داستان سکسی

داستانهای سکسی من و همسرم سحر

قسمت اول سلام به همه دوستان عزیز خاطراتی که میخام واسطون تعریف کنم واقعیه ومربوط میشه به زندگی خودممن اسمم مهدی ۳۰ سالمه وچند سالی میشه با همسرم سحر که۲۴ سالشه ازدواج کردم وزندگی خوبی هم داریممنو همسرم هات هستیمو عاشق سکس ازمشخصه های من قد بلند چارشونه یه جورایی دختر کش هستم اخه قبل ازدواجم دوست دختر زیاد داشتم همسرم هم قدش۱۷۰تاوزنشم ۶۰ فوق العاده خوشکل که همه میگن شبیه انجلینا جولی و خوش هیکل که جونشتو هیکلش مرتب بهش میرسه اونم پسرکشو کیر راست کنه واسه خودشبگذریم میخوام یه فلش بک کوچیک بزنم چند سال پیش به اسرار پدرو مادرم رفتیم خاستگاری سحروقتی سحر چاییو اورد ازش خوشم اومد(اصلا دلیل ازدواج من سحر بود وگرنه مگه کسخلم داماد بشم)همینجور که سحر داشت چایی میداد منتظر شدم بگرده کونشو دید بزنم اخه من عاشق کونم مثل پسرای دیگه گفتم بزار کونشو ببینم اگه خوب بود اکیو میدم وقتی برگشت نیگاه کردم وای دیدم چی میبنی گور پدر جنیفر لوپز دهن اب افتاد یه دفعه دیدم برادرزنم داره شاخشونه میکشه چشمامو از رو کون سحر برداشتم وگرنه همونجا میکردمش بلاخره اکیو دادم ازدواج کردیم نمیخام درمورد سکسای هرشبمون بگم چون واسه زنو شوهر سکس عادیه وهم شنیدنش تکراریه هم عملشتو این چند سالی که با سحر بودم تنوستم از کون بکنمش چندباری هم که خاستم بکنم سرکیرم که میرفت تو گریه میکرد منم که دل نازک بیخیالش میشدم ولی یه نیم ساعتی سرمو رو اون کون خوشکل سفید مثل پنبه نرمش میزاشتم من هرچی از این کون بگم کم گفتم باید خودتون ببینیدبگذریم بریم سر خاطرات اصلیسحر خیلی رفیق بازبود دوست زیاد داشت همیشه با رفیقاش دنبال عشق وحالش بودیه یه سالی بود با یه دختری اشنا شده بود به اسم شیرین که از شوهرش جدا شده بود سحر میگفت شوهرش عصبی بودهو میزدتشواز این حرفا اونم ازش جدا شده شیرین همیشه از اون تیپای بیا منو بکن میزد همیشه هم جلو من راحت بود همه چی میگفت کسش میخارید بدجور دختر خوشکلی بود هیکلش خوب بود اما به پای سحر نمیرسید من زیاد تو این باغا نبودم و تو این مدت به جز همسرم با کسی سکس نداشتم زیاد بهش توجه نمیکردم بعضی وقتا به فکرش بودم که بکنمش ولی دنبالش نمیرفتم سحرو شیرین همیشه باهم بودن یا اون خونه ما بود یا سحر من صبح تا ظهر بعدظهر تا اخر شب سرکار بودم یک شب سحر زنگ زد گفت من خونه شیرینم دیر میام خونه شامتو بخرو بخواب شب ساعت۲شب بود که دیدم صدای در میاد سحر بود من دیگه بیدار نشدم چند دقیقه گذشت دیدم سحر نیومد رو تخت پاشدم رفت دیدم داره صدای گریه میاد اروم لای در اتاق بغلیو باز کردم دیدم دستش تو شرتشه میاره بیرون نیگاش میکنه و گریه میکنه ترسیدم وارد اتاق شدم حول شد گفت تو بیداری گفتم اره چی شده چرا گریه میکنی گفت وای چقدر دهنت بوی ویسکی میده (منو سحر همیشه باهم ویسکی میخوریم )یکی از دوستام تصادف کرده حالش خوب نیست گفتم کدومشون گفت تو نمیشناسیش تازه باهاش دوست شدم گفت خب ایشالا که چیزی نیست گریه نکن خوب میشه بیا بریم که مهدی کوچیکه بد جوری هوای کستو کرده گفت مهدی امشب حالم خوب نیست بزار واسه یه شب دیگه رفتم تو جام خوابیدم به خودم گفتم این کدوم دوستشه من نمیشناسمش چرا دشتش تو کونش بود؟تو همیم فکرا خوابم برد صبح که از خواب پاشدم دیدم سحر خوابه صورتمو شستم رفتم سر کیفش دیدم یه بسته ۲۰۰هزاری تو کیفشهتعجب کردم گفتم این کجا بوده نکنه داره یه کاری میکنه؟نه سحر اینجوری نیست ولی این دختره شیرین از راه به درش نکرده باشه؟نه بابا فکرای الکی نکن ۲۰۰هزار تومن کی میده واسه کس؟شایدم بدن یحر میرزه کلم شده بود پر از فکرکه دیدم سحر بلند شد وقتی داشتم صبحونه میخوردیم گفتم این پولا چیه توی کیفت؟گفت مال شیرینه تو خیابون گذاشت تو کیفم یادم رفت بهش بدم حالا میاد میسونه خیالم راحت شد تو دلم گفتم این فکرای خرکی نکنادامه دارد…

قسمت دومدیگه سحر هرشب دیر میومد خونه هروقت میگفتم کجا بودی میگفت خونه شیرین تا این وقت شب؟میگفت خب تو که نیستی حوصلم سر میره چیکار کنم؟منم دیگه چیزی نمیگفتم تا اینکه یک شب که داشتیم سکس میکردیم گفت مهدی میخای از عقب بکنی گفتم کار نیکو پرسش؟خودت که میدونی از اول تا حالا من تو کف کونتنم عزیزم ولی درد میکشی نمیخام به خاطر من اذیت بشی گفت اشکال نداره عزیزم امشب از عقب بکن حالش بیشتره گفتم تو از کجا میدونی؟یه لحظه حول شد گفت هیچی از دوستام شنیدم گفتم باریکلا دوستات کاش زودتر بهت گفته بودن خنده ای کرد گفت پاشو برو کرمو بیاروقتی برگشتم دیدم دمرو خوابیده کونشو یه ذره داده بالا قرمزی سوراخ کونو کسش داشت بهم چشمک میزد پریدم روش شرو کردم کسشو خوردن همیشه دوست داشتم کسشو میخوردم ارضا که میشد ابشو میخوردم بعد شروع میکردم به کردنش اخه من از اون مردام که معتقدم زنم باید ارضا بشه اونم باید حال کنه بعضی از مردا فقط به فکر خودشونن تندی میکنن ابشون که میاد کونشونو میکنن طرف زنشون میخابن اون زنه هم ارضا نشده باید تحمل کنه خلاصه اومدم کرمو بمالم به کونش دیدم سوراخش با دفعات دیگه فرق میکنه به نظرم باز تر میومد اخه خیلی تنگ بود یه دفعه سحر گفت مهدی اول لیس بزن بعد بخوربزار باز بشه بعد شروع کردم لیس زدن کونش نفساش تند تر شد اه اهش شروع شد(خانما اینو بدون تحریک سوراخ کون از چوچولشون بیشتره مخصوصا اگه مرد بلیسه زن به اوج لذت میرسه)نوک زبونم هی میزدم به سوارخ کونش هر دفعه زبونم بیشتر میرفت تو کونش یه لحظه نیگا کردم دیدم سوراخ کونش قشنگ باز شده سحر داشت اه اه میکرد بکن مهدی کیرتو بکن تو کونم زودباش کیییییییر میخام داشتم دیوونه میشدم اب از کیرم سرازیر شده بود سحر هیچوقت اینجوری لذت نبرده بود دستم بردم مالوندم به کسش خیس خیس یود ابشو مالیدم به سواراخ کونش دیگه اینقد میخاستم کون بکنم یادم رفت کرم بزارم شحر اماده ای بکنم عزیزم اره بکککککن ججججججرم بده کیرمو گذاشتم رو سوراخ کونش اروم اروم فشار دادم باور نمیشد راحت داشت میرفت تو به سحر گفتم درد نداری گفت یه خرده است الان خوب میشه تا ته کیرتو بکن توش منم با کمی فشار تا ته راحت کردم تو کونش یه اخ کوچولو کرد جونننننننننن همه کیرت تو کونمه مهدی باورم نمیشد بلاخره این کونو فتح کردم چقدر کون باحال تر ازکسه انگار همین الان تو بهشتی شروع کردم به تلمبه زدن جووووووووون چه کونیییییییی اه اه اه دردت که نمیاد؟نه بکن تند تند بکن جرم بده این کون مال خودته عزیزم اییییییی جون تخماتو بکن تو کونم تخمامو؟این چی میگه؟چقد عوض شده؟بیا عزیزم جرررررت میدم قربون کون سفیدت برم من مال خودم اه اه اه دیگه داشت ابم میومد کشیدم بیرون نیگاکردم دیدم مثل این فیلما سوراخ کونش قشنگ باز شد به پشت خوابیدم سحر کونشو کرد طرف من نشست رو کیرم کونش رو به صورتم بود خم شده بود سوراخ کونش داشت نفس نفس میزد انگار کیر میخاستکیرمو گرفت هدایت کرد طرف کونش شروع کرد بالا پایین کردن تند تند بالا و پایین میکرد اههههه مهدی دیدی کونمو جر دادی؟اره عزیزم دردت نمیاد اینقد تند میزنی؟نه عزیزم دیگه جر خورد هرشب دیگه از عقب بکن وای کیرمو میدیم که چه جوری تو کون سحر بود گفتم سحر داره ابم میاد بکش بیرون نریزه تو کونت گفت همشو بریز تو کونم ابش یده اب میخاد که یک دفعه هرچی اب تو کمرم بود خالی شد تو کونش سحرم ارضا همونجا شل شد افتاد من همینجور نگام به سوراخ کونش بود که داشت کم کم بسته میشد بهش گفتم سحر تو راستی دردت نیومد ؟همیشه که بیچاره میکردی منو امروز به نظر میومد کونت گشاد شده بود چرا؟سحر گفت نه عزیزم قلق داره اگه اول زبون بزنی سوراخ کم کم باز میشه بعدشم من اون موقع ها میترسیدم سفت میگرفتم سحر رفت حموم باز اون فکرای کیری زد به سرم چرا اینقد راحت کون داد؟یعنی راست میگه با زبون کون باز میشه؟من دوست دختر زیاد داشتم اونای که میشد از عقب بکنیشون کون زیاد داده بودن که از عقب میدادن کونی بودن ولی بعضیاشونم مثل اولای سحر اینقد تنگ بود که با کرمم نمیشد بکنن یعنی سحر به کسی کون میده؟ماجرای اون شب باز یادم اومد نکنه جنده شده؟نه بابا اون هرچی میخاد تو زندگی داره تیازی نداره که کس بده پس چرا کونش گشادتر بود؟دیگه داشتم دیوونه میشدم بازم گفتم نه بابا فکر بد نکن اون اهلش نیست چند روزی گذشت تا اینکه یک روز موبایلم زنگ خورد یه اقایی پشت خط بود خودشو معرفی کرد گفت من شوهر سابق شیرینم اگه امکان داره میخام ببینمتون من فکر کردم در مورد زنش شیرین حتما میخاد چیزی بگه اخه میگفتن زنشو خیلی دوست داشته گفتم نمیرسم باشه برای یه وقت دیگه گفت مهمه اخه در مورد خانم شماست گفتم خانم من؟گفت بله اگه یه نیم ساعت وقتتونو بدین من ممنون میشم گفتم باشه بعداظهر ساعت ۶میامبعداظهر که خاستم از خونه بزنم بیرون سحر گفت امشب شیرین با دوستش میان اینجا شب دیرتر بیا گفتم خب برین خونه اون گفت نه شوهرش هی میاد اونجا اذیتش میکنه گفتم باشه حرکت کردم به طرف شوهر شیرینرسیدم پیشش بعد سلام احوالپرسی گفتم من در خدمتم بفرماییدادامه دارد…

قسمت سومشوهر شیرین گفت من عاشق شیرین بودم اما بعد از مدتی فهمیدم با یه پسره پولدار به اسم سعید رفیق شده و داره به من خیانت میکنه من هم طلاقش دادم گفتم خب اینا به من چه ربطی داره؟گفت اون پسره هنوز با شیرینه چند دفعه من خانم شما رو هم سوار ماشین دیدمشون خیلی مواظب باشین به سرنوشت من دچار نشی من حتی با خانومتون صحبتم کردم گوشیشو دراورد گفت صداشو ضبط کردم خودتون گوش کنید دیدم اره صدای سحر که داشت التماس میکرد میگفت زندگی منو خراب نکنید من عاشق شوهرمم خیلی هم دوسش دارم سعید با خانم شما رابطه داره من هیچی ارتباطی به سعید ندارم فقط چند دفعه همراشون رفتم خرید اگه داداشام بفهمن سرم رو میبرن خواهش میکنم که نگین بعد شوهر شیرین به من گفت اما من وجدانم راضی نشد نزارید با شیرین باشه اون دختر خوبی نیست اصلا بهش نگین من گفتم ناراحت میشه فکر میکنه من قصد دارم زندگیتونو بهم بزنم گفتم نه چیزی نمیگم ممنون که گفتی واومدم بیرون دیگه هیچی نمیفهمیدم داشتم دیوونه میشدم باز اون فکرای کیری زد به سرم یاد اون شب افتادم یاد ۲۰۰هزاری یاد گشاد شدن کون سحر یعنیبهم خیانت کرده؟امکان نداره اگه کرده باشه چی؟چیکار کنم باید بکشمش ولی نه من اهل زدنو این حرفا نیستم پس طلاقش میدم یا…..ای خدا این چه بدبختیه حالا چیکار کنم تو همین فکرا بودم دیدم ساعت۸شبه گفتم بزار از خودش تپرسم اگه راستشو گفت که هیچی اگه نگفت ماجرای شوهر شیرینو میگم بهتره خودش بگه معلوم میشه راست میگه یا دروغ یک دفعه یادم اومد که امشب شیرین اونجاست با خودم گفتم نکنه پسره اونجا باشه؟واسه چی گفت شب دیرتر بیام؟سریع حرکت کردم طرف خونه تا بفهمم اوضاع از چه قراره رسیدم در خونه درو باز کردم رفتم تو دیدم پشت در حال دو جفت کفش گذاشته یه زنونه یه مردونه پاهام سست شد دیگه داشت باورم میشد که درست حدس زدم نمیدونستم چیکار کنم اصلا نمیفهمیدم چیکار باید بکنم اروم در حال باز کردم خونه ما به شکلی بود وقتی در حالو باز میکنی تو حال پیداست از لای در نیگاه کردم چی دیدم سحر اونجا نشسته بود عجب جیگری شده بود اول نشناختمش یه مینوجوب سفید با یه تاب قرمز پوشیده بود لم داده بود به کاناپه داشت میخندید اینورتر رومیز شیشه ویسکی گذاشته بود با چنتا پیک که معلوم بود حسابی مست بودن اینورترو نیگا کردم شیرینو دیدم اونم تیکه ای شده بود واسه خودش یه مینجوب از این لیا با یه تاب سفید پوشیده بوده نمیدونم داشت میرقصید یا داشت تلو تلو میخورد با اهنگ با سحر یه چیزی میگفتنو میزدن زیر خنده اما هرچی نیگا کردم دیدم کسی نیست یک دفعه شیرین صدا زد گفت بیاااااااا دیگهههههه چیکار داری میکنی؟یه صدایی از تو اشپزخونه اومد صدای یه مرد که میگفت اومد بابا بلههههههههه یه پسری ۲۲یا۲۳ساله خوشتیپ اومد تو حال شروع کرد به رقصیدن با شیرین با خودم گفتم حتما جا نداشتن اومدن اینجا ولی چرا سحر این شکلی کرده خودشو اون که جلو مردای دیگه همیشه بلوز دامن میپوشه این که الان دقت کنی کسش قشنگ پیداست گفتم بزار برم داخل پدرشونو در بیارم باز پاهام سست شد گفتم بزار ببینم چیکار میکنن اینقد مست بودن اگه بمبم کنارشون میزدی حالیشون نبود گوشیمو دراوردم شروع کردم فیلم برداری تا مدرک دستم باشه که یک دفعه سعید دست سحر گرفت بلندش کرد که برقصن و سه تایی شروع کردن به رقصیدن تا اهنگ تموم شد شیرین ولو شد رو کاناپه چنان پاهاشو از هم باز کرده بود که گوشه قرمزی کسش پیدا بود اینجا بود که یه تکونی بکیرم خورد بعد سحر رفت یه اهنگ ملایم گذاشت و شروع کرد با سعید عاشقانه رقصیدن دستاشونو دور کمر هم حلقه کرده بودن داشتن میرقصیدن وقتی داشتن میچرخیدن سحر که پشتش طرف من شد دیدم سعید به جای اینکه دستش به کمر سحر باشه گذاشته رو کونش داره نوازش میکنه یه لحظه یه حس خوبی بهم دست داد یه دست مرد روی کون زنمه کلمو یه تکون دادم گفتم دیوونه زنته غیرت داشته باش همینجور داشتن میرقصیدن شیرینم که تو فاز خودش داشت سیگار میکشید میخاستم سیرینو دید بزنم یه خورده حال کنم میدونستم که دیگه کردن شیرین راحته ولی باز دلم اروم نداشت دیدم سحرو سعید دارن به هم نیگا میکنن میرقصن سعید لبوشو اورد جلو که از سحر لب بگیره اما اون خودشو پس کشید وبا انگشتش اشاره کرد که نمیشه به خودم گفتم افرین سحر بازم خوبه این چیزارو رعایت میکنی که سعید چرخوندش از پشت بغلش کرد کونش درست افتاده بود تو گودی زیر شکم سعید ومیرقصیدن صحنه باحالی شده بود وقتی حس میکردم کیر سعید داره به کون همسرم مالیده میشه حس لذت بهم میداد اون لحظه خودم گذاشتم جای سعید واقعا این کون سحر محشر یود اهنگ تموم شد ولی سعید همچنان چسبیده بو به سحر داشت کیرشو به کون سحر میمالیدسحر با زور خودشو جدا کرد به سرعت چرخید وبا دستش از روی شلوار کیر سعیدو محکم گرفت گفت این چیههههههه کردی تو کون من؟باز راست کردی بی ظرفیت؟سعید گفت سحر جون من عاشق کونتم میدونی که هروز باید بکنمش وگرنه خواب نمیرم یک دفع شیرین داد کشید اووووووووووی تو غلط کردی اول منو میکنی بعد سحرو وگرنه منم میرم به شوهر سحر میدم سعیدم گفت برو بده هر سه تاشون زدن زیر خنده با خودم گفتم شیرین جون جرت میدمصبر کن حالا یک دفعه سعید شروع کرد به لب گرفتن از سحر سحرم همراهیش میکرد مثل وحشیا زبونای همو گاز میگرفتن من که برقم گرفته بود خشکم زده بود همش فکر میکردم خوابم یا اگه هم بیدارم این زن دیگه بدرد من نمیخوره باید قیدشو بزنم سعید دستاشو انداخته بود رو کون سحرو میمالوندولب میگرفت دیگه صدای اه اه سحر بلند شده بود سعید مینوجوبشو زد بالا کون سفید سحر اومد بیرون انگار بار اول بود این کونو میدیدم سعید تپلای کون سحرو میکشید بالا ول میکرد انگار ۱۰۰ساله کس نکرده سحرو چر خوند دستاشوگذاشت رو کاناپه دولاش کرد مینی جوب سحرو باشرتش یه جا از پاش دراورد حالا سحر فقط یه تاپ برش بود چنان صحنه زیبا شده بود سحر تاب تنش بود اما کونش لخت بود این زیباترش میکرد کیرم راست شده بود سعید نشسته بود نیگا کون سحر میکرد اونم کونشو واسش تکون میداد داشت دیونش میکرد هی کونشو میمالوند به صورت سعید سعید حمله کرد به طرفش چنان لیس میزن به این کون مثل یه گربه لیس میزند سحر نفس نفس میزد میگفت جووووووون بخور مال خودتهههههه کیر کلفتتو میخاد شیرین پاشد شروع کرد به خوردن کس سحر اونم مثل کس ندیدها کس میخورد این حرکت شیرین باعث شد که دستم بره رو کیرم یه چند دقیقه داشتن کسو کون سحرو میخوردن جیغ میکشید میگفت سعید کیر میخام بهم بده سعید پاشد شلوارشو دراورد شیرین هم لخت شد اونم چیز مالی بود مخصوصا سینه هاش سعید تاب سحرو دراورد سعید خوابید روی زمین سحر کونشو گذاشت روی دهن سعید اونم شروع کرد با ولع کس سحرو خوردن شده بود عین این فیلمای سکسی شیرین اومد شرت سعیدو کشید پایین کیر سعید که اومد بیرون همه چیز دستگیرم شد کیر سعید خیلی کلفت بود اینجا بود که فهمیدم گشادی کون سحر به خاطر این کیره شیرین نشست رو زمین کونش طرف من بود دولا شد شروع کرد به ساک زدن میخاستم برم تو کیرمو بکنم تو کون شیرین دیگه داشت ابم میومد که یک دفعه دیدم دوربین موبایل قطع شد سریع یه فکری زد به سرم زدم از خونه بیرونادامه دارد…

ممنونم از همه دوستان فقط یه خرده بهم وقت بدی قول میدم تا اخرشو بگم وقت میخواد فقط چون باید تایپ کنم پس صبر داشته باشینقسمت چهارماز خونه اومدم بیرون زنگ زدم به گوشی سحر گفتم من دارم میام خونه چیزی نمیخای گفت نههههههه دوستام اینجان گفتم بهت که دیرتر بیا گفتم سرم خیلی درد میکنه من میرم تو اون اتاق گفت زشته میگن شوهرش خونه چیکار میکنه دیگه عصبانی شدم گفتم خفه شو دارم میگم سرم درد میکنه خونه خودمه اختیارشو ندارم و قطع کردم که باز سحر زنگ زد جوابشو ندادم یه کمی دورتر تو ماشین نشستم ۲دقیقه نشد که سعید از خونه با عجله اومد بیرون سوار ماشینش شد رفت تو این فکر بودم حالاچیکار کنم؟من سحرو خیلی دوست داشتم ولی اون به من خیانت کرده بود ولی سخت بود ازش جدا بشم باید دلیل این کارشو میدونستم اگه به خاطر پول پسره اینکارو کرده دیگه زندگی باهاش فایده نداره ولی نه پسره از خداشه که سحر طلاق بگیره نباید طلاقش بدم باید ادامه بدیم اما نه مثل سابقزندگیو واسش زهرمار میکنم کاش جراتشو داشتم میکشتم مثل کسای دیگه که غیرتی میشن اینم فایده نداره منم اعدام میکنن تموم میشه چه کاریه؟بهتره تو خونه حبسش کنم خودمم بایکی دیگه باشم مثلا با شیرین یا یکی دیگه برم خونه دلیلشو بپرسم شاید منطقی باشه شاید به خاطر دلش اینکارو کرده ما مرده راحت میتونیم هر موقع خواستیم کس بکنیم ولی زنا نمیتونن یعنی این درسته؟خب اونا هم بعضی هاشون عاشق سکسن دل اونا دل نیست؟متاسفانه تو جامعه ما اینجوریه دیگه مرد میتونه همه غلطی بکنه ولی زن نمیتونه خب منم تو این جامعه لعنتی بزرگ شدم دیگه عادت کردم به این مسائل نمیتونم زنمو با یکی ببینم ولی اون که جنده نیست وای خدااااااااااااین فکرارو میکردمو اشکم سرازیر بود سحرم داشت از دستم میرفت که یه دفعه سحر زنگ زد کجای تو یک ساعته چرا نمیای گفتم رسیدم الان میام ماشینو پارک کردم رفتم تو وارد خونه که شدم فضا عوض شده بود سحر شلوار پاش بود شیرینم با بلوز شلوار بود شیرین بهم سلام کردو یه خسته نباشید گفت بعدشم یه لبخندی زد تو دلم گفتم خارکسه تو رو من میگام رفتم رو تختم دراز کشیدم سحر اومد کنارم نشست دستشو گذاشت تو موهام گفت بمیرم که شوهرم سرش درد میکنه قرص میخای واست بیارم گفتم لازم نکرده این دختره کی میره؟دوستش کو؟بازمشروب خوردی تو نگفتم کمترش کن؟گفت دوستش تو که زنگ زدی رفت مشروبی نخوردم یه خورده تو دلم گفتم اره یک ساعت پیش داشتی تلو تلو میخوردی گفتم واسه چی دوسش رفت؟هیچی خوشش نمیومد تو اینجا باشی روش نمیشد گفتم چه دختر نجیبی مگه من میخاستم بکنمش؟میومدم تو این اتاق سحر خندیدوگفت من برم پیش شیرین کاری داشتی صدام کن لبامو بوسیدو رفت خودمم حس میکردم سحر دوسم داره ولی این واسم کافی نبود گوشیمو برداشتم فیلمی که گرفته بودمو باز کردم شاید بگین دروغ میگم ولی نمیدونم چرا با دیدن صحنه های که زنم داشت راست کرده بودم همون موقع که داشتم میدیدمو فیلم میگرفتم یک دفعه کامل ابم اومد شاید به خاطر شیرین بود ولی خداییش دستمالی شدن زنم اون قری که به کونش میداد بیشتر روم تاثیر گذاشت گفتم که من و سحر خیلی هاتیم سکسایی که باهم داریم کمتر کسی اینجوری سکس میکنه با تمام لذت سکس میکنیم یکی از علتای راست کردن من شاید هات بودنم هستش نمیدونم بهرحال از او صحنه ها راست کردم خیلی دوست داشتم یه برنامه هم با شیرین داشته باشم اونم از اون کون سفیدش قبلشم کیر کلفت سعیدوخورده بود کردنش ساده بود پاشدم رفتم تو حال داشتن اس ام اس میخوندنو میخندیدن گفتم چیه بگین ماهم بخندیم شیرین گفت اقا مهدی اینا منفی ۱۸ست بدرد شما نمیخوره سحر گفت دروغ میگه عزیزم خودم بعدا بهت میدم بخونی من یه شلوارک نخی پام بود با رکابی رفتم روبروی شیرین نشستم سحر رفت واسم چایی بیاره یه نگایی به لنگ و رون شیرین کردم یادمو اون صحنه ها افتاد کیرم راست شد شیرین زیر چشمی داشت نیگا میکرد جلو شلوارک تیز شده بود اونم فهمیده بود راست کردم نیگا میکردو اروم میخندی تو دلم گفتم جووووون من تو یکیو بد میکنم این همه وقت با سحر دوستیو من قدرتو ندونستم که سحر با چایی اومد سریع پامو گردوندم رو اون پام که سحر نبینه دیگه دیر وقت بود شیرین باید میرفت پاشد مانتوشو پوشید خدافظی کردو رفت حالا من موندمو سحرحالا باید به سوالات من پاسخ بده رفته بود تو اشپزخونه داشت ظرفا میشست صداش زدم گفتم بیا کاریت دارم اومد کنارم نشست گفتم اینجا نه بشین جلوم میخام تو چشات نیگا کنم گفت چیه باز یه طرح جدید ریختی واسه سکس؟راست میگفت من واسه سکسمون طرح میدادم که یکنواخت نباشه لذت ببریم گفتم نه میخوام چنتا سوال ازت بپرسم که اگه دروغ جواب دادی از چشات بفهمم خب بپرس سحرتو چقد منو دوست داری؟گفت خودت نمیدونی خیلی دوست دارمگفتم امشب کی اینجا بود؟گفت سحرودوستش گفتم دوستش کیه گفت زن همسایشون گفتم شوهر داره گفت اره گفتم اونم اهل حاله گفت یعنی چی؟هیچی راستشو بگو امشب کی اینجا بود؟گفتم که سحر دوستش دیگه قاطی کردم گفتم این پسره کی بود از خونه اومد بیروووووون؟جا خورد یک دفعه کدوم پسره ها اونو میگی اون نامزد شیرین بود اومده بود ببینتتش زود رفت گفتم خونه منننننننننن؟چیکار داری میکنی سححححححر؟چه گوییییییییی میخوری اشغا ل ؟به خدا هیچی مهدی چی شده؟نمیخای راستشو بگی سحر؟چیو بگم اخه؟سحر من همه چیو دیدم امشب دیدم با اون پسره چیکار میکردی حتی ازتون فیلمم گرفتم پس حرف بزن وگرنه یا تو رو میکشم یا خودمو یه دفعه سحر زد زیر گریه مهدی غلط کردم مهدی گو خوردم مهدی گولم زدن چه جوری گولت زدن؟تو خودت داشتی بهش میدادی نه مهدی مال قبل از اینا من به خدا دوست دارم عاشقتم میخواستم بهت بگم همه چیو اما ترسیدم که از دستت بدم من گول خوردم مهدی گفتم من نمیفهمم اون کیرکیری که تو امشب میکردی از گول خوردن نیود مهدی مال خیلی وقت پیشه گفتم باشه خودت میدونی من همینجور قضاوت نمکنم حرفاتو بزن بعد در موردت تصمیم میگیرم فقط راستشو بگوسحر گفت باشه راستشو میگم فقط خونسرد باش گفتم بگو گفت من از وقتی باشیرین اشنا شدم دختر خونگرمو مهربونی بود منم ازش خوشم اومد تو دوستام بیشتر با اون بودم باهم باشگاه میرفتیم خرید میکردیم کم کم شده بودیم مثل دو تا خواهرباهم دردو دل میکردیمو همه چیز بهم میگفتیم اون همیشه از هیکل من تعریف میکرد میگفت خوش به حال شوهرت چه حالی میکنه همیشه تو باشگاه ازم طرفداری میکردم هیکلمو به رخ دیگرون میکشید مخصوصا کونم که همه میپرسیدن عمل کردی باورشون نمیشد مال خودم باشهادامه دارد….

قسمت پنجمهرروز باشیرین خودمونی تر میشدیم تو باشگاه کونمو انگشت میکرد یا جلومو میمالید با دوستاش میخندیدن من برای اینکه کم نیارم همون کارارو میکردم شیرین یه دوست پسر داره که اسمش سعیده همینی که امشب اینجا بود تو دیدیش بعدا فهمیدم شیرین که طلاق نداده بوده با سعید دوست بوده سعید از اون خرپولاست وقتی شیرین قضیه سعیدو واسم تعریف کرد ازش پرسیدم چرا شوهرت جدا شدی؟میگفت عصبی بو دست بزن داشت مهمتر از همه این که تو سکس خیلی ضعیف بود ارضام نمیکرد اولا چیزی بهش نمیگفتم ولی بعدش دیگه طاقت نیووردم چند سال بود ارضا نمیشدم این شده بود واسه من معضل(قابل توجه اقایونی که زناشونو تو سکس ارضا نمیکنن)همیشه وقتی علی نبود(شوهرشیرین )باخودم ور میرفتم فیلم سکسی نیگا میکردم یه چیزی میکردم تو کسم تا ارضا بشم چنتا کیر مصنوعی خریدم با اونا خودمو ارضا میکردم با علی سرد شده بودم وقتی هم سکس داشتیم من مثل جنازه میخوابیدم اون میکرد ابش که میومد میخوابید منم روزا با خودم ور میرفتموارضا میشدم کم کم با یه دختری اشنا شدم که تو میشناسیش مریمو میگم اونم شوهرش یه جورایی مثل مال من بود اونم تو سکس هاتو داغ بود منو مریم با هم دوست شدیمو کم کم خودمونی یه روز داشتیم باهم فیلم سکسی میدیدم که صحنه یه لز بود دو تا خانم داشتن باهم ور میرفتنو لب میگرفتن بعد کم کم همو لخت کردنو ۶۹شدن سروه کردن به خوردن کس هم یه نگاهی به مریم کردم گفت چیه؟گفتم اینا اینجوری حال میکنن؟مریم گفت این که فیلمه ولی هستن کسایی که همجنس گران دختر با دختر پسر با پسر کنجکاو شدم ناخوداگاه دستمو بردم لای پای مریم مریم غللکش شدو خندید اونم همین کار کرد شروع کردیم به کشتی گرفتنو مسخره بازی اولش هیچ حسی نداشتیم فقط میخندیم در حین این که رو کم کنی بود لباسای همو به زور درمیاوردیم خب من زورم بیشتر بود لباس مریمو داوردم سوتینشو زدم بالا یکی از سینهاشو گاز گرفتم جیغ زد خداییش محکم گاز گرفتم دلم سوخت با دستم مالوندمش گفتم ببخشید یه بوس ممش کردم دیدم هیچی نمیگه چشاشو بسته لباشو داره گاز میگیره فهمیدم خوشش اومده منم از قصد زبون مالیدم به نوک ممش یه اهی کشید با یه لبخند گفت خب بسه دیگه پاشوولی من ادامه دادم شروع کردم خوردن دیگه به نفس نفس افتاد اه اه میکرد با دستش سینه منو میمالید تحریکم میکرد منم تند تند لیس میزدم مریمو خودشو تسلیم من کرده بود منم خوشم اومده بود درحالی که سینشو میخوردم دستم بردم تو شلوارش از زیر شرتش رد کردم دستم رسید به کسش خیس کرده بود با دست کسش مالوندم یه اه بلند کشید با رونای پاش دستمو گرفت منم واسش میمالوندم دیگه نتونست طاقت بیاره گفت انگشتتو بکن تو کسم شیرین گفتم پس لخت شو لباسمونو داوردیم گفتم نوبت توهه اول ممهو بخور اونم شروع کرد به خوردن باورت نمیشه سحر چه حالی میداد منم کسشو تند میمالیدم انگشت میکردم تو کسش همینجور فقط دهنش رو سینم بود نمیتونست زبون بزنه شل شده بود گفتم مریم بیا ۶۹بشیم قبول کرد دلم نمیومد کسشو بخورم ولی وقتی دستم خورد به کسش اون اول شروع کرد به زبون زدن انگار دنیارو بهم دادن سحراولین بار بود یکی داشت کسمو میخورد نفسم داشت بند میومد منم شروع کردم کسشو خوردن زبون مکشیدم به چوچولش هم اون جیغ میکشید هم من همینجر اب ازکسش میزد بیرون میرفت تو دهنم اینقد داغ شده بودیم که ابای همو میخوردیم مریم میگفت شیرین من کیر میخام یه کیر کلفت بهش گفتم کیر هست ولی مصنوعیشه میخای؟ارههههههههههه میخام کیر میخام کاش الن شوهرامون بودن میکردنمون الان وقت کیره پاشدم رفتم کیرای مصنوعی اوردم یکی دادم به اون یکی هم خودم کردیم تو کسامون اینقد زدیم تا ابمون اومد ارضا شدیمدیگه کارمون هر روز شده بود این شیرین گفت سحر تو چی شوهرت چه جوریه بهش گفتم اون هاته هرکاری بگی تو سکس میکنه اصلا واسه هرسکسی برنامه جدا داره هر بار من تو سکسام با مهدی چند دفعه ارضا میشم شیرین گفت تا حالا کستم خورده؟گفتم اون که خوراکشه اینقد میخوره بی حال میشم منم از خجالت کیرش درمیام شیرین میگفت خوش یه حالت منم علی اگه اینجوری بود ازش جدا نمیشدم بهش گفتم واقعا با مریم لز کردی گفت اره گفتم دیوونه ای به خدا هیچی جنس خشن نمیشه طبیعیش نمیشه گفت اره درسته من طبعیشو دوست دارم ولی خب تقصیر شوهرامون بود دیگه یه جورایی راست میگفت گفتم خب با سعید کی اشنا شدی؟گفت یه روز با مریم رفته بودیم خرید تو پاساژدیدمش همش چشش به ما دوتا بود هرجا میرفتیم پشت سرمون میومدمنم خوشم اومد بود از تیپو قیافش خیلی خوشتیپ بود حالا یه روز میارمش ببینیش ۲۲سلاشه ۵سال از من کوچیکتره به مریم گفتم این پسره چه جوریاست اونم گفت خوشکله گفتم یک ساعته دنبالمونه نگاش کردم خندید من یه لبخندی واسش زدم فکر نمیکردم کارم به اینجاها برسه خریدمون تموم شد اومدیم بیرون منتظر تاکسی بودیم یه پراذو مشکی جلومون وایستاد گفت اگه اجازه بدین میرسونمتون گفتم مزاحم نمیشیم با تاکسی میریم گفت نه خواهش میکنم مراحمیت بفرمایید مریم میگفت نه یکی میبینتمون گفتم بابا شبه کی میبینتمون سوار شدیم تو ایینه فقط به ما نیگا میکرد مخصوصا به من میخندید منم جوابشو میدادم مریم هم هی با ارنج میزد تو پهلوم گفت من سعیدم دانشجوپسر دکتر فلانی هستم۲۲سالمه شما؟منم گفتم من شیرنم ایشونم مریم خوشبختیم گفت اگه اجازه بدین به شام دعوتتون کنم که مریم مخالفت کرد من میخواستم برم ولی حرف مریمو تایید کردم بعد شمارشو بهمون داد گفت هر کاری دارین من درخدمتم فردا عصر بیکارم دوست داشتین زنگ بزنین بیشتر با هم اشنا بشیم پیدا شدیم رفتیم خونهادامه دارد….

قسمت ششمفردا بعداظهرش منو مریم تو خونه تنها بودیم داشتیم بهم ور میرفتیم به مریم گفتم پسره دیشبی جاش اینجا خالیه اونم گفت اره گفتم میخای زنگش بزنم گفت نه دیوونه شدی ما شوهر داریم گفتم شوهرامون که شوهرمونن گناه که نکردیم یکی باید ارضامون کنه مریم گفت اون بفهمه شوهر داریم خودش قطع رابطه میکنه گفتم راستشو بهش میگیم زنگ زدم به موبایلش خودمو معرفی کردم خوشخال شد گفت باور نمیشد زنگ بزنین دوستتون کجاست گفتم تو چشت اونو گرفته ؟گفت نه همینجور پرسیدم گفتم اینجاست پیش منه گفتم چرا دیروز اینقد دنبالم میومدی گفت از همون اولی که دیدمت خوشم اومد گفتم شما مردا همتون همینو میگین از نگاه اول عاشق میشین زدیم زیر خنده گفت دوست پسر دارین گفتم نه گفت خوبه گفت چند سالتونه گفتم چند میخوره گفت حول حوش۲۰ گفتم واقعا؟گفت اره گفتم من ۲۷سالمه دوستم ۲۸ گفت جدی میگی اصلا بهت نمیخوره هیکلت خیلی نازه بیشتر از۲۰ نمیخوره گفتم لطف دارین شما هم خوشتیپین گفت میتونم با هاتون دست بشم واسه اشنایی بیشتر؟گفتم نه گفت چراااااااا؟گفتم اخه یه مشکلی هست گفت چی ؟گفتم من ومریم شوهر داریم انگار یه لحظه برقش گرفت گفت شوخی میکنی؟گفتم نه گفت یعنی دیگه مزاحم نشم گفتم خودت میدونی گفت پس میتونیم مثل دو تا دوست باشیم؟گفتم به شرطی که حریم حفظ بشه گفت پس اماده شو میام دنبالت بریم بیرون باهم صحبت کنیم گفتم باشه مریم گفت دیوونه شدی دختر اخر سرتو به باد میدی گفتم گفتم ناراخت نشو کسی نمیفهمه زود امادشو بریم گفت من نمیام گفتم غلط کردی زود باش هر جور بود راضیش کردم رفتیم سعید اومد دنبالمون من جلو نشستم دستشو اورد جلو باهاش دست دادم رفیم یه رستوران با هم کلی صحبت کردیم من کنار سعید نشسته بودم مریم هم روبرومون بود سعید پاشو چسبونده بود به من منم هیچی نمیگفتم چون دوست داشتم وسط حرف زدنامون دستشو گذاشته بود روی پام گاهی یه بارم میمالید منم اعتراضی نمیکردم مریم هی میگفت پاشین بریم الان شوهرم میاد خونه سعید نمیزاشت خیلی پسر لارجی بوداز همه چیزش خوشم میومد کم کم دستشو گذاشته بود رو شونه من منو به خودش فشار میداد خیلی اون لحظه داغ شده بودم گرمای تنشو حس میکردم منم از خدا خاسته سرمو گداشتم رو سینهاش میخواستم همونجا بخوابم ولی اینقد این مریم کر کر کرد که مجبور شدیم بریم خونه فرداش به سعید زنگ زدم اومد دنبالم رفتیم بیرون دیگه هرورز با سعید بودم هرروز یه کادو واسم میخرید اونم چه کادوهای دیگه با هم راحت شده بودیم تو ماشین از هم لب میگرفتیم یه روز سعید گفت بابام اینا رفتن خارج بیا با خونه زندگیمون اشنا شو منم قبول کردم رفتم خونشون وای سحر نمیدونی چه خونه ای بود خونه دوبلکس یونا استخر همه چی تموم بود مانتومو دراوردم با یه شلوارو تاب بودم اولین بار بود جلو سعید اینجوری بودم بغلم کرد ازم لب گرفت شیرین خیلی دوست دارم منم میگفتم منم دوست دارم عزیزم گفت شیرین یه چیز بگم ناراحت نمیشی گفتم بگو گفت منو تو میتونیم با هم سکس کنیم من خرم گفتم نهههه دیوونه ما باهم دوست معمولیم من شوهر دارم خودت که میدونی ناراحت شد ولی قبول کرد رفت یه شیشه اورد ویسکی بود من نمیدونستم چیه برا اولین بار بود میدیدم گفت ویسکی میخوری گفتم تا حالا نخوردم چیه گفت شنگولت میکنه خوبه همراهی کن بعد دوتا از این جامارو اورد چنتا سیخ جوجه هم اماده کرده بود اورد یه خرده واسه من ریخت یه خورده واسه خودش گفتم مشروبه گفت اره خوردی تا حالا گفتم نه گفت پس اولیشو میخوریم به سلامتی تو یک ضرب برو بالا یه خورده تلخه منم یک ضرب رفتم بالا تمام جونم اتیش گرفت سریع یک تیکه جوجه کرد تو دهنم مزه تلخشو گرفت گفت عزیزم دوتا دیگه بخوری شنگولی دو تا رو که خردم دیدم سرم داغ شد ذاره گیج میره تکیه دادم به مبل سعید گفت خوبی عزیزم گفتم اره یه اهنگ ملایم گذاشت با حال شد بعد اومد کنارم نشست دستشو اندخت دور گردنم منم سرمو گذاشتم رو سینش چشامو بستم به اهنگ گوش میکردم تو حالو هوای خودم بودم یه دفعه گفت شیرین سرمو با زور کرد بالا دیدم لبشو گذاشت رو لبم منم همکاری کردم یعنی حالی که سرمو جدا کنم نداشتم فقط زبونمو تو دهنش میچرخوندم یه دفعه دستشو گذاشت رو سینم اروم میمالید حالااعتراض نداشتم نمیدونم چرا هرچی زبونشو میخوردم سیرنمیشدم مالیدن سینمو تند تند تر شده بود منم داغ شده بودم خوشم اومد خوابوندم رو مبل همینجور لب میگرفتو سینمو میمالید کیرش بلند شده بود رو پام حسش میکردم منم پامو میمالیدم به کیرش این کیر یه مرد دیگه بود واسم جالب بود دستشو کرد زیر تابم کشیدش بالا سوتینمو هم کشید بال افتاد به جن ممه هام اه اه جوووووون بخورش سعیدم همش مال خودته عزیزم بخورخیلی خوب میخورد علی در مقابلش هیچ بود همینجر که میخورد دست کرد دکمه شلوارمو باز کرد خواست در بیاره نزاشتم دستشو از زیر کرد تو شلوارم کونمو میمالیدهرچی جلوتر میزفت دیوونم میکرد دیگه تسلیمش بودم بلند شد دو طرف شلوارمو گرفت که بکشه بیرون با یه دستم شلوارمو گرفتم اما زورش زیاد بود شلوارمو با شرت بیرون اورد دستمو گذاشتم رو کسم لای پامو باز کرد دستمو برداشت گفت جووووووون چه کس نازی داری سرشو گذاشت روش یه توش کرد شروع کرد به خوردن با یه ولعی میخورد کسمو داشت یه مرد میخورد خیلی حال میداد دوست داشتم جیغ بکشم ولی نمیشد دو دفعه ارضا شدم ولی ول نمیکرد گفت دوست داری منم میگفتم اره پاشد شلوارشو دراورد کیرش داشت شرتشو جر میداد بهم گفت میخایش گفتم اره گفت چیکارش داری گفتم میخام بده بیرون گفت میخای بکنی تو کست گفتم اره گفت نه اول باید بخوریش من خوشم نمیومد مال علیم نخورده بودم ولی نامردی بود گفتم باشه کیرشو ذار اورد وای چه کیر کلفتی بود گرفتمش تو دست نبضش داشت میزد اول زبون میزدم بهش گفت بکن تو دهنت اروم کردم تو دهنم وای داغ داغ بود خوشم اومد نوکشو واسش میگ میزدم گفت بکن تو دهنت کامل اخه جا نمیشد از بس کلفت بود منم شرو ع کردم خوردن اصلا تو حال خودش نبود برق شهوت تو چشاش میریخت بیرون دستشو گذاشت رو کسم با انگشت میکرد تو کسم اولین بار بود تو سکس با مرد لذت میبردم واقعا مرد تا مرد چقدر فرق داره گفتم سعید کیر میخام بزارش تو کسمپاهامو گذاشت سر شونش کیرشو گذاشت لب کسم اخ جوووووووون بکن سعید بکن عزیزم جوووووووون کیرتومیخام یه خرده فشار داد انگار داشت کسم دوباره پاره میشد گفتم اخ سعید اروم اونم با مهارت خاصی فرو کرد تو کسم اولش درد داشت ولی وقتی وجود کیرشو تو کسم حس کردم لذت میبرم سعید تند تند تلمبه میزد میگفت دوست داری؟کیرم خوبه؟ذاری جر میخوری؟گفتم اره بکن عزیزم جرم بده کیر منو بیشتر دوست داری یا شوهرت گفتم مال تواون بی بخاره بکن سعید جون کیر میخام میدم بهت عزیزم حرفای سکسی که میزد بیشتر تحریکم میکرد سعید گفت دارم میام کجا بریزم گفتم بریز رو پام کیرشو بیرون کشی همشو خالی کرد رو پام ازم لب گرفت افتاد روم بعد پاشم رفت حموم باورم نمیشد با سعید سکس داشتم ولی بهترین سکس زندگی بود سعید اومد پشت در گفت عزیزم درا باز کن هنوز لخت بود اومد تو گفتم چیه ؟گفت میخوام بشورمت شرو ع کرد به شستن من باز که دستشو گذاشت رو کس کونم کفای بدنمو جمع کردم منم کیرشو میمالیدم منو نشوند لب وان باز شروع کرد به خوردن کسم من شروع کردم دادو بیداد کردن پاشو وایستاد تکیه دادم به دیوار یه لنگمو گرفت بالا از زیر کیرشو کرد تو کسم ایندفعهراحت تر رفت تو شروع کرد تلمبه زدن بعد چند دقیقه کیرشو اورد بیرون چرخوندم دستمو گذاشتم به دیوار کونمو مالوند گفت میشه از عقب بکنم گفتم نهههههه جر میخورم باشه برای بد گفت حیف این کونه گفتم بعد سعید گفت باشه از پشت کرد تو کسم تلمبه میزد کونمو با کفا میمالید بعد ابشو ریخت رو کنم دوش گرفتیمو اومدیم بیرونادامه دارد…..

قسمت هفتمقبل از این که من این قسمتو بگم یه توضیح بدم واسه دوستانی که لطف کردن کامنت گذاشتن قسمت ششم که مربوط به سکس شیرین بود من داستانو از زبان شیرین تعریف کردم بله درسته سحرکامل توضیح نمیداد من هی ازش یوال میکردم اونو میگفت من دیگه سوالای بین خودمو سحرو ننوشتم تا هم خسته کننده نشه و هم خواننده گیج نشه چون خانما پسش هم که میشینن همه چیزو واسه هم تعریف میکنن حتی سحر میگفت سکسایی که با تو داشتمو واسه سحرو مریم تعریف میکردم اوناهم سکسای خودشونودر مورد اینکه نویسنده اون داستانهای نیمه کاره من هستم نه اینجوری نیست اونا مال کسش دیگست به من مربوط نیست من قول دادم تا اخر داستانو بگم پس میگم فقط صبر داشته باشین من روزی یک ساعت اگه بتونم پای کامپیوترم که باید واستون تایپ کنم نیاز به وقت دارم در مورد واقعیت بودن این داستان من اولش گفتم واقعیته حالا هرکی باور نداره نظرش محترمه میتونه فکر کنه غیر واقعیه و از داستان لذت ببره اما هر کس واسه خودش عقیده ای داره و قابل احترام مهم اینه که بدونی چرا همسرت اینکارو کرده وبا عقل و منطق تصمیم بگیره شاید تصمیمی که من گرفتم خیلیا قبول نذاشته باشن دلیل نمیشه که بگیم همچین چیزی وجود نداره من خیلی چیزارو با چشمای خودم دیدم که اگه تعریف کنم میگید دروغه پس سعی کنید از داستان لذت ببرید ممنون از کامنتایی که از من حمایت کردینبعد از تعریف سحر از اشنایی شیرین و سعید ازش پرسیدم خب تو وسعید کجا و چه جوری باهم اشنا شدین؟گفت یک شب منو سحر رفته بودیم رستوران که سعیدم اومد اونجا بعد از سلام و احوالپرسی شیرین منو معرفی کرد سفارش غذارو دادیم سعید همش نیگاش به من بود و با شیرین صحبت میکرد بعد از شام منو گذاشتن خونه و رفتن فرداش که با شیرین رفتیم باشگاه گفت نظرت چیه؟گفتم خوبه خوشتیپه بهم میان گفت سعیدم از تو خوشش اومده ازمن؟چرا؟گفت از هیکلت خیلی خوشم گفتم برو گمشو بیشعور بهش چیزی نگفتی؟خندید گفت سرشو میبرم وخندید بعد از باشگاه سعید اومد دنبال شیرین منم همراشون شدم شیرین میخواست بره خرید گفت سحر تو هم بیا در هنگام خرید پشت هر ویترینی میاستادیم سعید یه جروی خودشو بمن میمالید چند دفعه دستش زد به کونم که معلوم بود از عمد زده ولی معذرت خواهی میکرد شیرینم هیچی نمیگفت فقط میخندی بعد ازخرید سعید منو شیرینو گذاشت خونه ما موقع خدافظی یه چشمک به من زدو رفتوقتی رفتیم خونه گفتم این چه قد چشماش هیزه همش نیگاش به کون من بود شیرین خندیدو گفت خب خوشش اومده ازت شیرین گفت یه چی بگم ناراحت نمیشی گفتم تو که همه چی میگی اینم منم نخوام میگی بگو شیرین گفت منو سعید همدیگرو خیلی دوست داریم یه قراری گذاشتیم که به لذایذ هم احترام بزاریم گفتم یعنی چی؟گفت سعید مریمو کرده گفتم درووووووغ میگی چه جوری؟گفت خودم واسش جور کردم گفتم چطور؟گفت از وقتی از علی جدا شدم بیشتر با سعیدم یا اون خونمونه مریم دیگه اعصابش خرد شده بود بهم زنگ زد گفت کجایی تو حالا یه کیر پیدا کردی محل نمیزاری نمیگی دوستت الان چند روزه ارضا نشده گفتم میخای با یکی از دو ستای سعید دوستت کنم گفت نهههههههههه دیونه ایی اگه شوهرم بفهمه چی؟گفتم نمیفهمه هر کاری کردم قبول نکرد فقط دوست داشت لز داشته باشه گفتم باشه ظهر بیا اینور خونه ما بعد به سعید زنگ زدم همه چیو واسش گفتم گفتم چون شوهر داره میترسه ولی خیلی کیر واقعی میخواد سعید گفت ظهر منم میام بهش مشروب بده بعد بهم اس ام اس بده من میام ظهر مریم اومد ویسکیو اوردم گفت یه فیلم سکس جدید دارم بزار ببینیم فیلمو واسش گذاشتم چنتا پیک که خوردم به سعید خبر دادم بیاد رفتم کنار مریم دیدم دستش رو کسشه داره میماله گفت کجایی تو زود باش باید برم خونه گفتم صبر کن الان میام که یه دفعه زنگ خونه اومد مریم گفت کیه گفتم هیچی سعیده الان میره گفت میاد تو؟گفتم اره مریم مانتوشو پوشید سعید او مد بالا همونجا یه لب از من گرفت اومد تو گفت مهمون داری؟چرا نگفتی؟گفتم مریمه از همسایهاست غریبه نیست اومد جلو با مریم سلام واحوالپرسی کرد سعید گفت بساط مشروبم که به راهه یه پیک بیار من بخورم و برم مزاحمتون نشم مریم صورتش قرمز شده بودو مست خراب دیوونه بجایی که دستگاه دی وی دیو خاموش کنه تلویزیونو خاموش کرده بود سعید کنترل تلویزیونو زد صفحه که اومد دیدیم یه مرده داره زنرو میکنن سعید گفت به به از این فیلما بدین ما هم ببینیم گفتم مال مریمه مال من نیست مریم سرشو اندخته پایین هیچی نمیگفت سعید گفت مریم خانم سی دیشو میدین یه کپی ازش بگیرم زود بهتون پس میدم مریمم گفت خواهش میکنم بعد من رفتم روی پای سعید نشستم یه مینی جوب پام بود بدون شرت لای پامو که باز میکردم مریم نیگا میکردو میخندید منم بهش چشمک میزدم سعید دستشو گذاشته بود روی رون پام میمالید همینجر که رونمو میمالید دامنمو میداد بالاتر مریمم داشت این چیزارو میدید بعد سعید دستشو رسوند به کس من دستش که خورد یه اه کشیدم شروع کردم به لب گرفتن سعید گفت بریم تو اتاق اینجا زشته من که میدونستم نقشه است گفتم نه بابا مریم خودیه شروع کردیم باز لب گرفتن بعد سعید من نشوند روی مبل پاهامو داد به بالا گفت ببخشید مریم خانوم افتاد به جو کس من سعید پشتش به مریم بود و مریمو نمیدید فقط هر دفعه یه نگاه به من میکردو چشمک میزد منم سر سعیدو فشار میدادم به کسم مریم داشت خودشو باد میزدیدو به من میخندید از دور با اشاره میگفتم میخای جواب نمیداد شرو کردم به اه اوه کردم بعد سعید تاپمو دراورد افتاد به جون سینه هام مریم دیگه فیلمو نیگاه نمیکرد حواسش بما بود هر چند لحظه یه بارم کسشو میمالید گفتم مریم جون گرمته گفت اره گفتم خب مانتوتو در بیار کسی نیست سعیدم نیگا نمیکنه سعیدم که داشت سینه های منو میخورد گفت اره مریم خانم من نیگا نمیکنم ادامه دارد…..

قسمت هشتممریم دکمه های مانتوشو باز کرد دیگه داشت خمار میشد سعید پاشد دکمه پیراهنش در اورد شلوارشم من باز کرد دراوردم اومدم پایین زانو زدم که وقتی کیر سعید بیرون میاد مریمم ببینه شرت سعیدو که کشیدم پایین زیر چشمی داشتم مریمو نیگا میکردم دهنش باز مونده بوده زبون زدم به سرش گفتم به مریم ببین چقد کلفته تو دهنم جا نمیشه مریم خندید گفتم میخای باز سکوت کرد گفتم سکوت نشانه رضاست دست سعیدو گرفتم رفتم کنار مریم نشستم به سعید گفتم بده مریم امتحان کنه مریم گفت نه داره شوخی میکنه دست مریمو گذاشتم رو کیر سعید دست زد بهش دستشو پس کشید باز دستشو گذاشتم رو کیر سعید گفتم مگه طبعیش نمیخواستی این طبعیش گفت اخه گفتم اخه نداره مریم اروم کیر سعیدو میمالید سعیدم دست زده بود به کمرش نیگا میکرددست کردم زیر لباس مریم ممشو گرفتم تودست مالیدم گفتم عزیزم فکر کن داریم لز میکنیم البته طبیعیتر حرکت دستای مریم تند تر شد سعیدم شروع کردم به مالدن ممه مریم من مانتو مریمو کامل دراوردم بلوزشو هم دراوردم سوتینشو باز کردم فقط یه شلوار پاش بود من ممه هاشو میخوردم مریم هم کیر سعیدو میمالید به مریم گفتم بخورش گفت خیلی کلفته بعد شروع کرد به لیس زدن دکمه شلوارشو باز کردم سعید دست کرد شلوارشو کشید پایین شرتشم خودش دراورد من رفتم لای پاش کسشو لیس میزدم دیگه مریم تند تند کیرسعیدو میخورد سعیدم داداش به هوا رفته بود سعید منو بلند کرد خودش نشست کس خوردن منم سینه هاشو میخوردم مریم گفت بسه دیکه تمومش کنید دارم دیونه میشم سعید پاشد پاهای مریمو داد بالا کیرشو گذاشت روی کس مریم اروم اروم میکرد تو معلوم بود کیر شوهر مریمم کلفت بود چون راحت تر از من رفت تو کسش سعید شروع کرد تلمبه زدن منم بالای کسشو میمالیدم به مریم میگفتم طبعیش بهتره میگفت اره خیلی حال میده بکن سعید تند تر بکن شعیدم تند تند تلمبه بزنه بکن سعید جوووووووون چه کیری واااااااااای مرسی عزیزم بکککنم جرررررررم بده که ارضا شد بیحال افتاد سعید کیرشو دراورد منو حالت سگی کرد از پشت کرد تو کسم شروع کرد تلمبه زدن منم ارضا شدم سعیدم کشید بیرون همه ابشو ریخت رو سینه های مریم بعدشم تشکر کردو رفت مریم خیلی خوشش اومده بود دیگه راه افتاده چند دفعه دیگه هم سکس کردهمن بهش گفتم اونوقت تو ناراحت نشدی سعید با یکی دیگه سکس داره شیرین گفت نه قرار گذاشتیم به شهوت هم احترام بزاریم بعضی وقتا با دوستای سعید پارتی میزاریم چنتا از دوستاش میاد که اوناهم دوست دختر دارن هرکی ازاده با هرکی میخواد سکس کنه چند دفع دوستای سعید منو کردن گفتم خاک تو سرت جنده شدی؟خنده کرد گفت هر گلی بوی خودشو داره عزیزم گفت سعید خیلی از تو خوشش اومده مخصوصا از کونت گفتم معلوم بود امشب چند دفعه خودشو مالوند به کونم شیرین گفت بهش قول دادم تورو واسش جورکنم گفتم غلط کردی من جنده نیستم مثل تو گفت جنده چیه به خاطر دلته داری لذت میبری من کلی از بدنت واست تعریف کردم گفتم خاک تو سرت رفتی به مرد غریبه از بدن من گفتی؟گفت حیف نیست این بدنو اک نگه میداری بزار دیگرونم استفاده کنن اگه بیای تو جمع ما همه پسرا میرزن سرت تو رو فقط میکنن یه لحظه از این حرفش خوشم اومد ولی چیزی نگفتم بحثو عوض کردم فرداش باسعیدوشیرین رفتیم سینما تو صف سینما شیرین جلو وایستاده بود من پشت سرش سعیدم پشت من بود از عمد اینکارو کرده بودن شیرین به سعید گفته بود که به من گفته سعید خوشش اومده ازتو میخواد بکنتتو از این حرفا ولی نگفته بود من جواب رد دادم گفته بود اینم مثل مریم داغه زود میاد تو راه تو صف سینما سعید هی خودشو میزد به کون من منم خودمو میدادم جلواینقد شلوغ بود بهونه خوبی اومده بود دستش کیرش راست کرده بود میزذ به کون من حس میکردم کیرشو نزدیکای در ورودی ازدحام جمعیت بود سعید دستشو دور منو شیرین باز کرد که سه تایی باهم بریم تو از اون طرفم از اونطرفم خودشو به من چسبونده بود دیگه نمیشد ازش فاصله بگیرن کیر گندشو فشار میداد به کونم تا رتیم تو سینما نشستیم رو صندلی سعید وسط نشسته بود گاهی یه بار چیبس میاورد جلو من دستشو میزد به سینه هام چیبسو ازش گرفتم که بهونه نداشته باشه یه مدت گذشت دستشو گذاشت رو پام اولش توجه نکردم بعد دیدم داره میماله دستشو انداختم کنار دیگه ترسید به شیرین گفتم بگو حواسشو جمع کنه داره پاشو از گلیمش درازتر میکنه دیگه من باهاشون بیرون نمیرفتم تا اینکه یک روز رفتم خونه شیرین نشستیم ویسکی خوردن مریم هم اونجا بودادامه دارد….

قسمت نهمشیرین شیشه ویسکی اورد نشستیم کم کم تا تهشو خوردیم من که دیگه نمیتونستم از جام بلند شم خیلی مست شده بودم رو کاناپه دراز کشیده بودم بی حال نه میتونستم چشمامو ببندم نه میتونستم باز نگهش دارم یک دفعه دیدم یکی داره از رو شلوار کسمو میماله شیرین بود گفتم شیرین الان ول کن حالشو ندارم گفت تو بخواب صدای مریم زد اونم تلو تلو اومد با کمک هم شلوارمو دراوردن مریم زیر بغلمو گرفت تابو از تنم دراورد سوتینمو باز کرد سینمو گرفت تو دهنش شروع کرد مک زدن شیرینم با کسم ور میرفت و میخورد تو مستی حال میده شیرین گفت عزیزم خوبی گفتم اره بخور تو گفت کیر نمیخای؟گفتم چرا اون کیر لرزونتو بیارگفت نه یه کیر بهتر واست دارم فکر کردم باز یه کیر مصنوعی خریده شیرین انگشتشو کرده بود تو کسم تند تند عقب جلو میکرد من اصلا تو حال خودم نبودم بکن شیرین دستتو بکن تو کسم تا مچ بکن تو کسم جووووون پاشو برو کیر جدیدتو بیار مریم لبشو گذاشت رو لبام سرشو که برداشت دیدم یه کیر بزرگ کلفت جلومه ولی این کیر واقعی بود چشامو کامل باز کردم دیدم سعید لخت وایستاده داره میخنده گفتم تو اینجا چیکار میکنی؟گفت من دعوتم دیگه خوشکله شیرین تند تند به کسم میکرد ناخوداگاه کیر سعیدو گرفتم با هاش بازی کردم سعید کیرشو اورد گذاشت رو دهنم حالی که دهنمو باز کنم نداشتم فقط به زور زبون بهش میزدم مریم کیرشوگرفت واسش ساک میزد نمیدونم دست خودم نبود بدجور هوس کیرشو کردم به سعید گفتم منو بکن کیر میخام سعید منو بغل کرد بردم تو اتاق خواب شیرین خوابوندم رو تخت مریمو شیرینم سریع لخت شدن اومدن رو تخت یکی نشست اینورم یکی هم نشست اونورم هر کدوم یه مممو گرفتن تو دهن سعید سرشو گذاشت رو کسم شروع کرد به خوردن دیگه داشتم دیوونه میشدم توانایی حرکت نداشتم سعید گفت هر وقت کیر خواستی بگو گفتم کیر میخوام بکن تو کسم کیرشو گذاشت رو کسم یه فشار داد انگار بار اول بود دارم کس میدم کسم دوباره داشت پاره میشد گفتم اروم بکن سعید کسم جر خورد شیرین با دست بالای کسمو میمالید تا درد نکشم کیر سعید کامل رفت تو کسم کسم پراز کیر بود یه کیر داغ کلفت شروع کرد به تلمبه زدن با زبون مستی میگفتم شیرین نقشه کشیدی واسم؟خنده میکرد وای چه حالی میده چی کیر کلفتی اه اه بکن سعید تندتر بکن مریم کسشو گذاشت رو دهنم من که حال زبون زدن نداشتم خودش کسشو میمالید به دهنم دیگه جیغم به هوا رفت ارضا شدم شیرین کیر مصنوعیشو بست به کمرش سعید منو گردوند دمرو کرد گفتم میخای چیکار کنی سعید گفت من تو کف کونت بودم لپای کونمو باز کرد گفتم نه از کون نه درد دارم سعید کونمو چنگ میزد زبونشو گذاشت رو سوراخ کونم اول فلفلکم میشد بعد حس خوبی بهم میداد زبونشو میکرد با زور تو کونم دیگه هیچی نمیگفتم لذت میبردم خوشم اومد بود بعد سعید کرم زد به کووونم میمالید انگشتشو کرد تو کونم دردم گرفت گفتم سعید چیکار میکنی؟گفت هیچی عزیزم تو بخواب یکی از انگشتاشو باز کردم تو کونم مریمو شیرینم کمرمو میمالیدن بعد سعید به شیرین گفت خیلی تنگه از کون تو ومریم تنگ تره شیرین گفت الان خوب میشه صبر کن الان بازش میکنم گفتم چیکار میکنید من از عقب نمیدم شیرین کیر مصنوعیشو چرب کرد اومد روم کیرو گذاشت رو کونم یه دستمو سعید گرفت یه دستمم مریم کیرو اروم اروم میکرد تو اخخخخخ شیرین نکن درد داره بکش بیرون الان خوب میشه تحمل کن شیرین کیرو تا نصفه کرد تو کونم اشکم دراومد میگفت هیچی نیست عزیزم الان خوب میشه یه چند لحظه گذشت کونم عادت کرد شیرین کیرو بیرون کشید به سعید گفت امادست زود باش سعید کرم مالید به کیرش خوابید روم بعد کیرشو هدایت کرد سمت کونم سرکیرش که رفت تو جیغ کشیدم گفتم بیا بیرون سعید مریمو شیرین نوازشم میکردن هرچی کیر سعید بیشتر میرفت تو بیشتر درد میگرفت سعید ترخدا بکش بیرون دارم جر میخورم سعید از جلو بکن بعذا بهت میدم اما گوش نمیکرد نفسم داشت بند میومد هرچی گریه میکردم التماس میکردم فایده نداشت سعید کیرشو تا ته کرد تو کونم چشام سیاهی رفت دیگه هیچی نفهمیدم بیهوش شدم وقتی چشامو باز کردم دیدم شیرینو مریم بالا سرم نشستن اول فکر کردم خواب دیدم ولی یه تکون خوردم دیدم کونم خیلی درد میکنه سرم گیج میره شیرین گفت استراحت کن گفتمش خیلی اشغالی شیرین چرا اینکارو کردی؟گفت تو که سکس دوست داری سحرحالا هم چیزی نشده که دیگه راحت میتونی از کون بیشتر حال کنی شوهرتم خوشحال میشه گفتم میخوام برم خونه ساعت چنده ساعت ۱نیمه شب بود ولی کونم خیلی درد میکرد دست کردم دیدم خونیه فهمیدم که جر خوردم به شیرین گفتم کسی از این ماجرا بویی نبره اشغال من تا حالا کون ندادم حتی به شوهرم میگفتی از جلو بکنه شیرین گفت حیف این کون نبود میخاستی اک نگهش داری بزار استفاده بشه ازش چند روز دیگه جاش خوب میشه اونوقت میفهمی چه لطفی در حقت کردم گفتم خفه شولباسامو به زور تنم کردم به سختی میتونستم راه برم تو راه گریه میکردم نمیدونم به خاطر درد بود یا تجاوز وقتی اومدم خونه فکر کردم تو خوابی به خاطر همین رفتم تو اون اتاق که تو اومدی بهت دروغ گفتم که دوستم بیمارستانه میخواستم بهت بگم اما ترسیدم زندگیمون از هم بپاشه مهدی من دوست دارم نمیخوام این قضیه باعث از هم پاشی زندگیمون بشه گفت خب بعدش چی شد؟تو که امشب داشتی به سعید حال میدادی فقط راستشو بهم بگو گفت باشه میگم ترخدا عصبانی نشوچند روزی باشگاه نرفتم جواب تلفنای شیرینم نمیدادم بعد چند روز با مریم اومدن در خونه مجبور شدم راشون بدم گفت چی شده قهر کردی؟معذرت میخوام ببخشید من فکر کردم تو هاتی سکس دوست داری نمیدونستم اذیت میشی گفتم چه ربطی داره؟من شوهر دارم که اونم تو سکس واسم کم نمیزاره مریم گفت فراموشش کن فکر کن اتفاقی نیفتاده منم وقتی سعید از عقب کردم با اینکه شوهرم از عقب میکرد چند روزی درد داشتم اما واسم عادت شد ولی سکس از عقب یه چیز دیگست شیرین گفت حالا به شوهرت از عقب دادی گفتم نه میفهمه گشاد شدم گفت نمیفهمه اول بگو زبون بزنه بعدشم الکی اخ اخ کن ببین هم تو لذت میبری هم مهدی که اون شب از عقب بهت دادم ولی ایندفعه درد نداشتم خیلی هم بهم حال داد باز از فرداش رفتم باشگاه باز با شیرینو مریم شدمادامه دارد….

قسمت دهمشیرین بهم گفت بیا تو جمع ما خوش میگذره به شوهرتم میگیم اونم بیاد اونم وقتی بدنای مختلف و دید به وجه میاد گفتم شوهر من فکر نکنم قبول کنه قرار بود بهت بگیم گفتم چند دفعه دیگه با سعید حال کردی سحر گفت همون یه دفعه اونم گولم زدن گفتم پس امشب چی؟گفت امشبم تقصیر شیرینه منم مست بودم نفهمیدم چیکار میکنم گفتم یعنی تو با سعید دیگه سکس نداشتی؟البته کاری که امشب کردی کمتر از سکس نیست بهش گفتم سحر همه چیو خراب کردی من چه جوری میتونم با تو زندگی کنم؟یعنی من بزارم زنم با یکی دیگه باشه؟گفت مهدی منو ببخش قول میدم دیگه از اینکارا نکنم قول میدم با شیرین بهم بزنم اون دفعه هم بهم تجاوز شد گفتم اره راست میگی حالتو کردی بعد میگی تجاوز شد؟فعلا چند روزی برو خونه مادرت میخوام تنها باشم فکر کنم بعدا در موردت تصمیم میگیرم.چرا اینجوری شد؟یعنی من تو سکس کم واسش میزاشتم؟سحر خیلی هات بود باید بهش بیشتر توجه میکردم ولی این دلیل نمیشه به من خیانت کنه مگه من خیانت کردم؟دیگه خواب و خوراک ازم گرفته شده بود اون فیلمو مرتب میدیم از دستکاری شدن زنم خوشم میومد ولی غیرتم اجازه نمیداد سحری که اینقد دوسش داشتم حالا دیگه داشتم از دستش میدادم باید ازش جدا میشدم خدایا این چه بلایی بود کاش خارج بود این چیزا طبیعی چی باعث شد زندگی ما از هم بپاشه؟همه اینا زیر سر شیرینه اون باعث این اتفاقاست اون سحرو کشوند به این سمت اره مقصر اونه باید یه کاری بکنم اینا همش فکرایی بود که چند روز فکرمو مشغول کرده بود شیرین زندگی منو داغون کرد باور کن الان داره به ریش من میخنده نباید بزارم دیگه نفس بکشه شیرینو باید کشت مثل یه میکروب افتاده به جون زنای شوهر دار معلوم نیست چنتای دیگرو داره تور میزنه واسه هدف کثیفش من که زندگیمو از دست دادم اونم باید زندگیشو از دست بده ولی چه جوری این کارو بکنم؟بهرحال هر جور بود یه نقشه کشیدیم زنگ زدم به شیرین گفتم میتونم نیم ساعت وقتتو بگیرم خواهش میکنم اقا مهدی هر وقت بگین من در خدمتم ظهر ساعت ۳ خوبه ؟اره کجا؟بیایید خونه ما باشه خدافظخودم اماده کرده بودم واسه ساعت ۳خون جلوی چشمامو گرفته بود میدونستم امروز یه کاری میکنم به خودم میگفتم این اخرین ساعات زندگی شیرینه ؟اره حقشه این انگل باید کشته بشهساعت ۳شد زنگ خونه به صدا دراومد کیه؟منم شیرین بفرمایید ضربان قلبم داشت تند تند میزد دستام میلرزید شیرین اومد داخل سلام کرد جوابشو ندادم گفتم بریم تو اتاق اومد تو اتاق چاقو رو دراوردم گفتم هر وصیتی داری بکن اشغال دیگه اخر خطه؟چیکار میخواین بکنین اقا مهدی؟تو زندگی منو بهم ریختی کثااااااااااافت سحرو ازم گرفتی مثل انگل افتادی به جون زندگی من؟سیرین ترسیده بود گفت منننننن؟مگه من چیکار کردم؟چیکار میخاستی بکنی تو اشغال زنمو از راه بدر کردی شیرین گفت منننننن؟من کاری نکردم اقا مهدی موبایلمو دراوردم فیلمو واسش گذاشتم زد زیر گریه گفت این کجا بوده؟مال چند شب پیشه جنده تو که شوهر نداری هرغلطی میخاستی میتونستی بکنی به هرکه دلت میخواست میتونستی کس بدی چرا سحرو قاطی کثافت کاریهای خودت کردی؟چرا واسش نقشه کشیدی سعید کونشو پاره کنه؟شیرین گفت من؟من نقشه کشیدم سعید سحرو بکنه کی گفته اقا مهدی؟مگه سعید دوست پسر تو نیست؟نه سعید دوست پسر من نیست گفتم خفشو اشغال رفتم سمتش دیگه نمیتونستم طاقت بیارم رفت کنج دیوار نشست التماس کردن ترخدا اقا مهدی من اگه راستشو بگم قول میدین با سحر کاری نداشته باشین؟راست چیو؟حقیفتو گفتم من دیگه با سحر کاری ندارم میشینی مو به مو واسم تعریف میکنی به خدا اگه احساس کنم دروغ میگی کشتمت باشه اقا مهدی همه چیو میگم شما میدونی منو سحر چند وقته باهمیم خوب ؟سحر بهتون گفته سعید دوست منه؟اره نه اینجوری نیست سعید با خودش دوست بود چرا چرتو پرت میگی؟مگه تو با مریم نرفته بودین خرید با سعید اشنا شدین؟مگه تو با سعید تو خونشون اولین بار سکس نکردین؟مگه تو نقشه نریختی سعید مریمو بکنه؟مگه تو نقشه نریختی سعید سحرو بکنه هااااااااا؟نه بخدا اقا مهدی اون قصه اشنا شدن سعیدمن نبودم سحر بودومریم اون دوست پسر سحره سعید با من سکس داشته ولی سحر معرفیش کرد ببینید اقا مهدی بزارید از اول تعریف کنم من با سحر تو باشگاه اشنا شدیم من میومدم خونه شما اون میومد خونه ما هنوز شما اون موقع منو نمیشناختین چند ماه بعدش با هم اشنا شدیم که اونم داستان داره سحر خیلی هات بود همیشه از سکس شما به من میگفت ما زنا هم وقتی رومون بهم باز میشه همه چی میگیم من اون موقع تازه از شوهرم جدا شده بودم علت اصلی جداییمونم سرد بودن شوهرم بود سحر میگفت تو چه جوری بیکیر صبر میکنی من که هر روز باید بخورم یا شوهر کن یا دوست پسر پیدا کن گفتم نه بابا کی دوست پسر من میشه گفت تو سرووضعتو درست کن چیزی که زیاده پسر بعداظهر بیا ببرمت خرید بعداظهرش با سحر رفتیم خرید سحر هم خوشکل بود هم خوش هیکل هروقت میرفتیم خیابون چنتا ماشین میوفتادن پشتش سحرم بهشون چراغ سبز نشون میداد میگفتم دیوونه چرا اینکارو میکنی میگفت حال میده پسرارو سر کار بزاری ولی تو حواست باشه دوست پسر خاستی یه دونه با کلاسشو انتخاب کن یه پولدارخوشتیپشو از این پسرا زیادن اینارو فقط سر کارشون بزاررسیدیم پاساژتو پاساژهرکرو میدیدی نگاش به سحر بود اونم با حرکاتش بیشتر پسرارو اذیت میکرد سحر گفت اون پسرهرو ببین در اون مغازه گفتم خب گفت نیگا خشتکش کن الان کیرش میزنه بالا از پسره رد شدیم سحر دولا شد بند چکمشو دست کار بکنه مانتوش کوتاه بود یه شلوار تنگم پوشیده بود کونش افتاد بیرون پسره گفت جوووووون یک دفع دیدم شلوارش باد کرد سخرم برگشت گفت کووووووفتگفت دیدی؟گفتم اره چرا اذیتشون میکنی گفت اینا حقشونه بیا بریم اون مانتو فروشی دوستمه یه مانتو واست بگیریم ادامه دارد….

قسمت یازدهمرفتیم تو مغازه یه پسره جوون خوشکل و خوشتیپ پشت میز وایستاده بود اسمش احسان بود سلام کردیم احسان سحرو تحویل گرفت چه خبر عزیزمو از این حرفا بعد سحر گفت مدل جدید اندازه دوست من چی داری یه چنتا مانتو اورد همه مانتوهاش کوتاه بودن زورکی کونو میپوشوند یکی مانتو من خریدم یکی هم سحرموقع خساب سحر گفت بریم گفتم پولش گفت نمیخواد به احسان گفت شب بهم بزنگ رفتیم چنتا دیگه خرید کردیم بعد رفتیم لوازم ارایشی اونم دوست سحر بود اونم علی بود اسمش خلاصه کلی خرید کردیمو اومدیم خونه به سحر گفتم اینا دوستت بودن گفت اره چطور مگه؟گفتم شوهرت میدونه گفت نه واسه چی بدونه گفتم دوست پسر داری؟گفت اره اونم چنتا این دو تارو که دیدی اوناهم بهت معرفی میکنم فردا میریم ارایشگاه خوشکل میکنی لباسارو میپوشی میزنی بیرون ببین چنتا پسر کیرشون واست راست میشه گفتم سحر تو شوهر داری چه جوری میتونی دوست پسر داشته باشی؟گفت ببین عزیزم شوهرم شریک زندگیمه همسرمه دوسش دارم ولی خب ما زنها ادمیم دیگه ما زنها دوست داریم یه پسری بیوفته دنبالمون متلک بهمون بگه تو اون لحظه خودت میگیری واسش قر میندازی تو کونت ما هم شهوت داریم تو ایران ما زنا به خاطر حیامون کمتر از این کارای پسرارو میکنیم وگرنه ما هم سکس دوست داریم مثل اقایون تنوع در سکسو دوست داریم انواع کیرمیبینی لذت میبری چرا مردا فقط تنوع پذیر باشن به جز زنشون با چنتا دیگه هم هستن ما زنا هم میتونیم تازشم ما زنا واسمون خرج میکنن الان من این همه مانتو دارم لوازم ارایش دارم مهدی پولشو نمیده هم داری لذت میبری هم دارن خرجت میکنن تو هم دوست پسر خاستی گفتم بهت از اون کاردرستاشو جدا کن نه اون پسرای درپیتی که دنبال جندن گفتم سحر تو باهوش سکسم داشتی گفت اره گفتم حال میده اره عزیزم یه کیری به جز کیر شوهرت بره تو کست حال نمیده مردا چرا تنوع دوست دارن چون کس جدید کون جدید سینه جدید میبنن پاشو بریم بیرون شام یه دوست دیگمم ببینی باهم رفتیم رستوران اونجا هم صاحبش یه جونی بود به اسم امید.امید تا سحرو دید خوشحال شد سلام عزیزم خوبی؟کجایی تو؟معرفی میکنم امید ایشونم دوستم شیرین(میگفتم چه جوریه سحر هروقت لباس یا چیز دیگه ای میخره از من پول نمیگیره پس قضیه اینجوریه)امید گفت برین بالا کسی نیست منم الان میام پیشتون به شاگردشم گفت کسی اومد بگو یک ساعت دیگه میام رفتیم طبقه بالا رستوران خالی بود سحر گفت مانتوتو در بیار راحت باش گفتم چرا اینجا همون پایین غذا میخوردیم دست گذاشت رو کسش گفت غذای این پس چی اینم سفارش سوسیس داده یعنی میخای سکس کنی گفت خب اره گفتم جلو من گفت اره امید شامو اورد گفت بخورین من الان میام شامو خوردیم سحر زنگ زد گفت زود بیا میخوایم بریم امید اومد بالا رفت کنار سحر نشست دست انداخت دور گردنشه گفت خوشکل خانم کم پیدایی نیستی؟شیرین خانم شاگرد جدیدن گفت اره زد زیر خنده امید گفت پاشو بریم تو اتاق سحر گفت نه منو شیرین از این حرفا نداریم امیدم گفت باشه لب و گذاشت رو لبای سحر خیلی باحال لب میخوردن به میپیچیدن بعد امید لباس سحرو دراورد سحر هیچوقت سوتینو شرت نمیپوشید سینه هاشو گرفت تو دستشو میمالیدو لذت میبرد بعد سحر به امید گفت قرصتو خوردی اونم گفت اره امید شلوارسحرو کشید پایین منم داشتم داغ میشدم هیکل سحر خیلی ناز بود من که دختر بودم واسش راست کرده بودم امید سرشو گذاشت رو کس سحر واسش میخورد سحر سر امیدو فشار میداد به کسش به من نیگاه میکرد میندید میگفت امید عزیزم چوچولمو بخور امیدم بالا و پایین کس سحرو لیس میزد بعدش سحرو دمر کون وای واقعا عجب کونی داشت سحر امید کون سحرو چنگ میزد بوس میکرد زبون میکشید انگار میخاست با سر بره تو کون سحر دیوونه شده بود امید میگفت چند روزه این کونو نکردم امشب میکنمش سحر میگفت بکن عزیزم هرجا دوست داریو بکن سحر پاشو نشست امید پیرهنشو داراورد چه هیکل قشنگ ماهیچه ای داشت من همیشه از این هیکلا خوشم میومد شلوارشو سحر کشید پایین از رو شرت کیرشو میمالید به من نیگاه میکرد خیلی داغ شده بودم سحر دست کرد کیر امیدو اورد بیرون ای جووونم دلم واسه کیرت تنگ شده بود امید گفت بخور عزیزم همشو باید بخوری باورم نمیشد سحر اینقد خوب ساک بزنه کیر امیدو میگرفت بالا تخماشو میکرد تو دهان امیدم نفس نفس میزد سحر صدام زد گفت بیا اینجا گفتم چیکار داری گفت بیاااا میخوام یه چیز نشون بدمت بیا رفتم جلو گفت کیر امیدو بگیر گفتم نه خودت حال کن گفت بگیر انگشتمو گذاشتم رو کیر امید گفت اینجوری نه قشنگ بگیرش منم کیر امیدو گرفتم تو دستم گفت میبینی چقد داغه ببین چه نفس نفس میزنی گفتم اره گفت یه خرده بمالش من اروم میمالیدم یک دفعه سعید از رو لباس سینه هامو مالید حس خوبی یه مرد به جز شوهرم داشت دستکاریم میکرد سحر از رو شلوار کسمو میمالید گفت این کیر بزگتره یا مال شوهرت گفتم یکیه ولی امید بهتر وارده امید لباسمو دراورد سحرم سوتینو باز کرد من مالوندن کیر امیدو تند تر کردم امید دستشو گذاشت رو سینم وای چه حال میداد یه مرد داشت سینمو میمالید بعد بلندم کرد سحر شلوارو شرتمو کشید پایین امید بغلم کرد کیرش رو شکمم بود کونمو میمالید سحر گفت کیرشو بخور گفتم من نمیتونم حالم بد میشه به امید گفت یادش بده خوابوندم سرشو برد لای پام شروع کرد به خوردن وای چه حالی میداد اولین بار بود لذت کس خوردنو امتحان میکردم دیگه نمیتونستم خودمو کنترکن اه اهم رفت رو هوا سعید کیرشو کرد تو کسم جیغم رفت به هوا انگار دنیارو بهم دادن شروع کرد تلمبه زدن چنتا تلمبه زد لرزی افتاد توم ارضا شدم شوهرم نتونسته بود ارضام کنه بعد امید کیرشو دراورد گذاشت تو کس سحر من دیگه یی حال افتاده بودم ندیدم سحروامید چیکار کردن اون شب خیلی حال کردم گفتم سحر بدم نمیگه این کیر با کیر شوهرم خیلی فزق داشت اصلا یه چیز دیگه بود فرداش سحر بهم زنگ زد گفت حال کردی گفتم بدک نبود گفت غلط کردی تو عمرت اینجوری حال نکردی گفت کاراتو بکن امروز مهمونی دعوتیم کجا؟ خونه سعیدادامه دارد……

قسمت دوازدهمسعید؟سعید کیه؟یکی دیگه از دوست پسرامه از همشون باحالتره هم خودش هم کیرش زد زیر خنده گفتمش سحر حالا قراره چیکار کنیم؟سحر گفت ما هفته یک دفعه خونه سعید مهمونی داریم چنتا پسربا چنتا دختر بهش گفتم سکسم هست تو برنامتون؟گفت اره اما این سکس فرق میکنه میخام یه جایی ببرمت که فکرشم نمیکنی ما اونجا بازی سکسی میکنیم خیلی با حاله کلی حال میکنیم.بازی سکسی؟چه جوری ؟کیا هستن ؟گفت حالا میای میبینی من و تو هسنیم با مریم و سپیده و ساناز از اونورم سعید هست وارمان وسهراب ومنصوربه سعید گفتم امروز تو هم هستی قرار شده یکی از دوستاش و دعوت کنه که زوجمون کامل بشه گفتم مریم و ساناز و سپیده هم اوردیشون تو دور گفت اره اونا خیلی وقته هستن(مریم وسپیده و ساناز از بچه های باشگاه هستن)به سحر گفتم سپیده و ساناز که دخترن چه جوری میان؟گفت اونا از عقب خال میکنن حالا خودت میای میبینی الان پاشو برو یه دوش بگیر سفید کن لباس سکسیتم بپوش ۲ساعت دیگه هم میام دنبالتمن رفتم حموم سفید کردم لباسمو پوشیدم سحر اومد دنبالم از اونورم رفتیم دخترای دیگرو سوار کردیم وقتی منو دیدن تعجب کردن مریم گفت سحر شیرینم جندش کردی؟بچه ها خندیدن گفت اره بهتر از شما ها کس میده خاک تو سرتون کنن داره از شماها میزنه جلو رفتیم شما شهر در یک خونه ویلایی وایستاد عجب خونه بزرگو شیکی بود رفتیم داخل پسرا زودتر از ما رسیده بودن رفتیم داخل وای خونه نبود که کاخ بود عجب دوست پسری تور زده بود بعد از دست دادن روبوسی سحر منو معرفی کرد به عنوان عضو جدید سعید پسر خوشتیپی بود قد بلندو زیبا اون پسرها هم خوب بودن سعید عضو جدید پسرهارو معرفی کرد اسمش رضا بود یه خورده سیزهو بامزه سعید گفت اینم زوج شیرین جون مانتو روسریامونو در اوردیم هرکس واسه خودش یه لباس سکسی پوشیده بود سحر لباس بلند حریر نازک پوشیده بود که چاکش تا رو کمرش بود طبق معمول شرت وسوتین هم نداشت هرکس با زوجش شد جلو هر میز یه شیشه ویسکی بود با دو تا پیکش سحرو سعید جدا من و رضا جدا سپیده وسهراب جدا سانازومنصورجدا ارمان ومریمم با هم پسرا مشروب مریختن ساقی شدن به سلامتی هم دیگه میرفتیم بالا پسرا بیشتر از دخترا خوردن دیگه همه مست بودن هر زوج جداگانه بلند شدن رقصیدن یه نیم ساعتی هرکی با دوست پسرش میرقصید منو رضا هم باهم رضا میگفت شما تازه اومدیم گفتم اره گفت میدونید چیکار میکنن گفتم نمیدونم یه چیزایی سحر گفته اما کامل نمیدونم بعد از رقص سحر گفت حالا وقت بازیه پسرل یک طرف دختراهم یک طرف سحر گفت چون دو عضو جدید داریم یه خورده توضیح میدم پاسورو اورد گفت به هرکی یه ورق میدیم هرکی ورقش از همه بیشتر بود اون برندس و میتونه دستور بده مثلا اگه از گروه پسرها بیشتر بود میتونه دستور بده دخترا چیکار کن و اگر کوچیکترین ورق دست گروه دخترا بود اون پسر میتونه دستور جمعی بده به دخترا یا فقط به اون دختر بده خب شروع میکنیم همه نفری یهورق برداشتن بعد همه ورقارو رو کردن ارمان از همه بیشتر بود از همه کمترم از پسرا بود ولی چون پسر بود ارمان میتونست به دخترا دستور بده گفت دخترا همه دولا بشن کونارو بدن بالا ماهم همین کارو کردیم ارمان اومد یکی یه کشیده زد به کونمون دوباره ورقا تقسیم شد ایندفعه رضا از همه بیشتر شد مریم هم از همه کمتر رضا گفت چی بگم حالا سحر گفت هرچی دوست داری رضا گفت نفری یه لب بعد اومد تک تک لب گرفت به من که رسید بیشتر طول داد داشت کم کم بهمون خوش میگذشت دوباره بازی شرو شد ایندفعه ساناز بیشتر شد گفت پسرها همه شلوارا بیرون همه جیغ کشیدیم پسرا هم شلوارشونو در اوردن با شرت بازیو ادامه دادن باز دخترا بیشتر شد ایندفعه باز هم ساناز بود دخترا گفتن هورااااااااا ساناز گفت پسرا لباسا بیرون باز دخترا جیغ کشیدن حالا پسرا فقط با یه شرط بودن صحنه جالبی بود یه جورای کیراشون نیمخیز بود ایندفعه گروه پسرا برنده شد ارمان بود گفت دخترا همه لباسا بیرون ما لباسامونو بیرون اوردیم هر کدوم یه سوتین داشتیم ولی سحر چون لباسش یک تیکه بود سوتینم نداشت معاف شد بازی شروع شد باز پسرها برنده شدن سهراب دستور داد دامناتون دربیارین دامن و شلوارمونو در اوردیم حالا دخترا با شرت و سوتین بودن پسرا دست نیزدن واسه خودشون پسرا نگاشون به من بود چون عضو جدید بودم ولی سحر چون شرت نداشت باز معاف شد ایندفع سعید بازیو برد گفت دخترا سوتینا کنار هرکی سوتینشو باز میکزد پیرا دادو بیداد میکردن ۵تا ممه متفاوت هرکدوم یه شکلی پسرا کیراشون بلند شده بود تو شرت سحر لباسشو تا نیمه داد پایین بازی باز شروع شد ایندفعه من بیشتر اوردم برای این که کم نیارم گفتم پسرا سرتا بیرون دخترا جیغ کشیدن سحر گفت افرین شیرین دارن کم میارن ۵تا کیر متفاوت جلومون بود یکی داراز یکی کلفت یکی کوچیک یاد حرف سحر افتادم که تنوع توسکس چقدر خوبه فرقی نمیکنه پسرو دختر تنوع دوست دارن کیر سعید از همه کلفتر بود کیر رضا هم بعد نبود باز شروع شد بازی ایندفعه هم دخترا برنده شدن از پسرا ارمان از همه کمتر شده بود ساناز گفت ممه دخترارو باید بخوری تا ۳۰ثانیه ارمان بلند شد اومد از سحر شروع کرد خوردن همه از یک تا ۳۰ میشمردن تا رسید به من شروع کرد بخوردن نیگام به کیرش افتاد نمیخاستم ۳۰ بشه اما بازی بود دیگه باز بازی شروع شد پسرا برنده شدن دستور دادن دخترا شرتا بیرون شرتامونو دراوردیم سحرم لباسشو کامل دراورد دیگه حالا هم ما لخت بودیم هم پسرا دیگه شهوتا داشت میزد بالا باز بازی شروع شد سحر برنده شد دستور داد پسرا به مدت یک دقیقه کس زوجاشونو بخورن ما نشستیم پاهامونو باز کردیم پسرا شرو ع کردن لیس زدن دخترا همه اه اه میکردن رضا هم داشت مال منو میخورد سرشو فشار میدادم به کسم لبامو به هم فشار میدادم یک دقیقه تموم شد ادامه دارد…

قسمت سیزدهمبازپسرا برنده شدن دستور دادن دخترا بیان واسه ساک زدن زوجاشون دخترا شروع کردن به ساک زدن ولی من دوست نداشتم فقط زبون میزدم به کیر رضا پسرا همه به نفس نفس زدن افتاده بودن بازی باز شروع شد ایندفعه مریم برنده شد از پسرا سعید از همه کمتر اورد دستور داد سعید کیرشو بکنه تو کسش سعید کیر کلفتشو کرد تو کس مریم شروع کرد تلمبه زدن پسرا هم کیرشونو میمالیدن دختراهم کساشونو همه دیگه داغ شده بودن مریم که تو اوج لذت بود دادش دراومده بود دوباره بازی شروع شد رضا برنده شد گفت دختر سگی بشن هرکدوم ۳۰ ثانیه بزارم تو کسشون از سحر شروع شد کیرشو گذاشت تو کس سحرشروع کرد تلمبه زدن پسرها هم تا ۳۰ میشمردن سحرمیگفت جوووووووون یه کیرجدید تو کسمه سانازو سپیده چون باز نبودن کوناشونو چرب کردن از عقب کردشون تا رسید به من کیرشو از پشت کرد تو کسم کیر داغ داغ جوووون چه حالی میداد باز بازی شروع شد سهراب برنده شد دستور داد دخترا باید از کون بدن به من پیرا کون دخترا رو چرب کردن سهراب کیرش باریک بود اول رفت سراغ سحر کیرشو کرد تو کون سحر سحر یه اخ گفت شروع کرد تلمبه زدن بچه ها تا ۱۰ میشمردن همرو کرد تا رسید به من خیلی درد داشت اما لذتم داشت باز بازی شروع شد سحر برنده شد دستور داد پسرا بیان منو بکنن سعید خوابید زیر سحر نشست رو کیرش خم شد سهرابم گذاشت تو کونش ارمان هم کیرشو گذاشت تو دهنش وای خوش به حال سحر دو تا کیر توش بود پسرا تلمبه میزدن سحر دیگه بی حال شده بود میگفت بکنید جرم بدین فضا عوض شده بود ارمانو سهراب جاشونو عوض کردن دخترا رفتن جلو کیرپسرهارو گرفتنو ساک میزدن منم رفتم پیش رضا گفتم منو بکن منم میخام حالت سگی شدم کیرشو گذاشت تو کسم هرکی با زوجشو داشت میکرد سحر ارضا شده بودیه سکس گروهی کامل سکس اونارو که میددم بیشتر لذت میبردم سحر پاشد اومد پیش من ممو میمالید گفت حال میده گفتم اره خبلی گفت میخای یه کیر دیگه هم بره توت گفتم اره سعیدو صدا زد گفت این کیر دوست داری بره تو کست یا کونت؟گفتم کونم که پاره میشه بزاره تو کسم سعید خوابید من نشستم رو کیرش کیرش به زور رفت تو کسم کیرش کسمو پر کرده بود جیغ و داد بچه ها فضای خونرو پر کرده بود سحر داشت واسه رضا ساک میزد رضا گفت سحر جون خیلی دوست دارم کون خوشکلتو بکنم سحر گفت بیا عزیزم بکن توش کونشو داد بالا رضا گذاشت تو کونش سحر سهرابو صدا زد گفت از عقب بزار تو کون شیرین سهراب کیرشو کرد تو کونم وای دو تا کیر توم بود یکی تو کونم یکی تو کسم گاهی یه بار نگاه میکردم به دورم بچه ها کارشون تموم شده بود رضا هم ابش اومد ریخت رو کون سحر یه بوس کرد کون سحرو رفت نشست کنار منم داشتم ارضا میشدم سهرابم ابشو ریخت رو کون من منم ار ضا شدم اما سعید هنوز ارضا نشده بود رفت با سحر اونم چنتا تلمبه که زد ابش اومد همه بی حال لخت افتاده بودیم روز خوبیو داشتیم وارد یه زندگی جدید شده بودم شیرین گفت طراح این بازیو سکسا سحر بود از سحر پرسیدم با سعید چند وقته دوستی گفت این اولین دوست پسرمه وقتی با سعید دوست شدم عاشق تنوع شدم از شیرین پرسیدم این قضیه مال کیه گفت مال چند ماه پیشه گفتم سحر از کون میداد گفت اره گفتم پس چرا به من نمیداد البته من ازش نمیخاستم شاید میخواستم بهم میداد پس اینکه اکثر شبا سهر میگفت خونه دوستامم میرفته پی عشقو حالش؟پس اون شب که میگفت سعید به زور از کون کردتش چی ؟شیرین گفت اره سحر چون کیر سعید بزرگ بود از کون نمیدادش سعید خیلی اصرار میکرد ولی سحر بهش نمیداد تا اون شب تو خونه ما که سعیداز کون سحرو کرد سعید اون شب دیونه شده بود بد جور سحرو از کون کرد کونش پاره شد هر چی سحر گریه کرد فایده نداشت سعید میکرد وقتی سعید کیرشو بیرون اورد کیرش خونی بود اون شب سحر با سعید قهر کرد اما بعد چند روز باهم اشتی کردن که چند شب پیش اومدیم خونه شما همین که تو فیلم گرفتی اره اقا مهدی درسته ما باهم سکس داشتیم ولی همه این برنامه ها از طرف سحر بود به شیرین گفتم هر هفته میرفتین خونه سعید گفت اره دیگه هر هفته منتظر میشستیم تا این روز برسه و میرفتیم سکس پارتی به شیرین گفتم سانازو سپیده فقط از کون میدادن میگفت اره اونا از کون حال میکردن اخه از کون خیلی حال میده ولی اونا دوست داشتن از کسم بدن ولی از عاقبتش میترسدن قرار گذاشتن اگه ازدواجم کردن این برنامرو با هم داشته باشیم الان ارمانو سپیده ازدواج کردن گفتم باهم ؟گفت نه سپیده با پسر خالش ارمانم با یه دختر ازدواج کرد گفتم اونا بازم میان تو مهمونیای هفتگیتون؟گفت اره گفتم با همسراشون گفت نه مجردی میومدن گفتم خب پس اوناهم مثل من بیخبرنگفت اره سپیده وقتی میخاست ازدواج کنه سحر میگفت باید یه کاری کنم شوهرسپیده هم بیاد تو جمعمون رو ز عروسی سپیده هر چهار تاییمون رفتیم ارایشگاه به قول سحر خوشتیپ کردیم رفتیم عروسی سحر یه لباس یقه باز پوشیده بود که چاک سینه هاش معلوم بود با یه دامن حریر که تا روی زانوش بود طبق معمول شرتم پاش تبود هنگام رقصیدن باز شیطونی سحر گل کرده بود رفته بود قاطی پسرا میرقصید پسرا دورشو گرفته بودن خودشونو میمالیدن به سحر اونم کونشو میمالید به کون پسرا شلوار پسرا زذه بود بالا منو سانازو مریمم میخندیدم یه پسره گیر داده بود به سحر تو شلوغی کون سحرو میمالید سحرم کونشو میزد به کیرش عروس و داماد اومدن وسط واسه رقصیدن پسره اومد عقب تکیه داد به دیوار سحرم اومد جلوش وایستاد من همش نیگام به پسره بود و سحر بهم چشمک میزد باز یکیو گذاشته بود سر کارعروش و داماد میرقصیدن همه هواسشون به اونا بود پسره دستشو کرده بود زیر دامن سحر میمالوند سحرم مثلا بیخیال داشت دست میزد بعد پسره کیرشو دراورد چسبوند به سحر دامن سحرو از پشت داد بالا من رفتم کنارشون وایستادم کسی نبینه سحر یه خورده خم شد پسره کیرشو گذاشت لای پای سحر اول نمیدونم کجا بود ولی سحر بعدا گفت تو کسم بوده پسره داشت اروم ارو جلو عقب میکرد بعدش دخترا رفتن جلو سحرم رفت جلو برقصه پسررو گذاشت رفت تو کف سریع کیرشو کرد تو شلوارش از خنده روده بر شده بودم سحر رفت جلو با داماد رقصیدن هی پشت میکرد به داماد کونشو میمالید به کیر داماد.داماد داشت کیرشو بلند میشد تابلو دیگه نرقصید رفت نشست کنار عروسادامه دارد….

قسمت چهاردهماز شیرین پرسیدم خب بعدش چی شد؟همه توجشون به دیوونه بازی ماها بود داماد چشم از سحر بر نمیداشت نرمی کون سحرو حس کرده بود گفتیم بیچاره سپیده امشب دهنش گاییدست بدجورکسش پاره میشه باز اون پسره اومد چسبید به سحردر گوش سحر یه چی گفت رفت عقب تکیه داد سه کنج دیوارسحر به من گفت با سانازو مریم بیان جلو من وایستین گفتم واسه چی؟گفت پسره راست کرده واسم گفتم سحر یکی میبنه گفت کسی نمیبینه همه حواسشون به عروس داماده بعدم لخت که نمیشیم این زنت بدجورحشریه باز هوس کیر کرده بود تو اون شلوغی به مریمو ساناز گفتم اومدیم دور سحر وایستادیم من بغل وایستاده بودم گاهی یه بار نگاه برمیگردوندم ببینم چیکار میکنن سحر دستاشو گذاشته بود روشونه مریم کمی خم شد بود پسره کیرشو کرده بود تو کس سحر ارونم عقب جلو میکرد کسی نفهمه برگشتم دیدم دامنو خیلی داده بالا کون سحر پیداست ترسیدم از این بینا کسی ببینه دامنشو دادم پایین باز پسره کشید بالا گفتم دیوونه یکی میبینه بده پایین گفت میخام کون خوشکلشو ببینم مجبور شدم کونمو بچسبونم به رون سحر کسی نفهمه سحر سرشو گذاشته بود رو شونه مریم اه اه میکرد گفتم سحر هیییس اروم یکی میفهمه گفت نمیدونی چه حالی میده تو جمعیت کس دادن کاش همه پسرا اینجا منو میکردن رو کردم به پسره گفتم زود باش چیکار داری میکنی پیره عرق کرده بود هیچی نمیگفت یک دفعه دستشو گذاشت رو کون من میمالید منم هیچی نگفتم گفتم اینجوری زودتر ابش میاد پسره گفت دارم میام بریزم تو کست سحر گفت نهههههه پسره همونجا ابشو ریخت رو زمین بعد شمارشو داد به سحروقتی داشتیم بر میگشتیم خونه مریم گفت خیلی خری سحراونجا جای اینکاراست؟گفت کیر ناز بزرگی داشت حیف بود همه زدیم زیر خنده سحر گفت شوهر سپیده هم کیرش کلفته ها گفتیم از کجا میدونی گفت وقتی میرقصیدیم کیرشو رو کونم حس کردم سپیده امشب چه حالی بکنه سحر گفت باید یه جوری مردامونو بکشیم تو کارگفتیم چه جوری؟گفت با کمک هم شیرین تو باید جلو شوهر من کرم بریزی منم جلو شوهر مریم اگه اونا جواب مثبت دادن به بهانه مچ گرفتنشون کم کم ما هم مثل خودشون میگیم تو خیانت کردی منم میکنم نقشه های سحر حرف نداشت که اون روز من برای اولین بار اومدم خونتون با تو اشنا شدم باهات شوخی میکردم عشوه میومدم خودمو بهت میمالیدم ولی تو محل نمیزاشتی یادته؟گفتم اره ولی خب نمیشد دوست زنم بودی چند دفعه به فکرت بودم که چه جوری بکنمت وقتی سحرو میکردم چشامو میبستم تورو تجسم میکردم دستمو گذاشتم رو رون پاش گفتم سحر عجب کسی بوده من خبر نداشتم تو هم دست کمی از اون نداری شیرین خندید گفت منم دست پرورده خانمتم عزیزم سرمو بردم جلو ازش لب گرفتم اونم جواب داد بردمش رو تختم لختش کردم اونم لباسای منو دراورد شرتمو دید گفت ابت اومده؟چرا خیسه؟گفتم از تعریفای تو ابم اومد گفت از کس دادن زنت حال کردی گفتم اون که جای خودش هیکلو کونی که سحر داره ارزوی هر مردیه بکنتش ولی از همتون خوشم اومد میخام همتونو بکنم شیرین خندید گفت جورشون میکنم واست شرتمو کشی پایین کیرمو گرفت تو دستش و میمالید گفتم نمیخوریش گفت بدم میاد گفتم امشب باید بخوریش۶۹ شدیم اون نشست رو دیگه این کسو کونی که یه روز هوس کردنشو داشتم جلوم بود شروع کردم خوردن کسش از اون کسای تپل خوشکل بود لاشو باز میکردم چوچولشو میکردم تو دهن میک میزدم به شیرین گفتم کیرمو بکن تو دهنت اونم اول سرشو کرد وقتی چوچولشو میک میزدم دیگه رفته بود تو اوج کیرمو کرده بود دهنش ساک میزد شل شده بود افتاده بود روم گردنم درد گرفت از بس گرفته بالا فکر کنم ارضا شده بود چون چک چک از کسش اب میرفت تو دهنم درست کسشو میکردم تو دهنم میک میزدم که ابش بره تو دهنم میگفت وای چه خوب میخوری الکل نبود سحر میگفت هیچکی مثل شوهرم سکس نمیکنه از رو خودم انداختمش کناردمروش کردم یه لیس به کونش زدم کیرمو از پشت کردم توی کس داغش شروع کردم تلمبه زدن اونم نفس نفس میزد گفتم دوست داری گفت اره بکن تند تر بکن مهدی جوووووون بکن عزیزم جوووووون چه کسی داری داغه داغه کیر تو هم داغه بهم بده اب بده اب میخام باشه جنده خانم اب میخام اونروز میخاستم تو اشپزخونه بکنمت جنده ولی ترسیدم سحر ناراحت بشه میکردی مهدی من دوست داشتم میخاستم دوست پسرم باشی سحر که راضی بود منم از خدام بود چند دفعه به موبایلت زنگ زدم ولی حرف نزدم تو کفت بودم مهدی جونم همیشه دوست داشتم کیر تو تو کسم باشه حالا تو کسته اینقد میکنمت تا سیر بشی جنده من کیرمو در اورد لپای کونشو باز کردم زبون میزدم به سواراخ کونش تا کونش باز بشه اب کسش میمالیدم به کونش اونم سوراخ کونش مثل سحر بود یه خورده کیرمو فشار دادم اب از توش اومد بیرون کیرمو گذاشتم رو سوراخ کونش کیرم لیز خود تا ته رفت توش اخخخخخخخخ جووووووون دردت اومد گفت یه خورده اشکال نداره بکن دستمو از زیر رسوندم به کسش میمالوندم شروع کردم به تلمبه زدن وای چه حالی میده کونت داره جر میخوره؟اره جرش بده محکم بزن ضربه هام به کونش میخورد دستمو از تو کسش دراوردم کردم تو دهنش تند تند تلمبه میزدم ابم داشت میومد اییییییییییی جوننننننننننننن اووووووووف همه ابمو خالی کردم تو کونش شیرین گفت جووووووون چقد داغ بود مرسی افتادم روش بهش گفتم امشبو همینجا بخواب میخوام باقی سکساتونو برام بگی شیرین گفت باشه عزیزم همشو مو به مو واست تعریف میکنم بعد همینجور تو بغل هم خوابیدیم صبح شیرین پاشده بود صبحونرو اماده کرد بود من رفتم حموم یه دوش گرفتم اومدم صبحانمو خوردم به شیرین گفتم صبح کار دارم باید برم همینجا باش امروز تا شب کاریت دارم خاستی ناهار درست کن حوصله نداشتی بهم زنگ بزن از بیرون بگیرم اونم قبول کردادامه دارد….

قسمت پانردهمظهر شیرین اس ام اس داد واسه نهار نوشیدنی بگیر بیار مریمم اینجاست منم سریع نوشابه گرفتم رفتم خونه وقتی رفتم تو مریمو شیرین تو اشپزخونه بودن اولین بار بود مریمو میدیدم مریم دختری بود قدش متوسط و گوشتی با سینه های بزرگ یه پیرهن سفید با یه شلوار لی سلام کردیمو دست دادیم شیرین زرشک پلو با مرغ درست کرده بود من لباسامو کندم یه قرص دیر انزالی انداختم بالا با یه شلوارک و رکابی اومدم سر میز ناهار گفتم مریم خانم خیلی خوش اومدن گفتم شما چند وقته با سحر دوستین؟گفت یک سالی هست گفتم چطوریه من ندیدمتون؟گفت کم سعادتی ما بوده گفتم نه کم سعادتی من بوده سحر دوستای خوشکلی داشته و من خبر نداشتم سه تایی زدیم زیر خنده من یه نگاه به شیرین کردم چشمک زدم یعنی میشه مریمو گایید اونم با سر تایید کرد ناهار خوردیم مریمو شیرین داشتن ظرفارو میشستن گفتم من میرم دوش بگیرم رفتم حموم به فکرم رسید تو حموم سکس کنم شیرینو صدا کردم اومد پشت در بهش گفتم بیارش تو حموم شیرین مریمو صدا زد گفت بیا کمک با مریم اومدن تو حموم شیرین گفت اقا مهدی چیکار کنیم گفتم لباساتونو در بیارین بهتون بگم شیرین لباسشو دراورد مریمم همینجور با شرتو کرست اومدن تو از تو وان پاشدم گفتم من هروقت میخام موهامو بزنم سحر کمکم میکنه اون زیراشو نمیبینم زخم میکنم حالا چند روز قبل زده بودم اما یه خورده سرک زده بود شیرین گفت خب ما اماده ایم شرتتو درار شرتمو کشیدم پایین دستگاه ژیلتو برداشتم دادم به شیرین به مریم گفتم کف مال کنه هردوتاشون زانو زدن از بالا ممه های مریم خیلی شهوتی بود شروع کرد کف مالی کردن کیر من داشت کم کم راست میشد مریمو شیرینم با دیدن این صحنه میخندیدن بعد شیرین شروع کرد زدن زیر کیرمو که میخاست تیغ بزنه گفت اینو بگیر بالا تو دست و پاست مریم کیرمو گرفت بالا کیرم تو دستش داشت باد میکرد اونم خیلی اروم یعنی دست خودش نیست میمالید شیرین با ظرافت کارش تموم شد من دستمو گذاشتم رو ممه مریم مالوندمش اونم کیرمو کف میزد میمالید شیرین گفت تموم شد گفتم اب بزن اونم با اب شرو کرد شستن چون کیرم تو دست مریم بود شیرین تخمامو میمالید گفتم شما منو بشورین منم شماروشیرین لیفو شامپورو برداشت کف مالش کرد شروع کردن لیف کشیدن مریمم بلند شد وایستاد با یه دست کیرمو میمالید با یه دستش بدنمو میشست سرمو بردم جلو ازش لب گرفتم اونم جواب میداد شیرین وقتی داشت کونمو لیف میزد ناخنش کرد تو کونم که من پریدم جلو زدن زیر خنده من رفتم زیر دوش به شیرین گفتم لخت شو بشورمت شیرین لخت شد رفت زیر دوش لیف بردشتم اول جلوشو شستم سینه هاشو با اب کف مالیدم نوک ممه هاش سیخ شده بود گفتم خب حالا دستاتو بزار به دیوار پاهاتو باز کن پشتتم بشورم مثل پلیسا که میگردنت مریم نشست گفتم تو هم کیرمو بخورلیف انداختم کنار شامپورو ریختم رو کمر شیرین شامپواومد رفت لای کونش اول کمرشو ماساژ دادم بعد کونشو میمالید بعد دستمو برم لای کونش کسشو واسش شستم منتهاش بیشتر مالیدمش شیرین به نفس نفس افتاده بود رقص کون میکرد که دستم بیشتر تکون بدم گفتم شیرین جون عزیزم سوراخ کون و کستو باید با یه چی دیگه بشورم گفت با چی گفتم اخر کار میشورم برو زیر دوش نوبت مریمه مریم لخت شد وای که چه سینه های داشت اونو هم عین شیرین شستم بعد من رفتم زیر دوش نشستم به مریم گفتم بیا زیر دوش پاهامو دراز کردم که شیرین کیرمو بخوره مریم اومد بالای سر من وایستاد لای پاشو باز کرد من شروع کردم به لیسیدن کسش وای که چه حالی میداد با یه زن شوهر دار حال کنی بدنی که مال یکی دیگه باشه تو هم استفاده کنی اب میریخت رو ممه های گندش میومد رو شکمش لیز میخورد میومد رو کسش میرفت تو دهنم من طعم کسو خیلی دوست دارم زبونمو میکردم تو کسش مریمم سینشو میمالید بالای کسشو میمالید اوف اوف میکرد با دستم کون شیرینو میمالیدم بعد نوبت شیرین شد همون کارو با شیرینم کردم گفتم خب حالا نوبت شستن سوراخاتونه گفتن باچی دست گذاشتم رو کیرم گفتم با این سحر که داغ شده بودو گذاشتمش به دیوار مریمم واستوندمش بغل خودم شیرین پاشو باز کرد از پشت گذاشتم تو کسش شروع کردم تلمبه زدن بایه دستم ممشو مالیدم با یه دستمم مریمو بغل کردم که ممه هاش بچسبه بهم ازش لب گرفتم ای ای شیرین بلند شد بشور کسمو ای جووووووون چه خوب میشوری مریم کون شیرینو میمالید ایییییییی اخخخخخخ بکن مهدی جونم تند تر بکن منم تند تر تلمبه میزدمو زبون مریمو میخوردم کیرمو اوردم بیرون لپای کونشو باز کردم یه کم کف زدم کیرم اروم کردم تو کونش شروع کردم به تلمبه زدن دستمو گرفتم دو طرف کونش تند تند تلمبه میزدم جوووووون چه کونننننی هیچی کون نمیشه اه اه شیرین لرزیدو ارضا شد حالا نوبت مریم بود گفتم اول کستو بشورم یا کونتو گفت هرکدوم تو دوست داری گفتم پاتو باز کن بزارم تو کست شیرین گوشه حموم نشسته بود نگاه میکرد کیرمو کردم تو کس مریم جون ممههاشو گرفتم تو دستم شروع کردم تلمبه زدن در گوش گفتم جوووووووون چه حالی میده زن شوهر دار کردن تو چی دوست داری؟تو نفس نفس گفت اره بکن کسم مال توست قشنگ همه جاشو تمیز کن گفتم تو هم مثل زن من جنده شدی؟گفت اختیار دارین سحر خانم استاد ماست تازشم الانم با سحر مساوی شدیم گفتم چطور؟گفت اون به شوهر من داده منم به شوهر اون گفتم سحر به شوهر تو هم داده گفت اره یه بارش خودم دیدم گفتم به به عجب جنده ای بوده این زن ما خبر نداشتیم کیرمو دراوردم اب کف زدم به سواراخ کونش کیرم کردم تو کونش شیرینو سحرو مریم کوناشون عین هم بود معلوم بود سعید ترتیبشونو داده راه رو باز کرده دیگرون استفاده کنن دستمو کردم زیر پاش انگشتمو کردم تو کسش ای جوووووووون شیرینو صدا زدم گفتم پاشو بیا عزیزم شیرین اومدم لب گذاشتم رو لبش شروع کردم خوردن امتحان کنید وقتی دارین کس میکنید لب خیلی حال میده مریم داد میزد بکن بکن منوووووو جرم بدهههههههه کسمو پاره کن کونمو جر بده که مریمم ارضا شد منم دیگه داشتم میومدم مریمو خوابوندم کف حموم کیرمو گذاشتم لای ممهاش عقب جلو کردم ایییییی دارم میااااام جووووووووون کیرمو کشیدم بیرون ابمو خال کردم تو صورت مریم همونجا خوابیدم رو مریم شیرینم خوابید رو من خودشو رو کمرم تکون میداد بعد شیرین بلند شد افتادم کف حموم کیرمو گرفت میمالید مریمم کیرمو میک میزد گفتم بسه داره شاشم میاد ولی ول کن نبودن مریم سریع دمرو خوابید گفت بریز رو کون من دیگه شیرینم مالید مالید تا شاشم اومدم خوابیدم رو کون مریم سر کیرم رفت توسوارخ کونش شاشمو خالی کردم تو کونش برا اولین بار بود دو تا کس با هم میکردم کلی حال کردم دوش گرفتیم از حموم اومدیم بیرونادامه دارد….

قسمت شانزدهمنشستیم روی مبل شیرین واسمون شربت اورد گفتم خب مریم خانم تعریف کن گفت ازچی؟از خودت از سحر تو چه جوری وارد این قضایا شدی؟گفتی سحر با شوهرت سکس داشته؟مو به مو واسم تعریف کن مریم گفت من وسحر درمورد زندگیامون با هم صحبت میکردیم در مورد سکسامون خیلی فرق داشت سکسامون باهم کلا شوهرامون من مثل سحر هاتو داغ هستم سحر یه جورایی معتاد کیر بود ازش خوشم میومد همیشه از سکساتون که تعریف میکرد خوشم میومد همیشه بهش حسودیم میشد من شوهرم تو سکس خیلی سرده اولا خوب بود ولی کم کم هم سکسامون کمتر شد هم سکسامون یکنواخت و سرد مجبور بودم خود ارضایی کنم شوهرم هیچوقت ارضام نمیکرد سحر همیشه میگفت خود ارضایی واست ضرر داره میتونی یکی دیگه در کنار شوهرت داشته باشی که ارضات کنه من دوست داشتم ولی خب شوهر داشتم نمیشد میترسیدم سحر همیشه دلداریم میداد میگفت ما زنا گناه نداریم که زنیم بعضیهامون میتونیم این رفتارای سردو تحمل کنیم من وتو که سکس دوست داریم چیکار کنیم؟مردا اعتقاد دارن هر مردی یه گوشه فلبش مال خودشه میتون در کنار زنش یه دوست دختر داشته یاشه ما زنا چرا نتونیم فقط واسه زنا جیزه زشته؟چرا باید اینجوری باشه؟تو یه جمعی هستیم از یه پسره خوشمون میاد وقتی حرف میزنه براش میخندیم دوست داریم باهاش حرف بزنیم ولی چون شوهر داریم حق هیچیو نداریم خب ما هم شهوت داریم گناه که نکردیم زن شدیم همین شوهرتو فکر میکنی فقط با تو سکس داره مطمئن باش خانمی بخوره تو تورش بهش مهلت نمیده گفتم فکر نکنم حمید شوهرم اینجوری باشه گفت از کجا میدونی؟گفتم خب زیاد اهل سکس نیست تو این باغا نیست گفت فکر میکنی نمیخای امتحانش کن اب گیرش بیاد شنا گر خوبیه همه مردا اینجورین اگه بهت ثابت کنم دست از این امل بازی بر میداری؟قبول کردم گفتم حالا چه جوری؟گفت خودم میشم طعمش اونوقت میبینی شوهرت کی میاد خونه؟شوهر من نصاب ماهوارست گفتم نمیدونم گفت من بعداظهر میام خونتون بعداظهر سحر اومد خونم با یه ارایش خلیجی خیلی ناز شده بود یه شلوار استریج تنگ پوشیده بود ا یه پراهن بلند حالت وایستاده تا زیر کونش میومد اما وقتی دولا میشد کونش میزد بیرون خودتونم میدونید سحر برگ برندش کونش بود بهش گفتم دیوونه اینجوری منم میکنمت چه برسه به شوهرم خندید گفت حالا کی میاد؟بهش زنگ بزن بگو یکی دوستام اومده اینجا شام بگیر بیا زنگ زدم به حمید گفت واسه خودت مهمون دعوت میکنی گفتم دوستمه ریسورم میخاد گفت باشه چی بگیرم گفتم پیتزا بگیر بیارقطع کردم گوشیو سحر گفت دیدی حالا تا فهمید زنم سریع قبول کرد بیاد خندید گفتم چه ربطی داشت یک ساعت نشد که حمید اومد وقتی سحرو دید خشکش زد سلام کرد سحر شیطونم با خنده گفت سلام حمیداقا خوبین؟ببخشید مزاحم شدم بهش گفتم حمیداقارو اذیتشون نکن بزار به کارشون برسن حمید گفت نه این چه حریفه خواهش میکنم من در خدمتم شامو سر میز خوردیم سحر سر شام هی با من شوخی میکردو میخندید حمیدم نگاشو از رو سحر بر نمیداشت کم کم داشت حرفای سحر باورم میشد شام خوردیم رفتیم نشستیم تو هال سحر نشست جلو حمید منم از تو اشپزخونه داشتم سحرو میدیدم حمید پشتش به من بود سحریه خرده پاهاش از هم باز کرده بود دیوونه شرت نپوشیده بود قشنگ کسش باد کرده بود زده بود بیرون حمید گفت ریسور میخاستین؟سحر گفت نه ریسور که نه از این کارتا میخاستم دارین مربوط به شبکه های مستحجن گفتم خاک تو سرت این شبکه هارو واسه چی میخای؟خندید گفت مهدی ول نمیکنه میخاد میگه اموزندس به درد کار خودمونم میخوره زد زیر خنده حمید گفت اره اینا در اصل اموزش میدن سحر گفت خودتونم دارین؟حمید گفت نه این شبکه ها واسه زنا خوب نیست سحر گفت واسه اقایون خوبه همه چیز زنارو ببینن منم گفتم راست میگه سحر چه جوریه اقایون ببینن خانوما نبینن بعد سحر گفت زنو شوهر که اشکال نداره ببینن یاد میگیرن تنوع هم تو کارشون ایجاد میشه حمیدوصدا زدم بیاد سینی چاییو ببره وقتی حمید اومد تو اشپزخونه دیدم شلوارش اومد جلو رست کرده بود خودشو خم کرد که کسی نفهمه سحر گفت اقا حمید دارین این کارتا؟حمید گفت اره از این شش ماهه هاست تا شش ماه کار میکنه چهار تا شبکه ۲۴ ساعته باز میکنه منتهاش الان میرم از تو ماشین واستون میارم سعید که رفت سحر گفت حال کردی؟گفتم دیونه کست قشنگ از زیر شلوار مشخص بود گفت میدونم من که رفتم بهش بگو سحر گفته عجب شوهر خوشتیپی داری بعد مانتوشو پوشید سحر اومد کارتو بهش داد گفت وارد دستگاه که بشه شش ماهش شروع میشه سحر گفت خب بگین پولش چقدر میشه هرکاری کرد حمید پولشو نگرفت ازش گفت حالا بعدا حساب میکنیم سحر کارتو گرفتو رفت حمید گفت این دوستت تازه باهاش اشنا شدی؟گفتم اره چرا؟گفت هیچی همینجور اونشب حمید بعد چندوقت باهام سکس کرد ازم پرسید کارتو واسه چی میخاست؟گفتم اونا مثل ما که نیستن این فیلما میبینن هرشب یه جور سکس میکنن تنوع میدن به سکسشون سحر میگه شوهرش خیلی باحاله هرشب یه جور سکس داره میگه تو سکس اول اون ارضا میشه بعد شوهرش کسشو میخوره کونشو میخوره سکسشون نیم ساعت طول میکشه مثل تو نیست ۲دقیقه سکس میکنی ابت که اومد میگیری میخوابی کار نداری من ارضا شدم یا نشدم حمید گفت شوهرش کثیفه سواراخ کثیفو لیس میزنه گفتم نخیرم قبل سکشون میشورتش کونشم با یه ناخن میکنه تو کونش میشوره اینارو که گفتم سعید باز کیرش بلند شد بهش گفتم سحر وقتی تو رفتی کارتو بیاری گفته شوهرت خوشتیپه ولی نمیدونه که تو به فکر من نیستی گفت خب اون ادمه به شوهرش میرسه مثل تو بی شعور نیست گفتم من بیشعورم یا تو عوضی که اصلا به فکر نیاز زنت نیستی گفت کور بشو ادم باش بغض گلومو گرفته بود کونشو کرد طرف من خوابید فرداش به سحر زنگ زدم ماجرارو واسش تعریف کردم ادامه دارد….

قسمت هفدهمگفت مردا همشون اینجورین ازت سیر شده تو میخای تا اخر عمرت سختی بکشی؟گفتم چیکار کنم؟گفت خودم یه دوست پسر خوشکل واست پیدا میکنم سحر نمیشه دیوونه شدی گفت خیلی خری دختر وقتی یه کیر دیگه تو کست احساس کردی دیگه از این حرفا نمیزنی اون شوهرت دیشب داشت با چشاش منو میخورد اگه تو نبودی ترتیبمو میداد حالا تو به فکر اونی؟گفتم یعنی خیانت کنم بهش گفت خیانت چیه نیازتو نمیتونه بر طرف کنه بعدشم فکر میکنی اون خیانت نمیکنه میخای نشونت بدم؟گفتم چه جوری گفت پاشو بیا خونه ما اومدم خونتون گفت ناراحت نمیشی منو بکنه؟گفتم چرا ناراحت میشم گفت خره میخام خیانتو ببینی شوهرتو از اوناست که فکر خودشه تو واسش اهمیت نداری تو هم بشو مثل خودت من فقط میخام بهت نشون بدم که داری اشتباه میکنی این وسط منم به یه کیر جدید دست پیدا میکنم زد زیر خنده گفتم پس تو به فکر خودتی؟گفت نه به خدا من دوست پسر دارم نیازی ندارم فقط میخام بهت ثابت کنم بیا کمک این میز تلویزیونو جابجا کنیم گفتم چرا؟گفت بعدا بهت میگم کمک کردم جابجاش کرد گفت خب حالا زنگ میزنم شوهرت بیاد اینجا به بهانه اون کارته که بیاد شبکه هارو واسم ردیف کنه تو هم برو تو اون اتاق از لای در تماشا کن واسه همین اینارو جابجا کردم که خوب ببینی از اتاق بیرون نمیاییا تا کارمون تموم بشه ضایع نکنی به غیرتت بربخوره بعدا اینقد واست میزارم که دیگه سکس با شوهرتو فراموش کنی گفتم باشه شماره حمیدو بهش دادم زنگ زد بهش گفت سلام حمید اقا خوبین من سحرم دوست مریم جون اون کارته بود بهم دادین من نمیتونم اون ۴تا شبکرو بیارم میشه بیان واسم تنظیم کنید اونم گفت بله حتما ادرس بدین همین الان میام گفتم ببین بی شعرو اگه من بودم میگفت کار دارم نمیشه باید دعوا بشه تا بیاد سحر رفت یه دامن قرمز که تا بالای زانوش میومد پوشید با یه تاب سفیدیک ربع نشد حمید اومد درو باز کرد من رفتم تو اتاق ببینم چی میشه حمید اومد تو سحر باهاش دست داد بعد از احوال پرسی گفت خب بزارین من شبکه هارو واستون بیارم سحر رفت دو تا لیوان شربت اورد نشست کنار حمید دامنش اومد بود بالا تا قسمتی از روناش پیدا بود سعید ۴تا کانالو اورد گفت میخاین قفلش کنم سحر گفت نه نمیخاد سحر گفت الان کانالا بازن گفت اره گزاشتم ۴تا کانال اخر سحر کنترلو برداشت زد رو کاناله یه مرده سیاه پوست یه کیر داشت حدود نیم متر داشت زنرو میکرد سحر گفت وااااای حمید اقا این واقعیه گفت اره بعضی عجوبه ها هستن سحر گفت این زنه چقد خرابه چه جوری اینو میخوره؟حمید گفت خب خانوما هستن دیگه زد زیر خنده گفت خب اینا مجبورن پول میگیرن فیلم بازی کنن بعد سحر چهار زانو نشست دامنش کامل اومده بود رو پاش سعید زیر چشمی نیگاه میکرد رونای پای سحروبعد سحر زد یه کانال دیگه سه تا مرد داشتن یه زنو میکردن یکی گذاشته بود تو کسش یکی تو کونش یکی هم تو دهنش سحر گفت این حال میده ولی حیف که شوهر من یکی بیشتر نداره زد زیر خنده سعید معلوم بود راست کرده بود گفت ببخشید دستشوییتون کجاست سحر گفت جیش داری یا میخای بری کارای بد بکنی؟گفت نه تا شما اینجایین کارای بد چرا؟دستشو انداخت روی رون سحر دست میکشید همه جاشو سحر همینجور داشت فیلمو نیگا میکرد حمید دستشو بر روی کس سحر میمالید سحر هیچی نمیگفت همینجور رونای سحرو میمالید بعد سحر دستشو برد رو شلوار حمید از رو شلوار کیرشو میمالید لباشون گذاشتن روی هم شروع کردن لب خوردن حمید دستشو گذاشت رو سینه سحرمیمالید سحر تابشو دراورد بدون سوتین بود افتاد رو ممه هاش مثل قحطی زده ها میخورد بیشعور هیچوقت سینه های منو اینجور نمیخورد با یه دستش دامنو شرت سحرو داد پایین گفت جوووووون چه کسی داری دیروز تو خونه دیدمش سحر گفت از عمد پاهامو باز گذاشتم ببینی عزیزم دوست داری؟گفت اره سحر گفت بخورش باورم نمیشد حمید سرشو گذاشت رو کس سحر میخورد کسشو صدای ملچ ملوچش تا اینجا میومد بعد سحر گفت بسه دیگه پاشو لباساتو در بیارحمید پاشو سحرم بلند شد جلوش وایستاد کونشو کرد طرف حمید قر میداد تو کونش حمید میگفت جووووووون عجب کونی داری سحر گفت دوست داری؟میخایش بکنیش؟از کون مریم خوشکلتره؟گفت اره این یه چیز دیگست حمید لخت شد کیرش راست شد سحر گفت جوووووون تو هم کیر نازی داری عزیزم کیرشو گرفت تو دست وایستادنا ازش لب گرفت بعد نشست کرد تو دهنش شروع کرد خوردن کیرچنددفعه به سرم زد برم بیرون ولی بازگفتم ولش کن نوبت منم میشه سحر راست میگفت سحر باز پاشد کونشو کرد طرف حمید گفت حالا دو تا سوراخ داری هر کدومو دوست داری کیر خوشکلتو بکن توش حمید یه تف زد به کیرش گفت کونتو میخام گفت بکن عزیزم تا ته کیرتو بکن تو کونم خمید کیرشو کرد تو کون سحرکه یه اخخخخخ گفت بعد سعید اروم اروم تلمبه زد سحر میگفت جوووووون چه کیری داره شوهر دوستمم اوووووف حمید فقط نفس نفس میزد سحر میگفت حال میده زن شوهر دار کردن حمید میگفت خیلی اه اه عجب کونیه لامسب دارم میام کجا بریزم گفت همشو بریز تو کونم همشو خالی کرد تو کونش سحر گفت زود لباساتو بپوش الان شوهرم میاد لباساشونو زود پوشیدن حمید یه بوس کرد سحرو رفت سحر اومد تو اتاق زدم زیر گریه گفت چتتتتتتتته؟مگه نگفتم مردا همشون اینجورین عزیزم گفتم دیدی هیچکدوم از اینکارایی که با تو تو سکس کرد با من نمیکنه سحر گفت عزیزم بی خیال فردا میبرمت یه جا کلی حال کنی شوهرت امروز کلی حال کرد منم کلی حال کردم این وسط تو کاری نکردی که فردا بهت نشون میدم که نه تقصیر توهه نه شوهرت هردوتون واسه شهوتتون این کارو میکنین تکراری شدین واسه هم پاشو دست و صورتتو بشور خودتو اماده کن واسه فردا پاشوادامه دارد….

قسمت هجدهمسحر زنگ زد به یکی گفت سلام عزیزم خوبی یه وقت واسه فردا بده یه مشتری خوشکل واست دارم بعد از یه خورده حرف زدن خداحافظی کرد گفتم به کی زنگ زدی گفت به کسی که قراره ترتیبتو بده گفتم این کیه که باید وقت بگیری گفت اولین کستو به یه ادم باکلاس میدی طرف دکتره خیلی هم خوشکله گفتم دکتر؟گفت اره من ازمریم پرسیدم کدوم دکتر گفت دکتر امیری.دکتر امیری؟با اونم؟دکتر امیری یکی از اشناهای سحر بود دکتر زنان گفتم خب تعریف کن مریم گفت از سحر پرسیدم دکتر از کجا پیدا کردی؟گفت این دکتر از اشناهامونه یه بار از کسم ترشحات سفید میومد بیرون خیلی هم میسوخت نمیتونستم با مهدی سکس کنم واسه همین رفتم پیشش بعد از این که کسمو معاینه کرد یه تعداد دارو پماد داد بعد گفت یک هفته دیگه بیا باز معاینه کنم ۲روز استفاده کردم خوب شدم یک هفته بعدش رفتم مطبش گفت شلوارتو در بیار بخواب رو تخت منو شلوارمو دراوردم رفتم رو تخت دستکششو دست کرد با یه وسیله کسمو باز کرد نگاه کرد گفت خب خوب شده بعد لای پامو باز کرد انگشتشو چرب کرد اول کسمو مالید بعد انگشتشو کرد تو کسم گفتم اییی چی شد؟میسوزه؟گفتم نه گفت از رو اذت گفتی گفتم اره گفت سکس داشتی؟مشکلی نداشتی گفتم نه خوب شده گفت مرتب میشوریش گفتم اره با انگشت شصتش کسمو میمالیدو حرف میزد دیگه داشتم داغ میشدم به نفس نفس افتاده بودم بعد دوتا انگشتشو کرد تو کسم عقب جلو میکرد گفت میسوزه گفتم نه خوبه بعد گفت بلند شو سجده کن رو تخت پشتتم ازمایش کنم منم کونمو دادم بالا باانگشتش کونمو میمالید باز انگشتشو چرب کرد کرد تو سواراخ کونم گفتم اییییی گفت درد داری گفتم نه خوبه یک دفعه کف پام خورد به کیرش که زیر شلوار باد کرده بود یعنی خودشو چسبوند به پام منم پامو رو کیرش تکون میدادمدکتر گفت بهت تبریک میگم باسن زیبایی داری خندیدم گفتم قابل شمارو نداره گفت مرسی خب برای اینکه مطمئن شم خوب شدین باید عمل دخول انجام بدم اشکال که نداره؟گفتم نه شما دکترین بهتر میدونید یه چیز فلزی شبیه کیر بردواشت از پشت مالید به کسم گفتم با این؟گفت چرا دوست ندارین؟گفتم نمیشه با یه چی دیگه؟گفت با چی دوست داری کف پامو زدم به کیرش گفت اشکال نداره گفتم نه دکتر محرمه و خندیدم رو پوشش و دراورد بعد شلوارشو داد پایین کیر خوبی داشت برگشتم کیرشو گرفتم تو دستمو مالیدم بعد رفت رو تخت نشست منم شروع کردم خوردن کیرش با دست هی میزد رو کونم جوووووووون چه کون نازی داری گفتم ممممممم مال خودت دکتر جونم تو هم کیر نازی داری ناخنشو کرده بود تو کونم عقب جلو میکرد منم ساک میزدم واسش گفت بسه برو رو تخت باز حالت سجده بگیر هرجا میرفتم انگشتش تو کونم بیرون نمیورد رفتم رو تخت همینجور انگشت تو کون سرشو گذاشت رو کسم شروع کرد خوردن خیلی بهم حال میداد بخور دکتر جونم کسم داره اب میده؟اره عزیزم داره اب میده مریض که نیستم گفت نه طعمش خوبه دکتر کیر میخام بکن تو کسم باشه عزیزم از تخت اوردم پایین دستامو گذاشت رو تخت گفت قمبل کن کیرشو کرد تو کسم شروع کرد تلمبه زدن با انگشتش تو کونم رفت واومد میکرد گفتم دکترکسم خوبه اررههههههههه دیگه خوب شدی داغ داغ بکن عزیزم همه کیرتو بکن تو کسم تو دکترمی محرمی جووووووووون بکن با اون دستش محکم میزدم رو کونش اییییییی دکتر میسوزه اروم بزن میگفت این کپلا باید قرمز بشه خب دردم میاد ولی یه درد خوب بود ایییییی وایییییی جونننننن جان این کون کردن داره سرمو گذاشتم رو تخت نگا دکتر میکردم تند تند تلمبه میزد وقتی وامیستاد من تلمبه میزدم دکتر واینستا بکن تندترش کن با تمام قدرت بکن دکتر کیرشو دراورد چرب کرد بعد کردش تو کونم اخخخخخخ دکتر یواش باشه عزیزم جووووووون چه کونی داری ایییییی بکن دکتر کون بکن جووووون بکنننننن اییییییی دارم میام بریزم تو کونت اره بریز اه اه داره میاااااااااد تموم ابشو خالی کرد تو کونم منم ارضا شدم سریع شلوارشو کشید بالا گفت لباستو بپوش خیلی طول کشید بهش گفتم دکتر تو همیشه بیماراتو میکنی؟گفت نه تو فرق میکردی نمیشد جلوی خودمو بگیرم من اینقد اینجا کس میبینم که حالم بهم میخوره اما بدن تو یه چیز دیگست خودتم بلایی دست دست به دست هم میدین کیر یه مردو راخت راست میکنی یه چند بار دیگه هم باهاش سکس داشتم دکتر باحالیه حالا فردا میبرمت پیشش اولین سکس تو با یه کیر دیگه تجربه میکنی اونم کیر ناز دکتر که تمیزو خوشکله گفتم سحر شوهرم نفهمه؟گفت نمیفهمه بعدشم خوبه چند دقیقه پیش منو جلو خودت کرد البته اونم تقصیر نداره یه بدن جدید دیده راست کرده شهوتش زده بالا تو هم بدن جدید میبینی اونوقت درکش میکنی فردا میری حموم قشنگ سفید میکنی یه شاخه موهم نداشته باشی که دکتر به این چیزا حساسه گفتم باشهفرداش رفتم حموم طبق دستور سحر سفید کردم ارایش متفاوت کردم زنگ زدم سحر اومد دنبالم وقتی نشست تو ماشین سحر گفت چه کسی شدی دختربزن بریم که دکتر منتظره رفتیم مطب دکتریه دوتا مریض جلومون بودن سحر رفت با منشی صحبت کرد یه دفعه زدن زیر خنده اومد نشست کنارم گفتم چی بهش گفتی؟هیچی بهش گفتم دیگه مریض نگیره ما کار داریم با دکتر واسه همین خندید گفتم مگه میدونه گفت اره خودشم اهلشه چند دفعه به دکتر داده اون چند دفعه که منم دادم اونم بوده گفتم سحر تو دیگه چه جونوری هستی دل تو دلم نبود احساس ترس داشتم گفتم سحر نمیخای بزاری واسه یه وقت دیگه گفت دیوونه شدی قرار گذاشتیم زشته چیزی نیست ۱۰دقیقه طول میکشه این کیرو هرکی خورده مرده زد زیر خنده گفتم کوفت مریضا کارشون تموم شد گفت پاشو بریم تو رفتیم داخل یه پسر جووون پشت میز نشسته بود سحر راست میگفت خوشکل بود بههههه سحر جون از این ورا عزیزم رفت با دکتر دست دادو بوسیدش معرفی میکنم مریم جون یکی از دوستای خوبم اومد با من دست داد گفت خوش اومدین منشی دکتر اومد تو گفت اگه کاری ندارین من برم گفت نه درم پشت سرت ببندادامه دارد….

قسمت نوزدهمدکتر گفت مریم خانم مشکلشون چیه؟؟سحر گفت کسش میخاره و خندید دکتر گفت بفرمایید بشینید رو تخت من خجالت میکشیدم نمیدونستم این کاری که میکنم درسته؟گفتم همین یه دفعه هست بیبینم چی میشه امتحانش ضرر نداره بعدشم یه دکتر باکلاس تمیزه هر دختری دوست داره باهاش باشه مانتومو در اوردم رفتم رو تخت نشستم دکتر گفت لباستونم دربیارین معاینتون کنم سرمو انداختم پایین سحر تو گوش دکتر یه چی گفت بعدا که از سحر پرسیدم گفت بهش گفتم بار اولته خجالت میکشی دکتر جلوی روم واستاده بود سحر اومد از پشت چسبوند به دکتر دستشو حلقه کرد دور دکتر بعد از روشلوار کیر دکترو میمالید بعد کمربند دکترو باز کرد شلوار دکتر اومد پایین دکتر پیرهنشو دراورد لخت شد سحر تو یه حرکت شرت دکترو کشید پایین کیر دکتر نیم خیز جلوم بود یه کیر سفیدو تمییزمثل کیر شوهرم سیاه نبود سحر گفت بگیر کیرشو دستمو گرفتم به کیرش باورم نمیشد یه کیر بغیر از کیر شوهرم تو دستمه خوشم اومد کیرشو واسش میمیالیدم سحر لبشو گذاشت رو لب دکتر منم کیرشو میمالیدم یه دستشو گذاشت رو ممه من گفت چه ممه های نازی داری سحر گفت ممه هاش تکه تو بچه ها یه دست دکتر رو کون سحر بود داشت میمالید و لب میگرفت از سحرعرق نشسته بود روم گرمم شده بود سحر سریع همه لباسشو دراورد دکتر هم بلوز منو بیرون اورد سوتینو باز کرد ماشالا عجب سینه هایی دکتر سرشو گذاشت رو ممه های من با دستش ممو جمع کرد شروع کرد میک زدن دیگه داشت واسم عادی میشد اون خجالت اولو نداشتم دوست داشتم ادامه پیدا کنه هاها ایییی اقای دکتر گاز نگیرین دستم به کیرش نمیرسید سحر گفت پاشو شلوارتو دربیار بعد خودش دستشو گذاشت رو تخت پاهاشو باز کرد خم شد به دکتر گفت بخورش دکترم گفت چششششششم قربون کونت برم من سرشو گذاشت لای کون سحر فشار میدادو زبون میکشید انگار میخاست بره تو کون سحر من شلوارمو دراوردم سحر دستشو گذاشته بود پشت سر دکتر فشار میداد اه بخور دکتر سوراخ کونمو بخور جوووووووووون مریم بخواب رو تخت خوابیدم رو تخت سحر شرتمو کشید پایین سرشو گذاشت رو کسم حرارت دهنش میخورد به کسم دکتر کون اونو لیس میزد سحرم کس منو زبونشو تو کسم میچرخوند با دستام لبای تختو فشار میدادم دکتر بلند شد منو که دید گفت به به کس مریم خونمم که خیسه خوشم اومد یه مرد دیگه داره از کسم میگفت سحرو درک کردم درست میگفت تنوع در سکس خیلی خوبه دکتر دسکش دست کرد انگشتشو چرب کرد کرد تو کس من اوووووووف سحر نشسته روی زمین کیر دکترو میخورد دکترم داغ شده بود تند تند دستشو میکرد تو کسم با زبونش بالای کسمو میخورد واییییییی میخاستم داد بکشم هیچوقت همچنین سکسی نداشتم کیر میخاستم خیلی داغ شده بودم دکتر پاهامو گرفت کشید جلوتر کونم اومد لب تخت پاهامو جمع کرد سر کیرشو گذاشت روکسم وای یه کیر داشت میرفت تو کسم سحر پاشد رفت پشت دکتر دست گذاشت رو کون دکتر فشار داد با فشار اون کیر دکتر داشت کسمو پر میکرد اههههه چه کیر داغی واییییییی دیگه نتو نستم تحمل کنم گفتم بکن دارم ممیرم جووون کیر میخوام سحر اومد کنار دکتر وایستاد دکتر همینجور کیرشو تو کسم نگه داشته بود سحر کونشو طرف دکتر خم کرد خم شد رو من گفت بکنش دکتر شروع کرد تلمبه زدن اه اه جووووووووون هاها سحر ممو گرفت تو دهنش میک میزد گاهی یه بار نیگام میکرد میگفت خوبه؟دوست داری یه کیر دیگه ؟ارههههههه خیلی توپه هاها دکتر همینجو تلمبه میزد سرمو اوردم بالا رفت وامد کیرشو ببینم کیرش سفید شده بود ترشحات کس من رو کیرش بود چه صحنه جالبی یکی که باهات محرم نیست داره میکنتت داری لذت میبری دیدم سحرم داره با من نفس نفس میزنه دیدم دکتر انگشتشو کرده تو کون سحرگاهی یه بارم محکم میزنه رو کون دکترکه سحر جیغ میکشید من داشتم دیوونه میشدم تو حال خودم نبود هیچوقت اینجور سکسی تجربه نکرده بودم سرمو گذاشتم رو تخت یه لرزشی افتاد تو بدنم انگار خالی شدم اره ارضا شدم اولین بار بود طعم ارضارو میفهمیدم دکتر که فهمید من ارضا شدم کیرشو دراورد کرد تو کون سحر اخخخخخخخ دیووونه اروم چته بعد شروع کرد تلمبه زدن سحر دست منو گرفت کرد لای کسش گفت بمال منم انگشت وسطیمو کردم تو کسش سحر اه اه میکرد جووووووون بکن عزیزم کون مال خودته جرررررررش بده ای ای دیگه دکترم به نفس نفس افتاده بود حرکتشو تند کرد یه دفعه شل شد رو سحر ابشو ریخت تو کون سحر اونم همون موقع ارضا شد افتاد رو من هر سه مون ارضا شدیم واقعا چقد خوب هست مرد و زن تو سکس همو ارضا کنن لباسامونو پوشید از دکتر خدافظی کردیم اومدیم بیرون تو راه ازش پرسیدم دکتر مجرده گفت نه زن داره خیلی هم خوشکله ولی زنش سرده تو سکس واسه همین دکتر دوست دختر داره گفتم زنش میدونه گفت نه خبر نداره گفتم این منشیشم میکنه؟گفت سانازو میگی؟اره ولی ساناز دختره از عقب کون میده ولی دکتر چند دفعه بیشتر نکرده اینجوری شد که من کم کم باسانازم اشنا شدم اونم تو سکس پارتی همرامون بود از مریم پرسیدم پس ساناز خانمم از اینجا شتاختینش؟گفت اره سحرو ساناز باهم دوست بودن من سانازو اونجا شناختم شیرینم که تو خونه سعید باهاش اشنا شدم گفتم میتونی سانازم بکشیش اینجا یه حالیم با اون بکنم مریم گفت اره من دیگه باید برم خونه فردا با ساناز میام اینجاادامه دارد…..

قسمت بیستمظهر اومدم خونه به مریم زنگ زدم گفتم چی شد؟گفت تا یه سات دیگه با ساناز میام رفتم حموم یه دوش گرفتم همینجور با حوله نشستم جلوی تلویزیون فیلم نگاه میکردم که صدای زنگ اومد دروباز کردم مریم و ساناز بودن ساناز یه دختر ۲۲ساله خوشکلی بود قدش هم قد مریم بود اما مانکنی تر با یه کون تو مایه های سحر مریم مرفیمون کرد گفت اق مهدی شوهر سحر جون تازه به جمع ما اضافه شدن اینم ساناز جون خوشبختم مریم گفت حموم بودی ؟گفتم اره گفت صبر میکردی ماهم بیام دیروز خیلی حال داد تو حموم گفتم میخای باز بریم؟نه من باید برم با شوهرم یه جایی با ساناز تنهات میزارم خوش باشین سانازم چنتا سکس جدا با سحر داشتن شنیدنش واست خالی از لطف نیست گفتم شیرین کجاست گفت اونم با دوست پسرشه ملوم نیست کجا داره کون میده و خندید خب با من کاری ندارین؟ساناز اقا مهدیو بساز در نبود من میدونم دلش واسه کس من لک زده ولی امروز باید کون بکنه زد زیر خنده من رفتم خدافظ من موندمو ساناز گفتم خب خوشکله چرا لباستو در نمیاری؟راحت باش ساناز مانتوشو در اورد با یه تابو شلوار نشست جلو من گفتم تو هم تو گروهشونی گفت اره گفتم از عقب حال میدی گفت اره پاشو وایستا ساناز پاشد پشتتو بکن اینور نیگا کردم به کونش یه دست گذاشتم رو کونش گفتم ماشالا کون خوبی داری گفت قابل شمارو نداره گفتم شبیه کون سحره گفت اختیار دارین کون سحر تو جمع ما تکه و خندید با دست وجبش کردم از کون سحر کوچیکتر بود اما کون نازی داشت بلند شدم از پشت بغلش کردم گفتم خب عزیزم دوست داری یه حال اساسی باهم بکنیم گفت هرجور شما بخواین روزانوهام نشستم شلوارشو کشیدم پایین از پاش در اوردم یه شرت سفید پاش بود اونم کشیدم پایین کون سفید خوشکلی داشت لاشو باز کردم سوراخ کونشو که دیدم زبونم گذاشتم روش شروع کردم لیس زدن کونش خودش یه خورده خم کرد تا بهتر لیس بزنم با دستشم کسشو میمالید زبونمو فرو میکردم تو کونش بازتر بشه به نفس نفس افتاده بود بهش گفتم این کونو کیا کردن؟گفت خیلیا گفتم کیر سعیدم خورده گفت اره چطور؟گفتم اخه هم سایز سوراختون یکیه معلومه سعید کون همتونو گاییده خندید گفت خب تو هم بگاش چقد با حال زبون میزنی بخور کونمو باز زبونمو میکردم تو کونش عین کونای دیگه داشت باز میشد بلند شدم از پشت بغلش کردم تابشو در اوردم زیرش سوتین نبسته بود پرخوندمش ممشو کردم تو دهن شروع کردم خوردن نوکشو با دندونام میگرفتم میکشیدم ساناز دست میکشید تو موهام اییییی اروم دندون بگیر دردم میاد خب چیکار کنم گشنمه شیر میخام شیر میخای؟خب میک بزن من تند تند میک میزدم اه اه بخور اقا مهدی الان شیر میاد بیرون بخور عزیزم هلش دادم نشست رو تخت بند حولمو باز کردم کیرمو گذاشتم جلو دهنش بخور عزیزم گفت چقدر کیرت شبیه امیر علیه؟گفتم امیر علی کیه دیگه گفت شاگرد این پیتزا فروشی سر خیابونتون گفتم کدومو میگی گفت واست تعریف میکنم از شیرین کاریهای سحره بعد کیرمو کرد تو دهنش شروع کرد خوردن تند تند میخورد باحال ساک میزدی گاهی یه بار کیرمو میگرفت بالا تخمامو میکرد تو دهنش میخورد نشستم لای پاشو باز کردم دهنمو گذاشتم رو کسش مممممممم چه بویی میده چه حالی میده کس سالم بخوری بخور عزیزم مال خودت هرچی دوست داری بخور ممممممم خوشمزست چه ابی انداخته حیف این کس نیست اک نگهش داشتی جوووووون ایییی بخور کسمو بخور اوووووف کیر میخام مهدی کی بهم میدی؟الان میدم بهت عزیزم بلندش کردم چرخوندمش دستاشو گذاشتم رو مبل خمش کردم سر کیرمو خیس کردم چاپوندم تو کونش اخخخخخخخخ اروم چتهههههه دردت گرفت؟تو که کیر سعید خوردی عادت داری باشه خب اروم بکن اولش خم شدم روش یه دستمو گذاشتم رو کسش میمالیدمو تلمبه میزدم جوووووووون اه اه محکم میزدم رو کونش جیغ میزده اووووووف میسوزه نزن فقط بکن تند تند بکن جرم بده ابتو بیرون نریزیا همشو خالی کن تو کونم کونم اب میخاد اینقد باید اب بخوره تا بشه مثل کون سحر خودم کونتو میکنم مثل کون سحر عزیزم جنده خودم میشی اه اه مممممممممم ساناز دیگه هیچی نمیگفت فکر کنم ارضا شده بود ایییی دارم میام ساناز جون اییییییییی ابمو خالی کردم تو کونش بعد نشست کیرمو کرد تو دهنش ته مونده ابمو خورد گفتم دوست داری گفت اره خوشمزست منم بیحال افتادم رو مبل ساناز شرتشو پوشید تابشم تنش کرد رفت تو اشپزخونه دو تا اب میوه اورد گفتم خوب واردی گفت من زیاد اومدم اینجا خونتون گفتم خب حالا بشین واسم تعریف کن هرچی از سحر میدونی واسم بگو از کس دادنای زنم بگو اونایی که تو هم باهاش بودی از کی باهاش اشنا شدی؟ساناز شروع کرد تعریف کردن گفت من منشی دکتر بودم که چند دفعه سحرو اونجا دیدم که میومد پیش دکتر بیشتر از مریضای دیگه میومد من از دکتر خوشم میومد شیطونی هم زیاد میکردم با دوست پسرام سکس زیاد داشتم کلا از سکس خوشم میومد با هرکی دوست میشدم بهش میدادم خیلی دوست داشتم با دکتر سکس داشته باشم همیشه به خودم میگفتم خودمو میزنم به مریضی جلو دکترلخت میشم دست بزنه به کس و کونم بعدشم منو بکنه ولی میترسیدم دکتر یه زن خیلی خوشکل د اره گفتم دیگه واسش من یا دیگرون مهم نیستم اینقدم کس و کون دیده که سیر شده واسه همین جرات نمیکردم پا پیش بزارم تا اینکه سحر چند دفه اومد اونجا اولا که مریض بود میومد اما چند دفعه اخر همیشه اخرین نفر میومد یکساعتم تو اتاق بود فکر نمیکردم که سکس داشته باشن باهام ولی خیلی مشکوک میزدن یه شب تصمیم گرفتم از کارشون سر در بیارم اتاق دکتر دو تا اتاق جدا بزرگ بود که تو یکیش میزش بود تو اون یکیهم تخت بود واسه معاینه از اون جور کارا یک شب که سحر اومده بود دیگه باهم دوست شده بودیم باهم صحبت میکردیم تا مریضا همه برن تو اتاق سحر دختر شیرینو جذابی بود ازش خوشم اومده بود همه چی هم میگفت همه جور شوخی هم میکرد همینا باعث شده بود بهشون شک کنم ادامه دارد….

قسمت بیست و یکمسحر رفت تو اتاق دیگه دکتر مریض نمیدید من درو بستمو یه خورده جمع و جور کردم یه ربعی شد تا کارام تموم بشه گفتم برم سر گوشی اب بدم ببینم تو چه خبره ترسیدم درو باز کنم اگه دکتر بفهمه چی گفتم فوقش میگم من باید زودتر برم اجازه میدین برم درو اروم باز کردم از لای در نگاه کردم دیدم دکتر پشت میزش نیست با سحر تو اتاق معاینه بودم رفتم داخل سرمو کج کردم دیدم دکتر پشتش به منه داره سحرو میکنه یریع از اتاق اومدم بیرون باورم نمیشد بعد از یک ربع سحر اومد بیرون خدافظی کردو رفت من از دکتر خدافظی کردم تو فکر بودم گفتم دکتر جونم بله؟خوبه حالا میتونم باهاش سکس کنم ولی چه جوری؟چند روز گذشت باز سحر اومد طبق معمول اومد کنار من نشست من رفتم تو اشپزخونه چایی درست کنم صدای سحر زدم اومد گفتم تو مریضیت چیه گفت کسم اوفنت کرده گفتم این همه اومدی خوب نشدی هنوز؟گفت چرا بهترم اما درمانم کامل نشده باید خوب شم که شوهرم بتونه بکنتم و خندید گفتم خجالت نمیکشی جلو دکتر باید هی لخت بشی؟گفت خجالت نداره پسر به این خوشکلی تازه از خدامم هست باز خندید گفتم یعنی لذت میبری دست به کست میزنه گفت اره بده مگه تازه خبر نداری دکتر واسه این که کسمو چرب کنه کیرشو چرب میکنه میکنه تو کسم باز زد زیر خنده منم خندیدمو گفتم پس واسه کیر دکتر میای؟خوش به حالت سحر گفت چیه حسودیت میشه تو هم میخای؟گفتم چند شب پیش دیدم داره میکنته گفت پس چرا نیومدی تو؟گفتم خب نمیشد دکتر ناراحت میشه گفت نه بابا خودش بهم گفته یه بار میخاد با تو حال کنه؟گفتم با من؟گفت اره ازت خوشش میاد ولی چون دختری چیزی نمیگه تو داست داری باهات حال کنه گفتم اره گفت پس خودتو کن اماده کن واسه امشب دیگه داشتم به اون چیزی که میخاستم میرسیدم مریضا که رفتن سحر رفت تو گفت اماده باش چند دقیقه شد دیدم خبری نشد رفتم لای درو باز کردم باز رفتم جلوتر دیدم دکتر داره سحرو میکنه پس چرا منو صدا نزدن این سحر چقدر نامرده چرا به دکتر نگفته فقط به فکر خودشه ای ای سحر رو هوا بود دولا شده بود رو تخت داشت کون میداد یک دفعه سرشو چرخوند طرف من گفت سانااااااااازبیا اینجا من پشت دیوار قائم شدم بد چند ثانیه رفتم تو اتق گفتم بله؟صحنه رو که دیدم الکی جیغ کشیدم سحر گفت لوس نکن خودت بیا جلو نیگاه کردم به دکتر گفت لخت شو میخام معاینت کنم گفتم من چیزیم نیست اقای دکتر گفت مگه کونت نمیخاره زود باش الان ابم میاداااااااا زود لباسامو کندم گفت بشین کیرشو از تو کون سحر اورد بیرون گفت بخور گفتم اخه؟گفت اخه چی؟گفتم کثیفه تو کونش بوده گفت نه کثیف نیست بخور چون دکترو دوست داشتم کیرشو کردم تو دهنمو شروع کردم خوردن دکتر کس سحرو میمالید سحر رفت اونور دکتر منو گذاشت رو تخت شرو کرد خوردن کسم باورم نمیشد دکتر داره کسمو میخوره چشامو بسته بودمو لذت میبردم دیگه تو فضا بودم حالم دست خودم نبود دکتر گفت پاشو دستامو گذاشتم رو تخت خم شدم کیر دکتر داشت میرفت تو کونم کیری که خیلی وقت بود دنبالش بودم واییییییی جججججون بکن دکتر جونم چند وقته تو کفتم چرا بهم نگفتی؟روم نمیشد اییییی دکتر تند تر چند بار دیگه که تلمبه زد من ارضا شدم بعد دکتر کیرشو دراورد کرد تو دهنم یه خورده که خوردم دکتر گفت ایییییییییییی ابشو خالی کرد تو دهنم اولین بار بود کسی اب کیرشو خالی میکرد تو دهنم داشتم خفه میشدم کیرشو که دراورد منم ابشو دادم بیرون اما طعمش تو دهنم موند خوشمزه بود دکتر گفت سحر راست میگه چند وقته میخاستی با من سکس کنی؟گفتم اره گفت خب میگفتی منم هروقت میومدی تو اتاقم وقتی میخاستی بری بیرون نگام به کونت بود ولی چون دختر بودی دیگه چیزی نمیگفتم او نشب شامو مهمون دکتر بودیم من وسحر هم دیگه باهم دوست شده بودیم چند بار دیگه هم با سحرو دکتر سکس داشتیم بعدشم که مریمو اورد اونجا منم یه دوست داشتم به اسم سپیده که اونم مثل من هات بود با سحرو مریم اشنا کردم که از اون به بعد سکس پارتیامون شروع شد که همونجا با شیرینم اشنا شدم گفتم پس سپیده دوست تو بوده؟گفت اره الان چند ماهی میشه با پسر خالش ازدواج کرده دیگه مثل اون وقتا نیست اما بعضی وقتا میاد سکس پارتی سپیده هم چند باری به دکتر داده گفتم دیگه مطب دکتر نمیری گفته نه با خانم دکتر دعوامون شد که تو حالت خوب نیست نباید پیش دکتر باشیو از این حرفا دکترم گفت اشکال نداره هر وقت خاستم بهت زنگ میزنم بیا اینجا باهم حال میکنیم یه جورایی زنش بو برده بود با این که خیلی خوشکل بود اما دکتر ازش راضی نبود میگفت تو سکس خیلی ضعیفه دکتر میخاست طلاقش بده گفتم خوبه این اقای دکتر مرتب کس میکرده خب از سحر بیشتر واسم بگو گفت سحر تو همه ما هم شیطونتر بود هم هیکلش توپ تر هر پسری سحرو میدید واسش راست میکرد مهره مار داشت بعضی وقتا به سحر حسودی میکردیم تو عروسی سپیده هم سکس کرد با یه پسره گفتم شیرین واسم تریف کرده گفت از سکس پارتیهامونم گفته گفتم اره ازش پرسیدم این قضیه امیر علی چیه؟گفت چند ماه پیش که شما رفته بودین مسافرت من اینجا پیش سحر بودم که تنها نباشه شب زنگ زد به پیتزا فرشی سفارش داد بعد گفت بدین به امیر علی بیاره ازش پرسیدم این امیر علی کیه گفت شاگرد پیتزا فرشیه یه پسره ۱۴ یا۱۵سالشه خیلی خوشکله پسره هروقت سفارش میدم اون پیتزارو میاره منم هروقت میاد سربه سرش میزارم با شرت میرم درخونه ببینم عکس العملش چیه وقتی منو میبینه خوشش میاد کیرش راست میشه انعام خوبیم بهش میدم امشب میخای بیاریمش تو خونه یه خرده بخندیم؟گفتم از دست تو دست از سر بچه هم بر نمیداری؟خندید گفت کاریش ندارم بزار اونم لذت ببره کس و کون ببینه نیم سات شد که زنگ خونه به صدا دراومد امیر علی بودادامه دارد….

قسمت بیست و دومسحر همینجور با یه مینوجوب لی با یه تاب سفید رفت دروباز کرد به امیر علی گفت بیا تو اونم از خداخاسته اومد تو سلام کرد یه پسربود که تازه داشت پشت لباش سبز میشد سحر گفت بشین امیر علی اومد روبروی من رو مبل نشست سحر سه تا لیوان شربت اورد امیر نگاش همش به رونای سحر بود سحر نشست کنارش خوبی امیر؟بله خانم مرسی.اوستاد دعوات نکنه دیر میکنی؟نه گفته از اونور برم خونه من ازش پرسیدم چند سالته؟گفت۱۵سال سحر گفت خب امیر علی چنتا دوست دختر داری؟سرشو انداخت پایین گفت یه دونه همش یه دونه؟کی هست ؟یه دختری کلاس دوم راهنماییه .دوسش داری؟اره .باهاش دوست شدی گه چی بشه؟همینجوری خوشم میاد ازش.از چیش خوشت میاد؟خوشکله دوسش دارم .همین؟از بدنش چی خوشت نمیاد؟خندید گفت من که ندیدم سحر گفت اخی نازی مگه باهم نیستین ؟خونتون نیومده؟نه من فقط تو راه مدرسه میبنمش سحر گفت همین؟نمیخای بیاد پیشت پیش هم بخوابید از اون کارا بکنید؟گفت چرا دوست دارم ولی نمیشه نمیتونه از خونه بیاد بیرون فقط یه بار تو کوچه بوسیدمش سحر گفت میخای بیارش اینجا گفت نمیاد زود میره خونه پس تا حالا سکس باهاش نداشتی؟نه با هیچ دختری؟گفت نه گفتم این سوالا چیه ازش میپرسی هنوز تازه به سن تکلیف رسیده تازه بلوغ شده هنوز کلی راه داره اینقد دوست دختر پیدا کنه خودش سیر میشه سحر گفت خودش میره حموم با دودولش بازی میکنه زد زیر خنده امیر علی یه خرده سرخ شدو اونم خندید سحر گفت امیر علی فیلم سوپر هم داری؟گفت بله میخاین واستون بیارم؟سحر گفت نه ما کاریش نداریم خودمون فیلم سوپریم باز زد زیر خنده سحر گفت جلق میزنی؟هیچی نگفت سحر گفت خوب نیست زیاد جلق بزنی یه دوست دختر واست پیدا کردم میخای؟گفت کی؟سحر گفت اینهاش این ساناززد زیر خنده گفتم خاک تو سرت سحر منم خندیدم به امیر گفتم میخای من دوست دخترت باشم یه مکثی کرد گفت شما؟گفتم اره خوشت نمیاد ازمن؟گفت چراااااا ولی خب از من بزگترین گفتم باشه بزگتر باشم مگه اشکال داره نمیخام که زنت بشم امیر خندید سحر گفت خب مبارکه سحر رفت پیتزاهارو اورد نشستیم روزمین پیتزا بخوریم سحر نشست رو بروی امیر علی ۴زانو نشست طبق معمولم شرت پاش نبود قاچ کسش به چشم میخورد امیر همش نگاش به کس سحر بود سحرم هی به من اشاره میکرد امیرو نگاه کنم غش غش میخندی امیر پیتزا نمیخورد بیچاره بار اولش بود کس میدید غذا از گلوش پایین نمیرفت سحر گفت امییییییییر چرا نمیخوری نگات کجاست؟چی نگا میکنی؟مگه خودت دوست دختر نداری؟مال منو چرا نگاه میکنی؟دست گذاشت رو کسش گفت این مال شوهرمه زشته نگاه نکن یه بالش برداشت گذاشت جلوی پاش که نبینه سحر گفت ساناز بهش نشون بده منم خندیدم گفتم جلو تو که زشته بعدا خودم نشونش میدم یه دست کشیدم رو سرش بوسش کردم گفتم پیتزاتو بخور عزیزم سحر گفت امیر علی دودولت چند سانته گفت نمیدونم من گفتم چیکار به دودول دوست پسرمن داری تو؟سحرخندید گفت امیر علی جلق میزنی ابت میاد گفت اره گفتم سحر میزنمتاااااااا باز خندید سحر اومد کنار امیر علی نشست گفت کو ببینمش دودولتو امیر نگا به من کرد گفتم اشکالی نداره دودولتو در بیار ببینه امیر علی پاشد شلوارشو دراورد شرتش خیس اب بود سحر شرتشو کشید پایین جفتمون دهنمون باز مونده بود دودول نبود کیرش اندازه یه مرد بود اندازه کیر تو بود سحر گفت این دیگه دودول نیست کیره اخ جوووووون منم میشم دوست دخترت دو تا دوست دختر داشته باش بعد سحر کیر امیرو گرفت تودستش چند دفعه که بالا پایین کرد یه دفعه امیر ابش ریخت بیرون تار اولش بود که با جنس مخالفش بود زود ابش اومد ابش ریخت رو پیتزاش بدبخت ترسید گفت ببخسید دست خودم نبود یه دفعه اومد سحر گفت اشکال نداره ۲تا تیکه از پیتزا که اب کیر ریخته بود روش برداشت یکیشو داد به من یکیشم خودش گرفت گفت ساناز این سس جدیدو مقوی هستش بخور پیتزا رو گذاشت تو دهنش منم خوردم مممممممممم چه خوشمزست امیر میخندید گفت سسشو دوست دارین؟مممممم اره خیلی خوشمزست تو هم میخای امیر؟گفت چی؟سحر گفت پیتزا کسی امیر گفت اره میخام سحر گفت ساناز زود باش گفتم چیکار کنم گفت زود شلوارتو شرتت در بیار منم که تو مات کیر امیر بودم شلوارو شرتمو دراوردم لباسمو هم دراوردم لخت لخت شدم جلو امیر سحر گفت برو بشین رو مبل رفتم نشستم سحر سسو برداشت ریخت رو ممه های من گفت بیا امیر بخور امیرم ممه های منو کرد تو دهنش انگار که میخاد شیر بخوره میمکید خوشم اومد بود از امیر کیر خوبی داشت من اول فکر میکرد کوچولو باشه ولی سایز بزرگ بود یحرک کون امیر علیو واسش میمالید بعدسس ریخت رو کس من گفت بیا اینم پیتزا کسی بخور امیرم شروع کرد لیس زدن معلوم بود بلد نبود من سرشو فشار میدادم به کسم که چوچولمم بخوره دوست داری امیر بله خانم خوشمزست در این حین سحر لخت شد نشست کنار من سسو ریخت رو کسش گفت امیر بیا عزیزم امیرم رفت سراغ کس سحر شروع کرد خوردن اه و وای سحر رفت بالا هی سس میریخت امیرم میخورد لای کسشو باز میکرد سس و میریخت رو چوچولش امیرم میخورد امیر میگفت این چیه سحر گفت چوچول زناست اینو هر وقت بخوری زنا شهوتی میشن گفتم امیر بلند شو من سس ریختم رو کیرش شروع کردم خوردن به نفس نفس افتاده بود گفتم دوست داری کیرتو بخورم ؟گفت اره خیلی سحر اومد رو مبل کونشو داد هوا سس ریخت رو سوراخ کونش سر امیر علی گرفت فشار میداد رو کونش میگفت بخور لیس بزن بیچاره سرش لای کون سحر گم شده بود میگفت دارم خفه میشم اما سحر توجهی نمیکرد سحر میگفت تند تند زبون بزن سوراخ کونمو یه دفعه امیر علی گفت میخام بکنمت سحرم کفت بکن عزیزم کیر امیر علیو گرفت گذاشت رو کونش گفت بکن توش امیرم کیرشو کرد تو کون سحر که همونجا باز ابش کنده شد و خالی کرد سحر گفت اه تو هم چقد زود ابت میاد پسر؟ گفت بشینید برم میوه بیارم میوه اورد با یه قرص دیر انزالی داد به امیر گفت بخور گفت چیه؟گفت بخور ابیت دیرتر میاد دو نفرو باید ارضا کنی اینجوری نمیشه که امیر قرصو خوردادامه دارد….

قسمت بیست وسومامیر گفت چرا شکل کساتون باهم فرق میکنه؟مال ساناز گوشت جلوشه ولی مال سحر باز بود بهش گفتم خب سحر شوهر کرده دختریشو شوهرش زده من هنوز ازدواج نکردم هنوز دخترم امیر گفت میخای من شوهرت بشم خندیدم گفتم پدرسوخته داری وارد میشیا نه عزیزم اون کار شوهرمه اون باید پارش کنه تو هم هر وقت زن گرفتی مال زنتو پاره کن سحر گفت بسه پاشین بریم حموم بدنامون سسیو کثیفه سه تایی باهم رفتیم حموم سحر دوش اب گرمو باز کرد رفتیم زیر دوش امیر گفت شاش دارم سحرم کیرشو گرفت گفت بشاش عزیزم ساناز زانو بزن گفت بشاش رو ممه های ساناز اونم شاشید روم شاش داغش ممو داغ کرد سر کیرشو کردم تو دهنم واسش میک زدم سحر خوابید کف حموم گفت امیر بخواب رو من امیر خوابید رو سحر خودتو روم تکون بده تا کیرت راست بشه ساناز لیفش بزن بچمون تمیز بشه گفتم صبر کن هنوز زوده پاهامو گذاشتم دو طرفشون نشستم رو کون امیرشاشیدم رو کونش گفت چی بود؟سحر گفت شاشیدی شاناز؟گفتم اره حال میده اینجوری رو یکی بشاشی سحر به امیر گفت حالا برو پایین تر کیرتو بکن تو کسم امیر خودشو کشید عقب تا کیرش رسید به کس سحر منم کیرشو گرفتم هدایت کردم طرف کس سحرکیرش لیز خورد رفت تو کس سحربا فرو رفتن کیر سحر گفت جوووووووون حالا تلمبه بزن منم کون امیرکه میومد بالا فشار میدادم پایین تا ته کیرش بره تو کس سحربزن امیر تند تر بزن عزیزم جوووووون قربون کیرت برم امیر تند تند نفس میزد هیچی نمیگفت بعد کیرشو دراورد پاهای سحرو داد بالا سحر گفت نه بلدی فیلم سوپر زیاد میبینی؟اره از اونا یاد گرفتم ولی اولین باره کیرم تو کسه چقد داغو باحاله کست مال خودته عزیزم همه کیرتو بکن تو کسم تخماتم بکن منم که کسم اب انداخته بود رفتم کسمو گذاشتم رو دهن سحرتا واسم لیس بزنه اونم تند تند شروع کرد لیس زدن اه اه امیر زود بکنش منم کیر میخام خیلی جالب بود یه پسر بچه داشت مارو میگایید معلوم بود قرصه روش اثر کرده سینه های سحرو واسش میمالیدم اونم تو فضا بود فقط جیغ میکشید ای ای جوووون بکن امیر جوووون اوووف بکن عزیزم کس دوست داری هاااا؟اره دوست دارم میخام تا صبح بکنمت بکن عزیزم بعد سحر دمرو شد کونشو داد بالا به امیر گفت لیس بزن اونم شروع کرد لیس زدن منم نشستم جلو سحر کونمو دادم بالا سحرم کون منو لیس میزد سحر میگفت امیر زبونتو فشار بده بره تو کونم از اینورم سحر زبونشو فشار میداد رو کون من دوتایی دادمون تو حموم رفته بود بالا اه اه مممممممم جووووون امیرکیرشو گذاشت رو سوارخ کون سحر فشار داد تو که سحرم دماغش رفت تو کون من ایییییییییی چی شد درد داشت نه عزیزم بکن تلمبه بزن کونمو جر بده شروع کرد تلمبه زدن ها ها ها ای ای من بلند شدم نشستم رو کون سحر صورت امیرو اوردم جلو ممو گذاشتم تو دهنش بخور عزیزم کونشو پاره کن این جندرووووومحکم میزدم رو کون سحر اونم جیغ میزد ایییییی دعا میکردم ابش نیاد سحر یه دادی کشیدو ولو شد کف حموم ارضا شد منم که روش نشسته بودم افتادم کیر امیرم از تو کون سحر اومد بیرون امیر گفت چی شد؟گفتم هیچی ارضا شد حالا نوبت منه سحر به پشت خوابید منم خوابیدم رو سحر گفتم امیر بکن اونم خوابید رو من اول نزدیک بود بکنه تو کسم گفتم امیر بزار تو کونم کیرشو محکم کرد تو کونم اخخخخخخخخخخخ امییییییییر یواش ببخشیدسحر خندید گفت کونشو پاره کردی ایول امیرم خندید گفت بزنم گفتم بزن شروع کرد تلمبه زدن اه اه چه خالی میده کیرم از کیر سعید پر شده بود من لبمو گذاشتم رو لبای سحر شروع کردم خوردن سحر با دستش کسمو میمالید جوووووون ای ای دیگه امیرم یاد گرفته بود محکم میزد رو کون من جوووووون چه کونی داری جنده سحر زد زیر خنده گفتمش کووووووفت دوست داری کیرمو؟اره عزیزم بکن تو دوست پسرمی بکن عزیزم تند تر بکن اه بکن دارم میام بکن جووووووون اوووووووف زبونمو کرده بودم تو دهن سحر بکن وای بکن جان میکنمت جرت میدم هرورز میکنمت که من ارضا شدم ولی امیر هنوز ارضا نشده بود سحر پاشد کیرشو کرد تو دهنش شروع کرد ساک زدن من داشتم نگاش میکردم چشاشو بسته بود اصلا این کیر به اون هیکل نمیومد یه چند دقیقه ساک زد اه اه داره ابم میاد منم بلند شدم رفتم زیر کیرش تخماشو میمالوندم که امیر داد زد اوممممممممد کیرشو سحر دراورد ابش ریخت رو صورتامون من کیرشو گرفتم کردم تو دهنم میک زدم که هرچی اب داره بیاد بیرون یه خوردشو خوردم سحر گفت خوب بود امیر؟دوست داشتی؟دوست دخترتو اینجور باید بکنیش یه دفعه نکنی تو کسشا امیر شل شده بود نشسته بود تو حموم نگا به ما میکرد دو تا کس جلوش وایستاده بودن امیر گفت سحر خانم چه کون گنده ای داری گفت دوست داری گفت اره سحر رفت کونشو گذاشت رو صورت امیراونم زبون میزد به کون سحر چقدر نرمه از بالش نرمتره خب دیگه حالا پاشو دوش بگیر باید زود بری خونه که دیرت میشه منم جیش کنمو بیام بیرون امیر گفت رو من جیش کن دوست داری؟اره باشه چشاتو ببند سحر رفت بالای سرش وایستاد لای کسشو باز کرد شاشید رو صورت امیربعد پاشد رفت زیر دوش سحر رفت زیر دوش خودشو چسبوند به سحرگفت میخام تو صبح بچسبم به کونت سحر گفت بسه دیگه بریم بیرون اما امیر ول کن نبود دستشو لای کون سحر بر نمیداشت خودمونو شستیم اومدیم بیرون سحر به امیر گفت زود برو خونه تا دلبندت نشدن امیر گفت فردا هم بیام سحر گفت نمیشه که هروز هروقت شد زنگ میزنم بیا باشه؟اونم قبول کرد بوسیدمش فرستادیمش رفتادامه دارد……

قسمت بیست وچهارمعجب کسی بوده سحرو ماخبر نداشتیم میدیدم همش شرتش خیسه یعنی اینقد شهوتی بودو کیر میخاست ؟به ساناز گفتم تو با سعیدم سکس داشتی؟گفت اره تو سکس پارتیامون سعید منو کرد انروز خیلی درد کشیدم کیر سعید خیلی کلفت بود بهش گفتم این هفته هم سکس پارتی دارین گفت نه سعید دو هفته ای هست ازدواج کرده هنوز برنامه ای نریخته شاید بخاد زنشم وارد گروهمون کنه گفتم پس اقا سعیدم ازدواج کرده خوبه تصمیم گرفتم نقشه بریزم واسش گفتم تو زنشو میشناسی ؟گفت نه؟گفتم زن دکتر چی؟گفت اون از اشناهای سپیده است من از طریق سپیده منشی دکتر شدم زن دکتر میشه دخترفامیل سپیده گفتم سپیده کجاست؟گفت سپیده چند ماهی هست که یه ازدواج مصلحتی کرده با پسر خالش گفتم واسه چی مصلحتی؟گفت سپیده دوست منه من واون زیاد باهم شیطونی کردیم سپیده بیشتر با پسرخاله هاش بود سه تا پسر خاله داشت که سپیدرو میکردن یه روزیکیشون از جلو میکنه پردشو میزنه برای اینکه ابروریزی نشه باهم ازدواج کردن الان هم هنوز برادر شوهراش میکننش ولی شوهرش خبرنداره که سپیده با کسای دیگه هم سکس داره فقط با برادراش اما شوهرش با چنتا دیگه خانم هم رابطه داره و سپیده هم خبر داره گفتم حالا کجاست؟چیه میخای ترتیب اونم بدی؟گفتم بدم نمیاد با اونم سکس داشته باشم خندید گفت الان بهش زنگ میزنم گوشیشو برداشت زنگ زد به سپیده گذاشت رو ایفون سلام خوبی؟مرسی تو خوبی؟کجایی جنده خانم کم پیدایی؟هستیم همین دورو برا تو کجایی؟من خونه سحرم جدی؟سحر که خونه مادرشه؟مگه با شوهرش دعواشون نشده؟چرا ولی من الان پیش شوهر سحرم اونم قراره بیاد تو گروه ما اما چیزی فعلا به سحر نگو باشه اتفاقا سحر دیشب پیش من بود جدی؟گفت اقا مهدی میخاد ببینتت باهات صحبت کنه میتونی بیای اینجا ؟الان که نه ولی تا ۲ساعت دیگه میام تو اونجایی ؟اره میمونم تا بیای باشه فعلا خدافظ گفتم سحر اونجا چیکار میکرده؟نمیدونم وقتی سپیده اومد ازش بپرس گفتم خب بیشتر از سحر بگو میخام بدونم والا چی بگم اکثرشو که میدونی زنت خیلی کیر دوست داره همیشه میرفت تو جاهای شلوغ بیشتر واسه خرید میرفتیم تو این پاساژا که پسرا میومدن واسه کس بازی سحر هیچوقت از این ارایشای غلیظ نمیکرد چون خوشکل بود نیازی نداشت ولی همیشه مانتو تنگ کوتاه میپوشید که هر پسری میدیدش کیرش راست میشد همیشه میرفت سمت مغازه های شلوغ جایی که پسرا بیشتر بودن میرفت وسطشون خودشو میمالید به پسرا اوناهم عکس العمل نشون میدادن مرتب دست کاریش میکردن همیشه چنتا پسر میافتادن پشت سرمون تا یه تکه راه میومدن بستگی به سحر داشت که خوشش بیاد از پسرا یا نیاد اگه نه که یه جوری قالشون میزاشت اگر از یکی خوشش میومد بیشتر از ۳یا ۴بار باهاش سکس نداشت تکراری که میشد پسررو ولش میکرد یه روز که رفته بودیم واسه خرید از پله برقی که داشتیم میرفتیم بالا دوتا پسر پشت سرمون بودن پسره به رفیقش گفت جووووووون این کونو کی میکنه؟سحر برگشت نگاش کردو به من نیگا کردو خندید پسره خیلی خوشکل بود سحر خوشش اومده بود رفیقشم خوشکل بود اما اون یه چیز دیگه ادمای باکلاسی هم بودن رفتیم جلوی این تلویزیونای سه بعدی تازه اومده بود دورش شلوغ بود منو سحرم رفتیم وایستادیم پسرا هم اومدن پشت سرمون اون خوشکلتره پشت سحر وایستاد اون یکی هم پشت من احساس کردم رو کونم یه چیزیه دست کردم دیدم دست پسرست دستشو زدم کنار بغلم نیگا کردم دیدم اون یکی هم دستشو گذاشته رو کون سحر داره میماله سحرم بیشتر کونشو میداد عقب گاهی یه بار هواسم به کون سحر بود پسره راست کرده بود گذاشته بود رو کونش بعد حرکت کردیم به طرف در خروجی اونا هم اومدن یکی از پسرا رفت اون که از سحر خوشش اومده بود اومد دنبالمون داشتیم میرفتیم سمت ماشین که سوار شیم پسره گفت سلام خوشکله افتخار میدین شام در خدمتتون باشیم سحر گفت به قیافت نمیخوره از این دست ودلبازی گفت حالا یه امشبم به خاطر شما دست ودلباز میشیم سحر گفت خب حالا کجا بریم؟گفت خونه ما سحر گفت نه اونجا نمیتونیم پسره گفت نترسین کاریتون ندارم سحر گفت اره دیدم تو پاساژ چسبونده بودی پسره خندید گفت ببخشید دست خودم نبود حالا هرجا شما بگین سحر گفت این افتخارو بهت میدیم بریم رستوران پسره قبول کرد رفت ماشینشو اورد یه پرادو مشکی خوشکل نشستیم عقب حرکت کرد پسره گفت اگه میومدین خونه بهتون بد نمیگذشت سحر گفت نه زود باید برم خونه شوهرم میاد گفت مگه شوهر داری؟اره چطور؟اصلا بهتون نمیخوره شوهر داشته باشین خب دیگه ما اینیم ولی دوستم شوهر نداره میخای بفرستمش تا صبح بسازتت زد زیر خنده گفت ایشون که قدمشون رو چشم ولی تو هم میومدی خوب بود سحر گفت خوب واسه من انتن راست کرده بودیا پسره خندید گفت اون چیزی که تو داری انتن راست کنه گفتچی؟کونمو میگی؟اره خوشت اومده؟اره پس برو تو یه جاده خلوت گفت واسه چی؟گفت برو پسره رفت تو یه فرعی تاریک تاریک بودو خلوت گفت همینجا وایستا گفت پیاده شو پسره جا خورده بود فکر کرد دزدیم سحر دکمه مانتوشو باز کرد دکمه شلوارشم باز کرد زیپشو کشید پایین شلوارشو تا رو زانوش داد پایین بعد اومد رو صندلی حالت سجده گرفت کونشو گرفت طرف در به پسره گفت درو باز کن اینقد تاریک بود که پسره نمیدید بعد سحر دست کرد لامپ ماشینو رو شن کرد پسره جا خورد یه کون ناز جلوش دید سحر گفت بیا حالا هر کار دوست داری بکن ولی اول باید بخوریش پسره شروع کرد لیس زدن مممممممم لیییییییییییییس تو اون تاریکی و ساکتی صداها خیلی بلند به نظر میرسید سحر گفت کونمو بخور مگه عاشقش نیست زبونتو بکن تو کونم منم که داغ شده بودم شلوارمو کشیدم پایین تکیه دادم به اون یکی در سحر کسمو لیس میزد جووووووووون حالا اون کیرتو بکن تو کونم پسره یه تف انداخت رو کون سحر کیرشو اروم کرد تو کون سحر

قسمت بیست وپنجمشروع کرد به تلمبه زدن اه اه جوووووووون چه کونی داری سحر که داغ شده بود کس منو گاز میگرفت وای بکن تا ته کیرتو بکن تو کونم جووووووووون مممممممممم پسره گفت دارم میام کجا بریزم؟بریز تو کونم همشو خالی کن همونجا پسره ابشو خالی کرد سحر با دستمال کاغذی کونشو تمییز کرد گفت چقد زود ابت اومد؟پسره گفت همچین کونی نکرده بودم تا حالا میخاین یه چند دقیقه دیگه باز بکنم سحر گفت نه باشه یه وقت دیگه شلوارشو پاش کرد پسره ما رسوند به ماشین سحر شمارشو دادو خدافظی کرد رفت تو ماشین گفتم سحر دیونه ایاااااا این چه جور حال کردن بود گفت خوب بود پسره خیلی خوشکل بود کیرشم خوب بود خودتو اماده کن واسه یه سکس توپ زذ زیر خنده اینم یه کیر دیگه نمیدونم پسره بازم با سحر سکس داشت یا نه ولی من خبر ندارم یه یک ساعتی همینجور من و ساناز لخت رو تخت خوابیده بودیم و حرف میزدیم البته چون این قسمت از حرفامو سکسی نبود و دیگه نمینویسم چون اینجا بخش داستانهای سکسی هست نه حرفای معمولی بله صدای زنگ موبایل ساناز به صدا در اومد سپیده بود گفت من پشت درم درو باز کن ساناز درو باز کرد سپیده اومد تو سانازو که دید لخته گفت خسته نباشید بد نگذره ساناز خانم چشم سحرو دور دیدی با شوهرش ریختین رو هم ساناز گفت تا کور شود هرانکه نتوانت دید من از اتاق اومد بیرون با کیر اویزون سپیده گفت سلام جوابشو دادم گفتم خوش اومدی عزیزم گفت مرسی نگاه به کیر من کرد گفت مزاحم که نیستم گفتم نه منتظرت بودیم منتظر من؟اره بیان تو اتاق خواب رفتم رو تخت نشستم سپیده دختر خوشکلی بود یه جورایی خوشکل تر از ساناز مانتوشو در اورد یه شلوار جین با یه تاب تنش بود اومد نشست رو تخت سانازم اومد خوابید رو تخت سرشو گذاشت رو پا من و گفت اقا مهدی قضیه سحرو میدونه میخاد بیاد تو جمع ما اما میخاد بیشتر ازم بدونه از سکسامون مخصوصا سکسای سحر سپیده گفت میدونم سحر الان چند روزه خونه مادرشه ولی چیزی نگفت که شما هم میخاین بیاین تو جمع ما گفتم خودش هنوز خبر نداره شما هم چیزی بهش نگین میخام خودم سورپرایزش کنم تقریبا از سکساتون باخبرم سپیده گفت در مورد من میدونید؟گفتم یه چیزایی میدونم مثلا میذونم با پسر خالت مصلحتی ازدواج کردی میذونم با برادر شوهرات سکس داری از سکس پارتیات میدونم وچیزای دیگه خندید گفت باریکلا ساناز خانم گفتم حالا شما هم لباستو در بیار بیا تو بغل من سپیده لباسشو در اورد چه بدن خوشکلی داره او مد این سمت من خوابید سرشو گذاشت رو بازوهم اونطرفم ساناز خوابیده بود دوتا دختر خوشکل لخت تو بغلم بودن به سپیده گفتم چرا شوهر تو تو جمع بچه ها نیست گفت اون نمیدونه اگه هم بفهمه قبول نمیکنه منم اصراری ندارم چون میخام ازش جدا شم قرارمون هم از اول همین بود یه مدت باشیم بعد از هم جدا بشیم اون فقط میگه میتونم با داداشاش سکس کنم نه با هیچ کس دیگه چون این سه تا بردار بامن سکس داشتن هر سه تاشونم میدونن که من بهشون دادم الانشم بعضی وقتا میان خونمون جلو شوهرم میکننم ولی جلو اون فقط با دادشاش سکس دارم ولی اون جلو من با هرکی بخاد سکس میکنه در حالی که دستشو میکشید رو سینم ازش پرسیدم شوهرت با سحرم سکس داشته؟گفت اره زنتو مگه میتونه از کیر بگذره مگه قضیه عرسیمونو ندارین گفتم چرا شیرین واسم تعریف کرده گفت اره اونی که تو عروسی کردتش ارش برادر شوهرم بود همیشه احوالشو ازم میپرسم اصرار داشت یه برنامه بزارم یه دفعه دیگه بکنتش اون شب تو عروسی اینقد کونشو مالید به کیر شوهرم که تا صبح به یاد کون سحر منو گایید میگفت این دوستت عجب تیکه نابیه گفتمش هوووووی اون شوهر داره گفت داشته باشه وقتی کونش میخاره باید خاروند واسش این حرفارو که داشت میزد کیر من قد بلند کرد ساناز گفت اخی نازیییییی بیدار شدی خوشکله؟ سپیده با ناخنش میکشید به نوک ممه من من سینه هام خیلی حساسه همینو به سپیده گفتم گفت اره ه ه ه ه ه؟زبونشو مالوند به نوک ممم منم دستمو گذاشتم رو ممش مالیدم ساناز سرشو برد طرف کیرمن کرد تو دهنش منم با این دستم کون سانازو میمالیدم سر سپیدرو دادم بالا ازش لب گرفتم بهش گفتم پاشو کونتو بزار رو دهنم اونم کونشو گذاشت رو دهنم کسش اومد رو دهنم سپیده هم خم شد سمت کیرم یه خورده اون میخورد یه خرده ساناز منم زبونمو میکشیدم به کس سحر ممممممم چه خوشمزست خوردن کس خیس یه حالی واسه خودش داره تا نخوری ندانی کسش درست رو دهنم کیپ شده بود وقتی زبونمو میدادم بیرون صاف میرفت تو کسش هر بار که زبونم میرفت تو کسش اونم یه اه بلند میکشید دست گرفتم زیرکونش بلند کردم انگشتمو کردم تو کس خیسش چند دفعه دروتو کردم امگشتم خیس شد دراوردم کردم تو کون ساناز باز زبون کردم تو کسش سپیده داشت کیرمو میخورد سانازم تخمامو کرده بود تو دهنش میخورد بلندش کردم سجده زد رو تخت رفتم پشتش سانازم رفت جلوش پاشو بازکرد سپیده واسش لیس بزنه کیرمو از پشت گذاشتم تو کسش شروع کردم تلمبه زدن جججججون چه کس داغی تند تند تلمبه میزدم شوهرت زن منو میکنه منم زنشو میگام اره بکن زنت دیشب باسه نفر سکس داشت بدجور گاییدنش تو هم جبران کن منو بگا ادامه دارد…..

قسمت بیست و ششمافتادم روش تند تند تلمبه میزدم صدای اه و وای جفتشون بلند شده بود ساناز گفت ابت نریزیا منم میخام گفتم به تو هم میدم عزیزم انگشت شستمو تفی کردم کردم تو کون سپیده از کس با کیر میکردمش از کون با انگشت که سپیده لرزش افتاد رو بدنش ارضا شد کیرمو دراوردم سپیده خوابید رو تخت ساناز اومد روش کونشو قمبل کرد کیرمو فرو کردم تو کون ساناز باز شرو ع کردم به تلمبه زدن اه اه واییییییی جوووووووووون داره ابم میاد کیرمو از تو کون ساناز کشیدم بیرون کردم تو دهنش سپیده هم نشست تخمامو میمالید اییییییی دارم میام اب پاشید تو صورت ساناز سپیده کیرمو گرفت کرد تو دهنش ابمو تا اخرین قطرش خورد منم شل شدم سه تایی افتادیم کنار هم روی تخت گفتم مرسی که اومدی اونم گفت خودم میخاستم بیام گفتم منظورت چی بود گفتی سحر باسه نفر سکس داشته سپیده گفت دیروز سحر بهم زنگ زد گفت کیه خونتون گفتم با شوهرم تنهام سحر گفت شوهرت کس نمیخاد بکنه؟گفتم نمیدونم ولی تو رو چرا میکنه از شب عروسی تو کفته گفت بیام اونجا بدجور تو کفم گفتم بیا خدافظی کرد به شوهرم گفتم یکی از ذوستام داره میاد اینجا گفت کی؟گفتم سحر گفت دروغ میگی؟گفت دروغم چیه گفت جاااااااان چه کونی بکنم امشب گفت من میرم مشروب بگیرمو یه خرده خرت و پرت گفتم زنگ بزنم ارشم بیاد گفت اره بگو بیاد کیارشم بیاره حیفه همچین کسی نکنن زنگ زدم به ارش گفتم یه سورپرایز واست دارم گفت چیه؟گفتم از عروسی من چه خاطره خوبی داری؟گفت سححححححر؟گفتم اره امشب میاد اینجا با کیارش بیاین اینجا گفت باشه چیزی نمیخای بگیرم بیام؟گفتم نه همه چی هست شب برادر شوهرام زودتر اومده بودن شب سحر اومد وقتی اومد تو تعجب کرد سلام کردباهاشون دست داد شوهرم گفت خوش اومدین رفتیم تو اتاق لباسامون عوض کنیم سحر گفت اینا اینجا چیکار میکنن؟گفتم به خاطر تو اومدن امشب نوونت تو رو غنه گفت اخ جوووووووون یه دامن بده به من شلوارشو دراورد بدون شرت بود دامنو دادمش پاش کرد یه دامن تا سر زانوهاش رفتیم تو هال پیش بچه ها ارش گفت چه خبرا سحر خانم کم پیدایی سحر گفت هستیم همینورا شوهرم مشروب و اورد نشستیم مشروب خوردیم بعد که مست شدیم یه اهنگ گذاشتم بچه ها گفتن سحر باید برقصه سحرم پاشد رقصیدن بعد شوهر من پاشد به سحر برقصه باهم شروع کردن رقصیدن شوهرم گفت یادته شب عروسی؟سحرم گفت اره شوهرم از برادراش بزگتره واسه همین بهش احترام میزاشتن بعد سحر عین عروسی رقصید کونشو میمالید به شوهرم کیر شوهرم از تو شلوار زد بالا با دستش کون سحرو میمالید گفت معلومه شرت پات نیست اون شبم شرت پات نبود درسته؟منم گفتم هیچوقت شرت پا نمیکنه مگه اینکه پریود باشه ارش پاشد اونم رفت به بهانه رقصیدن کون سحرو لمس کنه کیارشم بلند شد سه تایی شروع کردن همراه با رقص سحرو مالوندن ارش گفت من این کونو کردم ولی او نشب نتونستم ببینم دامن سحرو داد بالا جوووووووون چه کونی کیارش چشاش داشت میزد بیرون ندیده بود همچیم کون بزرگو صافیوارش دامنشو کشید پایین حالا سحر یه تاب تنش بود با کون لخت همینجور واسه خودش میرقصید با رقص تاپشم در اورد حالا لخت لخت میرقصید برادرا هم لباساشونو دراوردن اوناهم لخت شدن همه کیرا سیخ شده بودن کیر کیارش خیلی بزرگه یه ۲۲سانتی میشه سحر همینجور مست داشت میرقصید حواسش به ارش و کیارشو شوهرم نبود شوهرم رفت از جلو بغلش کرد با دستاش تپلای کون سحرو چنگ مینداخت ارش نشست از پشت کونشو لیس میزد کارش اومد خودش چسبوند به سحر کیرش که به سحر خورد برگشت نگاه کرد گفت این چیه دیگهههههههه؟چه کیر بزرگی داری توکیارش گفت قابل شمارو نداره سحرو خوابوندن رو زمین شروع کردن لیس زدن بدن سحر بالا تا پایینشو لیس میزدن اونم میفت لیس بزنیین گربه های من همه جامو لیس بزنی من رو کاناپه خوابیده بودم دستمو کردم تو شرتم کسو میمالیدم وقتی زبونارو میدیدم رو بدن سحر میچرخید کسم اب انداخته بود این سه نفر باهم منم کردن ولی دیدنش یه لذت دیگه داشت سحر هی میگفت بخورید کسمو کونمو سینه هامو جرم بدین ببینم سه تایی جربزه دارین من و ارضا کنین شوهرم به پشت خوابید گفت بشین رو کیرم جنده سحرم گفت جنده زنته که داره کسشو میماله و خندید اومد نشست رو کیر شوهرم با پایین رفتن گفت جوووون خم شد رو شوهرم ارش کیرشو چرب کرد فرستاد تو کون سحر خیلی صحنه جالبی بود عین فیلمای سوپر انگشتمو کردم تو کسم کیارش اومد جلو سحر نشست کیرشو برد جلو دهنش گفت بخور سحر شروع کرد لیس زدن کیارش ذست کرد موهای سحرو کشید به طرف کیرش که زورکی بکنه تو دهنش کیرشو تا ته کرد تو دهن سحر که سحر نزدیک بود بالا بیاره ولی کیرو میخورد از اینور کس و کونش داشت گاییده میشد از اونور داشت خفه میشد اشک داشت تو چشاش میومد بیرون اما کم نیاورد تا اینکه سحرو بلند کردن شوهرو ارش نشستن رو مبل به سحر گفتن بخور اونم یه خرده کیر شوهرمو میخورد یه خورده کیرارشو کیارش کیرشو گذاشت تو کس سحر اروم کیرشو کرد تو کس سحر اخخخخخخخ دردش گرفته بود کیارش نمیتونست بیشتر از نصف کیرشو بکنه تو کس سحر چون کیری که بزرگ باشه سر کیر میخوره به دهنه رحیم زن که هم مرد دردش میگیره هم زن قابل توجه کسانی که دوست دارن کیر بزگ داشته باشن دیگه سحر داشت اه اه میکرد کیارش ابش اومد همشو خالی کرد رو کون سحر شوهرم رفت پشتش کیرو کرد تو کون سحر شروع کرد تلمبه زدن گفت میدونی من چند وقته تو کف این کونم بکن عزیزم کونمو جر بده جوووووووون ارش دادش رفت رو هوا همونجا که سحر داشت ساک میزد ابش اومد اونم خالی کرد تو دهن سحر با دیدن این صحنه شوهرمم داداش رفت هوا اونم همه ابشو خالی کرد تو کون سحر منم یه جورایی ارضا شدم اما نه به خوبی سحر بعد شروع کرد به لب گرفتن از سحرادامه دارد……

قسمت بیست و هفتماز سپیده پرسیدم دیگه سکسی با سحر داشتی؟گفت سکس بوده ولی میدونید شما براتون گفتن اصلا یه کار دیگه بکنید یه دفترچه خاطرات داره سحر که دست شیرینه تو اون خاطرات سکسیوشو نوشته ازش بگیر بخون گفتم من نمیدونستم زنگ زدم به شیرن که شیرین گفت اره من دارمش هروقت خاستی بهت میدم گفتم باشه پس خبرت میکنم میام میگیرم ازت ازسپیده پرسیدم با زن دکتر امیری نسبتی داری گفت اره دخترعمومه چطور؟گفتم چه جور ادمیه گفت از اون پیف پیفیای از خود راضیه فیل تو کونش نمیره خیلی خودشو تو فامیل میگیره انگار از کون فیل بیرون اومده خوشم نمیاد ازش دختره افاده ای حالا چیکارش داری؟هیچی میخام بکنمش و خندیدم گفت چیییییییییییییییی؟دیونه شدی اون اهلش نیست بعدشم چطوری میخای بکنیش؟گفتم فامیلت مگه نیست؟چرا هست ولی من چند ماهی میشه بهش زنگ نزدم و ندیدمش قبلا باهم خوب بودیم همیشه تو مهمونیا بود ولی در مورد سکس و اینا اهلش نیست گفتم این که اکثرا دخترا میگن اهلش نیستن ولی یه بارم که شده کس یا کون دادن مگه اینکه از اون املاش باشه سپیده گفت امل که خیلیه با اینکه خوشکلهو به خودش خیلی میرسه ولی مثل ما ها شهوتی نیست به خاطر همینم شوهرش با دخترای دیگست گفتم اونش با من سپیده گفت حالا چرا با اون خودمون میسازیمت جیییییییگرگفتم اون که اره هروقت راست کنم اول شماها ولی چون اون شوهرش زن منو کرده منم میخام زنشو بکنم گفت واسه همین منو کردی؟گفتم تو که بعد از این که کردم قضیه دیشبو تعریف کردی ولی اگه برادر شوهرت زن داشت اونم میکردم اگه گی بودم خودشو فعلا میکردم تا زن بگیره ههههههه خب حالا فعلا نوبت زن اقای دکتره بهش زنگ بزن دعوتش کن جشن تولدجشن تولد کیییییییی؟گفتم بگو جشن تولد سانازه گفت نمیشه به خاطر ساناز من باهاش سنگینم نمیاد اره راست میگی گفتم بگو جشن تولد شیرینه فقط هم خانما هستن گفت خب بعدش؟گفتم مشروب میخوره گفت اره واسه این که کم نیاره میخوره گفتم خوبه گفت چیکار میخای بکنی شر میشه واسمون گفتم نترس زورکی که نمیخام بکنمش اگه داد میکنمش من با شیرین هماهنگ میکنم وقتی مست شدین بهم اس ام اس بده که من بیام وقتی من اومدم میگه دوست پسرمه اومده کادومو بده و بره بعد من میام تو یه خورده مشروب میخورمو بعد یه کادو در میارم اینجا با شیرین هماهنگ میکنم تو اون لحظه خوشحال میشه از من لب میگیره دیگه چون داغیم ادامه میدیم شما ها هم با هر حرکت من جیغ بکشین که یعنی ادامه بدم تا کم کم لخت میشیم جلو دختر عموت که اونم کسش راست بشه کم کم میاریمش تو گود سپیده گفت عجب کلکی هستین زنو شوهر استاد نقشه کشیدنیت صبر کن الان زنگ میزنم بهش زنگ زد سلام فریبا خوبی سلام خانم خانما چه عجب یادی ازمن کردی عمو خوبن شوهرت خوبه؟اره خوبن مرسی تو خوبی؟مرسی زنگ زدم دعوت کنم کجا؟جشن تولد بچه ها جشن تولد کی؟یکی از دوستام شیرینه نمیشناسیش؟مجرده؟اره یه رقاص خوب میخاستن منم گفتم دختر عموم حرف نداره هم خوشکله هم رقصش خوبه خندید گفت زنونه است که دیگه؟اره بابا خودامونیم چند نفر بیشتر نیستیم حالا کی هست فردا بعداظهر خوشکل میکنیو میای خیلی از تعریف کردم میخام روشونو کم کنم باشه ادرس بده خودم میام بهش اشاره کردم ادرس اینجارو بده سپیده ادرس اینجارو دادو خدافظی کرد وایییییییی مردشور بکنتش خودمو کوچیک کردم زود باش کادوی منو بده گفتم چی میخای عزیزم کیرتوووووو بیا مال خودت یه سکس دیگه با سپیده کردم چون سکس با سپیده تکراری بود دیگه جزئیاتشو نمیگم شب زنگ زدم به شیرین قضیرو واسش تعریف کردم اونم قبول کرد گفت کادوش خوب باشه ها گفتم چشم عزیزم به مریمم زنگ زدم دعوتش کردم خلاصه یه شیشه ویسکی گرفتمو یه کیک تولدتو یه خورده از این جنگولک بازیها مجلسو اماده کردیم واسه فریبا خانم خونرو سپردم به شیرینو گفتم خوب مستش میکنی بعد بهم اس ام اس بده من بیام چشم مهدی جون زدم از خونه بیرون شب طرفای ۹ شب بود شیرین اس ام اس داد که بیا سریع حرکت کردم طرف خونه یه انگشتر بدلی هم از قبل گرفته بودم کادو کردم و یه دسته گل رفتم خونه زنگ زدم شیرین گفت بیا تو رفتم داخل وارد هال که شدم چی میدیدم۵تا جنازه رو مبل افتاده بودن نگا کردم فریبارو دیدم عجب تیکه بود لامسب این کس کردن داشت یه تاپ زرشکی تنش بود موهاشو پرکلاغی کرده بود وای که جیگری بود هرچی بگم کم گفتم یه چادر کشیده بود رو پاش که بعدا فهمیدم مینیجوب پاشه واسه این که من نبینم کشیده بود رو پاش اونای دیگه راحت بودن رفتم جلو شیرین معرفی کرد دوست پسرم اقا مهدی ایناهم سپیده ساناز مریم و فریبا خانم باهاش دست دادم گفتم از زیارتتون خوشبختم خانم زیبا لبخندی زد یه خرده دستشو فشردم نتونست رو پاوایسته شل شد رو مبل رفتم تو اشپزخونه شیرینو صدا کردم واسه خودم ویسکی ریختم گفتم چه خبره چقدر خوردین؟تو که گفتی خوب مستش کن دیگه ببین رو پاش بند نیست خوبه برو پیش مهمونات منم بزنمو بیام چنتا پیک زدم و رفتم تو هال منم نشستم رو مبل گفتم کادوهاتو باز کردی عزیزم گفت اره این واسه سانازه این واسه سپیدشت اینم واسه مریم اینم مال فریبا جون گفتم دستتون درد نکنه خانم زیبا گفت مرسی گفتم ماشالا زیباییتون حرف نداره من اگه دست دختر نداشتم وایم سعادتی بود در خدمتتون باشم شیرین گفت تو غلط کردی پروووووو تو فقط مال منی اومد رو زانوهم نشست و بغلم کرد فریبا جون شوهر دارن عزیزم گفتم واقعا خوشا به حال شوهرتون چنین نگینی زنشونه معلوم بود خوشش میاد ازش تعریف کنم اونم از من خوشش اومده بود گفت مرسی گفتم من با اجازتون برم دستشویی رفتم پشت در قائم شدم شیرین گفت ببخشید بچه ها الان میره شما ها که دیده بودینش فریبا جون نظرت چیه در مورد دوست پسرم؟گفت خوبه خوشکلو خوشتیپه به پای هم پیرشین و خندید منم فهمیدم که ازم خوشش اومده یعنی از دستشویی اومدم بیرون اومدم نشستم رو مبل شیرین باز اومد نشست رو پامادامه دارد….

قسمت بیست وهشتم گفتم خوب حالا نوبت کادوی منه دخترا جیغ کشیدنو دست زدن کادورو دادم به شیرین گفتم تولدت مبارک عزیزم کادورو باز کرد انگشترو دید وایییییییییییی مههههههههههههدی مرسی عزیزم چقدر خوشکله ساناز گفت خیلی خوشکله خدا شانس بده گفتم عزیزم لبمو بده شیرین لباشو گذاشت رو لبای من دخترا گفتن هووووووووووو چند دقیقه لبامون روهم بود زبون همو میخوردیم فریبا داشت نگامون میکردو لبخند میزد دست کردم دامن شیرینو دادم بالا باز دخترا گفتن هووووووو هووووووو دست زدن رونای شیرینو مالوندم و لب میگرفتم من دراز کشیدم شیرینم افتاد رومو لب میگرفت زیر چشمی نگام به فریبا بود که مات ما شده بود دامن شیرینو از پشت دادم بالا یه شرت سفید پاش بود دستمو انداختم رو کونشو مالوندم باز دخترا جیغ کشیدن شیرین همینجر زبونمو میخورد دستمو کردم تو شرت دادمش پایین باز دخترا جیغ کشیدنو دست زدن فریبا فقط زل زده بود نگا میکرد شرتشو کامل دادم پایین دستمو از زیر گذاشتم رو کسش میمالیدم شیرین یه اه بلند کشید دخترا هوهو یالا یالا و دست میزدن نگا کرد دیدم یه خورده چادر از روی پاهای فریبا رفته کنار پاهای سفیدشو که دیدم داغتر شدم لباس شیرینو دراوردم دختر جیغ کشیدن اومدن وایستادن بالای سرمون مریم سوتین سیرینو باز کردو هووووووووو پرت کرد اونور فریبا هیچی نمیگفت ولی برق شهوت تو چشاش میزد شیرین سنشو گذاشت تو دهنم با هر حرکتی دخترا تشویق میکردنو جیغ میزدن شیرین بلند شد از رو من زیپ شلوارمو کشید پایین دست کرد تو شرتم گفت با شماره ۳ درش میارم همه با هم ۱۱۱۱۱۱۱۱ ۲۲۲۲۲۲ ۳۳۳۳۳۳ کیرمو اورد بیرون هووووووووووووووووو هو هو فریبا روشو کرده بود اونور یه جورایی اخم کرده بود شیرین شرو ع کرد به خوردن کیرم مممممممممم لییییییییییییس من نگام فقط به فریبا بود گاهی یه بار نگام میکرد منم خیره میشدم تو چشاش میگفتم اه اه باز نگاشو بر میگردون هرکدوم از دخترا یه چیزمو در میاورد یکی لباسمو یکی شرتمو یکی شلوارمو ۴تایی نشسته بودن دورم به نوبت کیرمو میخوردن اشاره کردم به سپیده اونم گفت فریبا بیا جلو تو هم فیض ببر خوشمزست گفت نه مرسی من میخام برم گفتم کجا بانوی زیبا؟جواب نداد پاشدم اونم چادرو گرفت پاشد که بره گرفتمش تو بغل گفتم کجا خوشکله گفت ولم کن میخام برم گفتم مگه میشه بمونید باهم میرم گفت نه شما مشغول باشین دستشو گذاشته بود رو دستم که ولش کنم منم محکم بغلش کرده بودم با یه دستش چادرو گرفته بود اون دستشو گرفتم زدم به کیرم گفتم بگیرش نگرفت گفت خواهش میکنم بزارید برم من شوهر دارم گفتم خب مریم جونو سپیده جونم شوهر دارن گفت سپیده همیشه اینجوری بوده پسراس فامیل اکثرا باهاش حال کردن اون جندست گفتم پسرای فامیل باهاش حال کردن شوهر تو هم کردتش گفت خفه شو درغگو گفتم نه تنها اونو سانازو مریمو شیرینو حتی زن منم کرده گفت دروغ میگی دخترا گفتن نه واقعیته اشک از چشماش اومد پایین گفتم گریه نکن عزیزم خب با شوهرت سرد بودی اونم با کسای دیگه حال میکرده بهش حق بده گفت باشه حق میدم بزار برم گفتم کجا شوهرت زن منو کرده منم زنشو میکنم گفت زنت جندست به من چه گفتم خب تو هم جند بشو امروز من باید تلافی کنم دستمو انداختم رو کونش یه خرده مالیدم گفتم جووووووون چه کون نرمی داری عین کون زن من که دکتر ازش فیض برده تقلا میکرد دستامو بکنه بره دخترا گفتم بیان جلو دستاشو بگیرین اومدن دستشا گرفتن جیغ میزدو گریه میکرد سپیده گفت اقا مهدی ولش کنید گفتم میره ابرتو میبره اینجوری جرات نمیکنه تو هم دستش اتو داری چادرشو کشیدم اوووووووووف چه لنگو رونایی داشت سفیدو یک دست گفتم حیف نیست از اینا استفاده نمیکنی؟خواهش میکنم به من دست نزنید من شوهر دارم گفتم گریه نکن زن منم شوهر داشت مینی جوبشو کشیدم پایین جیغ کشید میخاست در بره بچه ها نزاشتن یه شرت قرمز پاش بود دیدم خیس کرده گفتم تو که خیس کردی چرا لوس بازی در میاری گفت جیش کردم گفتم غلط کردی لزجه شرتت دستمو کسیدم به شرتش چه کس تپلی داشت انداختمش رو مبل نشستم رو ش لباسشو نمیزاشت در بیارم پارش کردم سوتینشم جر دادم افتادم به جون ممه هاش دخترا دستاشو گرفتن یه خورده که خوردم ارومتر شده بود فقط گریه میکرد به مریم گفتم شرتشو در بیاردستمو گذاشتم رو کسش انگشتمو کردم تو کسش درو تو میکردم دخترا هم سینه هاشو میخوردن دیگه رام شده بود رفتم پاهاشو دادم بالا سرمو گذاشتم رو کسش شرو ع کردم به خوردن فریبا داشت خال میکرد اما چیزی نمیگفت کیرمو گذاشتم رو سواراخ کسش فرو کردم تو یه اه کوچولو کشید شروع کردم تلمبه زدن اه اه دخترا همینجور نشسته بودن نیگاه میکردن که جوری رام شد من تند تند تلمبه میزدم اونم اه اهش بلند شو گفتم دوست داری گفت اره بکن گفتم دیدی خیس کرده بودی گفت اره صحنه شمارو که دیدم خوشم اومد بکن منم تند تر کرد تلمبه هامو دست گذاشتم رو ممه هاش میمالیدمو تلمبه میزدم اونم داشت حال میکرد یه لرزه افتاد تو بدنش ارضا شده بود منم ابم داشت میومد حال میده کس زورکی بکنی که بعدش اونم حال کنه گفتم ابم داره میاد کجا بریزم گفت بریز بیرون کشیدم کیرمو بیرون ابمو خالی کردم رو شکمش بعد یه لب ازش گرفتم که اونم همچین یه کوچولو بوسید بلند شد لباساشو پوشیدو از خونه زد بیرون سپیده گفت نهره کار دستمون بده گفتم نه جرات نمیکنه پای خودشم گیره بعدشم داشت اخر کار حال میکرد مریم گفت اره بابا ولی خدا به داد دکتر برسه و خندید دخترا گفتن پس ما چی مهدی گفتم بزارید استراحت کنم چشم بعد نیم ساعت یه سکسم با اون ۴تا کردم موقع رفتن به شیرین گفتم اون دفترو بده گفت مهدی من همه چیو به سحر گفتم گفتم چی گفتییییییییی؟همه این اتفاقاتو گفتم تو از سکساش خبر داری مهدی هم قرار شده بیاد تو جمعمون فقط چند روز بهش فرصت بده خیلی خوشحال شد اجازه گرفتم دفترشو بدم قبول کرد گفتم چرا گفتی میخاستم خودم بهش بگم باشه اگه زنگ زده بگو بهش دادم چیز دیگه ای نگو خدافظی کردمو رفتمادامه دارد…..

قسمت بیست و نهمسریع رفتم خونه تا دفتر خاطرات سحرو بخونم از اینجا به بعد خاطرات سحرو میزارم البته چنتا از خاطراتش و من تعریف کردم براتون اونایی رو میگم که واستون نگفتم برگ اولش اینجوری شروع شده بودنمیدونم چرا همیشه بدنم داغه همیشه کسم خیسه دوست دارم سکس داشته باشم اما مهدی الان سر کاره تا ظهر بیاد کلی طول میکشه واسه همین دستم نا خوداگاه رفت تو شرتم کسمو مالیدم یاد بچگیام افتادم اون بازیها که با پسرا میکردیم یادش بخیر خاله بازی سکسک امپول زنی من همیشه دوست داشتم امپول بازی کنیم پسرخالم میشد دکتر منم مریض میرفتیم یه جا که کسی نبینتمون من میخوابیدم اونم شلوارمو میکشید پایین با دستش فشار میداد رو کونم امپولم میزد خیلی حس خوبی بود بعدشم شلوار همو میدادیم پایین من با دودلش بازی میکردم اونم میخوابید روم خب اون موقعها همیناش لذت بخش بود برام خیلی دوست دارم الان پسرخالم اینجا بود دودلشو که الان شده کیر میدیدم اه ه ه این کیر چیه که من اینقد دوست دارم با اینکه مهدی اینقد به من میرسه بازم کیر میخام مثل الان یادش بخیر بزرگتر که شدیم دیگه نمیتونستیم با پسرا بازی کنیم با خواهرم سوسن میرفتیم حموم باهم ور میرفتیم کسای همو میشستیم اون به اندازه من داغ نبود ولی هروقت ازش میخاستم میومد حموم یادمه یه بار خالم اینا خونمون بودن من اون موقع ۱۲ سالم بود علیرضا ۱۴ سالش بود ما دوتا باهم اخت بودیم جکای سکسی واسه هم تعریف میکردیم اون روز تو اتاق بودیم علیرضا گفت یادته دکتر بازی میکردیم من امپولت میزدم میای با هم بازی کنیم گفتم باشه گفت خب بخواب کجات درد میکنه خانم؟دلم اقای دکتر بزار ببینم لباسمو داد بالا دست میکشید رو دلم میگفت اینجا ؟نه اقای دکتر پایین ترمیرفت پایین تر میگفت اینجا؟گفتم نه پایینترو خندیدم گفت اینجا که دلت نیست بزار شلوارتو بدم پایین شلوارمو کشید پایین گفت کجاشه؟دست گذاشتم رو کسم گفتم اینجا اقای دکترگفت پس شرتتم به پایین ببینم شرتمو دادم پایین علیرضا ماتش برده بود کسم با بچگیام فرق میکرد دستشو گذاشت رو کسم وای که چه حالی میداد گفت اینجا درد میکنه؟گفتم اره یه بوسش کن خوب بشه اونم خم شد کسمو بوسید چه لذتی داشت کاش امرزوم اینجا بود گفتم امپولتو اوردی؟گفت اره بچرخ بهت امپول بزنم گفتم کو ببینمش شلوارشو کشید پایین وای دودلش چقد بزرگ شده بود گفتم چقد امپولت بزرگ شده چرخیدم اونم گفت چقد کونت بزرگ شده دو تایی خندیدیم خوابید روم کیرش رفت لای کونم صدای نفساش در گوشم بود خودشو رو کونم تکون میداد کیرش لای کونم داشت بزرگ میشد نمیخاستم تموم بشه علیرضا با اینکه ابش نمیومد ولی بلد بود خودش میگفت فیلم سکسی دیده یه تف انداخت رو سوراخ کونم بعد خوابید روم سرکیرش رو سوراخ کونم لیز میخورد مالیده میشد به کسم گفتم چیکار میکنی؟گفت دارم میکنمت دوست نداری؟گفتم چرا دوست دارم یه دفعه سوسن اومد تو اتاق علیرضا حول شد سریع شلوارشو کشید بالا سوسنم رفت به مامانامون گفت اون روز خیلی کتک خوردم دیگه نتونستم با علیرضا حال کنم کاش زودتر ظهر میشد مهدی میومد بدجوری کسم میخاره شانس که ندارم باز میاد میگه حال ندارم کاش میشد رفت در پایین و زد به یکی از این دانشجوها میگفتم بیاد منو بکنه(خونه ما زیزمینش اجاره بود به دانشجو چنتا پسر شهرستانی بودن پنجرهاشون رو حیات خونه بود تابستونا همیشه پنجره باز بود اون پایین پیدا بود)نمیشه که من شوهر دارم وای چه فد بده فقط باید با شوهرت سکس داشته باشی نه با کسی دیگه چی میشد با هرکی دوست داشتی میتونستی سکس داشته باشی این چه رسمیه ما داریم اههههه پاشم برم ناهار درست کنمصفحه بعدالان ظهر روز یک شنبست منتظر مهدیم تا بیاد امروز یه کیر دیگه به جز کیر مهدی دیدم صبح تو حیاط نشسته بودم کون برهنمو گذاشته بودم رو سنگ پله تا کس و کونم خنک بشه تو حال وهوای خودم بودم یه دفعه دیدم صدای شرشر اب میاد از زیرزمین بود از حموم بود رفتم تو گاراژ دیدم پنجره حموم بازه رفتم جلوتر دیدم یکی از دانشجوهاست تو حموم نشستم بغل پنجره اروم سرمو بردم جلو پسره داشت سرشو میشست سرمو کردم جلوتر دیدم لخته وای کیرش اویزونه چه کیر بزرگه داشت دستمو بردم رو کسم شروع کردن به مالیدن یه جورایی جلق زدن با خودم فکر میکردم وای این کیر اگه تو کس من بود چی میشد همینجور به کیرش نگاه میکردمو انگشتمو میکردم تو کسم اگه پسره سرشو بالا میکرد میدیدم سرشو شست و دوش گرفت وزود رفت بیرون اه ه ه این مردا حموم کردنشون ۲دقیقه هم نمیشه اما خوشحال بودم که یه کیر جدید دیدم گفتم با خودم فردا صبح میام باز در پنجره دوباره رفتم نشستم رو پله چشامو بستمو کیر پسره اومد توذهنم با کسم ور رفتم تا ارضا شدم امروز مهدی از دستم راحتهادامه دارد……

قسمت سی امچند روز میشه که هر شب پسرخاله مهدی با زنش میان خونمون میاد زنشو میزاره و با مهدی میرن بیرون زنش از اون ادمای افاده ایه خیلی هم شوهرشو دوست داره همش میشینه میگه دیشب اینجوری کردم دیروز اونجوری کرد پریشب از عقب کرد گفتم از عقب درد نداری؟گفت نه اینقدر حالم میده مخصوصا وقتی پریود باشی نمیتونی از جلو بدی از عقب حال میکنی تو چی؟به مهدی از عقب نمیدی گفتم نه چند بار خاسته بکنه ولی دردم میاد گفت کیرش کلفته؟گفتم نه زیاد ولی یه خرده کلفته گفت اولش درد داره بعدش راه میوفتی محمد(پسرخاله مهدی) بیشتر از عقب میکنه این محمد خیلی پسر شوخیه زنش میگفت هرشب میگه بریم خونه مهدی فقط دوست داره بیاد اینجا وقتی هم واسه شام برمیگشتن خونه همش شوخی و مسخره بازی بود بیشتر هم با من شوخی میکرد سر میز شام میخاست یه چیزی به من بگه پاشو میزد به پای من یا همیشه سعی میکرد دور از چشم زنش خودشو بماله به من دیگه معلوم بود واسه چی هر شب میان خونه ما زنشم دیگه داشت کم کم بو میبرد دیگه اخلاقش با من مثل قبل نبود صبح محمد زنگ زد خونمون گفت دیشب با زنم دعوام شده اگه زنگ زد چیزی گفت ناراحت نشو گفتم چرا مگه چی شده؟گفت هیچی میگه تو به خاطر سحر هرشب میری اونجا همش داری نگاه به بدن سحر میکنی خوشت اومده از زن پسرخالت دیگه حق نداری پا بزاری اونجا و از این حرفا میام بعدا سر فرصت حرف میزنیم مهدی کجاست؟سرکارشه باشه پس فعلا خدافظ نیم ساعت بعدش زنگ خونه به صدا دراومد کیه؟منم محمد بفرمایید تو یه تاپ سفید تنم بود با یه شلوار پارچه ای تنگ که زیرش مشخص بود شرت پام نیست شالمو انداختم رو سرم اومد تو سلام کرد رفت نشست گفت مهدی سر کاره؟گفتم اره میخای بهش زنگ بزنم بیاد؟گفت نه میخام باخودت حرف بزنم یه خرده ناراحتم با زنم دعوام شده سرتو دیگه نمیتونم بیام اینجا فکر میکنه با تو ارتباطی دارم چه ارتباطی؟سکس میگه تو همش داری با سحر شوخی میکنی نگات به بدنشه شهوت از چشات میباره خندیدم گفتم از بس شیطونی میکنی اون بنده خدا هم فکر میکنه خبریه گفت حالا چیکار کنم دیگه نمیتونم بیام اینجا میتونم بعضی وقتا بهت سر بزنم؟واااااا به من؟به تپ تپ افتاد نه کلا بیام خونتون پسرخاله هم باشه اهان فکر کردم راستی راستی به خاطر من میای باز خندیدم اونم خندید گفت تو که بلهههههه گفت خوش به حال پسر خاله که زنی مثل تو داره؟گفتم چطور؟گفت خوشکلی گفتم زن تو هم خوشکله گفت هیکلت خیلی بهتر از اونه یه خرده از حرفاش خوشم اومد گفت پس بنده خدا درست میگفته چشات همش رو بدن من بوده زنا تیزن این چیزارو خوب میفهمن از حرفاش بویی شهوت میومد دوست داشتم این فضارو یاد کیر پسر دانشجو افتادم تو شلوار محمد حسش میکردم واسه اینکه ادامه پیدا کنه گفتم چی من از زنت سرتره بگو؟گفت قدت زیباییت هیکلت گفتم خب چشم زنت روشن میدونه الان اینجایی با من تنهایی گفت باشم مگه داریم باهم کاری میکنیم؟گفتم نه جون من حالا بیا یه کاری هم بکن جفتمون خندیدیم نمیخاستم کار به جاهای بازیک بکشه فقط دوست داشتم به خاطر من راست کنه شالم از سرم لیز خورد اومد پایین دیگه نداختمش رو سرم تکیه دادم به مبل دستامو باز کردم رو مبل خط سینم مشخص بود پاهامو باز کردم خط کسم از زیر شلوار معلوم بود محمد داشت میمرد نمیدونست چیکار کنه دهنش خشک شده بود گفت میشه یه نوشیدنی واسم بیاری گفتم الا واست چایی میارم پاشدم از عمد حرکت کون واسش اومدم رفتم تو اشپزخونه رفتم سر سینگ ظزفشویی داشتم استکان میشستم که یک دفعه دیدم پشت سرمه اومد پشتم گفت کمک میخای؟مرسی الان واست میارم سرشو اورد دم گوشم گفت تعارف میکنی بزار کمکت کنم نفسای داغش به صورتم میخورد خودشو چسبوند بهم استکان از دستم افتاد تو سینگ گفتم چیکار میکنی؟گفت سحر دوست دارم از پشت بغلم کرد گفتم چیکار میکنی دیوووووونه؟یعنی چی دوست دارم؟گفت دست خودم نیست کاریت ندارم بزار یه خرده بهت بچسبم خودمم خوشم اومده بود در حالی که چسبیده بود بهم گفت دیشب تو سکس با زنم ناخوداگاه اسم تورو اوردم واسه همین دعوامون شد هر شب خواب تورو میبینم که باهات سکس دارم اگه یه روز نمیدیدمت دیوونه میشدم بلند شدن کیرشو رو کونم حس میکردم یه کیر دیگه به جز کیر شوهرم گفتم بسه الان مهدی میاد گفت بزار یه خرده همینجور بهت بچسبم گفتم نمیشه که من شوهر دارم گفت میدونم فقط یه کم دستشو گذاشت رو سینه هام میمالوند دیگه دست خودم نبود خودمو در اختیارش گذاشته بودم چون خودمم کسم میخارید خیلی وقت بود هوس یه کیر جدید داشتم وقتی کیرشو میمالید به کونم وقتی سینمو میمالید لذت میبرد در گوشم نفس نفس میزد منم به نفس نفس افتاده بودم دستامو گذاشته بودم رو سینگ منتظر حرکات بعدی محمد بودم گفت من میدونم هیچوقت شرت و سوتین نداری گفتم از کجا گفت همیشه نوک ممه هات از زیر لباست پیدا بود از زیر شلوارتم خط شرت نداشتی مخصوصا امروز که این شلوارم پا کردی اومد پایین سرشو گذاشت رو کونم از رو شلوار زبون میکشید به کونم خیسی زبونشو حس میکردم گفت یکی از چیزات که از زن من سرتره این کون خوشکلته خندیدم دست کرد دو طرف شلوارم که بکشه پایین نزاشتم گفتم چیکار میکنی؟ باز بلند شد چسبید بهم سینه هامو گرفت تو دستش مالید گفتم بسه دیگه زبونشو میمالید به گردنم گوشمو میمکید تند تند میمالید ایییی بسه دیگه ولم کن دستشو کرد از جلو لای پام کسمو از رو شلوار میمالید دیگه کامل در اختیارش بودم ولی هی میگفتم بسه ولم کن کمربند شلوارشو با یه دست باز کرد شلوارش اومد پایین شرتشم کشید

پایین کیر لختش گذاشت رو کونم خیسی کیرش شلوارمو خیس کرد باز چسبید بهم دستشو از زیر کرد تو تابم سینمو گرفت نو کشو میمالید زبون میکشی به گوشم دیگه هیچی نمیگفتم فقط اه اه میکردم تو یه حرکت تابو از تنم دراورد چرخوندم سینمو کرد تو دهنش تند تند میخورد از این وحشی بازیش خوشم اومد نگاکردم کیرشو ببینم یه کیر دراز اما کلفتیش از مهدی کمتر بود دستشو به زور کرد تو شلوارم کسمو که لمس کرد یه اه ه ه ه ه ه بلند کشیدم گفت جووووووووون کست که خیسه خوشکل دستمو گرفت گذاشت رو کیرش منم گرفتم اروم ارو میمالیدم که یکدفعه شلوارمو کشید پایین جووووووووون چه کسی باز چرخوندم دستامو گذاشتم رو سینگ سرشو برد لای کونم تند تند زبون میکشید به همه جای کونم مثل کون ندیده ها لیس میزد اه اه من کیر میخام کیرتو بکن تو کسم اوووووووف بسه دیگه بلند شد کیرشو خیس کرد از پشت فرو کرد تو کسم ایییییییییی بکن تلمبه بزن شرو ع کرد تلمبه زدن بغلم کرد زیر گلمو لیس میزد وتلمبه میزد اگه بدونی چقد تو کف این کس بودم به ارزوم رسیدم جوووووون بخور کیر بخور عزیزم جااااااااان باورم نمیشد دارم به یکی غیر شوهرم سکس میکنم چه حالی میداد یه دفعه پاهام شل شد ارضا شدم در گوشم گفت از عقب میشه؟گفتم نه نمیشه دیگه لوس نشو تند تند تلمبه میزد اه اه دارم میام کجا بریزم بریز رو کونم واییییییییی همه ابشو خالی کرد رو کونم داغ داغ بود چرخوندم لبو گذاشت رو لبام منم همکاری کرد گفت خیلی دوست دارم مرسی که بهم حال دادی گفتم قابل نداشت بیچاره زنت بنده خدا درست حدس زده بود خندید گفت زود اشتی میکنه ولی دیگه نمیتونم بیام اینجا اجازه میدی گاهی بهت سر بزنم گفتم پرو نشو دیگه این موضوع هم بین خودمون بمونه اگه مهدی بو ببره واویلاست گفت باشه خیالت راحت دستمال برداشت رو کونمو تمیز کرد شلوارو شرتشو کشید بالا خدافظی کردو رفت عجب روزی بود امروز چه حالی کردم چقدر تنوع درسکس خوبه بیخود نیست مردا دنبال تنوع در سکسن برم شامو اماده کنم الان مهدی میرسه)ای پسرخاله نامرد پس تو زن منو جنده کردی تو دفترچه خاطراتش چند دفعه دیگه هم با پسرخاله من سکس داشته اما به دلیل این که شخصیتها تکرارین اونارو نمینویسم سعی میکنم جدیداشو بتویسم)امروز تصمیم گرفتم خودمو به دانشجوها نزدیکتر کنم دیگه راحت تر میتونستم کس بدم چون محمد ترتیبمو چند دفعه داده بود دانشجوها رفته بودن شهرشون به جز یکیشون همونی که تو حموم دیدمش هنوز کیرش تو ذهنمه ظهر ناهار قرمه سبزی درست کرده بودم یه بشقاب کردم لباسامو دراوردم لخت شدم یه مانتو بلند پوشیدم رفتم زنگ درو زدم پسره اومد دم در سلام کردم گفتم بفرمایید یه نگاه به ساقای لخت من کرد گفت چرا زحمت کشیدین؟گفتم خواهش میکنم اگه بازم چیزی خاستین تعارف نکنید بهم بگین اونم گفت چشم یه لبخند موزیانه تحویلش دادمو خدافظی کردم بد جور هوس کیر داشتم کیر محمدم واسم تکراری شده بود یه ارایش کردم سوار ماشین شدم زدم به خیابون تو خیابون هر پسری که میدیدم باهاش کورس میزاشتم سر به سریشون میزاشتم چنتا ماشین افتادن دنبال رفتم سمت پاساژ رفتم داخل یکی از اون ماشینا اومد باهام دوتا پسر پشت یرم اومدن تو پاساژ هرکی میدید یه متلک بارم میکرد خوشم میومد جلب توجه کنم واسم کیر راست کنن چنتا مغازه خرید کردم اون دوتا پشت سرم بودن یکیشون گفت جیگر دست به فرمونت حرف نداره افتخار میدین؟برگشتم یه لبخند بهشون زدن بعد با کونم واسشون ادامس میجویدمو راه میرفتم اون یکی گفت اووووووف همش مال خودته؟معلوم بود وایم راست کرده خودمم که طبق معمول کسم خیس بود رفتم تو اسانسور اوناهم پشت سرم اومدن تو پسره یه کارت داد بهم گفت خوشحال میشم تماس بگیرین نگام به شلوارشون بود که یه خرده باد کرده بود خندیدم کارتو ازش گرفتم اومدم خونه ظهر مهدی اومد ناهارو خوردیمو یه ساعتی استراحت کردو رفت خاستم یه زنگ بزنم به پسرا که زنگ خونمون به صدا دراومد کیه؟ببخشید همسایه پایینتونم ذوق کردم اومدم رفتم دم در بشقابو اورده بود کلی تشکر کرد گفت ببخشید میتونم برم رو پشت بوم انتن تلویریون بهم خورده گفتم بفرمایید رفت بالا رو پشت بوم رفتم لباسامو عوض کردم یه مینیجوب پوشیدم چادرتو خونه ای نازک داشتم انداختم سرم یه لیوان شربت درست کردم رفتم بالا داشت با انتن ور میرفت چرا زحمت کشیدین ؟امروز کلی خجالتم دادین؟گفتم این چه حرفیه همسایه به درد اینجا ها میخوره منم هر موقع کاری داشتم بهتون میگم چی شده؟گفت این باده تکونش داده گفتم بیان شربتتونو بخورین الان گرم میشه سینیرو گرفتم جلوش یه باد زد چادرمو زد بالا پاهامو دید سریع چادرو جمش کردم گفتم دوستاتون رفتن؟گفت اره منم ترم تابستونه گرفتم موندم باز یه باد اومد چادرموزد کنار دیگه نگرفتمش که خوب دید بزنه اونم نامردی نکرد کیر خوشکلش داشت میزد بالا گفتم اسمتون چیه؟من احمدم منم سحرم خوشبختم احمداقا شما تو شهر غریب درس میخونید یا شیطونی بیشتر میکنید؟گفت نه من شدیدا دنبال درسم منظورتون از شیطونی چیه؟همین دوست دخترو ایناگفت نه بابا کی به ما محل میزاره؟گفتم چرا پسر به این خوبی؟گفت دوستام دارن ولی من ندارم خندیدم گفتم خودم واستون پیدا میکنم گفت مرسی گفتم دیدم چندبار صدای دختر میاد از زیر زمینتون گفت اره بچه ها دوستاشونم میارن گفتم کاری هم میکنید؟ادامه دارد….

قسمت سی ودومگفت چه کاری؟گفتم از اون کارا نمیدونم شاید اونا بکنن دوست دختر اونا هستن من دیگه کامل چادرم باز بود لیز خورده بود از رو سرم لیز خرده بود افتاد بود رو شوناهام اونم انتنو ول کرده بود خیره شده بود به من گفتم چیه؟گفت هیچی ببخشید من برم گفتم بیا پایین یه لیوان شربت بدمت اومد پایین چادرمو اندختم کنار نشست رو مبل رفتم یه لیوان دیگه اوردم از عمد لیوانو چپ کردم رو شلوارش ای واااااااااای ببخشید سریع یه دستمال برداشتم زانو زدم گفت نمیخاد اشکال نداره گفتم پس درش بیارین بشورمش گفت نه نمیخاد خودم میشورم گفتم خجالت میکشی ؟مگه شرت پات نیست؟گفت چرا ولی….گفتم ولی نداره درش بیارکمربندشو باز کرد گفت ببخشید یه شرت پاش بود که کیر گندش داشت توش خفه میشد گفتم این چیهههههه؟خندیدم اونم خندید گفتم شرتتم خیس شده اونم بده بشورمش گفت نه این دیگه نمیشه گفتم خجالت نکش ندیده نیستم من شوهر دارم زیاد دیدم خندید چادرو برداشت پیچید دور خودش شرتشم دراورد پاشدم رفتم انداختم تو ماشین لباسشویی با خودم گفتم عجب خریه رفتم جلوش نشستم گفتم نیگاش کن چه خودشم پوشونده من دیدم اون کوچولوتو گفت کجا گفتم وقتی رفته بودی حموم چقدم بزرگه و خندیدم گفت اره تو دوستام از همه بزرگتره اونم خندید گفت منم چند دفعه تو حیاط دیدمتون با لخت بودین گفتم خب؟گفت هیکل قشنگی داری اگه شوهر نداشتی….اگه شوهر نداشتم چی؟پاهامو باز کردم کسمو نشون دادم اینومیگاییدیش؟بلند شدم دکمه دامنو باز کردم دامنم از پام افتاد پایین رفتم جلوی صورتش وایستادم کسمو اوردم جلو دهنش بیا بخورش ببین خیسه خیسه زبونشو گذاشت رو کسم اه بخورش شروع کرد لیس زدن مممممم سرشو به کسم فشار میدادم با دستاش تپلای کونمو میکشید خوشمزست؟اره خیلی بخورش چوچلمو بخور چرخیدمو دولا شدم کونمم بخور اوووووووف من میمیرم واسه کونت بچه ها همشون تو کف کون تو بودن گفتم بگو همشون بیان کونمو بخورن زبونشو میکشید به سواراخ کونم اه ه ه ه جووووووووون کونمو از هم باز کرده بود از پایین تا بالا لیس میکشید دیگه داشت طاقتم تموم میشد چادرو از رو پاش برداشتم ای جونم همون کیری بود که چند وقته تو فکرش بودم پاهاشو از هم باز کردم نشستم بین پاهاش کیر بزرگشو گرفتم تو دست شروع کردم خوردن ممممممممم کیرش تو دهنم همینجور بزرگ میشد تا نصفشو بیشتر نمیتونستم بکنم تو دهنم قربون کیرت برم چقدر بزرگه میدونی چند وقته تو کف این نانازم مال خودت هروقت خاستی بهت میدم مرسی ممممممم شوهرت نیاد ؟نه اون اخر شب میاد از خوردن کیر سیر نمیشدم ولی کسم بد جور کیر کیر میکرد پاهامو گذاشتم دو طرفش کیر گندشو گرفتم هدایت کردم طرف کسم کیرش با زور داشت وارد میشد انگار یه بار دیگه داشت پردم پاره میشد هرچی کیرش بیشتر میرفت تو جیغ میزدم دردم گرفته بود ولی دردشو دوست داشتم گفت درد داری؟گفتم نه خوبه الان جا باز میکنه تا نصف کیرش رفت تو کسم یه ذره صبر کردم بعد اروم بالا و پایین کردم دردش کم شد سرعتمو بیشتر کردم سینمو کرد تو دهنشو میک میزد کونمو چنگ مینداخت من اخ اخم رو هوا بود بود اه اه چه کیری داری کسم پاره شده ای جرم دادی قربون کیرت برم حیف این کیر نیست بره تو کس دیگری مال خودمه اره عزیزم مال خودته بلند شد وایستاد دستاش زیر کونم بود پاهام دورش حلقه کرده بودم وایستادنا تلمبه میزد وای که چه حالی میکردم خسته شد گذاشتم رو مبل شروع کرد تلمبه زدن اه اه چه کسی داری میگامت جرت میدم شوهرت کجاست که ببینه دارم زنشو میگام بگا زنشو بگا با کیر گندت میخام از عقب بکنم نمیشه به شوهرم که کیرش کوچیکه نمیدم چه برسه به این کیر حیف این کون نیست اکش گذاشتی دفعه بعد باید بدی اه اه ابم داره میاد کجا بریزم بریز تو صورتم کیرشو دراورد ابشو خالی کرد تو صورتم تخمشو کردم تو دهنمو خوردم نشست کنارم گفت باورم نمیشد یه روز بکنمت؟گفتم چرا؟گفت دیده بودم سکسی میگردی اما خب شوهر داشتی گفتم اون که عزیزمه ولی خب من همیشه کسم خیسه دست خودم نیست اونم نمیتونه همش منو ارضا کنه این چند روزی که پریود میشم عزا میگرم گفت خب از عقب بده گفتم درد داره گفت خب بازش کن با یه خیاری چیزی تمرین کن تا باز بشه اینم بد فکری نیست امروز که اومدی در خونه غذا اوردی زیرمانتوت هیچی تنت نبود؟خندیدم گفتم نه گفت فهمیدم اول نوک ممه هات معلوم بود وقتی هم چرخیدی کونت مشخص بود شرت پات نیست همونجا واست راست کردم بعداظهر به بهانه انتن درست کردن اومدم دید بزنم ولی قصدم سکس نبود خندیدم گفتم ای بدجنس گفت دوستام اگه بفهمن تو رو کردم شاخ درمیارن هروقت که میومدی رو حیاط واست جلق میزدن به اوناهم میدی؟اره عزیزم چه خالی میده چنتا کیر بکننم کی میاد دوستات گفت اخر تابستون گفتم حیف ما چند روز دیگه باید اینجارو تخلیه کنیم گفت جدی میگی گفتم اره ولی یه روز میام یه کس حسابی به همتون میدم الانم پاشو تا شوهرم نیومده (سحر چند دفعه دیگه با این پسره سکس داشت اما من دیگه اونارو نمیزارم اما اشاره های داشت به اینکه کونشو هروز دست کاری میکرده انگشت میکرده توش تا کم کم باز بشه به اندازه ای که خیارم کرده بوده تو کونش از اینجا به بعد خاطراتش از زمانی که خونمونو عوض کردیم)

قسمت سی وسومامروز داشتم وسایل خونرو مرتب میکردم چنتا از وسایل تو کیفمو اومدم جابجا کنم یه دفعه یه شماره تلفن توش بود زیرش نوشته بود وحید یادم افتاد که اونروز پسره تو پاساژبهم داده بود باز فکرای شیطانی زد به سرم یه کیر جدید پیدا کرده بودم اس ام اس دادم بهش سلام خوبی؟جواب داد شما؟گفتم نمیشناسی؟گفت نه گفتم من همونم که بهم شماره دادی چند روز پیش تو پاساژتو اسانسور گفت اهان یادم اومد خوبی شما؟چقدر دیر؟گفتم تو جابجایی خونه بودیم شمارتو دیدم بهت اس دادم گفت خوب کردی شروع کرد به چرت و پرت گفتن که من ازت خوشم اومده وعاشقت شدم و از این حرفا که همیشه پسرا میگن وقتی هم طرفشونو گاییدن یادشون میره ولی خب منم همینو میخاستم بهش گفتم من بدردت نمیخورم زیاد خودتو اذیت نکن گفت چرا؟گفتم دختر نیستم زنم گفت طلاق گرفتی؟گفتم نه شوهرمو دوست دارم واسه چی طلاق بگیرم ولی خب میتونیم با هم دوست باشیم اونم گفت باشه حالا کی میتونم ببینمت؟گفتم بعداظهر خوبه؟اره خوبه پس بیا ایستگاه روبروی همون پاساژگفتم باشه بعداظهر رفتم دوش گرفتم سفید کردم کس و کونمو یه تاب بدون سوتین پوشیدم با یه دامن بلند یه مانتو کوتاه سفیدمم تنم کردم رفتم سر قرار که وحید زودتر از من رسیده بود ازش خوشم اومد با کلاس بود ماشینمو پارک کردم سوار ماشینش شدم گفت وااااااااای دختر چی شدی گفتم سلامت کو کوچولو گفت ببخشید سلام گفتم سلام خب دیدی منو ؟من برم؟گفت نههههههه کجا؟گفتم برم دیگه قرار بود همو ببینیم گفت یعنی نمیای بریم قهوه ای نسکافه ای چیزی باهم بخوریم من کافی شاپ دوستمو قرق کردم به خاطر تو؟گفتم قرق؟گفت اره اون قسمت لژ خانوادگیشو فقط مخصوص ماست من و تو دوتایی تنها هیچکی مزاحم نمیشه تا ما اون بالاییم گفتم باشه بس زود برو که من باید زود برم خونه زنگ زد به دوستش که ما داریم میام کسی بالا نره تو راه نگاش به دامن من بود گفت چه دامن خوشکلی گفتم قابل شمارو نداره میخای مال تو خندید ببینم جنسش چیه یه بشکون از پام گرف گفت نه جنسشم که خیلی نرمه گفتم جنس دامن یا زیر دامن خندید گفت هر دوش رسیدیم تو کافی شاپ گفت برو بالا من الان میام داشت با دوستش حرف میزد نمیفهمیدم چی میگن اومد بالا کنارم نشست گفتم چی میگفتی گفتم هیچی ازش خاستم کسی بالا نیاد گفتم خب بیاد مگه چی میشه؟گفت نه فقط میخوام خودمون دوتا باشیم بیا بریم اونور بشینیم گفتم چه فرقی میکنه؟گفت اینجا هرکی از در وارد بشه میبینتمون بریم اونور پشت پرده پیدا نیست رفتیم اونورسفارشو که اوردن گفتم خب حالا بگوگفت چی بگم؟گفتم چرا بهم شماره دادی؟گفت خیلی ازت خوشم اومد دستشو انداخت دور گردنم خیلی نازی؟گفتم چقدر؟گفت خیلی اجازه هست ببسومت گفتم فقط یه دونه یه بوس زذ رو لپم دستشو برداشت دستمو گرفت تو دستش باهم یه خرده حرف زدیم بعد دستمو بلند کرد گذاشت رو پام گوشه دستشو میمالید به پام گفت همیشه دامن میپوسی؟گفتم نه ولی تابستونا بیشتر میپوشم گفت خیلی باحاله دستشو از تو دستم دراورد گذاشت رو پام اروم ماساژ میداد برق شهوت تو چشاش موج میزد منم همینو میخاستم صورتش اورد نزدیکتر از لبام لب گرفت منم زبونمو میکردم تو دهنش که داغتر بشه همینجر که لب میگرفت حرکات دستش تند تر میشد دستشو اورد بالتر رسید به کسم گفت وااااااااااای شرت پات نیست؟اروم گفتم نه گفتم بس نیست الان یکی میاد گفت هیچکی نمیاد عزیزم باز لباشو گذاشت رو لبام من دستمو بردم رو شلوارش کیرش سیخ شده بود گرفتمش تو دستم مالیدمش دامنو کشید بالا دستشو کرد زیر رسوند به کسم گفت چه حرارتی داره چقدر خیسه گفتم اره کیر میخاد ولی اینجا نمیشه بلندشد وایستادکمربند شلوارشو باز کرد کیرشو دراورد گفت بیا اینم کیر بخورش عزیزم کیرش از مال مهدی یه خرده بزگتر بود اما باریکترگرفتم کردمش تو دهن به نفس نفس افتاده بود از رو مانتو سیتمو میمالید خوب کیرشو واسش خوردم بعد تکیه دادم به صندلی یه پامو گذاشتم رو میز سرشو گذاشت رو کسم شروع کرد به لیس زدن فقط میتونستم اه اه کنم هی میگفت چیزی نگو صدا میره پایین گفتم نمیتونم من توسکس دست دارم اه و وای کنم یه خرده که خورد گفتم وحید کیر میخام چه جوری میخای بکنی تو کسم اینجا که نمیشه صندلیشو کشید عقب گفت بیا بشین رو ش منم دامنمو زدم بالا گفت صبر کن من دیونه این کونت شدم بزار ببینمش چنتا بوی کرد ولیس زد گفت همینجور بشین رو کیرم من پشتم بهش بود نشستم رو کیرش یه اه کشید منم همزمان یه اه کشیدم بعد خودم شروع کردم تلمبه زدن جلو دهنمو گرفته بودم چیزی نگم ولی یه چنتا جیغ کوچولو کشدم وحید گفت بسه ابم داره میاد بلند شدم دستامو گذاشتم رو میزدولا شدم شروع کرد وارسی کردن کونم اب کسمو در سوراخ کونم جمع کرد لیس میزد انگشتشو میکرد تو کونم ای وحید نکن الهی من فدای این کون بشم عزیزم میخام بکنمش دامنم که هی میومد تو دست و پا کشید پایین کیرشو تفی کرد گذاشت رو سوراخ کونم اولین بار بود که میخاستم کون بدم چون کیرش باریک بود گفتم اشکال نداره راه کونم باز میشه کیرشو اروم فرو کرد تو کونم اومدم جیغ بزنم دستشو گذاشت جلو دهنم هرچی کیرش میرفت تو بیشتر درد میگرفت تا اینکه تا ته کرد تو کونم دیگه داشت اشکم در میومد یه چند لحظه نگه داشت دردش اروم شد شروع کرد تلمبه زدن چقدر کیر باحالتر از خیاره داغیشو تو کونم حس میکردم ای وحید تند تند بکن باشه ولی هیچی نگو فقط اه اه میکردم وحیدم همینجور من که ارضا شدم وحیدم گفت دارم میام کجا بریزم گفتم همونجا ابشو تو کونم خالی کرد انگار اب داغ ریختن تو کونم گفتم سعید پاشو اونم کیرشو کشید بیرون که من یه گوز دادم هردومون خندیدیم دامنمو کشیدم بالا به وحید گفتم دیرم شد بیا بریم گفت تو برو سوار ماشین شو منم الان میام رفت تو دستشویی رفتم پایین از دوست سعید خدافظی کنم گفت خوش گذشت خندیدم گفتم جای شما خالی رفتم سوار ماشین شدم وحید اومد رفتیم منو رسوندادامه دارد…..

قسمت سی وچهارمطبق معمول سحر چند بار دیگه با وحید سکس داشته مثل اینکه چند دفعه که سکس میکرده از اون کیر سیر میشده میرفته سراغ کیر دیگه سحر قبلا یه دوستی داشت به نام مریم نه این مریمی که چند قسمت سکساشو تعریف کردم جز اولین دوستای سحر بود این مریم خانم متاهل بود شوهرش عسلویه کار میکرد اون موقع یادمه زیاد میومد خونمون ولی من خبر نداشتم چیکار میکنن یه بار یادمه اومدم خونه رفتم پای کامپیوترم یاهو که باز کردم دیدم ایدی دیگه ای رو یاهومه ایدی مزیم بود بازش کردم یه عالمه ایدی پسر توش بود همین که انلاین شدم همینجور کامنت میومئ سلام مریم جون خوبی؟منم به جاش جواب میدادم که دیدم کم کم حرف سکسی میزنن قربون کست برم و بیا سکس چت و از این حرفا تعجب کردم شب از سحر پرسیدم این مریم با سیستم من کار کرده؟گفت چطور؟گفتم این دختره وضش خرابه اتفاقات و واسش تعریف کردم که سحر خودشو زد به بیخبری گفت نمیدونم چند دفعه نشسته پای سیستم ولی من خبر نداشتم چیکار میکنه گفتم این دختره مشکل داره دیگه حق نداری باهاش باشی اونم گفت باشه اما یه خاطره از مریم دیدم تو دفترش که واسه شما هم تعریف میکنمامروز رفتم خونه مریم رفتیم پای کامپیوتر نشستیم داشت با یه پسره چت میکرد منم نگاه میکردم حرفای سکسی میزدن بعد پسره وب داد مریم گفت کیرتو در بیار پسره هم کیرشو دراورد نشون میداد باهم میخندیدیم مریم گفت کی میای این کیرتو بکنی تو کسم من کیر میخام من غش رفتم به خنده از دست این مریم بعد پسره گفت تو هم وب بده میخام کستو ببینم به من گفت روشن کنم گفتم بکن وقتی روشن کرد پسره سلام داد گفت شما دونفرید؟چقد نازین لباساتونو در بیارین مریم لباسشو داد بالا سینه هاشو دراورد میمالوندش پسره هم میگفت جووووووون چه سینه هایی و کیرشو میمالید گفت دوستتم ممه هاشو نشون نمیده؟مریم تابمو اورد بالا سینه هام افتاد بیرون بعد زبونشو مالوند به سینم معلوم پیره داشت حال میکرد بعد پسره گفت کساتونم میخام ببینم مریم پاشد شلوارشو کشید پایین لای کسشو جلو دوربین باز کرد منم کسشو میمالوندم مریمم اه واوه میکرد پسره هم جلق میزد بعد مریم گفت میخای یه چیز نشونت بدم ابت بیاد گفت اره به من گفت بلند شو بچرخ دولا شد جلو دوربین بعد میزد رو کونم سرمو برگردوندم ببینم پسره چیکار میکنه اب از دهنش راه افتاده بود تند تند جلق میزد بعد مریم اروم اروم دامنو کشید پایین کونم که لخت شد مریم یه زبون کشید رو کونم که پسره ابش اومد بلند شد رفت دستشو بشوره مریم دیگه اومد بیرون گفتم اینجوری چه فایده داره؟گفت خب این پسره شهرستانه ولی چنتا دوست پیدا کردم که همینجان با اونا سکس واقعی دارم گفتم این خوبه گفتم کاش پسره اینجا بود گفت ناقلا هوس کردی؟گفتم اره گفت میخای زنگ بزنم دوستم بیاد گفتم کار نیک و پرسش زنگ زد به دو ست پسرش امین گفت با حسین پاشو بیا اینجا سورپرایز واست دارم اونم قبول کردو بعد نیم ساعت اومدن با مریم دست دادن رو بوسی کردن مریم گفت اینم سحر جون سورپرایز من با منم دست دادنو روبوسی کردن مریم دست انداخت رو شلوار امین گفت قربون کیرت برم من میدونی چند وقته ندیدمش؟بعد گفت ببین چی واست جور کردم منو چرخوند گفت همچین کونی تا حالا کردی امین گفت اووووووف دستشو گذاشت رو کون من مالوند گفت عجب چیزیه حسین دست بزن اونم دست گذاشت رو کونم منم کونمو تکون میدادمو میخندیدم حسین چسبید به کونم کیرشو میمالید به کونم مریم به امین گفت سحر جون تو کفه بسازینش گفت سحر دختره مریم گفت نه بابا شوهر دارن جنده خانم حسین گفت جووووووون چه حالی میده زن شوهر دار بکنی دست کردم کیرشو گرفتم از رو شلوار امین اومد جلوم وایستاد لبشو گذاشت رو لبم شروع کرد به خوردن دستشو گذاشته بود رو سینه هام میمالید حسین دامنو کشید پایین کونمو لیس میزد امین تابمو دراورد افتاد به جون سینه هام شروع کرد خوردن دستشو اورد رو کسم میمالوند یه انگشتشم میکرد تو کسم دو تا مرد داشتن لیسم میزدن حسین لای کونمو باز کرده بود زبون میکشید رو کونم وای که چه حالی داشتم همینجور اب از کسم سرازیر بود مریم شلوار امینو دراورد کیرشو کرد تو دهنش شروع کرد به ساک زدن منم بر گشتم کیر حسینو ساک میزدم مممممممم یه کیر دیگه یه شکل دیگه حسین و امین خوابیدن رو زمین سر حسین کنار پای امین بود بر عکسش امین سرش کنار پای حسین من نشستم رو کیر حسین مریمم نشست رو کیر امین دو تایی شروع کردیم به بالا و پایین کردن امین کونمو میمالید میگفت عجب کونی داری توووووووووو منم میخندیدم حسین انگشتشو کرد تو دهنم میمکیدمو بالا و پایین میکردم مریم زود ارضا شد اما من هنوز ارضا نشده بودم امین بلند شد کیرشو چرب کرد نشست پشتم کیرشو فر کرد تو کونم یه جیغ کشیدم نفسم داشت بند میومد یه چند لحظه که بی حرکت بودیم امین شروع کرد تلمبه زدن یه کیر توی کونم بود یکی هم تو کسم ازکون داشتم جر میخوردم اما با حال بود مریم میگفت جرش بدین جنده رو منم میگفتم اره جرم بدین امین محکم میزد رو کونم موج میفتاد رو کونم هی میگفت جووووون چه کونیه شوهرت میدونه کون میدی ها ها؟نه نمیدونه بکنید منو کیر میخام جرم بدین اه اه حسین زیاد نمیتونست کیرشو تو کسم تکون بده منم دیگه ارضا شدم افتادم رو حسین امین داشت ارضا میشد کیرشو دراورد امود جلوم صورتمو داد بالا گفت دهنتو باز کن کیرشو کرد تو دهنم هرچی اب داشت تو دهنم خالی کرد یه خردشو خوردم باقیشو تف کردم بیرون حسین کیرشو از تو کسم دراورد خوابوندم رو زمین کیرشو کرد تو کونم اییییییییی اروم وای چه کونی چنتا تلمبه زد اونم ابش اومد خالی کرد تو کونم شل شد روم مریم رفت میوه اورد بعد من میخاستم لباسمو بپوشم امین نزاشت گفت بزار فیض ببریم گفت بیا اینجا رو مبل نشسته بود گفت بخواب رو پام منم خوابیدم رو پاش بشقاب میوه شو گذاشت رو کمرم ادامه دارد….

قسمت سی وپنجمیه موز برداشت پوست کند مالید به سوراخ کونم بعد کردش تو دهنم گفت بخور منم خوردم دستشو گذاشته بود رو کونم نیگاش میکردو میمالید یه کشیده زد رو کونم من جیغ کشیدم انگشتشو میکرد تو کونم در میاورد میکرد تو دهنش باز کیرش راست شده بود میخورد به سینه هام لیوان شربت حسین و گرفت ریخت رو کونم گفت بخور حسینم از خدا خاسته شروع کرد به لیس زدن کونم باز امین یه کشیده زد رو کونم جوووووووون چه موجی میوفته رو کونت کونم قرمز شده بود منمم داشتم لذت میبرم همینجور خوابیده بودم رو پاش گفت کیر دوست داری؟گفتم اره گفت میخای کون بدی؟گفتم اره به حسین اشاره کرد بکن تو کونش اونم از خداخاسته گفت چشم قربان کیرشو فرو کرد تو کونم امینم دست میکشید رو کمرم اه اه جووووووووووووون باز کسم خیس شد حسین تند تند تلمبه میزد امین بلند شد موهامو گرفت کیرشو چپوند تو دهنم اونم تو دهنم داشت تلمبه میزد امین گفت حسین جاها عوض حالا نوبت منه این کونو بگام جاهاشونو عوض کردن امین کیرشو فرو کرد تو کونم شروع کرد تلمبه زدن جووووووووون چه کونی هزچی بکنی سیر نمیشی حسین کیرشو میزد تو صورتم انگشتمو کردم تو کسم امین تند تند تلمبه میزدو کشیده میزد رو کونم یک دفعه همه ابشو خالی کرد تو کونم بلند شد حسین گفت پاشو رفتم نشستم رو کیرش چند دفعه که بالا پایین کردم اونم ابش اومد امروز روز خوبی بود واسم دوتا کیر همزمان تو خودم حس کردم دیگه واسه خودم کس کن قهاری شدمرفتم حموم یه دوش گرفتم از حموم اومدم بیرون یه چایی ریختم واسه خودم ریختم که یک دفعه صدای زنگ خونه به صدا دراومد منم حولم تنم بود کیه؟ببخشید چند لحظه میان دم در؟شما؟ازدوستای سحریم گفتم بفرمایید بالا دروباز کردم دو تا دختر بودن اومدن داخل تعارفشون کردم نشستن یکیشون که بزگتر بود بود گفت سحر همسر شماست؟گفتم بله شما که گفتین دوستشین گفت نه تو یه باشگاه هستیم ولی دوست نیستیم حیف شما نیست سحر زنتونه؟گفتم چرا؟گفت بهش بگین پاشو از تو کفش من دربیاره گفتم مگه چی شده؟گفت با شوهرم ارتباط داره گفتم از کجا میدونید گفت من یه بوهایی برده بودم به شوهر اشغالم اعتراض کردم دعوامون شد من چند روزه خونه مادرمم همسایه ها دیدن چند دفعه سحر رفته خونه ما خواهرمم دیده خواهرش گفت اره من دیدم رفت تو خونه منم نشستم ۱ساعت بعدش از خونه اومد بیرون گفتم یعنی رفته چیکار؟گفت چه میدونم یه زن تنها با یه مرد تنها تو خونه چیکار داره؟بعدشم تو باشگاه معروفه که خانمتون با مردای غریبه زیاد رفت و اومد داره گفتم نه با بااااااااا جدی میگین؟گفت اره به خدا خواهرمم شاهده اونم تایید کرد از خواهره خوشم اومد همش نگاش به پای من بود منم روبروش نشسته بودم یه خرده پاهامو باز کردم که بتونه کیرمو ببینه گفتم یعنی سحر بهشون میده؟گفت مثل اینکه اینجوریه گفتم شما مدرک دارین؟گفت اره چنتا بچه ها باهاش بودن الان هم گیر داده به شوهر من البته من که دارم ازش جدا میشم ولی اومدم به شما بگم که بدونی سعی داشتم جو رو یه جوری سکسیش کنم گفتم یعنی زن من به شوهرتو کس میده جفتشون خندیدن گفتن بله پاهامو بیشتر باز کردم کیرم نیم خیز شده بود خواهره نیگاه میکرد یه لبخند میزد گفتم پس شوهرت زن منو میکنه اره؟گفت خب تقصیر زنته گفتم از کجا میدونی؟شاید تقصیر شوهر تو باشه زن منو گولش زده مثل این میمونه که من شمارو گول بزنم بعد بکنمتون گفت واااااااااا یعنی چی؟گفتم یعنی اینکه شوهرت بهت خیانت کرده تو نمیخای بهش خیانت کنی گفت نه من اینکاره نیستم به خواهرش گفت پاشو بریم اونم انگار دلش نمیخاست بلند بشه ولی بلند شد گفتم این که نمیشه مرد به زنش خیانت کنه بعد زنه جا بزاره بره خونه مادرش مگه زنا دل ندارن مگه زنا تنوع دوست ندارن تو هم بهش خیانت کن گفت من نمیتونم من که جنده نیستم همونجا بغلش کردم گفت چیکار میکنی گفتم نیاز نیست جنده باشی خواهرش گفت راست میگه گفت تو خفه شو تو که بدت نمیاد گفتم کار خوبشو خواهرت میکنه بند حولرو باز کردم حولرو دراوردم لخت جلوش وایستادم گفتم ببین با کیر شوهرت فرق میکنه رو شو کرد اونور گفت سعیده بریم پریدم سعیده رو بغل کردم کیرمو چسبوندم به کونش هیچی نمیگفت دستمو انداختم رو سینه هاش مالوندم اون پاش تو راه بود داشت حال میداد گفت ولش کن چیکارش داری؟گفتم تو برو الان سعیده میاد گفت نخیرم چیکارش میخای بکنی؟من تا ولش نکنی همینجا وایستادم دست کردم از رو شلوار کس سعیده رو مالوندن به نفس نفس افتاده بود دکمه شلوارشو باز کردم شلوارشو کشیدم پایین دستمو کردم تو شرتش رسیدم به کسش خواهرش جا گذاشت رفت بیرون چرخید کیرمو کرد تو دهنش شروع کرد به ساک زدن گفتم این خواهرت چرا اینجریه گفت ولش کن عقل تو کلش نیست کیر اماده اینجاست استفاده نمیکنه خودم میخورمش شروع کرد تند تند ساک زدن لباسشو از تنش دراورد ممه هاشو خوردم شرتشو کشیدم پایین خوابیدم ۶۹ شدیم هنوز پرده داشت دختر بود شروع کردم به لیس زدن از کسش اه اهش رفت بالا همینجور که داشتم میخوردم ارضا شد گفتم از عقب میدی گفت اره کیرمو چرب کردم اروم فرو کردم تو کون خوشکلش اولش دردش اومد ولی بعد راه افتاد شروع کردم به تلمبه زدن ابم داشت میومد گفتم کجا بریزم؟گفت رو کمرم خالیش کردم رو کمرش بعد بهش گفتم این خواهرت چیزی بهت نگه ؟گفت نه بابا اینجا واسه تو کلاس گذاشت خودش از اون جندهاست خدا درو تخته رو روهم کرده گفت حالا یه بار دیگه دوتایی میایم پیشت گفتم پس این داستانا الکی بود گفت نه زنت رابطه داره باهاش هرروزم میره خونشون بعدا واست تعریف میکنم یه بوس از لبام کردو خدافظی کردو رفتادامه دارد….

قسمت سی وششممریم صبح زنگ زد گفت خودتو اماده کن امشب بریم پارتی من پریدم تو حموم سفید کردم بعداظهر تابمو تنم کردم با یه مینیجوب رفتم دنبال مریم سلام خوبی چه خبر؟مرسی امروز تو نت با یه دختره اشنا شدم دو جنسست خیلی با حاله کیر داره باهاش دوست شدم قرار گذاشتم فردا بیاد خونمون گفتم یعنی زنه کیر داره؟گفت اره از وب کیرشو دیدم عین کیر مردا گفتم باحاله فردا منم میام گفت بیا گفتم خب حالا کجاست پارتی؟ گفت خونه حسین ماهم دعوتیم رسیدم خونه حسین مریم بهش تک زنگ زد دروباز کردن رفتیم داخل ۶تا پسر بودن فقط ولی دختری به جز ما دوتا نبود حسین وامینو که میشناختم ۴تا پسر دیگه هم بودن به نام علی و مهردادوسیناو جاوید اروم به مریم گفتم این چه پارتیه؟گفت پارتی خصوصیه فقط ما دوتاییم مانتوهامونو در اوردیم پیرا نگاشون به رونای من بود نشستم رو مبل پامو گردوندم روهم که کسم پیدا نباشه مشروب اوردن خوردیم داغ که شدیم اهنگ گذاشتن بلند شدیم رقصیدن امین داشت میرقصید درگوشم گفت ۶تا کیر کلفت واست اوردم حال کنی لبخندی زدم گفتم ۶تاشون مال من که نیستن مریمم هست گفت نه اون پریوده تو فقط باید حال بدی جیگر دستشو گذاشت رو کونم مالوند پسرای دیگه هم اومدن دورم هرکدوم به نوبت میومدن پشتم خودشونو میمالوندن به کونم جاوید اومد دستشو گذاشت رو کمرم خودشو چسبوند بهم کیرشو رو کونم حس میکردم بعد پسرا نشستن منم میرقصیدمو تابمو از تنم دراوردم مینیجوبمو دراوردم لخت شدم جلوشون میرقصیدم در حین رقص رو پای هرکدومشون میشستم دستمو مینداختم زیر سینم میبردم جلوی دهنشون چنتا لیس که میزدن میرفتم نفر بدی مریم معلوم بود دلش میخاست رفتم دو زانو روی مبل قمبل کردم گفتم یکی یکی بیان بخورین اوناهم به ترتیب میومدن کسمو لیس میزدن وای که چه حالی میداد پسرا لخت شدن جووووووون ۶تا کیر متفاوت یکی از یکی نازتر دورم حلقه زدن نشستم تک تک واسشون ساک میزدم دیگه کیر بارون شده بودم جاوید منو بلند کرد لبشو گذاشت رو لبم زبونشو کرد تو دهنم چنگ مینداختم به کونم اون ۵تا همکیرشونو میمالوندم به کونم کیرشون اب انداخته بود جاوید دست انداخته بود رو کسم تند تند میمالید اه اه زود باشین کیر میخام بکنیدم جرم بدین جاوید پاهاشو خم کرد وایستاده کیرشو کرد تو کسم ایییییییی چه کیری داری جاوید جون دستشو کرد زیر پاهای من بلندم کرد پاهامو دورش حلقه کردم دستمو دور گردنش حلقه کردم با کمک اون بالا پایین میکردم مهرداد از پشت کیرشو کرد تو کونم اخخخخخ دردم اومد اونم شرو کرد تلمبه زدن دوست داشتم اون ۴تا کیرم توم فرو بره حسین اومد سرمو چرخوند لبشو گذاشت رو لبم جاوید خسته شد سینا خوابید رو زمین نشستم رو کیرش خم شدم علی هم گذاشت رو کونم جاوید هم کیرشو کرد تو دهنم نمیتونستم ساک بزنم تو حال خودم نبود جاوید تو دهنم تلمبه میزد اون سه تا هم کیرشونو میمالوندن ممه هامو میمالوندن علی بلند شد امین یه دونه محکم زد رو کونم کیرشو کرد تو کونم حسین کیرشو کرد تو دهنم مرتب جاشونو عوض میکردن جیغ میکشیدم دارم میمیرم اه اه جوووووووووون اووووووووف بکنیدم جررررررم بدین من کیر میخام دیگه ارضا شده بودم شل شده بودم ولی پسرا نمیزاشتن ابشون بیاد خوابوندنم روی زمین فقط میکردن تو کونم دیگه گشاد گشاد کرده بودم ۶تا کیر میرفت تومو بیرون میومد به پشت خوابیدم شروع کردن جلق زدن ابشاونو خالی کردن روم درست بدنم پر از اب کیر شده بود وای که امروز عجب روزی بود چقد حال داد الان که دارم مینویسم بازم کیر میخام امروز رفتم خونه مریم وقتی رسیدم اونجا یه دختره اونجا بود معرفی میکنم سحرجون ایشونم سیمین اقا هه هه همون موقع افتاد که این همون دو جنسست صداش هم دورگه بودو کلفت چهرشم خشنتر به نظر میرسید نسبت یه زن خیلی دوست داشتم کیرشو ببینم نشستیم باهم صحبت کردیم از خودش گفت ازش پرسیدم لذتم میبری؟گفت اره من از اون دوجنسها نیستم که کیرشون کوچیکه یا دکوریه با زنای همسایه حال میکنم همش خونه منن منم ترتیبشونو میدم گفت من حتی پسر کردم گفت چنتا از این پسرا که گی هستن گفتم ابتم میاد گفت اره گفتم چه جوری پسرا کون میدن؟گفت از این پسرا زیادن یکیشون هست که از این سکسای وحشی دوست داره دوست داره ببندیش اذیتش کنی بزنیش بکنیش گفتم وااااا مگه دیونست گفت اره دیونه اینجور سکسه حالا یه دفعه بیا خونه من میارمش اونجا ببینیش گفتم خیلی دوست دارم کیرتو ببینم شلوارشو کشید دراورد شرتشم دراورد باورم نمیشد عین کیر مردا بود رفتم جلو کیرشو گرفتم تو دست همون گرمیو داشت کردم تو دهنم واسش ساک زدم تا کیرش قد کشید کیرش ۱۳ سانتی میشد گفتم لباستو در بیار دراورد سینش مثل زنا بود مریم سینشو کرد تو دهنش صدای اه اهش بلند شد منم تند تند واسش ساک میزد بلند شدم لباسامو کندم دستشو گذاشت رو ممه هام شروع کرد مالوندن گفت عجب کون نازی داری مریم خوابید کیرشو کرد تو دهن مریم منم جلوش پاهامو داد بالا اییییی چه حالی میداد این دیگه لز نبود زن بود ولی کیرش واقعی بود شروع کرد به لیس زدن کسم کیرشم تو دهن مریم بالاو پایین میکرد کیرشو در اورد کرد تو کس من اه اه جوووووووون شروع کرد به تلمبه زدن سینه هاش میخورد به ممه هام کیر داغش تو کسم رفت واومد داشت وایییییی جووون بکن ناز کیرت دیگه نباید منت پسرارو بکشم بکن سیمین جووووون اه اه سحر جووون هیکل نازی داری عزیزم میخام بزارم تو کوونت مریمم لخت شد لنگامو داد بالا همونجا کیرشو فر کرد تو کونم مریم اومد جلوش وایستا کسشو لیس میزد وقتی میدیم زبونش مالیده میشه به کس مریم بیشتر لذت میبردم اونم تند تر لمبه میزد قدرتش مثل یه مرد نبود ولی داغی کیرش مثل مردا بود مریم کسش اب میداد میرفت تو دهن سیمین اونم تف میکرد رومن من با انگشتم تفشو میفرستادم سمت کسم اه اه لذت باور نکردنی بود من دیگه بی حال شدم مریم اومد روی من خوابید سیمینم کیرشو کرد تو کس مریم تلمبه میزد اه اهوشون رفت بالا منم اون زیر داشتم خفه میشدم که گفت دارم میام کیرشو در اورد ابشو خالی کرد رو سینه مریم چه جالب ابشم عین اب مردا روز خوبی بود قرار شد فردا برم خونشونادامه دارد….

قسمت سی و هفتمامروز سیمین بهم زنگ زد زود بیا خونه ما پسره اینجاست منم زود اماده شدم رفتم وقتی وارد خونه شدم دیدم یه پسر لخت نشسته رو زمین رفتم داخل به سیمین سلام کردم پسره همونجا دست به سینه نشسته بود هیچی نمیگفت مانتومو در اوردم با یه دامن نشستم اینجا سیمین به رضا گفت پاشو برو شربت بیار اونم گفت چشم پاشد دیدم کیرش اویزونه عجب کیر بزرگی داشت خندم گرفت گفتم این چرا اینجوریه؟سیمین گفت هر دستوری دوست داری بهش بده مثل یه سگ وفادار گوش میده گفتم چقد خر کیره گفت اره از بس کون داده کیرش بزرگ شده رضا شربت و اورد داد به من همونجا جلوی پام نشست زل زده بود به من داشتم شربت میخوردم دیدم داره مثل گربه کف پامو لیس میزنه غلغلکم شد خندیدم گفتم چرا اینجوری میکنه گفت عادت داره اگه دوست نداری بگو نکنه گفتم نکن پسر اونم سرشو کشید عقب سیمین گفت بیا پای منو بخور اونم رفت سراغ پای سیمین شروع کرد لیس زدن سیمین شروع کرد با من حرف زدن من همش حواسم به پسره بود سیمین که دید حواسم اونجاست به پسره گفت پاشو یه دونه محکم زد به تخمش یه اخ بلند کرد کیرشو گرفت کشوند به طرف خودش گفت سحر بگیرش منم کیرشو گرفتم عجب بزرگ بود این کیر هرکی میخورد میمرد سیمین گفت بکشش منم میکشدم میگفت محکم بکش کیرشو از دستم گرفت محکم میکشید به قدری میکشید که داشت کنده میشد گفتم گناه داره گفت نه خودش دوست داره گفتم دردش نمیاد گفت نه لذت میبره پاشو بریم حموم کیر پسرهرو گرفت میکشوندش به طرف حموم منم باهوشون رفتم گفت همینجا بشین سحر عزیزم لباساتو بکن قربون اون کونت برم منم لخت شدم سیمینم لخت شد به من گفت بخواب روزمین گفت رضا لیسش بزن اونم پرید روم شروع کرد به لیس زدن از نوک پاهام شروع کرد همینجور میومد بالا سیمین یه نخ بست به تخماش در حین لیس زدن هی میکشید اونم داد میزدو تند تند لیس میزد سیمین میگفت کسشو بخور اون بدبختم گوش میکرد کسمو لیس میزد زبونشو فرو میکرد تو کسم اووووووف چه حالی میداد سر نخو داد به من گفت دیدی لیس زدنش کم شد بکش سیمین کیرشو کفی کرد فرستاد تو کون رضا اه رضا بلند شد خیلی صحنه جالبی بود احساس کردم یه چیزی داره رو پام مالیده میشه سرمو کردم بال دیدم کیرش داره راست میشه هیچی از کیر خر کم نداشت سیمین محکم میزد رو کونشو میکرد اونم کس منو تند تند لیس میزد گفتم منم کیر میخام سیمین گفت بچرخ منم چرخیدم به رضا گفت سوراخ کونشو بخور اونم شروع کرد لیس زدن بعد رضا رو انداخت کنار سیمین خوابید روم کیرشو کرد تو کونم گفت دختر این کونت بد جور نازه گفتم بکن اگه دوست داری به رض گفت همینجور نشین پاشو کونمو لیس بزن اون بدبختم پاشد شروع کرد لیس زدن گفتم اییییی این که نمیخاد کیرشو بکنه تو کونم گفت نه غلط کرده جرات نداره سیمین ابش اومد خالی کرد تو کونم ولی من هنوز ارضا نشده بودم بعد بلند شد گفت بیا زبون بکش سر کیرم رضا هم زبون میکشید سر کیرش یه دفعه از کیر سیمین شاش اومد بیرون خالیش کرد تو دهن رضاگفت سحر تو هم بیا بشاش روش تشنشه اب میخاد گفتم من شاشم نمیاد رفتم کیر رضارو گرفتم کردم تو دهنم سخت بود تو دهن جابدم زبون کشیدم به کیرش سیمین کیرشو کرد تو دهنش تند تند درو تو میکرد بعد گفتم کیرتو بکن تو کسم یه نگاه به سیمین کرد گفت هرکار میگه بکن گفتم فقط اروم گفت چشم کیرشو گذاشت رو کسم به زور سرکیرشو کرد تو کسم احساس کردم کسم پر شده بود اولش درد داشتم اما لذتم داشت اروم کیرشو درو تو میکرد اه اه جووووووون چه کیری نخورده بودم تا حالا بیشتر از نصفشو بیشتر نمیکرد تو سیمین گفت داری جر میخوری گفتم اره حال میده بعد محکم میزد رو کون رضا اونم با هر ضربه کیرشو میکرد توم سیمین گفت سحر جون بشین رو کیرش گفتم نمیتونم تا ته بخورم گفت خم شو روش کیرش تا نصفه بیشتر تو کست نمیره رضا خوابید نشستم روکیرش خم شدم رو ش خوابیدم کیرش خم شد رفت تو کسم همینجور خمکی خودمو بالا وپایین میدادم هر باز میرفت تو کسم یه اه میکشیدم سیمین اومد پشت سرم دست میکشید رو کونم بعد زبون میکشید به سوراخ کونم یه تف انداخت رو کونم اونم خوابید روم کیرشو کرد تو کونم گفتم سیمین الان کونمو گاییدی گفت تا حالا همچین کونی نکردم اگه شب تا صبح پیشم باشی ۱۰دفعه کونتو میکنم بازم سیر نمیشم سنگینی سیمین نمیذاشت بالا و پایین کنم با تلمبه زدن اون خود به خود رو کیر رضا بالاوپایین میشدم هر سه مون به صدا دراومده بود سیمین میگفت حیف این کون نیست فقط شوهرت بکنتت؟گفتم اون بدبخت هنوز از عقب نکرده جوووووووون کیر شوهرت تو کونم بیارش منو بکنه منم زن جندشو میکنم سیمین از همونجا تف مینداخت تو دهن رضا اونم میخوردش خوشم اومد منم اب دهانم میریختم تو دهن رضا اونم میخورد سیمین داشت ابش میومد کشید بیرون خالی کرد تو صورت رضا بعد شیر دوشو باز کرد گرفت رو کون منو میمالید منم رو کیر رضا جولان میدادم دیگه داشتم ارضا میشدم لرزیدمو ار ضا شدم رض بلند شد شروع کرد جلق زدن دست میکشید رو کون من جلق میزد تا اینکه اونم ابش اومد ابشو خالی کرد رو کونم بعدشم کونمو شست و اومدیم بیرون تجربه خوبی بود چقدر خوبه انواع سکسو تجربه کنیادامه دارد…

قسمت سی و هشتمدر حال خوندن خاطرات سحر بودم که زنگ خونه به صدا دراومد ایفونو جواب دادم کیه؟سلام اقا مهدی من فریبام میخاستم چند دقیقه وقتتونو بگیرم نزدیک بود سکته کنم فریبا اینجا چیکار میکنه؟درو باز کردم اومد تو بعد از سلام و احوالپرسی دعوتش کردم داخل تو دلم فکر کردم حتما اومده از اون شب که سکس زورکی باهاش داشتم شکایت کنه نشستم رو بروش وای من از خوشکلی این زن بگم کم گفتم باید خودتون ببینیتش که جیگریه گفتم من در خدمتم بفرمایید گفت من از اون شب دیگه خواب خوراک ندارم اینایی که در مورد شوهرم گفتین درسته؟گفتم خب اره اتفاقا یه دفتر خاطرات سحر داره که توش سکساش با دکتر هست رفتم دفتر خاطرات سحرو اوردم اون قسمت از سکساش که مربوط با سکس دکتر بودو نشون دادم گفتم از اینجا بخون دادامش رفتم اشپزخونه دو تا شربت ریختم به خودم گفتم چه حالی میده اگه بشه امروز بکنمش حیف این جیگره از دست بره وقتی اومدم شربت و دادمو نشستم یه دفعه گفت خاک تو سرش من همیشه اعتراض داشتم نسبت به کارش میگفت من دکترم وکارم اینه از بس از این چیزا دیدم دیگه حالم بهم میخوره نگو اقا داشته با بیماراش سکس میکرده چرا این کارو با من کرد بهش گفتم اینجوری که من شنیدم تو با این که خوشکلی ولی بهش نمیرسیدی تو سکس ضعیف بودی فقط در حد این بوده که بغلش میخابیدی و یه سکس معمولی داشتی مردا تنوع در سکسو دوست دارن همچنین دوست دارن زناشون تو سکس حرف بزنن بگن اینکارو بکن مال منو بخور متاسفانه تو ایران زنای ایرانی به خاطر حیایی که دارن تو سکس ضعیفن و نمیتونن اون چیزیو که تو سکس دوست دارن بیان کنن و مرد کم کم واسش تکراری میشن به خاطر همین میره دنبال یکی دیگه دکتر هم از شانس خوبش با کسایی سکس داشته که تو سکس ماهرن وهر مردیو به زانو در میارن ما مردا به اولین چیزی که تو یه ارتباط فکر میکنیم سکسه اگه طفمون هوامونو نداشته باشه خود به خود به سمت دیگه ای کشیده میشیم تو هم بیشتر به شوهرت برس تو سکس باهاش حرف بزن ازش بخاه تو سکس اون کاری که به تو حال میده بکنه ولی از هر۱۰۰تا مرد ۹۰ تاشون به جز زنشون با یکی دیگه سکس دارن حالا یا جنده یا دوست دختر این خصوصیت مردهاست خندیدم گفتم حالا میخای یادت بدم تو سکس با شوهرت چه جوری رفتار کنی خندید گفت نه مرسی گفت تو ناراحت نمیشی زنت با دیگرون سکس داشته؟گفتم اولش چرا ولی وقتی فکر میکنم که دست خودش نیست دوست داره زنا همینجور که گفتم به دلیل حیایی که دارن از خود بروز نمیدن همیشه جنس نر پا پیش میزاره تا روابط به وجود میاد خیلی کم پیش میاد زن پا پیش بزاره ولی زنا خوششون میاد با یه مرد بگنو بخندن مثلتو فامیل یه زن مثلا از قیافه دوست شوهرش خوشش میاد وقتی با اون مرد حرف میزنن خوشش میاد سعی میکنه کاری بکنه اون مرد ازش خوشش بیاد ولی به نظر خودش داره حریمو حفظ میکنه و چون نسبت به شوهرش تعهد داره مجبوره احساساتشو مخفی کنه در صورتی که اگه اون مرد سکس زورکی باهاش داشته باشه درسته مخالفت میکنه ولی ته دلش دوست داره یه زن اگه با یه مرد به جز شوهرش سکس بکنه کم کم معتاد میشه به قول خودمون میفته رو نوار زن من فوق العاده شهوتی بود همیشه التش خیس بود خسته نمیشد از سکس همیشه تو خونه سکس کامل بود لخت بود از هر فرصتی استفاده میکرد واسه سکس تو دفتر خاطراتش اولین سکسشو نمیخاد انجام بده ولی وقتی میبینه لذت بخشه وقتی هم لذت میبره ادامه میده از هرکی خوشش میاد سکس میکنه باهاش ولی فکر نکنم من دیگه بتونم با سحر زندگی کنم شاید از هم جدا بشیم فعلا دارم درموردش فکر میکنم تو چی با دکتر چیکار کردی؟گفت من دوسش دارم هنوز چیزی بهش نگفتم دیشب سعی کردم بیشتر بهش برسم که نره به سمت زنای دیگه گفتم سکسم داشتی؟قرمز شد گفت اره ولی…. ولی چی؟هیچی ولش کن گفتم نه بگو گفت دیشب که باهاش سکس داشتم یاد اون شب افتادم کدوم شب؟گفت شب جشن تولد که شما…. گفتم خب؟گفت سکسم دیشب با حالتر بود همش به فکر تو بودم گفتم من؟گفت اره گفتم پس تو هم خوشت اومد؟چیزی نگفت رفتم کنارش نشستم گفتم مانتوتو در بیار گرما اونم مانتوشو دراورد روسریشم کند گفتم خب راحت باش حرف دلتو بزن حیارو بزار کنار گفت روم نمیشه گفتم من شروع میکنم گفتم این کیر اقای دکتر چی داره که سحر دوسش داشت گفت نمیدونم و خندید خب از دیشب بگو گفت هیچی همینا که گفتم خجالت نکش بگو وقتی دکتر داشت میکردت یاد من افتادی؟گفت اره یاد چی افتادی همون اون شب کی چیزتو فر کردین گفتم چرا اینجوری میگی منظورت اینه که کیر که کردم تو کست؟گفت اره گفتم خب؟گفت وقتی شوهرم کرد یاد کیر تو افتادم گفتم هااااااا این شد خب؟همش فکر میکردم تو داری میکنی به خاطر همین بیشتر اه واوه میکردم راستشو بگی اون شب تا صبح خواب نرفتم همش تو فکر سکس با تو بودم خوردن یه کیر به جز کیر شوهرم وقتی کیرتو کردی تو.کسم الکی تغلا میکردم دوست داشتم بکنی از وقتی اومدی تو ازت خوشم اومد به خاطر همین لذت بردم ولی وقتی فکر میکردم شوهر دارم ناراحتم میکرد اونم بهم خیانت کرده بود اما….دست کردم رو کسم دیدم خیسه با کسم ور رفتم چشامو بستم تورو یاد کردم گفتم حالا بیبنمش خیسه دست خاستم ببرم لای پاش پاهاشو بهم فشار داد که دست نکنم گفت نه میترسم عادت کنم فقط اومدم باهات دردودل کنم لطفا بین خودمون بمونه گفتم باشه ولی من میخام گفت چی؟گفتم اون کس خوشکلترو سرشو انداخت پایین گفتم میخام یادت بدم چه جوری سکس کنی بغلش کردم بردمش تو اتاق خواب خوابوندمش رو تخت ادامه دارد…

قسمت سی ونهمگفتم الان فزض کن تو کلاس درسی فکر کن من شوهرتم حالا لباساتو بکن گفت نه بیخیال شو گفتم خجالت نکش من لباسو کندم لخت شدم کیرم راست شده بود گفت چه راستم شده گفت یه جیگر تاب دیده پریدم روش گفتم درس اول لب گرفتن لبامو گذاشتم رو لباش گفتم زبونتو بمال به زبونم بکن تو دهنم اول زیاد بلد نبود اما با حرکات من یاد گرفت با رونای پاش کیرمو فشار میداد معلوم بود خوشش اومده گفتم دوست داری گفت اره نشستم رو دلش دکمه های لباسشو باز کردم سوتینشو دادم بالا سینه های ناز ش افتاد بیرون شروع کردم به خوردن به نفس نفس افتاده بود نوک ممه هاشو با دندون میکشیدم بالا ول میکردم هر بار یه اه میکشید دست میکشید تو موهام بهش گفتم چرا هیچی نمیگی؟گفت چی بگم؟گفتم حرفای سکسی بزن نشستم رو دلش کیرمو گذاشتم لای ممه هاش جلو عقب میکردم گفتم دوست داری؟گفت اره؟گفتم کیر میخای گفت اره گفتم بگو کیر میخام اونم میگفت کیر میخام افرین هرچی تو ذهنت میرسه بگو باشه؟باشه حالا میخام کستو بخورم دکتر میخوره؟گفت نه چند دفعه خاست بخوره نزاشتم گفتم چرا گفت خب دوست نداشتم گفتم نمیشه که من میخام بخورم رفتم پایین دست انداختم دو طرف شلوارش کشیدم پایین یه شرت سفید پاش بود که خیس کرده بود دست کردم شرتشو کشیدم پایین دستشو انداخت رو کسش دستشو برداشت گفتم دستتو بردار بزار کس خوشکلتو ببینم وای چه ترشحی کرده یه زبون کشیدم به کسش یه موج انداخت تو بدنش دست کردم لبای کسشو باز کردم چوچلش افتاد بیرون یه زبون کشیدم به چوچولش ایندفعه یه اه بزرگ کشید گفتم خوشت اومد گفت اره خوبه بخور کسمو گفتم افرین داری راه میوفتی هر چی تو سکس دوست داری بگو گفت باشه گفتم تو کیرمو میخوری گفت نه حالم بد میشه نمیشه بیا ۶۹ بشیم گفت یعنی چی؟گفتم من کستو میخورم تو هم کیرمو بخور خوابیدم رو تخت گفتم بشین رو سینه من روت از اونور باشه اومد نشست گفتم حالا خم شو رو کیرم یه کمی هم بیا عقب تا کست بیاد رو دهنم گفت باشه گفتم خب بخور کیرمو گرفت تو دستش زبون میزد بهش دیدم اینجوری نمیشه زبونمو کردم تو کسش تند تند شروع کردم به لیس زدن جوووووون چه کسی همینجور داره ازش اب میاد بیرون حیف این کس نیست فقط دکتر بکنه دیگه از خودش بیخود شده بود کیرمو میکرد تو دهنش ساک میزد گفتم خوبه دوست داری گفت اره اولین باره دارم میخورم قربون کیرت برم تو هم بخور کسمو اهان باشه میخورم ای دارم میمیرم مهدی زبونتو بکن تو کسم گفتم فریبا داری یاد میگیری گفت از استادم یاد گرفتم جووووووون ناز کستو برم بخور همشو بخور مال خودته بخور من کیر میخام کی میکنی تو کسم؟هروقت دوست داری بکن تو کست بشین روش بلند شد چرخید نشسن رو کیرم اروم اومد پایین کیرم تا ته رفت توکسش اهههههههه کیرم تو کسته ؟اره کسم داغ شده شروع کرد بالا پایین کرد دستمو انداختم رو ممه هاش گفتم جیغ بزن حال کن اونم شرو کرد داد زدن وای چه حالی میده اولین باره مزه سکسو میفهمم درست بدنش عرق کرده بود خم شد روم لبشو گذاشت رو لبام لب میخوردو بالا پایین میکرد که یه دفعه یه جیغ بلند کشید افتاد روم فهمیدم که ارضا شده گفتم ارضا شدی؟گفت نمیدونم اولین باره این حالو دارم زدمش کنار دمر افتاد رو تخت اومدم روش از رو کونش تا پشت گردنش زبون میکشیدم مهدی بازم بکنم میخوام گفتم چی؟گفت کیرتوووووو افتادم روش کیرمو از پشت کردم تو کسش شروع کردم تلمبه زدن گوششو. کردم تو دهن میک میزدم جوووووون چه کس تنگی داری انگار کیر نخوردی سزارین کردی اره دوست داری کسمو گفتم اره همه چیزت خوبه مهدی میشه همیشه کیرت تو کسم باشه؟گفتم چرا؟گفت نمیدونم چرا اینقد امروز خوشم اومده گفتم به خاطر اینه که یه مرد نامحرم داره کست میزاره اه گفت اره یه کیر دیگه تو کسم حالا دارم زنتو درک میکنم چه حالی میکنه وای تند تر بکن باز اون حال خوبه داره میاد مهدی فهمیدم داره ارضا میشه گفتم کیر منو بیشتر دوست داری یا مال شوهرتو؟مال تورو کیر تورو اه اه مهدی بکنم جرم بده باز یه جیغ زدو اروم شد گفتم باز ارضا شدی؟گفت اره تو چرا ابت نمیاد گفتم من قرص میخورم از روش بلند شدم دست کشیدم رو کونش درحالی که میمالیدم گفتم کونم دادی گفت اره چند دفعه دادم به دکتر ولی درد داره اگه دوست داری بکنی بکن تو امروز خیلی بهم حال دادی میتونی بکنی گفتم مرسی لای کونشو باز کردم معلوم بود کونش هنوز تنگ بود زبون کشیدم رو کونش گفت چیکار میکنی؟کثیفه گفتم کثیف چیه دوست دارم با نوک زبونم ضربه میزدم رو سوراخش اونم کونشو تکون میداد گفتم دوست داری گفت اره باحالا بخور عزیزم شروع کردم زبون تو کونش فرو کردن باز اه واوهش رفت بالا گفتم قربون اون کون سفیدت برم یه دونه محکم زدم رو کونش یه جیغ کشید گفت هروقت دکتر میخاست بکنه واسم عذاب بود ولی حالا دارم حال میکنم زبون میکشی دلم کیرتو میخاد گفتم اماد ایی گفت اره بکن کرمو مالیدم به کونش یه خرده هم مالیدم به کیرم گذاشتم رو سوراخ کونش یه خرده فشار دادم کیرم لیز خورد رفت تو کونش یه جیغ کشید زد زیر گریه گفت ترخدا درش بیار دردم میاد گفتم الان خوب میشه صبر کن همینجر کیر تو کون خوابیده بودم روش بوسش میکردم یه ذره که اروم شد دستمو از زیر کردن رو کسش مالیدم که دردش یادش بره بعد اروم تلمبه زدم گفتم درد نداری؟گفت نه بکن خودشم کسشو میمالید منم تلمبه میزدم اه اه دوست داری اره بکن جووووووون چه کونیییی اووووووف چقدر تنگه ای وای دارم میام جووووووووون افتام روش ابمو تو کونش خالی کردم شروع کردم بوسیدنش گفتم دوست دارم اونم گفت منم دوست دارم امروز خیلی حال کردم تو زندگیم حالا میفهمم مردا واسه چی تنوع پذیرن من بازم میتونم بیام پیشت؟اره عزیزم هروقت خاستی بیا گفتم میخای یکی دیگه هم بکنتت گفت نه فقط میخام با تو باشم گفتم باشه ولی یه روز از کیر من سیر میشی یکی دیگه میخای گفت هر وقت خاستم بهت میگم خب من باید برم دیرم شده خیلی خوش گذشت لباساشو پوشید یه لب ازم گرفت و رفت منم رفتم حمومادامه دارد…..

قسمت چهلمامروز مریم زنگ زد اماده باش بریم پارتی گفتم پارتیتون مثل اون روزه گفت نه بابا یه مهمونی باکلاسه خوشکل کن یه ساعته دیگه بیا دنبالم گفتم من ماشینم خرابه گفت اژانس بگیر بیا سریع یه دوش گرفتم یه ارایشم کردم یه لباس مجلسی پوشیدم اژانس گرفتم رفتم دنبال مریم گفتم خب کجا خبره گفت حسین دعوتمون کرده حواست باشه حسین با زنشه گفتم تو تا حالارفتی اونجا؟گفت اره یه چند باری رفتم یه خونه بالای شهر مال یکی از این بچه مایه داره سحر پسره اینقد خوشکل و خوشتیپه دخترا سرو دست میشکنن واسش رسیدیم به یه خونه که من اول فکر کردم کاخ سفیده خیلی شیک و بزرگ بود رفتیم داخل یه خونه سلطنتی و شیک اب از دهن ادم راه میفتاد وارد خونه شدیم صاحبخونه وایستاده بود مریم زد به دستم گفت این صابخونست وای مریم راست میگفت چه جیگری بود سلام کردیم مریم باهاش دست داد معرفی کرد سحرجون دوستم سعید اقا گفتم خوشبختم اونم گفت من خوشبختم حانم زیبا بفرمایید داخل چنتا زنو مرد بودن که بعضیها وست دختراشون بودن بعضیها هم با زناشون مثل حسین مریم گفت مثل اینکه سعیید ازت خوشش اومده مانتمونو دراوردیم رفتیم نشستیم به مریم گفتم اینا کین؟گفت من همشونو نمیشناسم فقط حسین و باسعید و امیدو میشناسم گفتم امید کدومه گفت اونهپاهاش اون خوشتیپه دوست صمیصمی سعیده گفتم اون زنشه گفت نه اون دوست دخترشه این دختره اول با سعید دوست بود اما وقتی با سعید به هم زدن با امید میچرخه اسمش نسترن گفتم حسین زنش خوشکله گفت اره ازدور به من نیگا میکرد چشمک میزد جلو زنش خجالت نمیکشید من یه لباس مجلسی بلند پوشیده بودم که یه طرفش یه چاک دشت تا زیر کونم پاهامو انداختم رو هم پای لختم رو بود سعید اومدن داخل گفت خب بچه ها امروز یه مهمون جدید داریم که مریم جون دعوتشون کردن دستشو اورد جلو یعنی دستتو بده به من منم دستمو دادم بهش باهاش راه افتادم منو معرفی کرد سحر جون وشزوع کرد یکی یکی بچه هارو معرفی کردن بعد سعید یه پیک ویسکی به من داد وگفت به سلامتی سحر جون همه گفتن به سلامتی بعد سعید ارو در گوشم گفت خوش اومدی عزیزم امیدوارم بهت خوش بگذره اینجا مثل خونه خودت میمونه بعد رفت سراغ مریم با مریم رفتن بالا خونشون دوبلکس بود که چنتا اتاق اون بالا بود رفتن بالا منم همینجور وایستاده بودم که دیدم یکی گفت خوش اومدی سحر جون امید بود گفتم مرسی گفت بزن به تخته خیلی نازی گفتم مرسی چشاتون ناز میبینه گفت دوست پسرتون نیومدن ؟مجردین؟گفتم نه من متاهلم گفت پس اقاتون کجان ؟گفتم ایران نیستن الکی کلاس گذاشتم ایشالا دفعه بعد میارمش اومد نزدیک من شونش به شونم چسبیده بود گفت چه کیفی میکنه شوهرتون خوشبحالتون یه خنده ای کرد که یک دفعه نسترن اومد جلو گفت امید کجایی؟گفت من اینجام عزیزم نسترن گفت خوبی سحرجون؟خوش اومدی عزیزم چرا تنهایی؟گفتم مرسی راحتم گفت برین وسط برقصین گفتم چشم شما مشغول باشین منم الان میام ببخشید دستشویی گذاشت گفت یه دونه اینجاست یه دونه هم بالاست گفتم برم بالا بهتره ببینم این مریم کجا رفته نکنه داره جنده خانم داره کس میده خوش به حالش داره کیر سعید رو میخوره کاش من جای مریم بودم تو راه پله ها میرفتم بالا که تو راهرو احساس کردم یکی پشت سرمه سرو برگردوندم دیدم حسینه گفتم تو اینجا چیکار میکنی؟گفت چه طوری جیگر دستشو انداخت رو کونم لبشو گذاشت رو لبم گفتم حسین چیکار میکنی ؟گفت چه خوشکل شدی توووووو دلم واسه کونت تنگ شده میخام گفتم برو گمشو دیونه شدی؟اره دیونه شدم یه دقیقه تموم میشه حولم داد تو دستشویی دامنو زد بالا شروع کرد لیس زدن کونم گفتم خاک تو سرت حسین زنت اینجاستا گفت اونو ولش کن حتما داره با پسرا لاس میزنه گفتم خببسه حسین زشته یکی میاد گفت نمیاد شلوارشو کشید پایین کیرشو از پشت کرد تو کسم حسین لباسمو کثیف نکنی زود باش نه عزیزم نه قربون این کونت برم اینقد نازه که زنم گفت این سحره چه کون خوشکلی داره همین اتیشم زد کیرشو دراورد چپوند تو کونم اوووووووووووووی چته دردم گرفت ببخشید اه اه جوووووون کونتو بخورم اه داره میاد گفتم حسین بگیر اونور رو من نریزیا اونم ابشو ریخت اونور بعد شلوارشو کشید بالا گفت من اول میرم بعد تو بیا حسین رفت منم چند دقیقه بعدش اومدم بیرون از بالا پایینو نیگاه کردم هنوز مریم نیومده بود یه دفعه دیدم یکی از درا نیم بازه رفتم جلو لای در نیگاه کردم وای زن حسین دو زانو نشسته بود داش ساک میزد یعنی این کیه امید بود کیرشو دراورده بود میگفت زود باش کسی جون الان نسترن بو میبره شوهرتم رفت پایین داشت ابش میومد که من اومدم کنار از پله ها رفتم پایین داشتن میرقصیدن رفتم نشستم که امید اومد پایین یه چشمک به من زد با نسترن شروع کردن رقصیدن زن حسینم بعدش اومد پایین اونم با شوهرش رقصیدن یه دفعه دیدم مریمو با سعید اومدن پایین مریم اومد کنار من گفتم کجایی تو جنده؟داشتی میدادی؟گفت نه بابا کاش میشد یکی از ارزوهامه با سعید سکس داشته باشم ولی یه خبر خوش واست دارم تا حالا داشتیم با سعید در مورد تو حرف میزدیم ازت خوشش اومده منم همه چیزو واسش گفتم گفتم راست میکییییییی؟گفت اره اوووووووووی هروقت کیرشو خوردی یاد منم بکن واسه منم جورش میکنیا پاشو بریم وسط رفتیم شروع کردیم رقصیدن امید از عمد کونشو میزد به کونم معلوم بود از عمد اینکارو میکنهادامه دارد….

قسمت چهل ویکم منم رفتم طرف سعید با اون میرقصیدم سعید گفت خوش میگذره؟گفتم مرسی اره خیلی گفت مریم بهتون گفت؟گفتم اره گفت با من میای بالا؟گفتم اره رفتیم بال تو یه اتاق نشستم رو تخت گفت من همه چیزو میدونم با این که شوهر داری خیلی ازت خوشم اومده مریم گفت دختر هاتی هستی منم شیفته هیکلت شدم پاهامو گردوندم روهم گفت امید از همون اول ازت خوشش اومده که من بهش هشدار دادم که دورتو خط بکشه قند تو دلم اب شده بود دستشو گذاشت روی پای لختم گرمای دستش خیلی باحال بود با اینکه سکس زیاد داشتم ولی ایندفعه فرق میکرد با دستاش نوازش میکرد پاهامو گفت تا وقتی با منی فقط باید با من باشی گفتم چشم اونم خوابوندم رو تخت دولا شد لبشو گذاشت رو لبم چشامو بستم تو این دنیا نبودم عطر تنش دیونم میکرد زبونشو تو دهنم میچرخوند دستشو لای پام گفت اوووووف شرت پات نیست؟گفتم نه من هیچوقت شرت پا نمیکنم دامنمو زد کنار افتاد به جون کسم شروع کرد خوردن وای چه حالی میداد داد میزدم سعید جون بخور اه اه سعید بلند شد یه موزیک گذاشت گفت اینجوری بهتره صدا بیرون نمیره بعد نشست گفت لخت شد منم لباسمو بنداش زدم کنار ازوم ازتنم دراوردم گفت بچرخ گفت سحر کونتو عمل کردی؟گفتم نه چطور؟گفت خیلی ناز اومد کونمو لیس مال کرد گفت بخواب رو تخت دمرو خوابید سرشو کرد لای کونم هم کسمو لیس میزد هم کونمو گفتم بسه سعید حولش دادم رو تخت نشستم رو کیرش به نظز میرسید کیر بزرگی داشته باشه کونم رو کیرش تکون میدادام اونم ممه های منو میمالید دکمه های پیرهنشو یکی یکی باز کردم دولا شدم زبون زدم به نوک ممش کردم تو دهنم اه اهش بلن شده بود اومد پایین کمربند شلوارشو باز کردم شلوارشو دراوردم یه شرت ثفید پاش بود دستمو گذاشتم رو کیرش معلوم بود خیلی بزرگ طاقت نیوردم شرتشو کشیدم پایین وااااااای چه کیری بود کلفتیش اندازه دست من امروز جر میخورم گفتم سعید این چیه؟ گفت کیره عزیزم دوسش داری؟گفتم چقد کلفته؟گفت خداداده دیگه زبونمو کشیدم رو کیرش وای که چه طعمی داشت فقط یتونستم زبون بکشم بهش بلند شدم کونمو گذاشتم رو صورتش ۶۹شدیم با ولع کسمو میخورد پنجه میزد به کونم منم زبون میکشیدم به کیرش و نگاش میکردم تو دلم میگفتم اینو کجام بکنم سعید گفت بسه میخام بکنمت خابوندم رو تخت پاهامو داد بالا کیرشو گذاشت رو کسم یه خرده فشار داد اما نمیرفت تو یه خرده بیشتر فشار داد کلاهک کیرش رفت تو کسم همینجور که فشار میداد دردم بیشتر میشد انگار شب اول عروسیمه داشت کسم جر میخورد هرچی میرفت تو جیغ میکشیدم سعید درد دارم الان خوب میشه عزیزم تحمل کن لبامو میبوسید بیشتر فشار میداد تا کیرش تا ته رفت تو کسم یه حال عجیبی داشتم کسم پر شده بود لبای کسم لبای کسم دور کیرش محکم گرفته بود دردش کمتر شد سعید شروع کرد تلمبه زدن جوووووون سعید چه حالی میده چه کیری داری بکن منو جرم دادی بیشتر جرم بدم لبشو گذاشت رو لبم که ارضا شدم سعیدم با ارضا شدن من ارضا شد کیرشو دراورد ابشو ریخت رو سینه هام بعد همینجور کنارم دراز کشید گفت من پس فردا دارم میرم شمال میتونی بیای؟گفتم نمیدونم باید از شوهرم اجازه بپرسم حالا ببینک چی میشه خیلی دلم میخاد بیام ببینم چی میشه بعد پاشدیم لباسامونو پوشیدیم رفتیم پایین بعد از شام من شماره سعیدو گرفتم و با مریم رفتیم خونه تو راه از سکس مون واسه مریم گفتم گفت کوفتت بشه یادت باشه باید واسه منم جورش کنی منم کیر کلفت میخام گفتم باشه بزار یه مدت بگذره واست جورش میکنم با مهدی صحبت کردم گفتم یه چند روزی میخام با دوستام برم شمال اونم قبول کرد اس ام اس دادم به سعید گفتم منم میام کلی خوشحال شدخب چند روز شمال بودم میخام این خاطرات چند روزو بنویسم بعد از اینکه مهدی اجازه داد با من برم شمال سعید گفت مایو داری گفتم اره گفت اونم بردار واسه شنا اونجا نیاز داری صبح وسایلمو جمع کردم رفتم خونه سعید امید و نسترنم اونجا بودن اونا هم با ما میومدن امید از دیدن من خوشحال شده بود سوار ماشین سعید شدیمو حرکت کردیم امید تمام وقت با من شوخی میکردو میخندید گاهی وقتا نسترن ناراحت میشد دعواش میکرد رسیدیم شمال و ویلای سعید یه ویلای شیک که رو به دریا بود رفتیم داخل وسایل و گذاشتیم زمین سعید و امید جوجه هارو سیخ کردن واماده کردن واسه ناهار بعد از ناهار پیشنهاد دادن که بریم دریا دیوار ویلا جوری بود که راحت میشد ما هم شنا کنیم من مایومو پوشیدم که یه تیکه بود زیرشم شرت و سوتین نپوشیدم نسترن هم با یه مایو سوتین اومد امیدو سعید هم با یه شرت رفتیم واسه شنا تو اب سربه سر هم میذاشتیم همدیگرو حول میدادیم تو اب امید بیشتر به من میچسبید به بهانه حول دادن منو بلند میکرد کیرشو میچسبوند به کونم هردومون میفتادیم تو اب زیر اب که میرفتیم کونمو میمالید من انگار نمیفهمیدم سعید که دید زیاد امید خودشو میچسبوند به من اومد طرفم بغلم کرد از اب اومدیم بیرون رفتیم رو صندلی دراز کشیدیم یه یه ساعتی شنا کردیم بعد اومدیم داخل رفتیم حموم بساط مشروبو اماده کردن یه خرده مشروب خوردیم زدیم بیرون شامو بیرون خوردیم و اومدیم رفتیم ویلا منو سعید تو یه اتاق امیدو نسترنم تو یه اتاق شب و تا صبح با سعید سکس کردم صبح احساس کردم یه نسیم بهم میخوره وچون لخت بودم خیلی حال میداد بازم چشمامو بستم سعید کنارم نبود به بغل خوابیده بودم که احساس کردم دست داره رو کونم کشیده میشه گفتم سعید باز کیرش راست شده زبونشو میکشید به کونم نسیم به کونم میخورد لذت میبردم خودمو زده بودم به خواب دستشو گذاشت رو سینه هام میمالوند منم دمرو شدم پاهامو از هم باز کردم اونم سرشو لای کونم سوراخ کونمو لیس میزد منم اروم اروم اه اه میکردم خوابید روم کیرش رفت لای کونم فکر کردم کیرش فرق کرده نفساشو دم گوشم حس میکردم گوشمو کرد تو دهنش میک میزد دیدم داره کونمو با انگشتش چرب میکنه گفتم سعید از عقب نمیشه سرمو برگوندم جا خوردم دیدم امیده گفتم تو اینجا چیکار میکنی دیووووونه گفت هیچی اومدم بکنمت گفتم سعید کجاست گفت رفته بیرون گفتم نسترن گفت هنوز خوابه گفتم سعید بفهمه ناراحت میشه گفت نمیفهمه من از روزی که دیدم عاشق کونت شدم خواهش میکنم بزار بکنمت گفتم دوست داری؟گفت اره گفتم کیرتو ببینم کیرشو نشون داد کلفت نبود کردمش تو دهنم واسش ساک زدم گفتم نسترن نفهمه گفت بفهمه اونم به سعید مرتب میده گفت بخواب از عقب بزارم توش دمرو خوابیدم کیرشو کرد اروم کرد تو کونم داشت تلمبه میزد که گوشیم زنگ خورد مهدی بود گفتم شوهرمه چیزی نگو اونم بی حرکت روم خوابید گوشیو جواب دادم سلام عزیزم خوبی؟ما دیروز رسیدیم امید باز شروع کرد تلمبه زدن از زیر دستشو کرد رو کسم میمالید مهدی گفت چرا نفس نفس مسزنی گفتم هیچی دارم لباسامو تنم میکنم گفت شیطونی نکنی خوشکل نکنی بری تو خیابون پسرای شمالو بکشی طرف خود امید تند تند داشت تلمبه میزد دیگه داشتم از حال میرفتم واسه اینکه مهدی نفهمه گوشیمو قطع کردم گفتم امید چیکار داری میکنی صبر کن حرفم تموم بشه بعد گفت نمیدونی وقتی داشتی با شوهرت حرف میزدی چه حالی میداد کردنت کاش شوهرت اینجا بود جلوی اون میکردم اه این کون کردن داره که ارضا شد ابشو تو کونم خالی کردادامه دارد

قسمت چهل ودومخب حالا بگو سعید کجا رفته؟ هیچی رفته بیرون خرت و پرت بخره مهمون داریم مهمون؟اره خواهر من با خواهر سعید با شوهراشون گفتم اونا واسه چی میان ؟گفت نترس اونا پاشون تو راهه من و سعیدو خواهرامون از بچگی باهمیم خیالت باشه من برم الان نسترن بیدار میشه تو دلم گفتم اینا خانوادگی اینکارن پاشدم رفتم حموم یه دوش گرفتم اومدم بیرون امیدو نسترن داشتن صبحونه میخوردن منم رفتم کنارشون نشستم سعیدم اومد با یه مشت خرت و پرتی که خریدم اومد منو یه بوس کرد گفت خوب خوابیدی عزیزم؟گفتم اره مرسی؟چه خبره چقد خرید کردی؟گفت مهمون داریم عزیزم خواهرمو با خواهر امیدو شوهراشون میان سر میز امید هی پاشو میمالوند به من سیر بشو نبود انگار ساعت طرفای ۱۲ بود که مهمونا اومدن خواهرای سعیدو امید با شوهراشون دخترای خوشکل وبا کلاسی بودن شوهراشونم با کلاس بودن اومدن با هم روبوسی کردن بعد سعید منو بهشون معرفی کرد سحر خانم دوست دختر جدیدم ایشونم عسل خانم خواهر عزیز خودم ایشونم منا خواهر امید ایشونم اقا سیا شوهر عسل ایشونم مهرداد شوهر منا خانم با تک تکشون دست دادم عسل گفت سعید چه دوست دختر خوشکلی پیدا کردی لباساشونو کندن عسل با یه تاب بودو یه شرت سفید بلند منا هم با یه شرت لی بود واسم جالب بود اینا جلو هم چقدر راحتن یه یه ساعتی به حرف و گفتگو گذشت بعد گفتن بریم والیبال همگی رفتیم والیبال من و نسترن و سعید و امید یه طرف بودیم اوناهم یه طرف چند ست بازی کردیم ما باختیم بعد رفتیم ناهار خوردیمو بعد ناهار بساط مشروب به پا شد بعدشم اهنگ گذاشتیم و شروع کردیم به رقصیدن سعید پیشنهاد داد دخترا مایوهاتونو بپئشین بریم شنا عسل و منا گفتن ما حال نداریم شما برین امیدم گفت منم حوصله ندارم شما برین سعیدو مهرداد و سیا رفتن منو نسترنم رفتیم مایو بپوشیم وقتی مایو پوشیدم اومدم پایین دیدم دیدم عسل و امید کنار هم نشستن دارن لب میگیرن منو که دیدن عسل گفت دختر شوهرامون از راه به در نکنی زدن زیر خنده امید گفت اووووف سحر تو باز سکسی شدی؟یه قر دادم تو کونم اومدم بیرون بچه ها تو اب بودن سیا و مهرداد تا منو دیدن دهنشون باز موند مایو رفتم لای کسم تو چشم میزد سعید گفت بیا عزیزم دویدم رفتم تو اب تو بغل سعید گفت حواست باشه اینا شوهرای خواهرامون چششون تو رو گرفته دیر بجنبی میکننت منم خندیدم یه لحظه به یاد امیدو عسل افتادم به سعید گفتم من برم جیش کنمو بیام گفت برو عزیزم رفتم داخل دیدم به به چی میبینم عسل رو مبل کونشو داده بالا امیدم داره از عقب میکنه خواهرشم دست گذاشته رو کون دادش حول میده جلو بد جور هوس کردم برگشتم به طرف سعید گفت چی شد نرفتی جیش کنی؟گفتم نه بند اومد اومدیم تو ساحل دراز کشیدیم گفتم اینا الان تو ویلا دارن چیکار میکنن؟سعید گفت هیچی حتما دارن حال میکنن گفتم تو میدونی؟گفت نکنه امید داره عسلو میکنه؟گفتم اره گفت ای نامرد سحر عزیزم مواظب باش شوهرای خواهرامون نیان تو من الان میام نگاه کردم دیدم سیا و مهرداد دارن تو اب با نسترن بازی میکنن منم پاشدم رفتم تو اب کنارشون شروع کردم شنا کردن کم کم بهم نزدیک شدیم مهرداد گفت چه بدن خوشکلی داری گفتم مرسی من هم بدنش خوشکله نسترن رفت از اب بیرون تو ساحل دراز کشید سیا هم اومد طرف ما منو بغل میکردنو تو اب غلط میزدیم کیراشونو رو کونم حس میکرم از زیر اب دست کردن کسمو مالیدن من که هوس کرده بودم دوست داشتم بدم دست کردم کیر سیارو گرفتم براش میمالوندم مهردادم از پشت چسبیده بود بهم دست کردم از پشت کیر اونم گرفتم زیر اب شر تشو دراورده بود گفتم تو لختی گفت اره نسترن پاشد اومد تو اب گفت چیکار میکنید دست کرد کیر سارو گرفت گفت منم میخام اونا منم مایو دراوردم لخت شدم نسترنم لخت شد اومدیم جلوتر دو تایی شروع کردیم ساک زدن رفتیم تو ساحل منو نسترن خوابیدیم سیا رفت رو نسترن مهردادم اومد رو من کیرشو کرد تو کسم شروع کرد تلمبه زدن من ممه های نسترنو میمالیدم اونم ممه های منو میمالید بعد پسرا جاهاشونو عوض کردن سیا گفت میخام از عقب بگامت گفتم باشه دمرو شدم لای کونمو باز کرد یه لیس زدن به کونم جووووووون چه کونی گفتم خوشت میاد؟بخورش بکنش جزش بده تو دلم گفتم زنت اونور داره جر میخوره یه تف انداخت رو کونم کیرشو کرد تو کونم اه بکن شروع کرد تلمبه زدن اه اه چه کون نرمی داری دختر سعید چه حالی میکنه اه اه اره بکن که ارضا شد ابشو ریخت رو کونم از اونورم مهرداد ابشو ریخت رو نسترن مایوهارو برداشتیم رفتیم تو اب لباسامونو پوشیدیم یه خرده شنا کردیم رفتیم داخل اوناهم مثل اینکه کارشون تموم شده بود پسرا رفتن بیرون واسه شام چیز میز بخرن بیان عسل رو کرد به من گفت خوش گذشت؟گفتم چی؟گفت همون کاری که کنار دریا کردین ؟ما دیدمتون راستشو بگو کیر شوهر من بهتر بود یا منا؟زدیم زیر خنده منا گفت کیر شوهر منو هرکه خورده پسندیده عسل گفت تو که عاشق کیر داداش من هستی جنده خانوم گفت اون که قربونش برم تکه وباز خندیدیم گفتم چقد شما جلوی هم راحتین شوهراتون میدونن؟منا گفت دونستن که میدونن ولی جلوشون سکس نداشتیم حتی جلوی شوهرامون داداشامون لخت مادرزاد شدیم ولی سکس نداشتیم گفتم با داداشتونم سکس داشتین منا گفت اره من چند دفعه به امید دادم اون اولا گفتم خب تعریف کن گفت من فیلم سکسی زیاد میدیم تو خونه هم راحت بودم سکسی میگشتم تو خونه اما امید تو جهی به من نداشت میدونستم دوست دختر داره چند دفعه اورده بودش تو خونه میدونستمم سکس میکنه منم دوست داشتم ولی هنوز سنی نداشتم صبحا که از خواب پا میشدم میر فتم اتاق امید به بهانه صدا زدنش کیرشو از زیر شلوار دید میزدم اخه مردا صبحا کیرشون سیخ شده است خیلی دوست داشتم کیرشو ببینم تا اینکه یک روز رفته بود حموم وقتی اومد بیرون حولش تنش بود رفت تو اتاقش رفتم پشت در اتاقش وای کیرشو دیدم جلو ایینه داشت زیر تخمشو اینا نیگا میکرد معلوم بو موهاشو زده بود داشت براندازش میکرد ادامه دارد…

قسمت اخرمن بی مقدمه رفتم تو گفتم امید تا همو دیدیم من یه جیغ زدم که تابلو نشه دست گذاشت رو کیرش گفت دختر یه اهنی یه اوهونی همینجور میای تو گفتم امید این چیه ؟گفت یعنی تو نمیدونی چیه دستشو برداشت گفت بیا خوب نگاش کن اولین بار بود کیر از نزدیک میدیدم دهنم اب افتاده بود نمیدونستم چه جوری به امید بگم رفتم جلو دست زدم به کیرش گفت چیه میخای؟گفتم اره گفت باشه مال خودت گرفتمش تو دست باهاش بازی کردم کم کم قد کشید امید جلو ایینه اه اه میکرد دست کرد زیر شونه هام منو بلند کرد گفت منم اونجای ابجیمو ببینم؟دامنو کشید پایین سرشو گذاشت رو شرتم گفت اوووووم چه بوی خوبی میده خیلی خوشم اومده بود با یه حرکت شرتمو کشید پایین زبونشو زد به کسم دست و پام شل شد نشستم رو تخت گفت چی شد؟گفتم هیچی ادامه بده امید بازم میخام شروع کرد زبون کشیدن به کسم وای که چه حالی میده دفعه اول چند دفعه ارضا شدم یه دفعه امید یه کرم برداشت کیرشو چرب کرد منو دمرو کرد اومد خوابید روم درگوشم گفت تو نمیتونی از جلو بدی باید از عقب بدی منم راهشو واست باز میکنم گفتم درد داره؟گفت یه خرده ولی راهش باز شد خوب میشه ایندفعه میتونی راحت کون بدی کیرشو گذاشت رو سوراخ کونم یه لحظه فرو کرد سرشو تو کونم انگار یکی دست گذاشته در دهنم دارم خفه میشم ولی با درد جیغ زدمو زدم زیر گریه گفتم امید درد داره بکش بیرون گفت الا خوب میشه تحمل کن کیرشو بیشتر کرد تو گفتم امید دارم میمیرم بکش بیرون تر خدا امید دستشویی دارم تو جه نکرد همینجور روم دراز شیده بود کم دردش اروم شد که شروع کرد به تلمبه زدن از اونجا به بعدش حال کردم چند دفعه دیگه هم با امید سکس داشتم که بعدش دوست پسر پیدا کردمو بعدشم که با داداش عسل دوست شدم دیگه سکسامون گروهی شده اون منو واسه سعید جور میکردو منم اونو واسه امید گفتم عسل تو چی با سعید سکس داشتی گفت اره ولی نه اینجوری سعید کیرشو که همتون دیدین خیلی کلفته در حد لا پاهی اما از وقتی ازدواج کردم دوست دارم کیرشو تو کسم حس کنم ولی روم نمیشه بگم راستی سحر چرا با شوهرت نیومدی؟شوهرم هنوزدر جریان نیست خبر نداره که من اینکارارو میکنم نمیدونم چه جوری بهش بگم ولی یه روز بهش میگم نسترن گفت اره بابا اونم میوردیش کیر اونم میخوردیم زدیم زیر خنده یه خرده به قول معروف کس شعر گفتیم تا پسرا اومدن بساط شامو چیندیمو شامو خوردیم بعدشم طبق معمول شروع کردیم مشروب خوردن گفتن بشینیم ورق بازی کردن اما چون هشت نفر بودیم قرار شد تک شریک تک حاکم بندازیم چهار نفر بازی کنن چهار نفرم پشتیبان اون چهار نفر باشن سعیدونسترن شدن شریک هم سیا شوهر عسل با منا زن مهرداد شریک شدن خب هواداراشونم معلوم بود دیگه من و امید طرفدار سعیدو نسترن بودیم عسل و مهردادم طرفدار مناو سیا بودن خلاصه شروع کردن به بازی کردن قرار گذاشتن سه دست بازی کنن هرکی برنده شد تا فردا که ویلا هستیم دستور بده اون چهار نفر چیکار کنن اوناهم باید اجرا کنن هر دور بازی که میکردیم یه پیکم میزدیم دیگه مست مست شده بودیم سعیدو نسترن بازیو بردن یعنی گروه ما برنده شد حالا وقت این بود که دستور بدیم همه ولو شده بودیم سعید گفت خب چهارتاتون لخت بشین اون بد بختاهم لباساشونو دراوردن لخت شدن گفت دولا بشین به امید گفت نفری یه کشیده بزن رو کون عسل و منا امیدم نامردی نکرد محکم زد رو کونشون که جیغشون هوا رفت ما هاهم غش رفته بودیم خنده اصلا انگار نه انگار که اینا خواهراشونن اوناهم شوهراشون نسترنم دو تا کشیده زد رو کون سیا و مهرداد بعد نوبت من شد من گفتم عسل به مهرداد لب بده منا هم به سیا شروع کردن به لب گرفتن امید گفت خب حالا چهارتایی برقصیدن از خنده روده بر شده بودم مردا خیلی جالب میرقصیدن کیرشون میرفت بالا پایین صحنه جالبی بود نسترن گفت سیا کیرتو بمال به کون منا مهرداد تو هم بمال به کون عسل سعید پاشد لباسشو دراورد لخت شد به منا اشاره کرد بیا کیر منو بخورمنا هم از خدا خواسته اومد جلوی شوهرش شروع کرد کیر سعید رو خوردن منو نسترنو امیدم لخت شدیم من به مهرداد اشاره کردم که بیاد کسمو بخوره نسترن هم به سیا امیدم به عسل دیگه فضا داشت کمکم سکسی میشد صحنرو که میدیم همه لخت بودن داشتن مال همو میخوردن یه سکس گروهی شده بود من خم شدم کیر سعیدو به کمک منا میخوردم مهرداد دستشو کرده بود تو کسم گفتم امید بیا کیرتو بکن تو کس خواهرت اونم همین کارو کرد یه چشمک به عسل زدم گفتم سعید تو هم عسل و بکن اول جا خورد ولی قبول کرد یه دفعه دیدیم صدای جیغ عسل مساد بیچاره دردش گرفته همه حواسمون رفت به طرف سعید و خواهرش شوهرش نسترنو ول کرد رفت پیش زنش سر زنشو گذاشت رو پاش نوازش کرد منا هم داد میزد میگفت بکن دادشی کسمو جر بده مهرداد ببین دادشم داره میکنتم مهردادم کیرشو کرد تو کس من تلمبه میزد نیگا میکرد که زنش داره میده لذت میبرد عسل دادش رفت بالا اه اه سعید بکن داداشی من هلاک این کیرت بودم چقد نازه کیرت مرسی سحر جون سیا سینه های زنش میمالید نسترن رفت کیرشو کرد تو دهنش واسش ساک میزد من به مهرداد گفتم برو زنتو بکن بزار تو کونش اونم رفت امید زیر خوابیده بود مهردادم گذاشت تو کون زنش عسل به همین شکل داداشش کسشو میکرد شوهرشم کونش منو نسترنم کسامونو میمالیدیم عسل و منارو درک میکردم که چه حالی میکنن دوتاییشون ارضا شده بودن گفتم خب حالا نوبت منه اقایون بیان امیدو سعید و سیا اومد سمت من مهردادم نسترنو میکرد گفتم جرم بدی افتادن به جونم یکی کسمو میخورد یکی کونمو یکی هم سینه هامو وای که چه حالی میداد مهردادم اومد کیرشو فرو کرد تو دهنم شروع کردن منو کردن سعید از جلو مهرداد از عقب سیا و امیدم رفتن سراغ نسترن اونو میکردن تا اینکه اباشون اومد خیلی شب تو پی بود عسل کلی ازم تشکر کرد که باعث شدم سعید بکنتشخب دوستان تا اونجایی که تونستم خاطرات سکسی سحرو واستون تعریف کردم باقیشم که قبل شنیدیت اگه اشتباه غلطی چیزی داشتم به بزرگی خودتون ببخشید منو سحر از هم جدا شدیم سحر تویه حادثه رانندگی جان خودشو از دست داد من الان تنها زندگی میکنم هروقت هم کیرم راست میشه میرم سراغ شیرینو مریم و دیگر دوستای سحر امیدوارم ه از این داستان خوشتون اومده باشه ولذت برده باشین