نمایش نتایج: از 1 به 4 از 4

موضوع: تصاویر و کلیپ های پالیز بلا زنپوش 31ساله از رامسر - عاشق کیر + خاطرات

  1. #1

    تصاویر و کلیپ های پالیز بلا زنپوش 31ساله از رامسر - عاشق کیر + خاطرات

    من یک "پسر" زنونه پوش با اندام فوق العاده سکسی و زنونه و نرم هستم
    عاشق لباس سکسی زنونه و آرایشم
    عاشق ساک زدن کیرم کیر های تپل و دراز
    اگه بتونی اعتمادم رو جلب کنی بهترین حال دنیا رو به کیر نازت می دم
    که تا حالا هیچ دختری بهت نداده
    لطفا وقتی عکسامو می بینید نظر یادتون نره
    اگر نظرهای سکسی تون زیاد باشه عکس بیشتر و فیلم از سکس خودم می ذارم

    می خوام داستان یکی از سکسامو براتون تعریف کنم
    قبل از هر چیز بگم که من پالیزم یه پسر زنونه پوش با اندام زنونه و احساسات دخترنونه این داستان مال تابستان 6 سال پیشه اون موقع خواهرم اینا که تو بابلسر زندگی می کنند برای یک هفته رفته بودن مسافرت و به من سپرده بودند که مراقب خونشون باشم. من هم که بعد از دوران دانشجویی دیگه کمتر خونه خالی داشتم دلم لک زده بود واسه یک هفته آزادی و پوشیدن لباس زنونه سکسی و آرایش سکسی. آخه خانواده که می دونند من احساسات زنونه دارم کمتر من رو تنها می ذارند. وقتی که کلید خونه رو تحویل گرفتم تو پوست خودم نمی گنجیدم. خواهرم کلی سفارش کرد که آبروشو تو در و همسایه خفظ کنم و از این جور چیزها. کلی هم گیر داد که این چمدون چیه آوردی واسه یه هفته. گفتم هوا گرمه می رم بیرون لازمم میشه در حالیکه تو چمدونم فقط یه دست لباس پسرونه بود و 4 جفت کفش پاشنه بلند و 4 تا کلاه گیس و لباس های خواب رنگارنگ سکسی و لوازم آرایش و کمی زیورآلات البته به کمد لباس خواب و شورت و سوتین خواهرم هم چشم داشتم. بعد از اینکه همه رفتن یه چند ساعتی لخت چرخیدم تا مطمئن شم که حسابی دور شدن بعد رفتم حموم و یه مقدار جزیی مویی که رو تنم بود رو با اسپری موبر از بین بردم. من تنم زیاد مو نداره فقط یه مقدار جزیی سر سینم مو در می آد که اونم می زنم. اومدم از حموم بیرون و خودمو تو آینه راهروی اتاق خواب برانداز کردم وااااااای چه هلویی شدم. اندازه یه دختر 14-15 ساله سینه دارم و وقتی آدرنالینم بالا میره سینه هام یک سایز بزرگتر هم می شن. فقط اگه این کیر فسقلی لعنتی رو نداشتم با این قوس های زنونه بدنم یه دختر فوق العاده می شدم. میتونین عکسهامو ببینید و خودتون قضاوت کنین. اگه دختر بودم هر روز سکس می کردم با هر کسی هم فرق نمی کرد. عاشق کیرم. هیچ جیز مثل یه کیر کلفت و بلند و شق و رق من رو به هیجان نمی آره. خلاصه در حال خشک شدن یه سری به کمد لباس خواب های خواهرم زدم و معلوم بود یه چیزهایی رو با خودش برده منم چند تا از خوباشو جدا کردم واسه خودم. خوشبختانه خواهرم یه کم تپله و سایزش با من یکیه قبلا هم تست کرده بودم این رو! هرچند لباس های خودم سکسی تر بودند ولی همیشه یه چیز تازه مخصوصا که تو تن یه زن دیگه بوده باشه من رو به هیجان می آره. یه شورت و سوتین آبی بنفش پیدا کردم که یه تاپ حریر کوتاه هم تو ستش بود. من سوتین رو یه کم تنگ تر می بندم اینجوری تپلی های سینم از سوتین می زنه بیرون و یه خانوووم سکسی می شم. لطافت شورت و تاپ ساتن و حریر رو تنم دیوونم می کنه. بند لامبادای شرت هم سوراخ کون تپل و نرمم رو قلقلک میده. بعد از پوشیدن اینها حسابی به خودم رسیدم و با یه آرایش تیره و یه کلاه گیس شرابی تیره و کفش سرخ آبی پاشنه 14 سانت و گوشواره بزرگ و دستبند از اون پسر تو خونه خبری نبود و حالا یک زن فوق العاده سکسی و شهوتی رو تو آینه می دیدم.... وقتی خودم رو در قالب یک زن می بینم به آرامش می رسم. اون روز تا شب 2 دست لباس عوض کردم همیشه روز اولی که آزادانه می تونستم یک زن باشم چند دست لباس و آرایش عوض می کردم و هر بار از اینکه یک زن زیبا و سکسی بودم احساس خیلی خیلی خوبی داشتم و واسه خودم آهنگ می ذاشتم و می رقصیدم. چند روز بعد هم به همین ترتیب گذشت و من هر روز بیشتر از زنی که بودم احساس شادی می کردم. صبحها وقتی با لباس خواب لطیفی که بندش از رو شونه هام افتاده بود و موهای آشفته و آرایشی که رو صورتم از شب قبل مونده بود از خواب پا می شدم و خودم رو تو آینه می دیدم آرزو می کردم این روزها تموم نشه. یاد لحظه های آخر شب می افتم که خودم رو با یه کیر مصنوعی که با سیلیکون درستش کردم می کردم و ارضا می شدم و بعد در خیال آغوش یک مرد می خوابیدم. شب پنجم بود که بد جور هوس یه کیر خوش تراش واقعی رو کرده بودم از زمان دانشجویی که چندبار بچه های دانشگاه منو کرده بودند دیگه سکس نداشتم. زمان دانشجویی دل و جرات بیشتری داشتم. ولی اون روزها کمی می ترسیدم. ساعت 8 شب بود که بدجور وسوسه شدم با لباس زنونه برم بیرون و شاید یه پسر کیرکلفت پیدا کنم. چون مانتو نداشتم تو لباسهام تا اون موقع نرفته بودم بیرون. گشتم تو لباسهای خواهرم یه مانتوی تنگ و کوتاه پیدا کردم اون روزها شلوار جین تنگ کوتاه مد بود و خواهرم یکی داشت شال و روسری خیلی داشت. یه کفش لژدار تابستونی رنگی رنگی هم خودم داشتم. شروع کردم به آرایش پررنگ و تابستونی با کلاه گیس رنگ عسلی محشر میشه! یه سوتین مشکی و یه تاپ یقه باز قرمز که خط سینه هام ازش بیرون زده بود و یه شرت لامبادا مشکی پوشیدم و روش مانتوی تنگ و شلوار جین تنگ رو پوشیدم با یه شال قرمز و یه کیف زنونه گنده. وای چه جیگری شده بودم. گردی کونم از زیر مانتو و شلوار تنگ خودنمایی می کرد. شالم هم طوری گذاشتم که سفیدی و خط سینه هام معلوم بود. احساس می کردم سایز سینم چند برابر شده. بعد از همه این کارها ساعت شده بود 10 شب. قلبم داشت از هیجان وای میستاد. یه شات ویسکی خوردم کمی آروم شدم و یه لباس خواب سکسی انداختم تو کیفم با کرم نرم کننده و از در آپارتمان رفتم بیرون. تا پایین پله ها رفتم دستم رو در بود و می ترسیدم نکنه یهو یکی از همسایه ها منو ببینه. دوباره اومدم بالا و یه ساعتی با خودم کلنجار رفتم. بیرون خونه حسابی داشت خلوت می شد. خلاصه ساعت 12 شب از خونه زدم بیرون. تا سر کوچه دویدم اونم با یه کفش پاشنه بلند صدای تلق تلق کفشم تو کوچه خلوت می پیچید. صدای قلبم رو می شنیدم. سر کوچه بین یه درخت و ماشین خودمو مخفی کردم. اطراف رو برانداز کردم و راه افتادم تو خیابون. عابر زیادی تو پیاده رو ها نبود ولی ماشینهای زیادی رد می شدند.

    خیلی تیپ و قیافم سکسی بود عین یه دختر جنده شده بودم. کم کم برام عادی شد فقط از ماشین پلیس می ترسیدم که اگر می گرفتنم واویلا بود. تا چند تا خیابون که رفتم تصمیم گرفتم برگردم. هنوز می ترسیدم. یه چندتا ماشین هم رد شد که توش پر پسر بود چند تا متلک هم بارم کردند ولی کسی پیله نکرد. هم دلم یه کیر پرآب می خواست هم می ترسیدم. ماشین ها که جلوم نیش ترمز می زدند تو دلم دعا می کردم بی خیال شند وقتی رد می شدند دلم می خواست سوارم کنند. تو راه برگشت تو یه کوچه یه پسر هیکلی سرش تو موتور ماشینش بود. دلم می خواست یهو بپرم تو بغلش و کیرش رو در بیارم شروع کنم به ساک زدن. قبلا یه بار تو خیابون کیر یکی از همکلاسی هامو ساک زده بودم. نزدیک های خونه یه راننده تاکسی رو دیدم که تو ماشینش نشسته بود و داشت رادیو گوش می داد. دلم می خواست بره تو کار من و یه حالی به کیرش و یه حالی به کون خودم بدم ولی سریع از کنارش رد شدم و اونم گفت برسونمت خوشکل خانوم. با ترس در ساختمون رو باز کردم و رفتم بالا. وارد آپارتمان که شدم از شدت هیجان و شهوت زدم زیر گریه. تمام آرایشم پخش شد تو صورتم. رقتم صورتم رو تمیز کردم و یه لباس خواب سکسی ساتن پوشیدم و با کیر مصنوعی خودم رو ارضا کردم و تو خیالم در آغوش مرد رویاهام خوابیدم... روز بعد تو خونه خواهرم روز ششم بود فرداش قرار بود خواهرم اينا برگردند. فرداش بايد خونه رو مرتب مي کردم. هر گوشه خونه يه چيزي افتاده بود از شرت و سوتين و لباس خواب گرفته تا کفش و جوراب شلواري و ... بنابراين اين آخرين روز آزادي و زن بودنم بود. تا شب کلي لباس رنگ و وارنگ عوض کردم. تمام کمد لباسهاي خواهرم رو تست کردم. از لباس سکسي گرفته تا مجلسي و مانتو و شلوار و ... روز فوق العاده اي بود هيچوقت يادم نمي ره. باز شب شد و من مي دونستم آخرين لحظات زن بودنم داره تموم ميشه و من خيلي هوس کير کرده بودم و از فکرش نمي تونستم بيرون بيام. کسي هم نمي شناختم که بتونم اين نيازمو برطرف کنم. هيجان بيرون رفتن به صورت زن در شب گذشته قلبمو از جا در مي آورد. از طرفي مي ترسيدم. ناگهان به فکر ماشين 206 فرشاد شوهر خواهرم افتادم که تو پارکينگ بود. با خودم گفتم تو ماشين کمتر جلب توجه مي کنم و امن تره. تصميم گرفتم برم لب ساحل. تو فانتزي خودم به فکر پسرهايي بودم که تو تاريکي ساحل ورزش مي کنند. خلوت هم هست.مصمم بودم که حتما یکی رو پیدا کنم و سکس داشته یاشم. رفتم حموم و به خودم و سوراخ کون نرم و لطیفم حسابی رسیدم و یه با نرم کننده و انگشت گشادش کردم. لازمه حتما. همون شرت و سوتين بنفش و تاپ حريرشو که روز اول پوشیده بودم پوشیدم با يه شلوار تنگ کشی مجلسی و مانتوی کوتاه روشن.آرايشم خیلی فوق العاده شده بود با موهاي شرابي تيره. یک دختر فوق العاده زیبا و سکسی شده بودم. با اینکه هیچ میلی به سکس با دخترها ندارم ولی خودم دلم می خواست با این دختر زیبا و خوش اندام سکس داشته باشم. یکی از کیفهای خواهرم رو برداشتم و دو تا لباس خواب سکسی و دو تا جوراب شلواری و یه کفش پاشنه 14 سانت رو انداختم توش. بی حس کننده و کاندوم و کرم نرم کننده و کمی لوازم آرایش و آینه و دستمال هم ورداشتم. واسه رانندگی یه کفش اسپرت تر با پاشنه 5 سانت داشتم که اونو پوشیدم. با ترس و دلهره که همسايه ها نبينند رفتم از خونه بیرون و ماشين رو روشن کردم. یکم از موهامو ریختم تو صورتم که بیشتر دلبری کنم و راه افتادم. اولش یه کم سخت بود با پاشنه بلند رانندگی کردن. می ترسیدم تصادف کنم و اونوقت خیلی بد می شد. ولی خیابونا خلوت بود و عادت کردم بعد چند لحظه. رفتم لب ساحل از یه ورودی خلوت چند صد متر دورتر بساط چای و قلیون به راه بود جرات نکردم برم. لب ساحل باد میزد لای موهام. دکمه مانتومو باز کردم. لطافت باد و لطافت لباس زیر نرم و ساتن تنمو نوازش می کرد. از بوی لوازم آرایش و عطر زنانم مست شده بودم.

    خیلی حس فوق العاده ای بود. یک ساعتی قدم زدم لب ساحل و غرق تماشای سایه این زن زیبا روی ماسه ها بودم. سایه برآمدگی سینه و کونم و قوس رون و ساق پام که از مانتو بیرون می اومد رو ماسه ها پیدا بود. کمی به مغازه های دور نزدیک می شدم و بر می گشتم تا شاید پسری تنها منو ببینه و بیاد طرفم ولی اکثرا حواسشون به جمع خودشون بود داشتم واسه هیکل های ورزش کاریشون له له می زدم ولی بد جور دلهره داشتم. دیگه داشتم از خودم نا امید می شدم. هوا گرم و شرجی بود و یه کم هم عرق کرده بودم و داشت آرایشم خراب می شد. این بود که راه افتادم به طرف ماشین. کوچه خلوت بود و فقط من بودم و ماشین فرشاد. در چند قدمی ماشین یه بنز نقره ای رو دیدم که از سر خیابون داشت می اومد به طرف ساحل. سرم رو انداختم پایین و رفتم طرف ماشین و سوار شدم. وقتی بنز از کنارم رد شد یه نگاهی توش انداختم و دیدم یه پسر چهارشونه خوش قیافه توش نشسته و جالب اینکه نگاهش رو من بود. ماشین رو روشن کردم و راه افتادم. چند صد متر بیشتر رانندگی نکرده بودم که تو آینه دیدم بنزه داره پشت سرم حرکت می کنه. اومد و از کنارم رد شد و رانندش داشت به من نگاه می کرد منم یه نگاه دلبرانه تحویلش دادم و رد شد. آدرنالینم داشت منو دیوونه می کرد. یه کم جلو تر سرعتش رو کم کرد و من ازش جلو افتادم و باز نگاه ها تکرار شد. داشت پشتم حرکت می کرد یه بریدگی رو دور زدم ببینم دنبال من می آد یا اتفاقیه؟ دنبالم اومد و بریدگی رو دور زد. کمی جلوتر زدم کنار. اومد کنار ماشینم گفت خانووم خوشکله دنبالم بیا اگه دوست داشتی! و رد شد. نمی دونستم چی کار کنم. اون قطعا فکر می کرد من دخترم داشتم دیوونه می شدم نکنه گرفتار بشم نکنه بلایی سرم بیاد کم مونده بود بزنم زیر گریه. بنزه داشت دور می شد و من همون جا واستاده بودم و داشتم به چیزی که ممکنه پیش بیاد فکر می کردم... قلبم داشت از تو سینم می زد بیرون. پسره داشت دورتر و دورتر می شد و من همونجا مونده بودم که دیدم آخرین بریدگی رو دور زد. به خاطر دلهره ای که داشتم دوست داشتم بی خیالم شه و بره لب ساحل ولی ته دلم می خواست دوباره بیاد پیشم... وای خدا نرفت لب ساحل از اون دست خبابون دائم چراغ می زد تا اینکه اومد این دست... داشت می اومد طرفم نمی دونستم گازشو بگیرم برم یا وایسم. وایسادم. اومد کنار ماشین من و اینبار با لهن آمرانه گفت مگه نگفتم بیا دنبالم؟ با این حرفش تمام قدرت مردونش رو به من تحمیل کرد و من بی اختیار دنبالش راه افتادم چند دقیقه ای رانندگی کردیم تا داخل یه کوچه شدیم که توش چندتا ویلا و خونه بود . جلوی یه ویلای 2 طبقه پارک کرد و اشاره کرد بذار جلو. داشتم دیوونه می شدم قلبم داشت از ضربان می ترکید. نمی دونم چطور ماشین رو پارک کردم و خاموش کردم. رفتم به طرفش که از ماشین پیاده شده بود. وااااااای چه اندام سکسی ای داشت. در حین راه رفتن با صدای مردونش گفت چند لحظه وایسا و بعد بیا طبقه 2. معلوم بود کلا این کاره اند و میرند سر اصل مطلب! در همین لحظه من به فاصله یک قدمیش رسیده بودم. نمی دونم چرا ولی بی فکر و از روی هیجان و حشر ناگهان دستم رفت طرف کیرش و کاملا کیر شق شده و کلفتش رو از روی شلوار جین لمس کردم و با صدای ارزان گفتم ببین من پسرما... این رو که شنید یک متر پرید عقب و گفت نه نه نه !!! انگار یه کوه ریخته بود رو سرم با التماس گفتم ولی نگام کن می تونم بهت حال خوبی بدم.

    مثل اینکه فهمیده بود من ناراحت شدم چند لحظه نگام کرد و گفت نه نه و محترمانه عذرخواهی کرد. من هم ظرف یک ثانیه خداحافظی کردم و رفتم نشستم تو ماشین و راه افتادم به طرف خونه. بد جور ناراحت بودم دلم می خواست خودمو بکشم. از خودم بدم اومده بود. از اینکه پسر به دنیا اومدم حالم داشت بهم می خورد. بغض گلومو گرفته بود فقط می خواستم برسم خونه و بزنم زیر گریه. جلو در پارکینگ واستادم و ترسان پیاده شدم و در پارکینگ رو آهسته باز کردم و برگشتم طرف ماشین که دیدم یه بنز نقره ای اومد کنارم. دیگه خل شده بودم. همون پسره بود شیشه رو آورد پایین گفت خونت اینجاست؟ از ترس داشتم می مردم. نکنه اذیتم کنه!! گفتم تو رو خدا برو اینجا خونه خواهرمه سپرده به من خودشون نیستند همسایه ها اینجوری من رو ببینند آبروریزی می شه. گفت نترس ماشین رو بذار بیا بریم با هم حرف بزنیم جالبی واسم. التماسش کردم که بی خیال شو از ترس دارم می میرم می خوام برم خونه. گفت نمی تونم ببرمت ویلا دوستام هستند بد برخورد می کنند تو خیابون هم که نمی آی پس بذار من بیام بالا کاریت ندارم فقط حرف می زنیم. چون واقعا محترمانه بود فکرکردم دیدم اینطوری بهتره حداقل دیگه بیرون با لباس زنونه نیستم. ماشین رو گذاشتم تو پارکینگ و در رو باز گذاشتم که بیاد و مثل فشنگ رفتم بالا و اونم خیلی آروم پشتم اومد تو . سریع یه خورده چیزهای دم دست رو مرتب کردم تا اینکه رسید توی خونه. تعارفش کردم که بشینه و رفتم تو اتاق که یه خورده خودم رو جمع و جور کنم چون کوچولو کوچولو اشک تو چشام افتاده بود آرایشم داشت خراب می شد. در حین درست کردن آرایشم داشتم فکر می کردم حالا چی میشه و می خواد چی کار کنه. رفتم بیرون و دو تا لیوان آب پرتقال ریختم و رفتم گذاشتم جلوش و یه کم دورتر ساکت نشستم و با لاک ناخنم بازی می کردم. یه سیگار روشن کرد و یکی هم به من تعارف کرد و اومد نزدیکم و با فندکش روشنش کرد و گفت من امیرم. بعد رفت لیوان ها رو برداشت و اومد کنارم نشست و لیوانم رو داد دستم و یه کام از سیگارش گرفت یه لبخندی زد و گفت تو واقعا پسری؟ بهت نمی آد! حالا اسم خوشکلت چیه؟ من هم شروع کردم آروم آروم صحبت کردن و از خودم گفتم و 20 دقیقه ای حرف زدیم و امیر واقعا پسر با شخصیت و با مزه ای بود کلی ازم تعریف کرد بهم روحیه داد و جک واسم تعریف کرد تا اینکه کمی خودمونی شدیم یه کم که همه چی آروم شد گفت حالا می خوایی همینطور بشینیم حرف بزنیم یا اینکه می خوایی یادم بدی چی کارهایی بلدی؟ از چند دقیقه قبل تو فکرم منتظر این لحظه بودم. اون شب که خیلی بد شروع شده بود داشت خیلی خوب ادامه پیدا می کرد. باورم نمی شد باز داشت آدرنالینم می زد بالا و صدام می لرزید. گفتم شما که خودت همه چی رو بلدی آقا امیر. گفت قربون آقا امیر گفتنت برم نیومدم که خواستگارید اومدیم شمال خوش بگذرونیم در ضمن من اینطوریش رو زیاد وارد نیستم باید راهم بندازی حالا تا صبح نشده پاشو ببینم چی بلدی! من هم با خنده و یه کم خجالت و کلی هیجان و حشر پاشدم رفتم تو اتاق و نمی دونستم با این هیجان و تپش قلب می تونم خوب آماده شم یا نه.رفتم تو اتاق و یه کم فکر کردم. دلم می خواست بهترین زنی باشم که امیر باهاش سکس داشته. از آرایش شروع کردم و می خواستم وقتی از اتاق می رم بیرون یه چیز کاملا متفاوت باشم. تصمیم گرفتم آرایش کاملا تیره روی پوست کاملا روشن داشته باشم. همین کار رو کردم صورتم رو حسابی روشن کردم و دور چشام رو تیره کردم و کمی بیشتر ریمل و مداد مشکی کشیدم و یه روژ لب جیگری هم زدم. لاک ناخنم هم مشکی کردم. عالی شده بودم. یه لباس خواب سکسی و چسب دارم که جلوش حریر و ساتنه و پشتش فقط بند داره و تا زیر گردی باسن می آد. قسمت سینه اش هم یه کم پد داره که باعث میشه سینه های دخترونم بزنند بیرون. با شورت لامبادا و بند جوراب مشکی و جوراب تور درشت مشکی و کفش پاشنه 14 سانت مشکی مثل ستاره های فیلمهای سکسی شده بودم. یه کلاه گیس مشکی کوتاه دارم که توش کمی های لایت شرابی تیره داره با آرایش مشکی عالی میشه. در ضمن موقع سکس چون کوتاه تر و سبکتره حرکت نمی کنه و فیکس می مونه. داشت یادم می رفت یه کم بی حس کننده و کرم تو سوراخ کونم زدم که یهو دردم نیاد بد بشه. زیوالاتم هم انداختم از این چیزها خیلی دارم. عطر هم رو خودم خالی کردم که حشر امیر بزنه بالا و خوب دیگه حاضر شده بودم. داشتم از هیجان می ترکیدم نمی دونستم برم بیرون چی در انتظارمه. رفتم از اتاق بیرون و از پشت دیوار راهرو یه نگاهی انداختم... واااااای امیر تیشرتش رو در آورده بود و با شلوار جین نشسته بود. آروم خزیدم تو هال و تکیه دادم به دیوار راهرو روبروی امیر و با موهام بازی کردن و گفتم چطورم؟ امیر بهت زده مونده بود گفت بابا تو رسما دختری هجی مجی کردی؟ خیلی آروم مثل مدلها رفتم طرفش و نشستم کنارش و شروع کردم به نوازش سینه های برجسته و سفتش و بدن ورزشکاریش.

    تو حال خودم نبودم. امیر یه سیگار روشن کرد و اون یکی دستش رو روی پشت کمر و کونم و رونم می کشید و گاهی هم روی موهام. ناگهان اومد طرف لبم و شروع کردیم به لب گرفتن. توی آسمونها بودم. دلم می خواست تمام وجودم رو تقدیم این مرد کنم. بعد از چند لحظه سیگارش رو که دیگه به آخراش رسیده بود از دستش گرفتم و یه کام گرفتم. ته سیگاری که اثر روژ لبم روش بود رو تو جای سیگاری انداختم و دستم رو بردم به طرف کیر امیر که داشت شلوار جین رو پاره می کرد. گفتم اوخه حیوونی داره خفه میشه! از روی شلوار یه کم بهش دست زدم و رفتم سراغ کمربند و دکمه و سریع و با ولع بازشون کردم. وااااااااای امیر شرت نپوشیده بود. بی شرف شرتش رو وقتی من تو اتاق بودم کنده بود و حالا اون چیزی که یک هفته در آرزوش بودم تو دستم بود. یه کیر خوش فرم و خوش رنگ که داشت می ترکید. بی اختیار شروع کردم به ساک زدن. به زور تو دهنم جا می شد. عاشق ساک زدن همچین کیریم. صدای ساک زدنم تموم خونه رو پر کرده بود و امیر هیچ کاری نمی کرد جز ناله. من خودم بلد بودم چطور بهش حال بدم. شلوارش رو کلا کشیدم بیرون و پاهش رو باز کردم از زیر تخماش شروع به لیسیدن کردم و تا بالای نوک کیر می لیسیدم و ساک می زدم. هر از گاهی امیر می گفت یه کم آروم تر آبم نیاد لازمش دارم. منم می گفتم منم لازمش دارم عزیزم. بعد از چند دقیقه پاشدم و پشتم رو کردم به امیر و چند تا قر با کون قنبلم جلوش دادم و اونم شروع کرد به چلوندن کونم و مالیدن کمر و رونم و هر از گاهی هم صورتش رو می مالید به کون نرم و تپلم و ازم تعریف می کرد. ناگهان کمرم رو گرفت و منو انداخت رو مبل. منم به پهلو خوابیدم و زانوم رو به شکمم نزدیک کردم و کونم رو کاملا برجسته و باز به طرفش گرفتم. گفت آماده ای جنده؟ گفتم آره یک هفته منتظرت بودم. کیرش رو آورد و من با دهنم خیسش کردم و کاندوم می خوایی؟ گفتم نه؟ گفت چه بهتر! و آروم کیرش رو گذاشت رو سوراخ کونم منم دو تا لپ کونم رو باز کردم با دست که راحت تر بره تو و اتفاقا خیلی بی درد رفت تو. یه کم که داخل رفت فهمیدم چه غلطی کردم این کیر با بقیه کیرهای عمرم فرق داشت. کیرش داشت شکمم رو پاره می کرد. درد لذیذی تمام تنم رو گرفته بود. دلم می خواست از شادی بزنم زیر گریه. امیر شروع کرد به جلو و عقب کردن و با هر جلو و عقب پاهام از لذت می لرزید. سنگینی دست مردونش روی کون و کمرم داشت دیوونم می کرد. گرمی کیر کلفتش همونی بود که می خواستم. دیگه کلفتی کیرش برام راحت شده بود که منو رو شکم خوابوند و اومد رو پشتم منم یه کم کونم رو به طرف بالا قنبل کردم و کونم تپل تر به نظر برسه و امیر خوشش بیاد.

    تو این حالت کیرش رو با وزن تنش تو کونم فرو می کرد. علاوه بر آخ و اوخ، صدای امیر تو گوشمه که می گفت دیوونم کردی و جنده من و تو دیگه مال منی و حاملت می کنم و مامان بچه هام شو و هر روز تو رو بکنم جوون می مونم و این کون تو رو هیچ دختری نداره و این حال رو با کسی نکردم و کمی هم فحش های ریز و ... با شنیدن این حرفها بیشتر حشری می شدم و در حین جلو و عقب کردن کونم رو می لرزوندم و گاهی محکم کونم رو به طرف کیر امیر می بردم. امیر داشت لذت می برد و من هم بیشتر از اینکه این حس رو در امیر ایجاد کرده بودم لذت می بردم و برای مدتی فکر می کردم یه زن واقعی ام که به مردها لذت سکس رو میده. یه کم که از این حالت گذشت خودش رو انداخت روی من و شروع کرد از پشت با دست سینه هامو چلوندن و گوشم و گردنم رو لیسیدن. و در این حالت کیرش تا ته تو کونم بود و واااااااای چه لذتی! بعد چند لحظه پاشد و کیرش رو کرد تو دهنم و باز خیسش کرد و اومد پشتم و منو به حالت سگی نگه داشت و دویاره شروع به کردن کرد. تمام تنم از حشر و لذت می لرزید. صدای بکن بکن من تو خونه می پیچید. دلم می خواست با تمام وجود جیغ بزنم و ناله کنم ولی از همسایه ها می ترسیدم و جلوی دهنم رو با دست نگه می داشتم. بعد از چند دقیقه امیر خسته شده بود تمام تنش عرق بود و برگشت نشست رو مبل و من با ولع برای اینکه یک لحظه هم از دست ندم رفتم نشستم رو کیرش و اینبار من بالا و پایین می کردم. سینه های کوچولوم تو دهن امیر بود و داشت از مکیدن امیر کنده می شد. گاهی از هم لب می گرفتیم و کیر کوچولوم هم بالا پایین میشد و صدای چالاپ چولوپ برخورد کون من با بدن خیس امیر داشت دیوونم می کرد. دیگه منم داشتم خیس عرق می شدم. موهام به صورتم چسبیده بود و احساس می کردم آرایشم داره می ریزه تو صورتم. امیر منو گرفت و دوباره انداخت بغل به پشت و پاهام رو باز کرد گذاشت رو دوشش و کیرش رو خیلی راحت کرد تو کونم به صورت سنتی شروع به کردن کرد. بعد پاهام رو آورد پایین و من اونها رو دور کمرش قلاب کردم و محکم امیر رو چسبوندم به خودم و کیر کوچولوم و با دستم سینه ها و کمرش رو می مالوندم. امیر می گفت نکن بی شرف الان آبم می آد. منم مرتب می گفتم آبت رو دوست دارم. بکن بکن بکن آقا امیر. گفتن آقا امیر انگار امیر رو بیشتر حشری می کرد. تو همین حال ازم پرسید آبم رو بریزم تو؟ من که تردید داشتم چیزی نگفتم نمی خواستم از این حال بیرون بیام. چند بار پرسید و من چیزی نگفتم و لبخند زدم و آخرش احساس کردم کیرش منقبض شده و فهمیدم داره آبش می آد و گفتم باداباد و محکم چسبیدم به امیر و کیر کوچولوم رو فشار دادم بهش که یهو با صدای غرش امیر یه چیز سوزان تو کونم جاری شد. امیر چند لحظه همون طور عقب جلو کرد و منم با تخماش بازی کردم و محکم بهش چسبیدن تا آبم که به اندازه چندتا قطرست اومد. تا 10 دقیقه تمام تنم با شدت می لرزید و تو پاهام هیچ حسی نداشتم تا به حال اینطوری نشده بودم. همین طور افتاده بودم و با کیر و تخمهای امیر بازی می کردم و بوسش می کردم. احساس می کردم تو کونم یه دریاچه آب کیره همین هم بود توی اون 10 دقیقه آب امیر از تو کونم می ریخت بیرون. دیگه صبح شده بود و امیر خودش رو تمیز کرد و بعد از کمی گپ زدن و قربون هم رفتن و تلفن گرفتن خداحافظی کرد و رفت و من افسوس خوردم که چرا تو این یک هفته امیر رو پیدا نکردم. بعد از اون خیلی با هم سکس تلفنی داشتیم ولی دیگه موقعیت سکس زیبای اون شب پیش نیومد تا اینکه امیر کلا رفت کانادا و خاطره خوب اون شب رو برام به یادگار گذاشت






    لینک دانلود و یا مشاهده به صورت آنلاین: https://openload.co/f/KchIL2-SLmg/4649035.mp4






    لینک دانلود و یا مشاهده به صورت آنلاین: https://openload.co/f/fmnNIzy2v2U/4653558.mp4







    لینک دانلود و یا مشاهده به صورت آنلاین: https://openload.co/f/xNMeJLlhAjo/4676579.mp4







    لینک دانلود و یا مشاهده به صورت آنلاین: https://openload.co/f/0_dqHYIv-TM/4738864_480p.mp4







    لینک دانلود و یا مشاهده به صورت آنلاین: https://openload.co/f/StMqZz2E2mw/4741326.mp4







    لینک دانلود و یا مشاهده به صورت آنلاین: https://openload.co/f/PunBYNBvFDo/4759274_480p.mp4







    لینک دانلود و یا مشاهده به صورت آنلاین: https://openload.co/f/jPuZe1pHNg4/4761433_480p.mp4


  2. #2
    Senior Member
    تاریخ عضویت
    Jan 2016
    نوشته ها
    120
    از اهواز خانمایی که کیر 25 سانتی دوست دارن ادد کنن [email protected]
    تصاوير کوچک فايل پيوست تصاوير کوچک فايل پيوست برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام: 2 (10).jpg
مشاهده: 546
حجم: 98.8 کیلو بایت  

  3. #3

    آیدیت رو واسم بزار میام رامسر حتما خوشم اومدازت حسابی.۰۹۳۸۲۸۷۶۲۴۶.تلگرامم

    [quote=انجمن کیر تو کس;12996]من یک "پسر" زنونه پوش با اندام فوق العاده سکسی و زنونه و نرم هستم
    عاشق لباس سکسی زنونه و آرایشم
    عاشق ساک زدن کیرم کیر های تپل و دراز
    اگه بتونی اعتمادم رو جلب کنی بهترین حال دنیا رو به کیر نازت می دم
    که تا حالا هیچ دختری بهت نداده
    لطفا وقتی عکسامو می بینید نظر یادتون نره
    اگر نظرهای سکسی تون زیاد باشه عکس بیشتر و فیلم از سکس خودم می ذارم

    می خوام داستان یکی از سکسامو براتون تعریف کنم
    قبل از هر چیز بگم که من پالیزم یه پسر زنونه پوش با اندام زنونه و احساسات دخترنونه این داستان مال تابستان 6 سال پیشه اون موقع خواهرم اینا که تو بابلسر زندگی می کنند برای یک هفته رفته بودن مسافرت و به من سپرده بودند که مراقب خونشون باشم. من هم که بعد از دوران دانشجویی دیگه کمتر خونه خالی داشتم دلم لک زده بود واسه یک هفته آزادی و پوشیدن لباس زنونه سکسی و آرایش سکسی. آخه خانواده که می دونند من احساسات زنونه دارم کمتر من رو تنها می ذارند. وقتی که کلید خونه رو تحویل گرفتم تو پوست خودم نمی گنجیدم. خواهرم کلی سفارش کرد که آبروشو تو در و همسایه خفظ کنم و از این جور چیزها. کلی هم گیر داد که این چمدون چیه آوردی واسه یه هفته. گفتم هوا گرمه می رم بیرون لازمم میشه در حالیکه تو چمدونم فقط یه دست لباس پسرونه بود و 4 جفت کفش پاشنه بلند و 4 تا کلاه گیس و لباس های خواب رنگارنگ سکسی و لوازم آرایش و کمی زیورآلات البته به کمد لباس خواب و شورت و سوتین خواهرم هم چشم داشتم. بعد از اینکه همه رفتن یه چند ساعتی لخت چرخیدم تا مطمئن شم که حسابی دور شدن بعد رفتم حموم و یه مقدار جزیی مویی که رو تنم بود رو با اسپری موبر از بین بردم. من تنم زیاد مو نداره فقط یه مقدار جزیی سر سینم مو در می آد که اونم می زنم. اومدم از حموم بیرون و خودمو تو آینه راهروی اتاق خواب برانداز کردم وااااااای چه هلویی شدم. اندازه یه دختر 14-15 ساله سینه دارم و وقتی آدرنالینم بالا میره سینه هام یک سایز بزرگتر هم می شن. فقط اگه این کیر فسقلی لعنتی رو نداشتم با این قوس های زنونه بدنم یه دختر فوق العاده می شدم. میتونین عکسهامو ببینید و خودتون قضاوت کنین. اگه دختر بودم هر روز سکس می کردم با هر کسی هم فرق نمی کرد. عاشق کیرم. هیچ جیز مثل یه کیر کلفت و بلند و شق و رق من رو به هیجان نمی آره. خلاصه در حال خشک شدن یه سری به کمد لباس خواب های خواهرم زدم و معلوم بود یه چیزهایی رو با خودش برده منم چند تا از خوباشو جدا کردم واسه خودم. خوشبختانه خواهرم یه کم تپله و سایزش با من یکیه قبلا هم تست کرده بودم این رو! هرچند لباس های خودم سکسی تر بودند ولی همیشه یه چیز تازه مخصوصا که تو تن یه زن دیگه بوده باشه من رو به هیجان می آره. یه شورت و سوتین آبی بنفش پیدا کردم که یه تاپ حریر کوتاه هم تو ستش بود. من سوتین رو یه کم تنگ تر می بندم اینجوری تپلی های سینم از سوتین می زنه بیرون و یه خانوووم سکسی می شم. لطافت شورت و تاپ ساتن و حریر رو تنم دیوونم می کنه. بند لامبادای شرت هم سوراخ کون تپل و نرمم رو قلقلک میده. بعد از پوشیدن اینها حسابی به خودم رسیدم و با یه آرایش تیره و یه کلاه گیس شرابی تیره و کفش سرخ آبی پاشنه 14 سانت و گوشواره بزرگ و دستبند از اون پسر تو خونه خبری نبود و حالا یک زن فوق العاده سکسی و شهوتی رو تو آینه می دیدم.... وقتی خودم رو در قالب یک زن می بینم به آرامش می رسم. اون روز تا شب 2 دست لباس عوض کردم همیشه روز اولی که آزادانه می تونستم یک زن باشم چند دست لباس و آرایش عوض می کردم و هر بار از اینکه یک زن زیبا و سکسی بودم احساس خیلی خیلی خوبی داشتم و واسه خودم آهنگ می ذاشتم و می رقصیدم. چند روز بعد هم به همین ترتیب گذشت و من هر روز بیشتر از زنی که بودم احساس شادی می کردم. صبحها وقتی با لباس خواب لطیفی که بندش از رو شونه هام افتاده بود و موهای آشفته و آرایشی که رو صورتم از شب قبل مونده بود از خواب پا می شدم و خودم رو تو آینه می دیدم آرزو می کردم این روزها تموم نشه. یاد لحظه های آخر شب می افتم که خودم رو با یه کیر مصنوعی که با سیلیکون درستش کردم می کردم و ارضا می شدم و بعد در خیال آغوش یک مرد می خوابیدم. شب پنجم بود که بد جور هوس یه کیر خوش تراش واقعی رو کرده بودم از زمان دانشجویی که چندبار بچه های دانشگاه منو کرده بودند دیگه سکس نداشتم. زمان دانشجویی دل و جرات بیشتری داشتم. ولی اون روزها کمی می ترسیدم. ساعت 8 شب بود که بدجور وسوسه شدم با لباس زنونه برم بیرون و شاید یه پسر کیرکلفت پیدا کنم. چون مانتو نداشتم تو لباسهام تا اون موقع نرفته بودم بیرون. گشتم تو لباسهای خواهرم یه مانتوی تنگ و کوتاه پیدا کردم اون روزها شلوار جین تنگ کوتاه مد بود و خواهرم یکی داشت شال و روسری خیلی داشت. یه کفش لژدار تابستونی رنگی رنگی هم خودم داشتم. شروع کردم به آرایش پررنگ و تابستونی با کلاه گیس رنگ عسلی محشر میشه! یه سوتین مشکی و یه تاپ یقه باز قرمز که خط سینه هام ازش بیرون زده بود و یه شرت لامبادا مشکی پوشیدم و روش مانتوی تنگ و شلوار جین تنگ رو پوشیدم با یه شال قرمز و یه کیف زنونه گنده. وای چه جیگری شده بودم. گردی کونم از زیر مانتو و شلوار تنگ خودنمایی می کرد. شالم هم طوری گذاشتم که سفیدی و خط سینه هام معلوم بود. احساس می کردم سایز سینم چند برابر شده. بعد از همه این کارها ساعت شده بود 10 شب. قلبم داشت از هیجان وای میستاد. یه شات ویسکی خوردم کمی آروم شدم و یه لباس خواب سکسی انداختم تو کیفم با کرم نرم کننده و از در آپارتمان رفتم بیرون. تا پایین پله ها رفتم دستم رو در بود و می ترسیدم نکنه یهو یکی از همسایه ها منو ببینه. دوباره اومدم بالا و یه ساعتی با خودم کلنجار رفتم. بیرون خونه حسابی داشت خلوت می شد. خلاصه ساعت 12 شب از خونه زدم بیرون. تا سر کوچه دویدم اونم با یه کفش پاشنه بلند صدای تلق تلق کفشم تو کوچه خلوت می پیچید. صدای قلبم رو می شنیدم. سر کوچه بین یه درخت و ماشین خودمو مخفی کردم. اطراف رو برانداز کردم و راه افتادم تو خیابون. عابر زیادی تو پیاده رو ها نبود ولی ماشینهای زیادی رد می شدند.

    خیلی تیپ و قیافم سکسی بود عین یه دختر جنده شده بودم. کم کم برام عادی شد فقط از ماشین پلیس می ترسیدم که اگر می گرفتنم واویلا بود. تا چند تا خیابون که رفتم تصمیم گرفتم برگردم. هنوز می ترسیدم. یه چندتا ماشین هم رد شد که توش پر پسر بود چند تا متلک هم بارم کردند ولی کسی پیله نکرد. هم دلم یه کیر پرآب می خواست هم می ترسیدم. ماشین ها که جلوم نیش ترمز می زدند تو دلم دعا می کردم بی خیال شند وقتی رد می شدند دلم می خواست سوارم کنند. تو راه برگشت تو یه کوچه یه پسر هیکلی سرش تو موتور ماشینش بود. دلم می خواست یهو بپرم تو بغلش و کیرش رو در بیارم شروع کنم به ساک زدن. قبلا یه بار تو خیابون کیر یکی از همکلاسی هامو ساک زده بودم. نزدیک های خونه یه راننده تاکسی رو دیدم که تو ماشینش نشسته بود و داشت رادیو گوش می داد. دلم می خواست بره تو کار من و یه حالی به کیرش و یه حالی به کون خودم بدم ولی سریع از کنارش رد شدم و اونم گفت برسونمت خوشکل خانوم. با ترس در ساختمون رو باز کردم و رفتم بالا. وارد آپارتمان که شدم از شدت هیجان و شهوت زدم زیر گریه. تمام آرایشم پخش شد تو صورتم. رقتم صورتم رو تمیز کردم و یه لباس خواب سکسی ساتن پوشیدم و با کیر مصنوعی خودم رو ارضا کردم و تو خیالم در آغوش مرد رویاهام خوابیدم... روز بعد تو خونه خواهرم روز ششم بود فرداش قرار بود خواهرم اينا برگردند. فرداش بايد خونه رو مرتب مي کردم. هر گوشه خونه يه چيزي افتاده بود از شرت و سوتين و لباس خواب گرفته تا کفش و جوراب شلواري و ... بنابراين اين آخرين روز آزادي و زن بودنم بود. تا شب کلي لباس رنگ و وارنگ عوض کردم. تمام کمد لباسهاي خواهرم رو تست کردم. از لباس سکسي گرفته تا مجلسي و مانتو و شلوار و ... روز فوق العاده اي بود هيچوقت يادم نمي ره. باز شب شد و من مي دونستم آخرين لحظات زن بودنم داره تموم ميشه و من خيلي هوس کير کرده بودم و از فکرش نمي تونستم بيرون بيام. کسي هم نمي شناختم که بتونم اين نيازمو برطرف کنم. هيجان بيرون رفتن به صورت زن در شب گذشته قلبمو از جا در مي آورد. از طرفي مي ترسيدم. ناگهان به فکر ماشين 206 فرشاد شوهر خواهرم افتادم که تو پارکينگ بود. با خودم گفتم تو ماشين کمتر جلب توجه مي کنم و امن تره. تصميم گرفتم برم لب ساحل. تو فانتزي خودم به فکر پسرهايي بودم که تو تاريکي ساحل ورزش مي کنند. خلوت هم هست.مصمم بودم که حتما یکی رو پیدا کنم و سکس داشته یاشم. رفتم حموم و به خودم و سوراخ کون نرم و لطیفم حسابی رسیدم و یه با نرم کننده و انگشت گشادش کردم. لازمه حتما. همون شرت و سوتين بنفش و تاپ حريرشو که روز اول پوشیده بودم پوشیدم با يه شلوار تنگ کشی مجلسی و مانتوی کوتاه روشن.آرايشم خیلی فوق العاده شده بود با موهاي شرابي تيره. یک دختر فوق العاده زیبا و سکسی شده بودم. با اینکه هیچ میلی به سکس با دخترها ندارم ولی خودم دلم می خواست با این دختر زیبا و خوش اندام سکس داشته باشم. یکی از کیفهای خواهرم رو برداشتم و دو تا لباس خواب سکسی و دو تا جوراب شلواری و یه کفش پاشنه 14 سانت رو انداختم توش. بی حس کننده و کاندوم و کرم نرم کننده و کمی لوازم آرایش و آینه و دستمال هم ورداشتم. واسه رانندگی یه کفش اسپرت تر با پاشنه 5 سانت داشتم که اونو پوشیدم. با ترس و دلهره که همسايه ها نبينند رفتم از خونه بیرون و ماشين رو روشن کردم. یکم از موهامو ریختم تو صورتم که بیشتر دلبری کنم و راه افتادم. اولش یه کم سخت بود با پاشنه بلند رانندگی کردن. می ترسیدم تصادف کنم و اونوقت خیلی بد می شد. ولی خیابونا خلوت بود و عادت کردم بعد چند لحظه. رفتم لب ساحل از یه ورودی خلوت چند صد متر دورتر بساط چای و قلیون به راه بود جرات نکردم برم. لب ساحل باد میزد لای موهام. دکمه مانتومو باز کردم. لطافت باد و لطافت لباس زیر نرم و ساتن تنمو نوازش می کرد. از بوی لوازم آرایش و عطر زنانم مست شده بودم.

    خیلی حس فوق العاده ای بود. یک ساعتی قدم زدم لب ساحل و غرق تماشای سایه این زن زیبا روی ماسه ها بودم. سایه برآمدگی سینه و کونم و قوس رون و ساق پام که از مانتو بیرون می اومد رو ماسه ها پیدا بود. کمی به مغازه های دور نزدیک می شدم و بر می گشتم تا شاید پسری تنها منو ببینه و بیاد طرفم ولی اکثرا حواسشون به جمع خودشون بود داشتم واسه هیکل های ورزش کاریشون له له می زدم ولی بد جور دلهره داشتم. دیگه داشتم از خودم نا امید می شدم. هوا گرم و شرجی بود و یه کم هم عرق کرده بودم و داشت آرایشم خراب می شد. این بود که راه افتادم به طرف ماشین. کوچه خلوت بود و فقط من بودم و ماشین فرشاد. در چند قدمی ماشین یه بنز نقره ای رو دیدم که از سر خیابون داشت می اومد به طرف ساحل. سرم رو انداختم پایین و رفتم طرف ماشین و سوار شدم. وقتی بنز از کنارم رد شد یه نگاهی توش انداختم و دیدم یه پسر چهارشونه خوش قیافه توش نشسته و جالب اینکه نگاهش رو من بود. ماشین رو روشن کردم و راه افتادم. چند صد متر بیشتر رانندگی نکرده بودم که تو آینه دیدم بنزه داره پشت سرم حرکت می کنه. اومد و از کنارم رد شد و رانندش داشت به من نگاه می کرد منم یه نگاه دلبرانه تحویلش دادم و رد شد. آدرنالینم داشت منو دیوونه می کرد. یه کم جلو تر سرعتش رو کم کرد و من ازش جلو افتادم و باز نگاه ها تکرار شد. داشت پشتم حرکت می کرد یه بریدگی رو دور زدم ببینم دنبال من می آد یا اتفاقیه؟ دنبالم اومد و بریدگی رو دور زد. کمی جلوتر زدم کنار. اومد کنار ماشینم گفت خانووم خوشکله دنبالم بیا اگه دوست داشتی! و رد شد. نمی دونستم چی کار کنم. اون قطعا فکر می کرد من دخترم داشتم دیوونه می شدم نکنه گرفتار بشم نکنه بلایی سرم بیاد کم مونده بود بزنم زیر گریه. بنزه داشت دور می شد و من همون جا واستاده بودم و داشتم به چیزی که ممکنه پیش بیاد فکر می کردم... قلبم داشت از تو سینم می زد بیرون. پسره داشت دورتر و دورتر می شد و من همونجا مونده بودم که دیدم آخرین بریدگی رو دور زد. به خاطر دلهره ای که داشتم دوست داشتم بی خیالم شه و بره لب ساحل ولی ته دلم می خواست دوباره بیاد پیشم... وای خدا نرفت لب ساحل از اون دست خبابون دائم چراغ می زد تا اینکه اومد این دست... داشت می اومد طرفم نمی دونستم گازشو بگیرم برم یا وایسم. وایسادم. اومد کنار ماشین من و اینبار با لهن آمرانه گفت مگه نگفتم بیا دنبالم؟ با این حرفش تمام قدرت مردونش رو به من تحمیل کرد و من بی اختیار دنبالش راه افتادم چند دقیقه ای رانندگی کردیم تا داخل یه کوچه شدیم که توش چندتا ویلا و خونه بود . جلوی یه ویلای 2 طبقه پارک کرد و اشاره کرد بذار جلو. داشتم دیوونه می شدم قلبم داشت از ضربان می ترکید. نمی دونم چطور ماشین رو پارک کردم و خاموش کردم. رفتم به طرفش که از ماشین پیاده شده بود. وااااااای چه اندام سکسی ای داشت. در حین راه رفتن با صدای مردونش گفت چند لحظه وایسا و بعد بیا طبقه 2. معلوم بود کلا این کاره اند و میرند سر اصل مطلب! در همین لحظه من به فاصله یک قدمیش رسیده بودم. نمی دونم چرا ولی بی فکر و از روی هیجان و حشر ناگهان دستم رفت طرف کیرش و کاملا کیر شق شده و کلفتش رو از روی شلوار جین لمس کردم و با صدای ارزان گفتم ببین من پسرما... این رو که شنید یک متر پرید عقب و گفت نه نه نه !!! انگار یه کوه ریخته بود رو سرم با التماس گفتم ولی نگام کن می تونم بهت حال خوبی بدم.

    مثل اینکه فهمیده بود من ناراحت شدم چند لحظه نگام کرد و گفت نه نه و محترمانه عذرخواهی کرد. من هم ظرف یک ثانیه خداحافظی کردم و رفتم نشستم تو ماشین و راه افتادم به طرف خونه. بد جور ناراحت بودم دلم می خواست خودمو بکشم. از خودم بدم اومده بود. از اینکه پسر به دنیا اومدم حالم داشت بهم می خورد. بغض گلومو گرفته بود فقط می خواستم برسم خونه و بزنم زیر گریه. جلو در پارکینگ واستادم و ترسان پیاده شدم و در پارکینگ رو آهسته باز کردم و برگشتم طرف ماشین که دیدم یه بنز نقره ای اومد کنارم. دیگه خل شده بودم. همون پسره بود شیشه رو آورد پایین گفت خونت اینجاست؟ از ترس داشتم می مردم. نکنه اذیتم کنه!! گفتم تو رو خدا برو اینجا خونه خواهرمه سپرده به من خودشون نیستند همسایه ها اینجوری من رو ببینند آبروریزی می شه. گفت نترس ماشین رو بذار بیا بریم با هم حرف بزنیم جالبی واسم. التماسش کردم که بی خیال شو از ترس دارم می میرم می خوام برم خونه. گفت نمی تونم ببرمت ویلا دوستام هستند بد برخورد می کنند تو خیابون هم که نمی آی پس بذار من بیام بالا کاریت ندارم فقط حرف می زنیم. چون واقعا محترمانه بود فکرکردم دیدم اینطوری بهتره حداقل دیگه بیرون با لباس زنونه نیستم. ماشین رو گذاشتم تو پارکینگ و در رو باز گذاشتم که بیاد و مثل فشنگ رفتم بالا و اونم خیلی آروم پشتم اومد تو . سریع یه خورده چیزهای دم دست رو مرتب کردم تا اینکه رسید توی خونه. تعارفش کردم که بشینه و رفتم تو اتاق که یه خورده خودم رو جمع و جور کنم چون کوچولو کوچولو اشک تو چشام افتاده بود آرایشم داشت خراب می شد. در حین درست کردن آرایشم داشتم فکر می کردم حالا چی میشه و می خواد چی کار کنه. رفتم بیرون و دو تا لیوان آب پرتقال ریختم و رفتم گذاشتم جلوش و یه کم دورتر ساکت نشستم و با لاک ناخنم بازی می کردم. یه سیگار روشن کرد و یکی هم به من تعارف کرد و اومد نزدیکم و با فندکش روشنش کرد و گفت من امیرم. بعد رفت لیوان ها رو برداشت و اومد کنارم نشست و لیوانم رو داد دستم و یه کام از سیگارش گرفت یه لبخندی زد و گفت تو واقعا پسری؟ بهت نمی آد! حالا اسم خوشکلت چیه؟ من هم شروع کردم آروم آروم صحبت کردن و از خودم گفتم و 20 دقیقه ای حرف زدیم و امیر واقعا پسر با شخصیت و با مزه ای بود کلی ازم تعریف کرد بهم روحیه داد و جک واسم تعریف کرد تا اینکه کمی خودمونی شدیم یه کم که همه چی آروم شد گفت حالا می خوایی همینطور بشینیم حرف بزنیم یا اینکه می خوایی یادم بدی چی کارهایی بلدی؟ از چند دقیقه قبل تو فکرم منتظر این لحظه بودم. اون شب که خیلی بد شروع شده بود داشت خیلی خوب ادامه پیدا می کرد. باورم نمی شد باز داشت آدرنالینم می زد بالا و صدام می لرزید. گفتم شما که خودت همه چی رو بلدی آقا امیر. گفت قربون آقا امیر گفتنت برم نیومدم که خواستگارید اومدیم شمال خوش بگذرونیم در ضمن من اینطوریش رو زیاد وارد نیستم باید راهم بندازی حالا تا صبح نشده پاشو ببینم چی بلدی! من هم با خنده و یه کم خجالت و کلی هیجان و حشر پاشدم رفتم تو اتاق و نمی دونستم با این هیجان و تپش قلب می تونم خوب آماده شم یا نه.رفتم تو اتاق و یه کم فکر کردم. دلم می خواست بهترین زنی باشم که امیر باهاش سکس داشته. از آرایش شروع کردم و می خواستم وقتی از اتاق می رم بیرون یه چیز کاملا متفاوت باشم. تصمیم گرفتم آرایش کاملا تیره روی پوست کاملا روشن داشته باشم. همین کار رو کردم صورتم رو حسابی روشن کردم و دور چشام رو تیره کردم و کمی بیشتر ریمل و مداد مشکی کشیدم و یه روژ لب جیگری هم زدم. لاک ناخنم هم مشکی کردم. عالی شده بودم. یه لباس خواب سکسی و چسب دارم که جلوش حریر و ساتنه و پشتش فقط بند داره و تا زیر گردی باسن می آد. قسمت سینه اش هم یه کم پد داره که باعث میشه سینه های دخترونم بزنند بیرون. با شورت لامبادا و بند جوراب مشکی و جوراب تور درشت مشکی و کفش پاشنه 14 سانت مشکی مثل ستاره های فیلمهای سکسی شده بودم. یه کلاه گیس مشکی کوتاه دارم که توش کمی های لایت شرابی تیره داره با آرایش مشکی عالی میشه. در ضمن موقع سکس چون کوتاه تر و سبکتره حرکت نمی کنه و فیکس می مونه. داشت یادم می رفت یه کم بی حس کننده و کرم تو سوراخ کونم زدم که یهو دردم نیاد بد بشه. زیوالاتم هم انداختم از این چیزها خیلی دارم. عطر هم رو خودم خالی کردم که حشر امیر بزنه بالا و خوب دیگه حاضر شده بودم. داشتم از هیجان می ترکیدم نمی دونستم برم بیرون چی در انتظارمه. رفتم از اتاق بیرون و از پشت دیوار راهرو یه نگاهی انداختم... واااااای امیر تیشرتش رو در آورده بود و با شلوار جین نشسته بود. آروم خزیدم تو هال و تکیه دادم به دیوار راهرو روبروی امیر و با موهام بازی کردن و گفتم چطورم؟ امیر بهت زده مونده بود گفت بابا تو رسما دختری هجی مجی کردی؟ خیلی آروم مثل مدلها رفتم طرفش و نشستم کنارش و شروع کردم به نوازش سینه های برجسته و سفتش و بدن ورزشکاریش.

    تو حال خودم نبودم. امیر یه سیگار روشن کرد و اون یکی دستش رو روی پشت کمر و کونم و رونم می کشید و گاهی هم روی موهام. ناگهان اومد طرف لبم و شروع کردیم به لب گرفتن. توی آسمونها بودم. دلم می خواست تمام وجودم رو تقدیم این مرد کنم. بعد از چند لحظه سیگارش رو که دیگه به آخراش رسیده بود از دستش گرفتم و یه کام گرفتم. ته سیگاری که اثر روژ لبم روش بود رو تو جای سیگاری انداختم و دستم رو بردم به طرف کیر امیر که داشت شلوار جین رو پاره می کرد. گفتم اوخه حیوونی داره خفه میشه! از روی شلوار یه کم بهش دست زدم و رفتم سراغ کمربند و دکمه و سریع و با ولع بازشون کردم. وااااااااای امیر شرت نپوشیده بود. بی شرف شرتش رو وقتی من تو اتاق بودم کنده بود و حالا اون چیزی که یک هفته در آرزوش بودم تو دستم بود. یه کیر خوش فرم و خوش رنگ که داشت می ترکید. بی اختیار شروع کردم به ساک زدن. به زور تو دهنم جا می شد. عاشق ساک زدن همچین کیریم. صدای ساک زدنم تموم خونه رو پر کرده بود و امیر هیچ کاری نمی کرد جز ناله. من خودم بلد بودم چطور بهش حال بدم. شلوارش رو کلا کشیدم بیرون و پاهش رو باز کردم از زیر تخماش شروع به لیسیدن کردم و تا بالای نوک کیر می لیسیدم و ساک می زدم. هر از گاهی امیر می گفت یه کم آروم تر آبم نیاد لازمش دارم. منم می گفتم منم لازمش دارم عزیزم. بعد از چند دقیقه پاشدم و پشتم رو کردم به امیر و چند تا قر با کون قنبلم جلوش دادم و اونم شروع کرد به چلوندن کونم و مالیدن کمر و رونم و هر از گاهی هم صورتش رو می مالید به کون نرم و تپلم و ازم تعریف می کرد. ناگهان کمرم رو گرفت و منو انداخت رو مبل. منم به پهلو خوابیدم و زانوم رو به شکمم نزدیک کردم و کونم رو کاملا برجسته و باز به طرفش گرفتم. گفت آماده ای جنده؟ گفتم آره یک هفته منتظرت بودم. کیرش رو آورد و من با دهنم خیسش کردم و کاندوم می خوایی؟ گفتم نه؟ گفت چه بهتر! و آروم کیرش رو گذاشت رو سوراخ کونم منم دو تا لپ کونم رو باز کردم با دست که راحت تر بره تو و اتفاقا خیلی بی درد رفت تو. یه کم که داخل رفت فهمیدم چه غلطی کردم این کیر با بقیه کیرهای عمرم فرق داشت. کیرش داشت شکمم رو پاره می کرد. درد لذیذی تمام تنم رو گرفته بود. دلم می خواست از شادی بزنم زیر گریه. امیر شروع کرد به جلو و عقب کردن و با هر جلو و عقب پاهام از لذت می لرزید. سنگینی دست مردونش روی کون و کمرم داشت دیوونم می کرد. گرمی کیر کلفتش همونی بود که می خواستم. دیگه کلفتی کیرش برام راحت شده بود که منو رو شکم خوابوند و اومد رو پشتم منم یه کم کونم رو به طرف بالا قنبل کردم و کونم تپل تر به نظر برسه و امیر خوشش بیاد.

    تو این حالت کیرش رو با وزن تنش تو کونم فرو می کرد. علاوه بر آخ و اوخ، صدای امیر تو گوشمه که می گفت دیوونم کردی و جنده من و تو دیگه مال منی و حاملت می کنم و مامان بچه هام شو و هر روز تو رو بکنم جوون می مونم و این کون تو رو هیچ دختری نداره و این حال رو با کسی نکردم و کمی هم فحش های ریز و ... با شنیدن این حرفها بیشتر حشری می شدم و در حین جلو و عقب کردن کونم رو می لرزوندم و گاهی محکم کونم رو به طرف کیر امیر می بردم. امیر داشت لذت می برد و من هم بیشتر از اینکه این حس رو در امیر ایجاد کرده بودم لذت می بردم و برای مدتی فکر می کردم یه زن واقعی ام که به مردها لذت سکس رو میده. یه کم که از این حالت گذشت خودش رو انداخت روی من و شروع کرد از پشت با دست سینه هامو چلوندن و گوشم و گردنم رو لیسیدن. و در این حالت کیرش تا ته تو کونم بود و واااااااای چه لذتی! بعد چند لحظه پاشد و کیرش رو کرد تو دهنم و باز خیسش کرد و اومد پشتم و منو به حالت سگی نگه داشت و دویاره شروع به کردن کرد. تمام تنم از حشر و لذت می لرزید. صدای بکن بکن من تو خونه می پیچید. دلم می خواست با تمام وجود جیغ بزنم و ناله کنم ولی از همسایه ها می ترسیدم و جلوی دهنم رو با دست نگه می داشتم. بعد از چند دقیقه امیر خسته شده بود تمام تنش عرق بود و برگشت نشست رو مبل و من با ولع برای اینکه یک لحظه هم از دست ندم رفتم نشستم رو کیرش و اینبار من بالا و پایین می کردم. سینه های کوچولوم تو دهن امیر

  4. #4
    سلام محمد 24 چند روزی هست رامسرم و تا 10 روز بعد مهر اینجام
    باتجربه و مودب و باشخصیت و سیری ناپذیر دوس داشتی پیام بده

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •