نمایش نتایج: از 1 به 8 از 8

موضوع: اصفهانیای خسیس و ما سه تا کسو کون

  1. #1

    اصفهانیای خسیس و ما سه تا کسو کون

    مامانم و خالم هر دوشون طلاق گرفته بودن. منم با مامانم زندگی می کردم. اون موقع هنوز ازدواج نکرده بودم و از کس باکره بودم. البته یکی دو بار یواشکی کون داده بودم. من، مامانم و خالم رفتیم اصفهان برای گردش. یه هفته ای اونجا بودیم. بعضی وقتا سه نفری تیپ می زدیمو می رفتیم گردش، بعضی وقتا هم اونا به هر بهونه ای منو می زاشتن خونه و دو نفری می رفتن بیرون.
    کم کم دیدم اینا وقتی میرن بیرن، و میان کلی عوض میشن. مثلا نوع راه رفتنشون گشاد شده بود، آرایششون از بین می رفت، یا مثلا یادمه خالم یکی دو بار بعد اولین باری که دو نفری برگشته بودن ناخودآگاه گوزید. بعد به شوخی مینداخت و می گفت از بس پیاده از این خیابون به اون خیابون رفتیم دیگه کونمم صداش در اومده. یا مثلا مامانم گشاد تر دیدم راه میره.
    دیگه فهمیده بودم جریان چیه. ناسلامتی خودمم کون داده بودم. گفتم حالا که اینا میرن حال می کنن پس بزار منم برا خودم برم حال کنم. رفتم توی خیابون تو مغازه های مختلف می گشتمو ضایع بازی در می آوردم که بفهمن منظور دارم. بعضیا فرصت می دیدیدن اونا هم ضایع بازی در می آوردن و می امدن یه دست مالی کوچولو می کردن ولی صحبت اصل کار که می شد پا پس می کشیدن.
    تو یه مانتو فروشی یه پسری بود به نظرم خوب اومد. یکم مانتو هاشو قیمت کردم بعد بهش گفتم شما مداد هم می فروشید. گفت نه خانم ما که لوازم التحریر نیستیم. گفتم من یکی دو بار از اون مدادا رو دیدم که روی مانتوم یا شلوارم با رنگ سفید می نویسه. بعدش با شستن هم به راحتی میشه پاکش کرد. بعضن رنگشو حتی می خورن. گفت از همونا که وقتی دراز میشه رنگ و پرت می کنه؟ گفتم آفرین درست زدی وسط خال. گفت آخه من اینجا کار می کنم ولی اگه شماره بدین حضورا میام مدادمو هم میدم حال کنی باهاش.
    گفتم من مسافرم از تبریز. تو جاشو آماده کن من میام اونجا. گفت فردا فلان ساعت مکان رو جور می کنم میگامت. گفتم پس آدرسمو بیا همون موقع بیا دنبالم. فرداش منو برد خونش. اولش کسی توی خونه نبود. بهش گفتم من فقط کون میدما. هنوز پرده دارم. گفت مشکلی نیست. اول از روی لباس بدنمو مالید. بعد صورتمو می لیسید. می گفت دخترای اصفهانی به این سفیدی نیستن. گفتم حالا کجا شو دیدی. تو همون حال صدای در اومد. دو تا پسر دیگه هم اومدن. معلوم بود همه شون بدن سازی کار می کنن. اسم پسری که منو تو خونش آورده بود کیوان بود. گفتم چه خبره حالا عین کس ندیده ها اومدین. کیوان گفت بچه ها یه خبر بد. خانم باکره است. یکی از پسرا با لهجه ی اصفهونیش گفت: خب بابا کجاش بده. مگه تو بازار به این گرونی میشه به کس فکر کرد. همون کونشو می کنیم کسشم نیگا می کنیم. اون یکی پسره گفت: بابا گوشت به این سفیدی حیفه گاییده نشه. حالا هر کجاش که می خاد باشه. گفتم فقط من مشکلی برام پیش نیاد دیگه. گفتن مشکلی نیست. کیوان منو دراز کرد زمین، لختم کرد. سه نفری ریختن سرم حالا نخور کی بخور. دیگه داشتم دیونه می شدم. کیوان کیرشو که در آورد دیدم یا خدا. تا حالا کیر به این درازی ندیدم. یکم که رو کونم کار کرد بالاخره را شو پیدا کرد برد تو. دیگه تا آخر کرده بود تو. کیوان که کارش تموم شد، اون یکی پسره اومد روم. اونم خب تلمبه زد. هنوز آبش نیومده اون یکی پسر جاشو گرفت. کیر این یکی کلف تر از مال بقیه بود. ولی به هر زحمتی بود تحمل کردم.
    هر سه تا شون اون قدر منو کردن که آبشون اومد همه رو ریختن صورتم. تمام آرایشم پاک شد. خواستم بلند شم راه برم دیدم نمی تونم گشاد راه نرم. موقع حساب کتاب رسید گفتم من فقط برای یه کیر حرف زده بودم، شما سه کیرید. اونا هم یه ذره اصفهانی بازی در آوردن ولی آخرش دستمزد دوتا کیر رو دادن. دستمزده زیاد نبود ولی من برا کیفش می خواستم کون بدم.
    لباس زیرامو پوشیدم، خواستم مانتو مو هم بپوشم کیوان گفت میشه برم بغلش، گفتم باشه فقط نیم ساعت تو بغلت می خابم. توی بغل کیوان بودم که ماجرای اومدنمون به اصفهانو بهش گفتم. اونم گفت اگه بتونه میاد ترتیب اون دو تا جنده رم میده.
    خونه که رسیدم، مامانمو خالم اونجا بودن. دیدن که آرایش صورتم پاک شده. یکمم گشاد راه می رفتم. خواستم خم شم جورابمو در آرم که یهو نا خواسته یه گوز عمیق دادم بیرون. بعد نیگاشون کردمو گفتم کون منم جواب گوی خیابونای اینجا نیست.
    خلاصه دو سه روز بعد رفتم پیش کیوان گفتم چه خبر مامانو خالمو چیکارشون کردی؟ گفت اینا دیگه کین مگه میشه باهاشون چونه زد. من که پولم نرسید ولی دو سه تا گردشگر بردنشون تو همون خونه ای که چندروز پیش گاییدیمت حسابی هر دوشونو از کسو کون گاییدن. گفتم نوش جونشون. شما اصفهانیا خسیسید. منم میرم به همون گردش گرا میدم.

    یکی دو تا ماجرای دیگه هم توی اون سفر داشتم. ولی همش به گردش گرا داده بودم.

  2. #2
    حالا تو تبریز طلا رو سرت میریزند . آخه معلومه قیافه نداری که باید بری تو مغازه التماس کنی تا کونت بزارند اگه خوشگل بودی تو هوا میزدنت

  3. #3
    اون موقع دفه اولم بود.
    وگر نه الانم منو تو هوا میکنن.

  4. #4
    نقل قول نوشته اصلی توسط FaziJoon نمایش پست ها
    اون موقع دفه اولم بود.
    وگر نه الانم منو تو هوا میکنن.
    سلام دوست داری کیر یه شیرازی لاکونت حس کنی بزنگ عزیزم09365770133

  5. #5
    Junior Member
    تاریخ عضویت
    May 2016
    محل سکونت
    اصفهان
    سن
    23
    نوشته ها
    19
    میلادم خوشگل و خوشتیپ و کیر کلفت اضفهان.خانما و اقایون اصفهانی تماس بگیرید لذت میبریم 09334033850

  6. #6
    سلام من نزدیکای تبریزم اگه خواستی باهام باشی vahidasadlou6@Gmai. Coml جیمیل بزن کیرمم خوبه

  7. #7
    سلام من نزدیکای تبریزم اگه خواستی باهام باشیvahidasadlou6@Gmail.comجیمیل بزن کیرمم خوبه

  8. #8
    سلام خوبین
    ممنون میشم برای اشنایی به تلگرامم پیام بدین

    https://telegram.me/maziarr00

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •