفتم اگه میشه امشب یه پادر میونی کن که بتونم کون زنمو بکنم . خیلی ازت ممنون میشم . قدرت نگاهی به من انداخت و گفت باشه هر چند من خودم اول می خواستم کون زنتو بگام ولی از بس پسر خوب و با مرامی هستی نمی تونم بهت نه بگم . ولی خواهشم ازت اینه که یه وقتی کون زنتو جرش ندی که من بعد از تو نتونم باهاش حال کنم . فقط خیلی واست ناراحتم که زنت این جور رو تو سواره . الان دو تایی حالشو می گیریم . اول من میفتم به جون کوسش و تو میفتی به جون کونش . فقط آش و لاشش نکن که تا صبح باهاش کار داریم . ساغر که آخر حرفای ما رو شنیده بود رفت تا یه تکونی به خودش بده اسیر دستای ما شده بود . قدرت به من اشاره کرد که حمله رو شروع کنیم . راستش می ترسیدم . با ایما و اشاره حالیم کرد که نترس برو جلو من هستم . کیرمو با فشار کوبیدم به سوراخ کون ساغر -آخخخخخخخ یاور آشغال کثافت مر تیکه عوضی برو کونتو بده خدمتت می رسم . دو تا از اون سیلی های آبدار به کونش نواختم کونش عین کون بوزینه سرخ شد مثل یه میخی که کوبیده میشه به یک دیوار بتونی محکم با سیمان پر ملاتمنم کیرمو به کون ساغر فشار می دادم . چشای ساغر مثل چشای قور باغه داشت می زد بیرون . کیرم به اندازه یه بند انگشت رفت تو سوراخ کونش . خشک و سفت بود . قدرت موهای سر ساغرو از پشت تو دستاش جمع کرده بود کیرشو فرو کرد تو دهن زنم -یابو مواظب باش با دندونات کیرمو زخمیش نکنی . هنوز زوده که کیرمو دوباره فرو کنم تو کوست . باید به پام بیفتی التماسم کنی تا کوستو بگام . منم که از این طرف با کون ساغر مشغول بودم . دو تا قاچ کون زنم مث یه هندونه ای بود که از وسط نصفش کرده باشن ولی همون سفتی خودشو داشت . سوراخ کونشم شده بود عین سر یه هندونه سفت . نمی دونم دلشو نداشتم یا می ترسیدم که ارباب زنم بشم همش حس می کردم که اون انتقام خودشو می گیره . با این که کیرم داشت توی یک سوراخ خشک حرکت می کرد ولی از بس سختی کشیده بود و فکر کرد که به بهشت سکس رسیده دو سه دقیقه ای که کوس ساغر جلادشو گایید تحمل نکرد و تا اونجایی که می شد عقده هاشو خالی کرد -اووووووففففففف ساغر جوووووووننننننم -کوففففففففتتتتتتتتت .. خیلی بهم بر خورد . دوست داشتم حداقل موقع سکس یه خورده احترام منو داشته باشه . اون با این طرز صحبتهاش آبرو منو پیش قدرت برده بود . خجالت کشیدم . این که یه مرد پیش یه مرد دیگه تحقیر بشه خیلی بده .-صبر کن یه حالی بعدا بهت نشون بدم که الان به احترام قدرت خانه که چیزی بهت نمیگم . بالاخره که تنها میشیم . قدرت از روبرو به من اشاره زد که فرو کنم تو گوشش و حالیم کرد که خودشم قصد همچین کاری رو داره . هر کدوم از ما رفتیم یه طرف سر ساغر وایستادیم و مثل وزرای چپ و راستش شدیم . من دیگه زده بودم به سیم آخر . هر کاری که قدرت می کرد منم انجاممی دادم . ما هر دو تا کیرمونو چسبونده بودیم به یکی از سوراخ گوشای ساغر سرشو از بغل وسط دو تا کیرمون قرار داده و در یه مسیر مستقیم محکم به گوشش فشار می آوردیم . این کارو با آخرین توانمون انجام میدادیم . دوست داشتم دق دلی خودمو یه جوری سر ساغر خالی کنم -قدرت جان تو از اون طرف به گوشش فشار بده منم از این طرف وسط سرشو جر میدم تا دو تا کله کیرمون بخورن به هم . خیلی باحال میشه -یاور آشغال بهت نشون میدم . قدرت جان جسارت نشه منظورم شما نبوده و نیستین من کنیزتونم . با این که کیرم درد گرفته بود ولی به گوشش فشار می آوردم . پس از این که گوش بازی ما تموم شد قدرت با انگشتاش به سوراخ دماغ اشاره کرد یعنی حالا کیرمو بکنم تو دماغ زنم . این دیگه خیلی ضایع بود . کیر که تو سوراخ جا نمی شد ولی این کارو انجام دادم . قدرت هم می خواست کیرشو بذاره کنار کیرم و یه سوراخ دیگه رو بماله که دو تا کیر رو یه دماغ خیلی سخت بود . روی سوراخ بینی اشو فشار می دادم . کیر که نمی تونست جلو بره اما فشار کیر من تا به حدی بود که یکی از مویرگهای ساغر جون پاره میشه و خون از دماغش می ریزه -عیبی نداره بازم به خاطر گل روی آقا قدرت فعلا تحمل می کنم . یه خورده از خون دماغش ریخته بود رو کیرم . خواستم کیرمو فرو کنم تو دهن ساغر . نذاشت و بالا و پایین دهنشو گرفتم و به دو طرف فشار دادم و کیر خونی رو فرو کردم تو دهنش -ساغر جون نترس بدت نیاد خون و منی از یه جنسن فکر کن داری آب کیرمو می خوری . آخخخخخخ کیرم تو دهنت چقدر نرم و روون میشه . چند تا ضربه شدید به سر حلقش وارد کردم -آههههه ساغر ساغر .. چند قطره ایاز آب کیرمو ریختم توی دهن زنم . حالا دیگه این من بودم که با آموزش دیدن از قدرت دو تا سینه های زنمو تو دستام گرفته و با آخرین زورم چنگشون می گرفتم . خشم و کینه و حرصو میشد تو نگاه ساغر خوند . زیر ساغر دراز کشیده بودم و می تونستم بذارم تو کوسش . از اون طرف قدرت رفت پشتش تا بذاره تو کونش .. چند سیلی و کشیده پی در پی و آبدار به صورت کونش زد امونش نداد -جنده تو فقط جنده اختصاصی منی -اوووووووففففف قدرت جون !ارباب قدرت !جنده که دیگه جنده اختصاصی نمیشه .-خفه شو رو حرف من حرف نیار . من دیگه نمی دونستم چی بگم و از این لحظات رویایی و تکرار نشدنی چه استفاده ای بکنم . واقعا لحظاتی رویایی بود . دوست داشتم در اون دقایق اصلا به فکر فردا نباشم . خودمو بد بخت کرده بودم . این کوس شر بازیها چی بود که اسیرش شده بودم . این بازیهایی که سرمایه دارا از بیکاری و خوشی زیاد واسه خودشون درست می کنند ومنم باورم شده بود که خیلی بازی باحالیه و داره کیف میده . گاهی وقتا خودم غرق این الکی خوش ها می شدم . هر وقت فیلم سکسی می دیدم و می دیدم که مرد یا زنی یه طناب بسته دور گردن یکی دیگه و اونو مثل سگ رو زمین راه می بره یا شلاقش می زنه فوری کانالو عوض می کردم . این جور سکسا بهم حال نمی داد . می رفتم رو یه کانالی که یه مرد یه زنو بچسبه و کیرشو فرو کنه تو کوسش یا کونش . حداقل یه صحنه هایی وجود داشته باشه که به درد جلق زدن بخوره و طبیعی تر به نظر برسه . بریم رو ساغر خودمون که معلوم نبود تا چند سال باید این عفریته رو تحمل کنم . کون گشادی هم بد دردیه اگه یه کار خوب داشتم و محتاج یه خونواده خرپول نبودم کارم به اینجا ها نمی کشید -یاور خان خوابت برد ؟/؟ما که اینجا کون زنتو جر دادیم تو هنوز تو کوسش فرو نکردی . زودباش . کیر رو از همون پایین فرستادم به طرف سقف کوس ساغر . موقع این پرتاب و شلیک زمینبه هوا ساغر با چشاش داشت منو می خورد . مثل یه لولو خورخوره منو می ترسوند . همین وحشت باعث شد که کیرم کج بره و به جای سوراخ با شدت زیاد بخوره به بالای سوراخ کوس و محوطه بیرونی . کیرم دردش گرفتو کوس کناره های ساغر هم بدتر . رفت بذاره زیر گوشم که من دستشو گرفته این بار دقیق هدف گرفته و یه ضرب کیرمو کوبیدم به سقف داخلی کوس .-جنده !ننه جنده !تو می خوای سر به سرم بذاری و باهام حال کنی ؟/؟همچین بگامت که از دماغت در آد . شجاع شده بودم . ساغر که می دید گیر حریف افتاده ساکت شده بود . منم دو تا لبه های کوسشو گرفته به دو طرف می کشیدم . دیگه واسم مهم نبود که کوس زنم جر می خوره یا نه . از درد چشاشو می فشرد و دندوناشو هم فشار می داد . با آخرین زورم به پهلوهاش چنگ می انداختم . درد و سوزش و قلقلک تو وجودش قاطی شده بود . طوری زبونشو بسته بودم که حتی نا نداشت به قدرت بگه که داره از گاییده شدن کونش کیف می کنه . اصلا کیفی در کار نبود که اون بکنه . من که زیر ساغر دراز کشیده بودم و چیزی رو نمی دیدم . ولی قدرت مثل یه مسابقه فوتبال واسم گزارش لحظه به لحظه پخش می کرد و من از این گزارش و تفسیر اون کلی کیف می کردم .-یاور جان الان کیرم تا ته رفته تو کون زنت یه منظره خیلی با حالیه . مثل این که یه نیزه کلفت رفته باشه تو قلب یه کسی .-قدرت خان این که آدمو می کشه -پس چی خیال کردی . کیر ما رو دست کم گرفتی ؟/؟تازه همین الان دارم یکی از انگشت وسطیهامو از بغل کیر فرو می کنم توسوراخ کونش . من خوش به حالم شده بود و می خندیدم . جووووون چه حالی میده . من این صحنه پخش رو پخشمستقیم می دیدم .-کاری نداره اون موبایل منو از اون طرف هل بده بیاد خودم واست فیلم می گیرم . ببین و حالشو ببر فقط جلق نزنی ها واست ضرر داره . اون می گفت من می خندیدم . من می گفتم اون می خندید و گاهی هم با هم می خندیدیم . زبون ساغر بسته شده بود . صورتش عین لبو سرخ و سیاه شده از درد به خودش می پیچید . دیگه حتی نا نداشت که واسه من خط و نشون بکشه . از اون زیر حرکت پاهای قدرت نشون می داد که با چه سرعت و شدتی داره کون زن منو میگاد و بهش امون و مهلتی نمیده که نفس تازه کنه . اصلا دلم واسه زنم نمی سوخت . ساغر خر شانس ,شانس آورد که قدرت دیگه نتونست بیشتر از این جلوگیری کنه و آب کیرشو نگه داشته باشه .-آخخخخخخ من که واسه چند ماه میخوام برم خارج ولی عجب کون مشتی . من این کونو دست کی بسپارم که صحیح و سالم ازش تحویل بگیرم -قدرت خان واست حفظش می کنم -نه ممنون تو همون قدر بتونی خودتو حفظ کنی خودش کلیه …-ساغر جنده !درسته که این جوری بهم فشار میاد یه جور دیگه ای حال می کنم . چندقطره از آب کیرشو که ریخت توی کون ساغر کیرشو بیرون کشید و طوری زنمو ناگهانی پرتش کرد و بر گردوند که اصلا نفهمیدم چه جوری کیرم از کوسش اومد بیرون . قدرت دهن ساغرو گرفت یه شستشو به طرف فک پایینش و بایه شست دیگه اش فک بالای عیالمو به طرف بالا فشار می داد . منم مثل تماشگر فیلمی که هنر پیشه منفی فیلم ,گیر قهرمان داستان افتاده و داره کتک می خوره صحنه رو می دیدم و خونه رو با سالن سینما اشتباه گرفته و کف می زدم و سوت می زدم و هورا می کشیدم . آفرین به قدرت ماشاءالله به قدرت . بازوهاشو می مالوندم و پاچه خواری می کردم . تو کله پوکم این طور فرو رفته بود که انگار قدرت خان شبانه روزی می خواد پیش ما بمونه . بقیه آب کیر شو ریخت تو دهن ساغر .-خیلی حال می کنم زن آب کیر مردو می خوره . تمام خستگی از تن آدم در میره . ساغرو پرتش کرد زمین -یاور جان گوش زنتو که کردی ولی آبتو داخلش نریختی . طوریتقسیمش کن که به هر دو طرف برسه . خوب میزان کن که هر طرف چند تا قطره می ریزی . ممکنه یه طرف سنگین تر شه نتونه خوب بشنوه . آخ که چه باحال گفته بود . شکممونو گرفته بودیم تو دستامون و چشامون از زور فشار و خنده پر اشک شده بود . مجبور شدم به سبک جلق زدن آب کیرمو بریزم دو طرف گوش ساغر . در این وضعیت قدرت سر و گردن ساغرو محکم به زمین فشار داده بود و من کارمو می کردم . یه حالتی داشت که هر کی اونو می دید فکر می کرد که گوسفندیه که میخوان قربونیش کنن . وقتی دو تا گوشاشو خوب شستشو دادم که البته قطرات کلفت بیشتر ش توی همون لاله گوشش حل شد و چسبندگی ایجاد کرد قدرت به من گفت اگه فکر می کنی چیزی آبی توی اون کیر گیر کرده داری بده زن جنده ات واست لایروبی کنه . سرمو تکون دادم -باز کن دهنتو ببینم ساغر -چشم ارباب قدرت !هر چی شما بفرمایید . ولی کاش یه ارباب رو من این حرکاتو پیاده می کرد -فرقی نمی کنه کنیزک . یه ارباب می تونه به طور موقت هم که شده تفویض اختیار کنه . از نظر من یاور الان وکالتا اربابته و اصالتا هم می تونه اربابت باشه . یاور خان کیرتو فروکن تو دهن این کنیز مفلوک .-ساغر جان دهنتو خوب باز کن فرمان قدرتو باید انجام داد که ادب این طور حکم می کنه . کیرمو فرو کردم تو دهن ساغر . یکی از بهترین لحظه های زندگیم بود . چه میکی می زد این ساغر . خوش به حال اربابایی که زنم بهشون حال می داد . حیف که سه چهار قطره از آب کیرم بیشتر اون داخل باقی نمونده بود . دوست داشتم همین جوری بخوره تا آب بیشتری بیاد پشت خطو بریزه تو دهن ساغر کوس .. حیف که عمر خوشی من زیاد نبود . قدرت رفت و به این زودیها هم بر نمی گشت . واسه چند ماه می خواست بره اروپا . هر چند سفارش منو به ساغر کرده بود ولی می دونستم اون فقط از قدرتی که پیشش حی و حاضر باشه حرف شنوی داره . قدرت که داشت پاشو از خونه میذاشت بیرون بوی آشی رو که ساغر داشت واسم می پخت حس می کردم . دیگه با هم تنها شدیم . یواش یواش ترس بر من مستولی می شد . نمی دونستم چی بگم . چیکار کنم . از این سکوت ساغر می ترسیدم . می دونستم داره به این فکر می کنه چه بلایی به سرم بیاره -عزیزم خیلی خوش گذشت نه ؟/؟معلوم نبود این چه کوس شری بود که گفتم . خاک تو سر احمقت یاور حرف دیگه ای پیدا نکردی که بزنی ؟/؟اینو که گفتم زن عوضی ام جوش آورد و گفت معلومه به تو یکی که خیلی خوش گذشت تو که خیالت نبود . خوب دور گرفته بودی . فکر می کردی همه کاره ای .-تقصیر من چیه حرف قدرتخانو گوش می کردم -تو غلط می کردی حرفشو گوش می کردی .-آخه تو هم به حرفاش توجه داشتی -من فرق می کردم اون می تونست اربابم باشه . همان طور که من اربابت بودم و هستم . ازش عذر می خواستی یه بهونه می آوردی . در حالی که دندوناشو از غیظ به هم می فشرد گفت صبر کن حالم یه خورده جا بیاد بهت نشون میدم. چند جای بدنش اثر لک و کبودی بود . چیکارم کردی دیدی ؟/؟بیشترش اثر کارای توهه . خجالت می کشم اگه بخوام یه مرد دیگه رو بیارم تو خونه ام . مثل این که طاقت نداشت حالش جا بیاد و بعدا خدمتم برسه . انگار نیرویدوباره ای پیدا کرده بود -یاور من می خواستم باهات حال کنم . قصدم این نبود که سرت بلا بیارم ولی تو کاریکردی که من نتونم مث سابق بهت محبت داشته باشم .. دوباره شد همون آش و همون کاسه . دوران کرکری خوندن من خیلی زود به سر اومده بود . منو می خواست ببنده به ستون . اولش نمی خواستم قبول کنم . رفت شلاقو آورد -حالا واسه ما عصیان می کنی ؟/؟تو حقوقتو از من می گیری بیکاره تن لش . هنوز جای زخمها وشلاقهای قبلی به تنم مونده بود که با یه ضربه شلاقی دیگه از خواب بیدارم کرده حالیم کرد که در چه جایگاهی هستم . دستوراتشو بی چون و چرا گوش می کردم . لخت لختم کرد . دستها و پاهامو به ستون بست و یه پارچه فرو کرد تو دهنم . فقط می تونستم مچ دست و آرنجمو حرکت بدم . خودشم لخت جلوم وایستاده بود . شلاق هم همچنان دستش بود . از اونایی که به اسبای پوست کلفت می زنن . منم تا چند وقت دیگه یه پوست کرگدنی پیدا می کردم . دوست داشتم با دستام خفه اش کنم . پول کثیف چه قدرتی که نمیاره . اومد جلو موهای سرمو کشید و دادش بالا و یه نردبون آورد و رفت بالای ستون رو سر من دستشو دور ستون گچی حلقه زد پارچه رو از دهنم در آورد و کوسشو گذاشت رو دهنم .-آخ که چه حالی میده بخورش لیسش بزن . نفسم گرفته بود . فقط بوی عرق کوسش میومد و کونش . چاره ای نبود این شکنجه ها قابل تحمل بود . سنگینی اشو گذاشته بود رو شونه هام . پدر کتفامو در آورده بود . مادر مادر پدر خدایا چه عذابی می کشیدم . چرا باید این قدر فقیر بیچاره باشم که هر ذلتی رو قبول کنم . من از این کوس کلک بازیها خوشم نمیاد . سکس باید به آدم بچسبه . حال بده . مگه بازی شطرنج یا میدان جنگه که واسش قانون تعیین کنن ؟/؟سکس چیزیه که آدم وقتی میره داخلش قانون خودش سر و کله اش پیداش میشه . هر جایی هم ممکنه یه قانونی حاکم باشه . خانوم از بلندی اومدن پایین . خوشبختانه دست و پامو باز کردن . انگار این بلاها واسم کم بود و راضیش نمی کرد . هر چی می خواست کیرمو شق کنه نمی تونست . رفت یه چیزی شبیه شیشه پستونک ورداشت آورد که یک طرفش باز بود. کیرمو با روغن زیتون چربش کرد . سر اون شیشه رو با یه لاستیکی که وسطش سوراخ بود بست و یه چیزی مثل تلمبه که شلنگشو به سر اون شیشه وصل کرده بود هم توجه منو به خودش جلب کرده بود . به حق چیزای ندیده -ساغر جان این دیگه چیه -به زودی می فهمی . فکر نمی کردم این قدر عقب افتاده باشی . این چیزا مردونه هست اون وقت من زن ازش اطلاع دارم و تو نباید مطلع باشی ؟/؟دستی دستی خودمو بدبخت کردم توی امل عقب افتاده دیگه کی بودی به تورمون خوردی . به این میگن وکیوم . کیر باد کن . سر کیر منو به زور از سوراخ لاستیک رد کرد و شروع کرد به باد کردن محفظه شیشه ای به وسیله اون تلمبه دستی -ایییییییی کیرم داره پاره میشه دردم گرفته . نه ساغر دیگه باد نکن رگهاش داره می ترکه . پوستش داره پاره می شه . نه نه -گستاخ نشو برده من . بردگان نباید اعتراض کنند .-آخه ما که تو قباله ازدواجمون از این چیزا ننوشته بودیم . خواهش می کنم رحم کن . هر جای تنمو زخمی می کنی بکن .به کیرم کاری نداشته باش . اون وقت دیگه نمی تونم راه برم -لذت می برم . با همون کیری که می سوزه باید کوسمو بکنی خیال کردی می تونی به همین سادگی با من در بیفتی ؟/؟هر کی با من در افتاد ور افتاد . نمی دونستم با این درد چیکار کنم . کیرم کبود و سیاه شده بود . خون در یه قسمت جمع شده بود . چند دقیقه ای گذشت . ساغر بدون این که لاستیک سوراخدارو ور داره محفظه شیشه ای رو از روکیرم ور داشت . نوک کیرمنم زخم شده بود . چون کیره شق شده بود و نوکش به ته محفظه بیست سانتی فشار می آورد . محفظه رو که برداشت نمیدونم چرا کیرم نخوابید . لاستیک دورش بود . فکر کنم فشار همون باعث می شد که کیرم در همون حالت سفتی و شقی باقی بمونه . حالا مثل بچه آدم طاقباز دراز بکش من میام روت -ساغر جون خسته میشی . من خودم می گامت -نه تو در حالتی هستی که سرعتتو نمی تونی خیلی زیاد کنی و حال بدی من می تونم هر جوری که می خوام باهات حال کنم . اومد رو کیرم نشست . کیری که بیش از حد ورم کرده بود . مثل کیر و خایه گوسفند ذبح شده ای بود که داخلشو باد می کنن . شکل زشت و مسخره ای پیدا کرده بود . کیره رفت تو کوس ساغر .. کیر م اسیر کوس عیال نامردم شده بود . کوس ساغر مثل یه ساغر رفت رو دهن کیرم نشست . فکر می کردم الان آبم می ریزه ولی از این خبر ها نبود . همونی که بهش می گفتن وکیوم کارش همین بود . هنوز خون تو آلت تناسلی ام جمع شده بود و یه کبودی خاصی داشت . هر لحظه فکر می کردم که دارم شاش می زنم . هنوز یه قلقک خاصی تو کیرم احساس می کردم . پدر پروستات و مثانه ام در اومده بود و ساغر داشت حالشو می کرد . هیچ وقت اینو تا به این حد این جوری ندیده بودم که از بودن با من و کیر من هوسی بشه . کیر منو به هر شکلی کهمی خواست این طرف و اون طرف می گردوند .-جوووووووون . اگه خودتو نگیری باید بهت بگم بد کیری هم نداری . خوبه که برده و نوکر آدم هم از این کیرا داشته باشه . با دو تا انگشتاش یه نیشگون محکم و گشاد از گونه هام بر داشت یعنی با دو تا دوتایی انگشتاش دوتا لپامو کشید . این مثلا محبت و اظهار لطفش بود حس کردم که جای امید واری هست که ساغر جان یه خورده شخصیت منو حفظ کنه . من دیگه چیکار بایستی می کردم . هر وقت که دوست داشت می تونست با هر مردی لاس بزنه و کوس و کونشو بده . مثل یه غلام حلقه به گوشکه تابعش بودم . من باید چیکار می کردم . نمی دونم پس از چند دقیقه چی شد که این لاستیکه که ته کیر یعنی ته آلت و مرز بین بیضه وکیر قرار داشت شل میشه یا پاره میشه دقیقا نمی دونم از اون حالت میفته و کیرم از تظر انزال شدن به حالت طبیعی بر می گرده و حرکات گایش ساغر دیگه تحمل کیر منو به حد آخر رسوند و منم که فکر می کردم این همون چیزیه که عیال نازنین میخواد گذاشتم خالی شه -آخیشششششش ساغر عزیزم همسر خوشگلم جوووووون چقدر مزه میده دوستت دارم حال دادی . خوبه که همیشه همین طور با محبت باشی . کیرم شل شد . چون قسمتی از شق بودن و کلفتی و درازیش در یه حالت غیر نرمال صورت گرفته بود . با اون دادی هم که در جا سرم کشید دیگه بلند بشو نبود -مرد تو خجالت نمی کشی بی حیا همش فکر خودتی . میذاشتی ما حالمونومی کردیم دیگه .اینه رسمش ؟/؟هربلایی که سرت بیارم حقته تا می تونست حالمو گرفت داغونم کرد . همون کوس خیس شده از منی رو گذاشت رو دهنم . مجبورم کرد آبهای کیرمو که از رو کوسش در حال ریختن بود بخورم -حال میده نه . این همونیه که تو و قدرت به خوردم دادین . آشغال ! گریه ام گرفته بود . فکر نمی کردم برده بودن و زن ذلیل شدن کار منو تا به این جا برسونه . من باید خودمو از زیر بار این خفت رها می کردم . اما چه طوری. هیچ راهی برای نجات نداشتم . نمی تونستم دررم . مفت می خوردم و مفت می خوابیدم . یعنی اون گریه های درون یه مرد دل شکسته رو نمی بینه ؟/؟یه زن تا چه حد می تونه بی احساس باشه ؟/؟با این که خودمو زدم به غش ولی ول کنم نبود . سینه هامو گاز می گرفت . تمام تنمو گاز می گرفت . پوست بدنم می سوخت . -بیدارشو فیلم بازی نکن . نمیدونم چه طور شد که اون شب دست از سرم برداشت . فکر می کنم وقت نمایش یه سری فیلمهای سکسی هارد سکس بود و اونم میخواست تماشاشون کنه که دست از سرم برداشت . از ترس این که نکنه بخواد عملیات داخل فیلمو رو من پیاده کنه رفتم گرفتم خوابیدم . این اخلاقش خوب بود اگه حس می کرد واقعا خوابم بیدارم نمی کرد . مگر این که واقعا ضروری باشه . فردای صبح که جنده خانوم تشریف داشتند موبایلم زنگ خورد . یه شماره موبایل تو خطم افتاده بود . صدای مامانم بود . بیچاره از وقتی که بابام مرده بود با هزار مصیبت و دستفروشی و رختشویی و کارگری خونه مردم منو بزرگ کرده بود . من هم به جای این که کمک حالش باشم رفتم دنبال کار و زندگی خودم . خیر سرم بچه بزرگش بودم . فقط پونزده سال ازم بزرگتر بود . زود ازدواج کرده بود . خواهرام زودتراز من از دواج کرده بودند . ودامادهام اگه چاره داشتند مادر زنه رو می چاپیدن -خبر ما رو نمی گیری یاور . اگه مادرت بمیره هیشکی نباید جنازه اشو از رو زمین ور داره ؟/؟اینه محبت تو ؟/؟-مامان باور کن شب و روز به فکرتم (مثل سگ دروغ می گفتم راستش اصلا یادم رفته بود مادر دارم)-مامان زندگی این روزا خیلی سخت شده -پسره نمک نشناس من که ازت کمک نخواستم تو و اون زنت هر غلطی که دوست دارین بکنین هر دو تاتون لنگه همین . عشق و عاطفه این روزا مرده . اگه بدونی با چه بد بختی بزرگت کردم . تازه رفتی بزرگ شی و راحت دنیا رو بکنم که پدرت رفت . دلم به تو یکی پسرم خوش بود -مامان پول تلفنت زیاد میشه این خط کیه -تو چیکار داری شاید مال یه صاحبخونه مهربون باشه همه مث تو که بد ذات نیستند . یه آدرس بهت میدم اگه دوست داشتی بهم سر بزن . نشونی رو نوشتم .-مامان اشتباه نمی کنی تو طرفای محمودیه چیکار داری اونجا که بالای شهره . تو که همش طرفای خودمون تو خونه های معمولی کار می کردی . خوب پارتی کلفتی پیدا کردی . شوخی نکن یه وقتی گم نشی اون طرفا .-مادرت اونقدر ها هم که فکر می کنی بیسواد نیست . می تونه گلیم خودشو از آب بیرون بکشه . حالا میای یکی ببینمت ؟/؟دلم واست تنگ شده . مادر پشت تلفن گریه می کرد . یه خورده که ساکت شد دوباره شروع کرد . چیه می ترسی زن ذلیل بدبخت . ننه ات یه عمر مرد ذلیل بود وبه این مرد ذلیل بودن خودش افتخار می کرد . مرد باید قدرت و شهامت و جربزه داشته باشه تا زن کیف کنه . حس کنه می تونه به یکی تکیه کنه . بدبخت نکبت . برو اصلا نخواستم . گوشی رو قطع کرد . دست و دلم دیگه به کار نمی رفت . بیچاره مادر بد بختم . کارگر خونه های مردم بود . نفسش می گرفت . از بس بوی وایتکس واسید به مشامش خورده بود . ربه هاش داشت داغون می شد . رفتم پولتو جیبی هامو شمردم . یه گوشه کنار دیگه هم یه مقدار پول داشتم . صد هزار تومن جور کردم . حتما بالا نشینها به مامان مزد خوبی می دادن . صد هزار تومن واسش کنار گذاشتم . این پول یه ماه کارش تو منطقه بیچاره نشینها بود . به دست و پای ساغر افتادم و ازش مرخصی خواستم و بهم نداد -به من چه مربوطه ننه ات واست دل تنگی می کنه . تو مگه بچه ننه ای .؟/؟ما خودمون هزار جور بد بختی داریم . یه وقتی بهش نگی بیاد اینجا بوی گند همه جا رو می گیره . تو رو هم اگه آدم نمی کردم باید همین بوی گندو می دادی . برو به کارت برس این قدر مامانی نباش . زن گرفتی دیگه با ننه ات که عروسی نکردی . این بار آخرت باشه که پیش من ننه من غریبم بازی در میاری . پیرزن بو گندو . گداهای دم در خونه مون از اون خوشبو ترن . داشت پشت سر مادرم حرف می زد و به شخصیتش توهین می کرد و کاری از دستم ساخته نبود و می ترسیدم کاری بکنم . تصمیم گرفتم بی اجازه ساغر برم بهش سر بزنم . بهترین موقعیت وقتی بود که ساغر رفته بود حموم . ده دقیقه ای وقت داشتم . تا قبل از این که صدام کنه که براش لیف و کیسه بزنم باید در می رفتم . زدم به چاک و رفتم به سوی مامان … بالاخره پس از کش و قوسهای بسیار و کلنجار رفتن با خودم از خونه در رفتم و با هزار مصیبت خودمو رسوندم به اونآدرسی که مامان داده بود . برای اولین بار بود که پامو به این منطقه میذاشتم . تا به حال چند بار با اتوبوس شرکت واحد از کنارش رد شده بودم . زنگ در خونه رو زدم . جل الخالق عجب جاییه . هر کی این جا کار کنه فکر نکنم روزی کمتر از پنجاه هزار تومن مزدش باشه . خب دیگه بازم خدا رو شکر که این مامان نازما تونسته یه جای خوب کار بگیره . اگه کارش خوب باشه خونه های دور و اطراف و آشناهای دیگه هم بهش کار میدن . چی بود خودشو علاف پایین شهر می کرد . خونه چهار پنج تا در داشت . خیلی واسه مامانم خوشحال بودم . هنوز خیلی کار داشت تا چهل سالش بشه جوون بود بنده خدا ولی از بس واسه من و خودش زحمت کشیده بود ده سالی بزرگتر نشون می داد . در خونه باز شد و من رفتم داخل . هیشکی نیومد حالمو بپرسه که آحه تو دزدی تو کی هستی . فقط گوشه و کنار چند تا کار گر و باغبون دیدم که مشغول نظافتن و چند تا نقاش هم دارن یه گوشه ای رو رنگ می زنن . خونه ویلایی بسیار بزرگ و زیبایی بود . از اون خونه هایی که باید کار نیک می کردم تا در بهشت نصیبم بشه . وگرنه ما بدبخت بیچاره ها همون که پامونو تو این خونه ها میذاریم باید دممونو بذاریم روکولمون و با همون دممون گردو بشکنیم . اثری از مامان نبود . یاد سینما افتاده بودم که از چند تا در باید رد شی تا برسی به سالن نمایش . نمی دونستم باید از کدوم طرف برم . یکی دو نفر دیگه رو هم که زن بودند صدا زدم و گفتم هایده خانو مو ندیدین ؟/؟یکیشون اشاره کرد تو اون اتاقه . رفتم طرف اون اتاق . یه زن دیگه رو اونجا دیدم . معلوم نبود این مامان هایده کجا غیبش زده ولی اون زنه هم زن خیلی خوشگلی بود . اگه من کارگر اینجا بودم مخ این زنه رو می زدم و حتما یه بر نامه باهاش می رفتم خیلی خوشگل بود این زنه . داشت یادم می رفت که واسه مامان اومدم اینجا . طرز آرایش و زیر چشم و ابرو کشیدن و آرایش داخل چشاش و اون کلاه گیس خوشگلش منو به یاد فیلمای فارسی قدیم مینداخت . شبیه هنر پیشه های ناز اون وقتا شده بود . بوی عطرش مستم کرده بود. دوست داشتم برم طرفش و بغلش کنم . می ترسیدم . روسری هم سرش نبود . یعنی بالا شهریا همشون همین طورین ؟/؟اوه خدای من کیرم همین جور داشت شلوارو پاره می کرد و می خواست بزنه بیرون . زنه سرشو پایین انداخته بود و یه نگا به ویترین وسایل می کرد و یه نگاهی هم به وسط شلوار من . چشاش خیلی واسم آشنا بود . به نظرم اومد تو عروسی من و این زن جنده ام شرکت داشته یعنی دوست ساغره ؟/؟اگه بهش بگه چی میشه ؟/؟-خانوم ببخشید شما اینجا کارگری به نام هایده خانوم نمی شناسین ؟/؟-آقا حیا کن مگه شما خودت خوار مادر نداری . زن نداری چرا این طور با حرص و هوس ناموس مردمو دید می زنی ؟/؟ با این که سعی می کرد صداشو نازک کنه ولی طنین آشنایی داشت یه لحظه که سرشو بلند کرد و به چشاش خیره شدم تبسم لبها و چشاش منو به یاد مامان انداخت -مامان هایده زلفاتو ریختی رو پیشونیت اصلا نشناختمت . رفتم بغلش کنم منو پس زد پسره نمک نشناس تو اصلا مادر میخوای چیکار کنی . گفتی برم ببینم مادرم زنده هس یا مرده ؟/؟یعنی من وظیفه داشتم بچه بزرگ کنم و بدم تحویل دختر مردم ؟/؟-مامان دست رو دلم نذار که جیگرم کبابه . باشه هیشکی تو این دنیا دوستم نداره . هیشکی منو نمیخواد حتی خدا . من اگه دوستت نداشتم که این همه راهو واسه دیدنت نمیومدم . مامان من دلم نمیخواد تو خونه های مردم بد بختی بکشی . در جوونی تو رو به پیر مرد شوهر دادند و حالا هم یه بیوه جوونی و به خاطر بچه هات عروسی نکردی . من همه اینا رو میدونم ولی تو از بد بختی من خبر نداری . صدهزار تومن پولو از جیبم در آورده وگذاشتم رومیز گوشه اتاق وگفتم مامان این صد تومنه اگه بتونم واست پول میارم که کمتر کار کنی و این قدر تو ی سختی نیفتی . باور کن دستم نیست وگرنه نمیذاشتم بیای وخدمتکار مردم شی . تو باید خانوم همه اینا باشی . بازم خدا پدرشونو بیامرزه کاری کردن ترکیبت مثل خانوما شه ولی من مامان خودمو هر شکلی که باشه دوست دارم واسش می میرم . نذاشتی ببوسمت دلمو شکوندی خدا حافظ -صبر کن پسرم نرو صبر کن . دستاشو باز کرد و در یک لحظه هر دو به سوی هم دویدیم و همدیگه رو بغل زدیم . باورم نمی شد اینی که توبغلمه مامانم باشه . همیشه از بوی تنش فراری بودم . بوی عرق موادشیمیایی . بوی خورش ونفت و پیازش وبالاخره تنش اکثرا بوی یکی از این چیزا رو می داد. ساغر در شب عروسیمون این قدر خوشبو و تر و تازه نبود که مامان حالا بوی عطر بهشتی رو می داد . زیر گلو و کنار شونه هایمامانو بو کرده و یه نفس عمیق کشیدم و گفتم آههههههه چقدر دوست داشتم زنم مث تو می بود . خواستنی خوشگل و ناز و ملوس و…. و… نزدیک بود بگم هوس انگیز که حرف دهنمو کشیدم -ای شیطون بلا چی می خواستی بگی -هیچی مامان -راستشو بگو به مادرت دروغ نگو -مامان گیر نده داشتم مثال می زدم -خب در مثال کهمناقشه نیست -مامان تو اینا رو از کجا یاد گرفتی ؟/؟چند ماه پیش این جوری نبودی -موضوع رو عوض نکن چی می خواستی بگی .. ازش فاصله گرفتم که اگه خواست بزنه زیر گوشم بهم نخوره -و… و… هوس انگیز -حالا چرا این قدر عقب عقب میری نترس بیا کاریت ندارم . رفتم طرفش و بغلم زد و گفت حالا این طرف شونه هامو بو کن که من پسر راستگوی خودمو خیلی دوست دارم . دوباره یه نفس عمیق دیگه کشیدم و حس کردم اگه بخوام چند لحظه دیگه به همون حالت باقی بمونم شق می کنم خودمو ازش جدا کردم -حالا مامانتو ببوس ببینم چی احساسمی کنی . می خوام نظرتو بدونم -مامان مگه واسه کار کردن در اینجا باید از این آزمونها بدی ؟/؟-اوخ لبای مامان هم غنچه ای و هم بر جسته شده بود . خیلی هوس انگیز . کار گر این قدر خوشگل ؟/؟!مامان از کارات عقب نمونی. نه کار من تا فرداست و کنتراتیه . چند دقیقه رو که می تونم با پسرم تنها باشم . درو ببند یکی میاد . دررو بستم و مامانو بردم یه گوشه ای و لبای برجسته و هوسیشو به لبام چسبوندم . هیشکدوم سیر نمی شدیم -حالا اینو چی میگی ؟/؟-مامان مامان تو معرکه ای . حیف که مامانمی … بازم یه حرفی زدم که مجبور شدم نصفه کاره قطعش کنم -بگو دیگه اگه مامانت نبودم چیکارم می کردی ؟/؟… مجبور شدم احساس واقعی خودمو بگم -مامان نه این که بخوام خدای نخواسته راجع به شما جسارتی کرده باشم. اینا همش یه مثاله -می فهمم .. راستش من نمی فهمیدم چرا این جوری شده بودم . مامان هایده رو که بغل می کردم انگار تنش برق داشت و تمام تنمو با هم می لرزوند . بر شیطون لعنت اصلا بهتره دیگه بغلش نزنم . در همین موقع چند نفر پس از این که در زدند وارد شدند . یکی می گفت دستشویی ها رو تمیز کرده یکی از تمیز کردن حیاط و یکی از جارو زدن اتاقها می گفت -مامان خیلی بده تو اگه از کارات عقب بمونی . من دوست ندارم بیخود و بی جهت باعث شم که تو اخراج شی .. من میرم تو به کارات برس -گفتم کاریت نباشه همه داریمبه هم کمک می کنیم . می بینی یه وقتی واسه اونا مشکلی پیش میاد . چاره چیه همه باید به داد هم برسیم.-مامان خداییش تو از همه دوستات وکارگرای دیگه خوشگل تری -یاور من مادرتم اگه لخت مادرزاد هم منو ببینی بازم محرمتم اشکالی نداره ولی با یه دید دیگه ای نباید به این زنا نگاه کنی . بعضی هاشون شوهر دارن . تو همزن داری حواست باشه . بعد که دید یه خورده باهام تند حرف زده اومد و صورتمو بوسید وگفت واسه خودت گفتم یه وقتی به دل نگیری . بابوسه مامان دوباره برق منو گرفت . نمی دونم چرا این جوری می شدم . هایده جونم اینو به خوبی حس می کرد . اونم تو نگاش یه چیزای خاصی بود . یه جوری منو نگاه می کرد که با همه نگاههای بیست و خوردی سالش به من فرق می کرد .-بیا بریم یه اتاق دیگه .-حالا شد یه چیزی مامان . منم کمکت می کنم تا از کارات عقب نمونی . می دونی که چقفدر دوستت دارم . مامانو که گوشه دیوار ایستاده بود بغلش کردم وصورت و زیر گلوشو بوسیدم . نفسهامون بی صدا شده بود . فکر می کنم اونم مث من دچار یه هیجان خاصی بود . آب دهنمو به زور قورت می دادم . می خواستم از مامان فاصله بگیرم که یه وقتی تنم بهش نخوره . این برای چندمین با ربود که می خواستم با ایجاد این فاصله نتونه به هیجان و هوس من پی ببره . ولی این بار کمر منو گرفت ونذاشت خودمو ازش دور کنم . کیرم پشت شلوار شده بود عین سنگ . گندش در اومده بود . می دونم روی کوس وزیر شکم مامان این سفتی رو به خوبی احساس می کرد . اگه یه خورده دیگه وضع به همین صورت باقی می موند آب کیرم داخل شلوارم خالی می شد واز همون طرف می زد بیرون وشلوار من و دامن مامانو لکه دار می کرد . یک لحظه ازش فاصله گرفتم . در جا بهم گفت شیطون شدی یاور اینم مثاله ؟/؟قبل از این که بریم تو یه اتاق بزرگتر تو کریدور و سرسرا چند نفر مرد که بعضی هاشون یونیفورم پوشیده بودن میومدن جلو تعظیم می کردن . خانوم فلان کارو کردیم خانوم بهمان کارو انجام دادیم . پاک گیج شده بودم . تنها چیزی که به عقلم رسید از مامان بپرسم این بود که -ببخشید مامان شما دارین فیلمی چیزی بازی می کنین ؟/؟اینجا واسه فیلمبرداری ردیف شده ؟/؟اونا طوری با شما حرف می زنن که انگار شما همه کاره ورئیس اینجا باشین -خب چه اشکالی داره که یه روزی مادرتم رئیس باشه . بهم نمیاد که رئیس باشم ؟/؟-چرا مامان من تا لب گورم تو رو رئیس خودم می دونم -خاک بر سر دروغگو وجودت داره داد می زنه که اون زنیکه شش انگشتی رئیسته دیگه نمی خوای این قدر پیش ننه ات فیلم بازی کنی . بریم توی اتاق وقتشه همه چی رو واست توضیح بدم .. رفتیم در یه اتاقی که خودش یه دریا بود . می شد گفت یه ساختمون مجزا با همه امکانات . مثل یه استان داخل یه کشور.-ببین الان واست میگم که فکر نکنی مادرت میخواد همه چی رو ازت قایم کنه . هنوز یه ساعت نشده که پاتو گذاشتی تو این خونه . آدم که بی مقدمه نمیره رو اصل مطلب ولی الان که تقریبا یه ساعتی گذشته یه بی مقدمه گویی می کنم بعد میرم سر اصل مطلب . این دم و دستگاه وتشکیلات همه مال منه . خونه و زندگی و اون ماشین صفر تویوتایی که گوشه حیاط دیدی وبلد نیستم چطور برونمش مال منه . دهنم وامونده بود -چیه تعجب کردی ؟/؟تعجب نداره . اولا بهت بگم همش حلاله و قاچاق هم نکردم وثانیا این تازه یکی از ده تا سر مایه من هم نمیشه . بقیه پخش و پلان که توی این چند ماهی همه رو راست و ریستشون کردم . زبونم قفل کرده بود . می خواستم یه چیزی بگم نمی تونستم . مثل آدمای لال شده بودم . خلاصه کنم تو که می دونی بابام دو تا زن داشت و من از زن کوچیکش بودم . بابام کلی زمینای مامانو که تو بهترین نقاط شهر بوده بالا می کشه . بعضی ها رو نتونسته آبش کنه . بعضی ها هنوز بنجوقشون به اسم مامانم بوده . یه روز اومدن سراغ من و به همین سادگی زمینارو دادن به من . اولش فکر می کردم با فروش اونا می تونم یه خونه تو خرابی آباد بخرم ولی میشه کلی قصر باهاش خرید . این بابا یعنی پدر بزرگت بود که مامان من یعنی ننجون تو رو آواره اش کرد و به زور منو شوهر داد . این اموالی که امروز بهم رسیده یه وقتایی تو یه گوشه تهرون نزدیک کوه و کوهپایه ها بوده حالا واسه خودش طلا شده -مامان پس تو حالا میلیونری -یاور چی داری میگی اگه حرف زشتی نبود وپسرم نبودی می گفتم که خیلی کوس خلی . مادرت الان میلیاردره . پسرم ! کلی با من سر و کله زدن تا فهمیدم میلیارد به چی میگن . یکی بهم گفت اگه هزار تا یه میلیونو کنار هم بذاری میشه یه میلیارد . تازه فهمیدم میلیارد یعنی چه .-اینجارو چند خریدی ؟/؟-دوهزار و پونصد تا یه میلیون -مامان بی کلاس بازی در نیار خودت بگو دو ونیم میلیارد تومن .-آره پسرم اینا فقط یه قسمتی از سرمایه ام بوده سی چهل قواره زمین دیگه هست که به اسم منه ولی ساخته شده ویا باید خرابش کنن یا رضایت منو جلب کنن . کلی هم این جوری منفعت کردم ومی کنم . اونایی رو که حس کنم دارایی دیگه ای جز همین خونه و زندگی وزمین ندارن گذشت می کنم یعنی چیزی ازشون نمی خوام -مامان تو چقدر خوبی -آره پسرم خدا داره مارو آزمایش می کنه -دستمو گذاشتم تو جیبم صد تومن پولی رو که مامان هنوز ازم نگرفته بودتش در آوردم و گفتم پس واسه همین بوده که این پول دیگه واست ارزشی نداشته ؟/؟چشاش پر اشک شد . زار زار گریه می کرد -یاور جون این از همه دنیا از تمام زندگیم واسم با ارزش تره . این که نشون میده تو چقدر دوستم داری و به فکر منی . مگه یه عزیز از عزیز خودش جز عشق و محبت چه انتظاری داره وخودمو انداختم تو بغل مامان و بی مقدمه از سیر تا پیاز بلاهایی که این چند وقت سرم اومده بود چند تا گذاشتم روش وچند تا از روش بر داشتم وواسه مامان جونم تعریف کردم . فقطواسم گریه می کرد . همین ! کار دیگه ای از دستش بر نمیومد . اون قسمتهایی رو که دو نفری ساغرو گاییدیم با جزئیات سکسو سانسورش کردم . این چیزا رو اگه می خواستم واسش تعریف کنم دیگه زیادی ضایع می شد.-دیگه حق نداری پاتو تو اون خونه بذاری -مامان زنمه میره شکایت می کنه .-خب بره بکنه .مگه مهرش بیشتر از ۱۳۶۰سکه طلاست ؟/؟یه خورده از زمینامو که بفروشم همه چی ردیفه دیگه -من نمیخوام پول زور به کسی بدم -ارزش پسرم خیلی بالاتر از ایناست . فعلا خونه ات نمیری تا من به تو بگم . به تلفنت هم جواب نمیدی . فقط با قدرت باهاش بر خورد کن . نبینم سر افکنده باشی . واقعا خاک بر سرت ! زنی که زیر یکی دیگه خوابیده باشه دیگه به درد شوهر داری نمی خوره . زبونم لال مگه من نمی تونستم برم دنبال خوشگذرونی پول در بیارم ؟/؟.. شامو پیش مامان موندم وخوابیدن هم قرار شد همونجا بمونم . کارگرا همه رفتند و فقط چند تا سگ تو چهار گوشه خونه موندن ونگهبان دم در که دور خونه کشیک می داد -مامان تعجب می کنم چه طور تو تنهایی این جا زندگی می کنی -از این به بعد تنها نیستم تو هم با منی . خیلی خسته و کوفته بودم . موبایلمو خاموش کرده انداخته بودمش یه گوشه ای . صد سال دیگه هم این ساغر نمی تونست پیدام کنه ولی باید تکلیفمو با این ساغر روشن می کردم . پیژامه همرام نداشتم . مجبور شدم با شورت بخوابم . قبلشم من و مامان به نوبت رفتیم حموم و تازه می خواستم بخوابم که دیدم سر و کله مامان پیداش شد -مامان یه شمد یه نفره نداری بهم بدی . خندید و گفت اینجارو همچین خنکش می کنم که دوتایی مون بریم زیر یه پتوی نرم و سبک بخوابیم . چیه مات موندی ؟/؟دوست نداری مامانتو بغل بزنی وبخوابی ؟/؟نترس تو پسرمی کاری نمی کنم که مجبورشی بازم از اون مثالا بزنی . هیکل مامان مث یه ماهی شده بود . شورت و سوتین صورتی براقش سینه هاشو و بیشتر کونشو ریخته بود بیرون . اینی که من روش خوابیده بودم تشک که نبود پر قو بود . مامان با همون هیکل تقریبا کون برهنه و نیمه سینه بیرون ریخته اومد کنارم دراز کشید . منم رو تشک دمر کردم و کیرمو به زمین چسبوندم تا بیشتر از اینرسوا نشم . یه شب بخیری گفتم و رفتم تو سکوت . هایده جون خودشو بهم نزدیک تر کرد . کونش حالا در تماس با رون پام بود -یاور جون خیلی وقته که ازم دور بودی نمی خوای بغلم بزنی ؟/؟من که میدونم تو به این زودیها خوابت نمی گیره . از مامانت فرار می کنی ؟/؟. من بمیرم واست ! خیلی سختی کشیدی -مامان بگیر بخواب ! وقت خواب دوباره مارو یاد غم و غصه هامون ننداز -بهم پشت نکن بغلم بزن -چشم مامان .. اونو بغلش زدم طوری که بین کیر خودم با کونش یه فاصله ایجاد شه و با هم تماس نگیرن . هایده مامانی این کارا رو با من انجام می داد . طوری زاویه رو تنگ کرد و کونشو به شورتم چسبوند که راه فراری واسم باقی نذاشت . حس کردم شیطون داره میره تو جلد مامان ولی اگه اشتباه کرده باشم چی .. خیلی وول می خورد هر تکونی هم که به خودش می داد اثرش رو کیرم بود -یاور چته -مامان تو چته من که کاریت ندارم -گفتم بغلم بزن خوابم بگیره . دستتو بذار دور سینه هام آروم شم . اعصابم ناراحته -مامان تو دیگه واسه چی اعصابت ناراحته . حالا که میلیاردری و پسرتم که پیشته دیگه چی میخوای ؟/؟-فکر کردی زندگی فقط همینه .؟/؟دوزاریم کج بود . ظاهرا مامان نیاز به مرد داشت ومن هم که این چند وقتی یا از سکس سیر بودم یا زده نمی تونستم اون جور که باید منظورشو درک کنم . هر چند , چند دقیقه بعد با یه سری اتفاقات منظورشو فهمیدم . اون سمت چپ من و پشت بهم قرار داشت. کولر روشن بود و دوتایی رفته بودیم زیر یه پتو -یاور جون بند سوتین منو باز کن یه خورده کمرمو بمال . انگار رگام گرفته . رگام جرم گرفته -مامان خوب یاد گرفتی دیگه نمی گی کرست . چه دورانی داشتیم یه دوران تکاملی . الان مشکلات جامعه ما با این پیشرفتهای فرهنگی خیلی عالی رفع شده . از پستان بند رسیدیم به سینهبند, از سینه بند به کرست وحالا هم سوتین . ولی خودمونیم همون موقعها که کلام کلام پستان بند و سینه بند بود صفا و صمیمیت طور دیگه ای بود . همه چی رنگ خودشو داشت . حال و هوای خودشو -پسر تو چطور یادته . توکه مال دوران کرستی .-آره مامان من مال یه موقعی هستم که مرز بین سینه بند و کرست بوده . حالا اگه کسی بخواد بگه کرست میگن ببین عجب امل وعقب افتاده هست . کلاس زندگی الان رو همین چیزا دور می زنه -یاور فکر نمی کنی زیاد حرف می زنی ؟/؟یه خورده از دستات کار بکش . دست چپم که دور سینه های مامان بود و با دست راستم کمر مامانو ماساژمی دادم . مجبورشدم کمی از جام پا شم . پسر پاشو کولرو کم کن . دستور مامانو گوش کردم ومامان هم پتو رو کنار زد وگفت حالا راحت ماساژم بده وقتی خوابم گرفت دیگه کارت ندارم . مامان لخت تر ازمن بود ومن یه شورت و زیر پیرهن داشتم و اون فقط یه شورت داشت . البته اگه بشه اسمشو شورت گذاشت . چون نود درصد زیر شورتش همه توی دید بود . سینه های مامان سفت شده نشون می داد . انگاری یه چیزی تزریق کرده بود . شایدم از اون ژل های مخصوص زده بود . این پول چه کارا که نمی کنه .! تازه بنده خدا سنی هم نداشت . واییییی من چه جوری می تونستم این هیکلو ماساژبدم وساکت بشینم . از گردن و شونه هاش شروع کردم -یاور باور کن از همون اولش حس می کنم داره خوابم می گیره . دستات شفا بخشن -مامان راستشو بگو با سینه هات چیکار کردی خیلی تازه و سفت به نظر میاد -چش چرون تو از کجا می دونی قبلا چه جوری بوده و حالا چه طوری شده -چیزی رو که آدم می بینه بگه ندیدم ؟/؟-به کسی نگی یه ژل مخصوص می زنم . کارتو ادامه بده . رسیدم به کون مامان . نیازی نبود که شورتشو پایین بکشم اول تا آخر شورتش در بیشترین خط عرضی خودش بیشتر از دو سانتو پوشش نمی داد دوست داشتم کیرمو بکشم رو کون مامان جرش بدم -چرا ساکت شدی ادامه بده . دو تا کف دستمو گذاشتم رو قاچای سفت کون مامان و مالیدنو شروع کردم . داشتم از حال می رفتم -مامان یه خورده پاهاتو باز ش کن رون پاهاتو بهتر ماساژبدم . می خواستم حسشو حس کنم . یه خورده روی رون پاش خیس بود . انگشتمو کشیدم روش وآزمایش کردم . از چسبندگی زیادی که داشت فهمیدم عرق نیست و مربوط به خیسی کوس و هوسشه . آره مامان مرد می خواست و من نمی تونستم اونو بدم دست یه غریبه . هم این که غیرتم اجازه نمی داد و هم این که ثروتی رو که می تونستم باهاش شریک شم نباید به این سادگیها از دست می دادم . تا نوک انگشتای پای مامانو ماساژدادم . دستامو دور پاهاش می گردوندم تا اون قسمتی رو هم که از دید خارجه و به تشک چسبیده مالونده باشم -مامان سینه ها که ماساژنمی خوان می ترسم شل شه . سکوت کرد ولی وقتی که گفت دوباره ژل می زنم فهمیدم که دلش می خواد . دو تا دستامو رو دو تا سینه هاش قرار دادم . مامان آروم آه می کشید . تنشو داغ داغ کرده بودم . چشاشو باز نمی کرد شاید از خوشی زیاد بود ویا شایدم نمی خواست ضعف خودشو نشون بده . مامان کوسشو می خاروند . بهترین موقعی بود که می تونستم بخارونمش . از بعد از ظهر تا حالا منو دیوونه کرده بود. اول زیر پیرهنمو خیلی آروم طوری که مامان صداشو نشنوه از تنم خارج کردم . بعد حواس مامانو با مالوندن اعضای بدنش مشغول کردم شورتمو در آوردم . حالا باید می رفتم سراغش . دوباره رفتم رو کونش گوشتای هوس آلوده و هوس انگیز باسنشو تو دستام می گردوندم . خیلی دلم می خواست ببوسمشون . شورتشو به طور ناگهانی کشیدم پایین . اجازه وفرصتشو نداد که از پاش بکشم بیرون . مقاومت و تشر رفتن شروع شد . کون و کوسش دیگه لخت لخت شده وشورته تا سر رونش رسیده بود . دستمو گذاشتم لای پا و رو و توی کوسش . چقدر خیس و ملتهب نشون می داد -نه یاور نه با مادرت نه پسره بد! من نمی خوام . مقاومت می کرد -مامان کوست که چیز دیگه ای میگه . تن داغت که داره از هوست میگه . ببین کیر منو ببینم واسه تو چقدر بلند شده ؟/؟-ولم کن یاور منو آلوده به گناه نکن . من نمی خوام از میوه گناه بخورم -مامان این لذته . لذت هوس . هیچم گناه نیست . پس واسه چی شهوت تو وجود ما آفریده شده . مامان دست و پا می زد و به شدت تقلا می کرد . می خواست خودشو از چنگ من نجات بده ولی من امونش نمی دادم -مامان تو هوس داری این دوای همه درد هاته . هر مشکلی که داری با این رفع میشه . یه بار آزمایش کنی می فهمی چی میگم . مامانو به طرف خودم بر گردوندم . دو تا پاهاشو به دو طرف کشیدم . نمی خواست بازش کنه . زورش خیلی زیاد شده بود . با ملافه کوس خیسشو خشککردم و دهنمو گذاشتم روش . همه جای کوسشو لیسیده -نههههه نههههه ولم کن گناه داره . اوووووففففف مادر با پسرش ؟/؟من نمی تونم آتیش جهنم رو تحمل کنم -نه مامان هایده قشنگ تو چطور می تونی آتیش هوس رو تحمل کنی . بیا من تو رو می فرستم تو بهشت کیرم . مامان بیا بیا کیر من آماده پذیرایی از توست. هر چی بخوای بهت میده . ازت دریغ نمی کنه . نذار مامان نذار من بهت زور بگم . من نمیخوام به تو جسارت کنم . شهوت چشامو کور کرده -یاور دل تو هم کورشده . دو تا پاهاشو به دو طرف فشار دادم . دردش گرفت و بالاخره راه داد . کیرمو فرو کردم تو کوس مامان -آههههه نههههههه نکن یاور بکش بیرون -حالا که رفت تو مامان کیف کن لذت ببر . حالا که آلودهبه گناه شدی پس بیا لذتشو ببریم . نذار الکی الکی بریم جهنم . لااقل اینجا یه حالی کرده باشیم . این چند سالی که دین داری کردی و حرف این و اون و این آخوند و ملا رو گوش کردی به کجا رسیدی . بیا حرف دلتو حرف کوستو حرف کیر پسرتو گوش کن . دنیا دوروزه . هر وقت کیرمو با یه ضربه محکم می زدم به ته کوس مامان یه جمله ای تحویلش می دادم . مامان همچنان تقلا می کرد . نمی خواست تسلیمم شه . بیشتر از من داشت حال می کرد و لذت می برد . اما دست از لجاجت بر نمی داشت -مامان اگه تو لجوجی من سمجم . کاری می کنم که تو خودت دنبال کیر من باشی . ببین چقدر کلفته . تا آب کوستو نیاره ول کن نیست -پسرم ولم کن . تا همین جا بسه . تا اینجاشو توبه می کنم . نذار گناهم سنگین تر شه -مامان تو جهنم هم می گامت . من حوری موری نمیخوام . من تو رو میخوام کوس تو رو میخوام . زن نمی خوام . اگه طلاقش بدم هیچ زن دیگه ای جز تو نمیخوام. تو میشی زن من . هر شب همین جا . هر جایی که دوست داشته باشی تو رو می گیرم زیر کیرم و می گامت و بهت حال میدم . شادت می کنم میریم دور دنیا رو می گردیم . میریم به بهشت باهاما . جزایر کاناری . چشمه های آب معدنی سوئیس . پاریس . .کالیفرنیا یه جایی که میگن چهار تا فصلو در یه زمان داره . میگن زمستوناش یه جاش که کوهستانیه برفیه و بغل دستش آفتابی و سر سبز و ملایم . آره می برمت به کالیفر نیا و لوس آنجلس تابهشت روی زمینو ببینی . با این کیرم تو رو به همه جا می رسونم اصلا می خوای ببرمت اسرائیل تا سرزمین مقدس بیشتر پیامبرای دنیا رو ببینی یا می برمت مکه خودمون .-نه یاور با این همه گناه چطور منو می خوای ببری مکه .. کوس شر گویی های من گل کرده بود . تو چشای ما مان هوس و تسلیمو می دیدم ولی نمی دونستم چرا این طور باهام رفتار می کنه . کوسش مثل یه دریا خیس بود . باید اون آب هوسشو می کشوندمش بیرون . اونو فقط وابسته به کیر خودم می کردم . مادرم بود حقم بود . مامانمو هم به خاطر خودش دوست داشتم هم این که خیلی خوشگل و وسوسه انگیز شده بود و هم این که پولدار بود ولی پولدار بودنش در اولویت قرار نداشت . سینه های مامانو فشارش گرفته و با کف دستم محکم به کون و کپلش می زدم -نه یاور نکن با من این رفتارو نکن . پسرم پسر شجاع من ! من چه گناهی کردم که زورتو بر من وارد می کنی . موهای سر مامانو کشیدم و اونو به سمت کیر خودم کشوندم -عزیزم من تسلیم توام هر کاری میخوای باهام بکن -مادر بهت نشون میدم که رئیس کیه -من که خودم گفتم کنیزتم . برده اتم . بنده خدام ولی برده توام . تو ارباب منی بکن .فرو کن کبرتو توی کوس من . هر جوری که می خوای و هر جوری که دوست داری . بکن من در اختیارتم . کنیزتم . نوکرتم . کلفتتم .-از تخت بیا پایین ببینم . حرف منو گوش کرد و اومد پایین . اونو به دنبال خودم به هر طرف می کشوندم . مامانمه دوست ندارم حرف بدی در موردش بزنم ولی رامم شده بود . به هر طرفی که می خواستم میومد . اون در واقع در اون لحظات واسم حکم یه معشوقه رو داشت . نوک سینه هاشو گذاشتم تو دهنم و گازشون گرفتم . مامان می سوخت و اعتراض نمی کرد .-ارباب من گوش به فرمان توام . هر طور صلاح می دونیبا من رفتار کن . گوشت سینه هامو بگیر و مثل یه آدامس تو دهنت بجو . گاهی هم می دیدم که مامان سرشو تکون میده و هیهات می کنه . نکنه فکر می کنه که من کوس خل شدم . چیکار کنم این از قدرت زیادی منه . دو تا دستاشو گرفتم و به دو طرف بازش کردم . مثل بالهای یک پرنده یا عقاب که اول پروازه . چند دقیقه نگهش داشتم تا خسته شه . می خواستم نشون بدم که منم می تونم . حس کردم که تا جدود زیادی سبک شدم و تونستم خودمو خالی کنم . مامانو چسبوندم به لبه تخت . کیرمو به دهنش مالیدم یالله باز کن دهنتو -چشم گوش به فرمان اربابم . کنیز در خدمته . چه ساکی می زد این مامان . این ارباب و نوکر بازیها و میستری اسلیوها داشت از یادم می رفت . واقعا همین سکس آبگوشتی ما چه حالی میده . اینا چیه تو فرهنگ ما وارد کردن کیرت که به هوس اومد بذارش تو کوس . من نوکر باش تو ارباب باش دیگه چیه -مامان مامان سست شدم -ارباب این گونه تکلم برازنده شما نمی باشد -مامان توی مدرسه انشات قوی بود ؟/؟این صحبتای کتابی رو قبلا ازت نمی شنیدم -در جوار سرور گرامی بسیاری از مجهولات بر من آشکار گردید .-مامان ولش کن -ببینم من ول کنم تو ول می کنی -چی رو ؟/؟همین بازیها رو -یعنی میگی دست از گاییدنت ور دارم ؟/؟کیرم تازه راه کوستو پیدا کرده مزه اشو گرفته . کیر وقتی کوسی رو بخوره و بهش مزه بده مگه به این سادگی ول کنشه -فکر می کنی کوس منم رضایت میده که از کیر تو دل بکنه ؟/؟ببین عزیز دلم من خواستم بهت فرق بین رفتار ساغر و رفتار خودمو نشون بدم . خواستم بهت نشون بدم که تو هم می تونی شجاع و قوی باشی . اعتماد به نفس داشته باشی . روپای خودت وایسی . تو اون فرهنگ و تابو ها رو شکستی و خودتو از تاری که دورش تنیده بودی رها کردی . ببین من این چند وقتی اراده کردم حتی طرز صحبت و کلامم عوض شده . چرا ؟/؟چون می خواستم . نمیخواستم دیگران دستم بندازن و مسخره ام کنن . منم دوست نداشتم و ندارم پسرم خودشو مضحکه یه جوجه پولدارتازه به دوران رسیده ای بکنه که شب عروسیت منو پهلوی خودش ننشوند و بهم می گفت گدا چون یه لباس درست و حسابی نداشتم . چون بوی عرق زحمت و رنجو می دادم . ولی امروز ده تا مثل اونو می خرم و آزادش می کنم. کوس من تو آتیش هوس کیر تو داره ذوب میشه . تمنای تو رو دارم . می خوام همه جامو به اوج هوس و ار گاسم برسونی . دوست داشتم خودت به خودت بیای بیدار شی . بری حق خودتو از این ظالم بگیری و نشون بدی که دنیای ما دنیای آزادی و اراده انسانهاست . همه تو این دنیا حقی داریم . هر کسی می تونه فریاد بزنه و از حق خودش دفاع کنه . ما نباید صدای کسی رو خاموش کنیم . آخ که چقدر حرف می زنم . تو دیگه حتی یه شب هم نبایدبا زنت باشی . فقط باید بری آدمش کنی و بعد هم محضر و طلاق . من کمکت می کنم . حق تو رو می گیرم و حالا -حالا چی مامان ؟//-حالا حقمو میخوام حقمو بده -جوووووون مامان اینو از همون اول می گفتی . ممنون که خوب آدمم کردی . عشق مادری من پسرو آدم کرد تا مثل دو تا عاشق و معشوق تو بغل هم یه سکس داغ داشته باشیم . پس این گناه و آتیش و این چیزا که می گفتی چی بود ؟/؟-می خواستم تو رو عصبانی کنم تا بیشتر بهم حمله کنی و در یه جا متوقف شی و بیدار شی بازم من کنیزتم . تو گاییده شدن و کوس دادن و سکس تو اربابمی پسرم . با این حال خواستم که از این خواب گران بیدار شی -وخوبم موفق شدی -آره پسرم اگه مادر نتونه پسرشو بشناسه که نمیشه بهش گفت مادر . از همون بعد از ظهری فهمیدم که دلتو بردم و تو طالب کوسمی.-دیگه نگو خجالت می کشم -قربون حیای پسرم برم که کیرشو فرو کرده تو کوسم خجالت نکشیده . حالا صحبت چند ساعت پیشو که می کنم از خجالت داره آب میشه . یادت رفت چی گفتم ؟/؟من حقمو میخوام -مامان داری ارباب میشی ها -تو رو خدا بس کن .-شوخی کردم هر چی تو بگی با جون و دل قبول می کنم -من که نباید بهتبگم بقیه شورتمو در آر . بازم بگو که دوستم داری . از اون کلامی که معشوق و معشوقه به هم میگن . بگو که هوس منو داری . حساب اینو نکن که ما مادر و فرزندیم -نه هایده جون . کیر و کوس دیگه مادر و فرزندی حالیشون نیست -مامان قمبل کن . قمبل کن . این کونت دلمو برده . شورتشو تا آخر در آوردم و انداختم یه گوشهای . حس کردم گاییدن مامان تازه شروع شده . کونشو از پشت به دو طرف بازش کردم . لبمو گذاشتم روی قسمت کوسش که خیس خیس بود ونوک بینی ام رفت تو سوراخ کون هایده جونم .. یاور عشق من . کیر کلفت من . زود باش بیشتر بیشتر . بازم بیشتر . نمی دونم از این بیشتر داریم که من تو هوس کیر تو بسوزم ؟/؟اوخ بکن منو . با هم میریم خارج . دور دنیا رو می گردیم . تو تمام کشورهای دنیا . تو هر کشوری بهت کوس میدم . کی فکرشو می کنه یه پسر این قدر مامانشو دوست داشته باشه و بگادش . می کشمت اگه ازم سیر شی .-هایده جون اگه همیشه این قدر خوشمزه باشی مگه دیوونه ام که ازت سیرشم و زهر ماری مثل ساغر به گیرم بیفته //؟-حرفات مثل خودت قشنگن . کیرتم داغ و قشنگه امید وارم عملتم قشنگ باشه . هر جوری هم که منو بکنی قشنگه .-مادر تو خیلی زرنگی پسر تو چطور می شناسی . چطور بزرگش کردی .-اوخ این قدر حرف نزن . عزیز دلم معشوق من . بکن دوست پسر من . کیرتو فرو کن تو کوسم . مگه نمی بینی اشکشو در آوردی . تا پایین پامو خیس کرده -مامان دیگه اغراق نکن . پایین کمر و پهلوهای هایده روگرفتم تو دستام و کیر هوسیمو گذاشتم تو کوس هوسی تر مامان . ضربه اونقدر شدید بود یا شایدم کاری و حساس که دوتایی از تخت پرت شدیم پایین -مامان دردت گرفت -نه واسه چی فقط دوست داشتم کیرت همچین بره تو شکمم و تنم که از دهنم در آد . عیبی نداره اگه از این ور نره تو دهنت از اون ور می کنمش تو -هر کاری که تو بکنی درسته -کوسسسسسسم کوسسسسسسسم کیییییییرررررتو می خواد . همین جور بکوب به کوسسسسسسم نذار خنک شه . بذار همین جور آتیش بگیره . یه خیلی بسوزه بعد خنکم کن .-مامان مامان من و تو دیگه همیشه مال همیم . متعلق به هم . ازم می خوای زن نگیرم . منم نمی تونم ببینم چشم مرد دیگه ای دنبالت باشه -موقع سکس این قدر مامان مامان نگو بگو کوس بگو کون . بگو هایده . هر چی می خوای بگیبگو . من الان معشوقه توام . این جوری بیشتر باهام حال کن -مامان کونت کبابم کرد . ببخشید هایده جون -من کنیزتم پسرم ولی یه ارباب هم باید به کنیزش حال بده . وسط تنمو به کونش چسبوندم و سرمو به صورتش .هایده صورتشو گرفت طرف من و لباشو شکار کردم -اوخ لبای هوس انگیزتو بخورم . مثل خودت آتیشیه -میدونی عزیز کیرتو می خواد کیرتو . لبام می خواد دور کیرت حلقه بزنه و باهاش حال کنه . عشق کنه . دوستت دارم . اوخ چه با حال میشه -این جوری نگو هایده که اون وقت الان کیرم از کوست میاد بیرون و میره تو دهنت -منو از چی می ترسونی . چیزی که زیاد داریم وقته چیزی هم که اینجا فراوونه آتیشه .-شوخی کردم مامان من که الان دارم با کوست یه دنیا حال می کنم -موقع گاییدنم بگو هایده -عادت کردم چیکار کنم حالا چوب نزن .-یه کنیز یه برده غلط بکنه به اربابش چوب بزنه . در حال مکیدن لبهای هایده جونم بودم که زبونشو در آورد -زبووووووننننننمو هم میک بزززززززن مثل کوسسسسسمو که میکککککشششششش زدی . مث لبام مث سینه هام که بعدا میکش می زنی و نباید دیگه گازش بگیری . منم کیییییرررررتو میکش می زنم .-اووووووووه هایده هایده نگو سوختم من سوختم . کونش کیپ بدنم بود و دستام اومده بود رو سینه هاش . زیر چونه ها و گردنشو غرق بوسه کرده بودم . عزیزم عزیزم عزیزم نمی دونم هر لحظه ممکنه بریزم دارم از حال میرم . اوخ من چقدر تا الان ضرر کردم . من ,تو و کیرتو میخوام . هرچی دارم مال تو . تمام ثروت و دارو ندارم مال تو -هایده جون دو تا خواهرم دارم -باشه ولی بیشترش مال تو . فقط این کیرت مال من -هایده جون اگه هیچی هم بهم ندی من سایه عشق و هوس تو رو بالا سرم داشته باشم واسم کافیه -بگو بازم بگو همین جوری که داری کیرتو تو کوسم فرو می کنی بازم از این حرفا بزن . بازم بگو بگو عشق من -دوستت دارم هایده خوشگله . میریم خارج ,فرانسه ,امریکا ,هلند سوئیس . تورو می برمت هلند تا همه ببینن که ما تو وطن خودمون خوشگل ترین گلها رو داریم و تو هایده گلم خوشگل ترین گل دنیایی . صدامو خیلی آروم کرده و ضربات کیررو زیاد و شدید کرده و دست از نوازش تن و کمر و صورت و موهای مامان بر نمی داشتم …-با هم خوشبخت میشیم هایده جون . اگه تو کوست آب بریزم و بار دارشی -یا قرص می خورم یا سقطش می کنم . هم آب کیرتو میخوام هم آزادی خودمو . تو رو دارم . هم بچه امی هم معشوقه ام . بسه دیگه حالا دیگه وقتشه که با این ثروت حال کنیم . بازم حرفای قشنگ بزن . مامان خیلی ناز و آروم پنجه هاشو به هم فشرد و خودشو بیشتر به من چسبوند . چشاشو بست و ساکت شد دیگه حرفی نمی زد وفهمیدم که کیر من اون خوشی و لذت و آرامشی رو که می خواست بهش داده و اونو به ار گاسم رسونده . کیرمو تو کوسش ثابت نگه داشتم . قسمت گوشتی بالای کون مامان هایده به زیر شکم و بالای کیرم چسبیده بود و بیشتر داغم می کرد . با لذت کون مامانو نگاه می کردم و در اوج هوس و التهاب کیرم مثل یک فواره پر آب تو کوس داغ و ناز و ملوس مامان خالی کرد -جاااااااان یاور من . چقدر به این آب نیاز داشتم . چقدر تشنه اش بودم . یاور کیرتو بکش بیرون بذار تو دهنم -آخه هایده -هایده گایده رو ولش . کیرتو بیار . کیرمو فرو کردم تو دهن مامان تا ساک بزنه . چند قطره اون داخل مونده بود و نوشش کرد . تازه خالی کرده بودم . درجه مقاومت من زیاد شده بود . فقط داشتم کیف می کردم مامان خوشگل من لبای برجسته و هوس انگیز و یاقوتی خودشو میذاشت سر کیرم با هوس و فتنه گری خیلی آروم کیرمو تا ته دهنش فرو می کرد و درش می آورد . بیشتر نگام به مرز بین لبهاش و کیرم بود . بعد از چند دقیقه لبهاشو بوسیدم و دقایقی این بار از روبرو گاییدمش و قبلاز خواب هم رفتم سراغ کونش . با این که تشخیص دادم سوراخ کونش نه تنگه و نه گشاد ترجیح دادم با کرم و روغن چربش کنم . خیلی حال می داد . پس از یک گاییدن مشتی از طرف کوس این آخر کاری خیلی می چسبید که یه حال درست و حسابی هم با کونش بکنم -یاور واقعا کیرت حرف نداره خیلی بیشتر از چند میلیارد می ارزه -مامان کوس و کون تو بیشتر از همه دنیا می ارزه . کون مامانو هم آب کاریش کردم -آخخخخخخ هایده هایده تو امشب با کیرم چیکار کردی . آخیش خنک شدم من که سوختم .. آره اون اولین شب هماغوشی من و مادرم بود . شبی که شبها و شبهای بسیار دیگری هم به دنبالش داشت و اما ساغر .. از ساغر چی بگم که چند روز بعد تمام فکرامو سبک سنگین کردم که باید چیکار کنم . مامان طوری شده بود که آموزش خلبانی هم بهش می دادی دوروزه یاد می گرفت چه برسه به تویوتا کامری . ولی هنوز گواهینامه نداشت . اون منو تا دم در خونه ساغر رسوند و من رفتم داخل خونه . تنها بود هنوز از خواب بیدار نشده بود . ریخت و پاش و علائم حاکی از اون بود که دیشب هم یکی از معشوقه هاشو آورده خونه -کدوم قبرستون بودی تا حالا . برو جلو ستون وایسا تا ببندمت و حالتو بگیرم . مثل این که یادت رفته نون و آبتو من دارم میدم . اگه به سگ یه چیزی بدی دمشو تکون میده تو مثل گربه نمک نشناسی .-موهای سرشو تو دستام گرفتم و گفتم جنده عوضی بهت نشون میدم سگ کیه و ارباب کیه و برده کیه . سگ جد و آباته که باباتو ننه اتو پس انداختن تا تو جنده لاشی رو پس بندازن . اونو بستم به ستون . البته به صورت نود درجه بستمش . یعنی نشوندمش زمین از کمر به بالاشو به ستون پرس کردم . پاهاش رو زمین قرار داشت . اونارو جدا بستم . ایستادم طوری که کیر من روبروی دهنش قرار گرفت . یه خورده خودمو مایل کرده بودم تا کیرم با دهنش میزون شه . گازش گرفت . سوزشم اومد . محکم گذاشتم زیر گوشش -اون یاور مرد . فهمیدی یاور مرد . هیچ غلطی نمی تونی بکنی ساغر . حرف زیادی بزنی همین جا خفه ات می کنم . حالیته -چشم یاور چشم ارباب . حالا من کنیزت میشم . باشه نوبتی بازی می کنیم . یه ماه من یه ماه تو .-ول کن این کوس شراتو . این آخرین بازی منه . طلاقت میدم -شستشو به طرف من حواله کرد که یعنی منو به هیچ گرفته و دراصطلاح مردونه یعنی کیر ما هم نیستی .-مادر جنده ! من دست و پاتو باز می کنم خون جلو چشامو گرفته اگه حرفامو گوش نکنی مرگت حتمیه .چهار پنج تا سیلی و لگد بهش زدم و افتاد زمین . لختش کردم و خودمم لخت شدم -بشین رو کیرم . نشست -سینه هامو ببوس ساغر! آروم باهاشون ور برو . در حالی که دستاش می لرزید این کارو واسم انجام داد . دیگه نمی دونستم چیکار کنم . باید یک دوره می رفتم آموزش تا این کوس کلک بازیها رو یاد می گرفتم . مادر قحبه ها واسه گاییدن و گاییده شدن هم قانون در آوردن . کیر که بلند شد و کوس که داغ شد باید به هم بچسبن . چند دقیقه فکر کردم تا ببینم چیز چندش آوری به ذهنم میرسه یا نه . کونمو به طرفشگرفتم و گفتم با زبونت بلیسش . فقط اگه یه خورده بو میده تازه از دستشویی برگشتم . زود باش استخاره نکن. خیلی کیف می کردم . اون با زبونش سوراخ کونمو می لیسید . حس کردم روده هام دچار پیچ و تاب شدن . خیلی کثیف کاری می شد اگه تو دهنش می ریدم چندش آور بود . خودمو کنار کشیدم الکی این پا و اون پا می کردم تا این که رفتم آشپز خونه هرچی میخ و سیخ و گوجه و بادمجون و خیار و شیشه نوشابه و بطری های دیگه بود ورداشتم آوردم و تا اونجایی که می شد و کوس و کونش قبول می کرد فرو کردم داخل . تازه بیشتر از ظر فیت هم گذاشتم بره . کوس و کون ساغر شده بود شبیه به سیبل و هدفی که از همه طرف توش نیزه فرو رفته . یه میوه فروشی توی این جفت سوراخاش درست کرده بودم .-پول مهریه اتو ندارم بدم -کور خوندی تا قرون آخرشو ازت می گیرم .-تو کور خوندی جنده . کیرمم دیگه بهت نمیدم . انداختمش داخل توالت و قبل از این که بیادبیرون سریع رفتم یه گوشه قایم شدم و درو هم یه بار به علامت باز و بسته به صدا در آوردم که فکر کنه من رفتم . چند دقیقه گذشت . من با یکی از معشوقه های زنم دست به یکی کرده بودم که در قبال پنج میلیون تومن کمکم کنه . دو تا از همسایه ها و دو تا از مامورین انتظامی رو هم دمشونو دیدم که نقشه امو پیاده کنم . همه این جمعیت خودی بودن . فقط بکن همسرم غریب بود که بهش تضمین دادم که چیزی نمیشه و اونم کف پول بود و می دونست وضعیت و بد بختی من چیه . بکن همسرم در میزنه و میاد داخل و منم از یه گوشه ای به زحمت چند دقیقه ای فیلم می گیرم . مامورا و همسایه ها می ریزن و کار به اونجایی می رسه که علاوه بر بخشیدن مهریه کلی هم به من پول میدن تا رضایت بدم و دست از سر جنده میسترس اسلیوشون بردارم . این بوداز قصه ما .. واما من و مامان جونم داریم دور دنیارو می گردیم . گرفتار شدم اصلا نمیشه جلو این زنه زیباییهای طبیعتو دید زد . تو همه این سفر های خارجه سایت امیر سکسی روفراموش نمی کرد و می گفت درسته که بهترین تفریحاتو داریم ولی هرگلی یه بویی داره . تایلند که رفتیم هر گوشه خیابون یکی دستمو می گرفت و می گفت که باهاش برم . تو ساحلش که می رفتیم همه از سینه لخت بوده شورتو به زور می شد توی پاشون تشخیص داد. تو خیابونای اروپا و امریکا که قدم می زدی همین لختی بازی ها بود ولی دیگه مثل ما ایرونیها یعنی منظورم مردای ایرونیه این قدر حریصانه مرداشون به زنا زل نمی زدن . ولی خوب کلکی زدم به این مامان هایده . از وقتی که یه عینک دودی زیادی دودی گذاشتم به چشام راحت شدم . چون دیگه نمی تونه بفهمه من کدوم طرفو نگاه می کنم .. پایان ..

دکمه بازگشت به بالا