صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 14

موضوع: داستان سکسی ماجرای من و مامانم

  1. #1

    داستان سکسی ماجرای من و مامانم

    قسمت ۱
    سلام
    امیدوارم حال همتون خوب و دلتونم شاد باشه. اسم من مانی و اسم مادرم مریم هست. وقتی من ۸ سالم بود بابام مامانم و طلاق داد و رفت ترکیه. مامانم با پول مهریه ای که از بابام گرفته بود تونست یه خونه تو تهران و یه ماشین بخره و بقیه اشم گذاشت تو بانک و با سودش خرج زندگیمون رو می داد. خب ماجرای ما از زمانی که من اول دبیرستان بودم و تازه با جق آشنا شده بودم برمی گرده. اون زمان من ۱۵ ساله و مادرم مریم ۳۵ ساله بود. قبل از این که بقیه ماجرا تعریف کنم، بهتر یکم بیشتر از خودم و مادرم بگم. اون زمان بدن من حتی یه تار مو هم نداشت و سفید سفید بود. چون تپل بودم یکم سینه هم داشتم ولی باسنم به مادرم رفته بود یه باسن بزرگ گوشتی و نرم که از وقتی یادم میاد همه تو فامیل آشنا خودشونو به من می مالیدن و سعی می کردند که مخ من و بزنن و کونم و فتح کنند، اما کسی موفق نشد. اما مادرم اون زمان ۳۵ سالش بود با یه بدن جا افتاده، سینه سایز گ۸۰و باسن فوق العاده نرم و گرد که کون من پیشش به چشم نمی اومد. همیشه تیپش معمولی بود یعنی نه لباس های گشاد می پوشید نه خیلی تنگ. خب برگردیم به ادامه ماجرا، تو مدرسه یه دوستی داشتم به اسم پدرام. پسر خوبی بود و در واقع تنها دوستم هم بود. بچه ها تو مدرسه همیشه من و اذیت می کردند که اون نمی ذاشت. تا وقتی پیشم بود کسی جرات نمی کرد بهم نزدیک بشه. اما خود پدرام فرق داشت. من و اون با هم ته کلاس پیش هم می شستیم. اون سر نیمکت و من هم ته نیمکت. و سر کلاس من همیشه روی دست پدرام می نشستم.(این که چی شد من و پدرام این قدر با هم نزدیک شدیم و اگه خواستید بگید تا براتون تعریف کنم.) و با کونم بازی می کرد. گاهی وقت ها هم دستشو تو شلوارم می کرد و بدون واسطه با لمبر های کونم حال می کرد و منم لذت می بردم ولی هیچ دقت از این جلوتر نرفته بودیم یعنی منم کیرشو تو دستم گرفته بودم ولی تا اون موقع نه من کیر اونو دیدم و نه اون کون منو .این ماجرا ادامه داشت تا یک روز پنج شنبه که از مدرسه اومدم مادرم گفت باید بره شهرستان پیش خاله ام که مریضه و جمعه شب برمی گرده. برام غذا هم تو یخچال گذاشته بود. منم دیدم فرصت از این بهتر پیدا نمیشه که با پدرام تنها باشم. زنگ زدم و بهش گفتم بیاد خونمون و به مادرش بگه شب پیش من می مونه. گفت باشه و نیم ساعت دیگه خونمونه. تا اون بیاد رفتم از سوپری محله امون چیپس و پفک و تخمه گرفتم و اومدم خونه. تا رسیدم پدرام زنگ خونه رو زد در و باز کردم براش رفتم تو اتاق لباس عوض کنم تا شلوار و پیراهنم در آوردم پدرام زنگ واحد و زد و با همون شرت اسلیپی که تنم بود، رفتم در و باز کردم و تا برگشتم سمت اتاقم که برم لباس بپوشم دیدم دو دست محکم باسنمو داره فشار می ده یه آخی گفتم و بعدش به پدرام گفتم ولم کن. برو بشین لباس بپوشم بیام. پدرام گفت لباس ؟؟؟ نمی خواد، جون من بیا همین جوری بشین پیشم. این قدر اصرار کرد قبول کردم. نشست رو مبل سه نفره جلوی تلوزیون و تا خواستم کنارش بشینم، دست انداخت و شرتم و کشید پایین و من و روی پای خودش نشوند. منم سعی می کردم از دستش در برم و شرتم و بکشم بالا ولی زورم بهش نمی رسید. پدرام همش بدنمو می مالید و می گفت جوووون جوووون. می دونی چقدر منتظر این لحظه بودم که لخت ببینمت. منم گفتم خیلی نامردی. من و لخت کردی و باهات حرفی ندارم. اونم یکی زد رو باسنمو گفت ناراحت نباش. اصلا الان خودم و لخت می کنم. منتظر جوابم نشد ومن انداخت رو مبل و بلند شد و خیلی سریع همه لباس هاش و درآورد و لخت مادر زاد رو مبل نشست و منم تو این مدت از رو مبل تکون نخورده بودم و داشتم به کیرش برای اولین بار نگاه می کردم. باورم نمی شد که یه روزی کیرش و ببینم. پدرام اومد سمت من که منو بکشه رو خودش ،که این قدر بد نگاهش کردم که پشیمون شد و تلوزیون و روشن کرد و زد ماهواره داشت فیلم نگاه می کرد. من هنوز شرتم کامل از پام در نیومده بود و وقت داشتم که تصمیم بگیرم. دلم و به دریا زدم و خودم شرت و از پام در آوردم و بلند شدم و رو به روی کیر پدرام نشستم و با دستم شروع به مالیدنش کردم. پدرام از کار من تعجب کرد ولی خونسردی خودش و حفظ کرد. و تو همون حالت داشت لذت می برد. بهم گفت با زبونت خیسش کن. گفتم چطوری ؟ گفت کیرش و تو دهنم بکنم، اول با اکراه قبول کردم ولی بعدش خوشم اومد و با لذت این کار و براش می کردم. اونم همش قربون صدقه ام می رفت. بعد از ۵ دقیقه گفت بسه و منو بلند کرد و گفت بیا رو مبل حالت چهار دست و پا بشین منم این کار کردم، اونم اومد پشتمو و کونم و لیس می زد و می زد روش می گفت تو باید دختر می شدی. یکم هم با کیرم بازی کرد تا بلند بشه، بعدش گفت بریم دستشویی بهت یاد بدم چطوری سوراخت و تمیز کنی. رفتیم و بهم توضیح داد و منم همون کار کردم و تمیز کردم. اومدم بیرون که دیدم پدرام رو مبل نشسته و داره کیرشو می ماله و منتظره منه. منم رفتم پیشش و من کشید تو بغلش و برای اولین بار گرمای کیرش و روی کونم حس می کردم. چند بار سر کیرشو به سوراخ کونم فشار داد ولی داخل نکرد. بعدش بلندم کرد و رفت از توی کیفش که همراهش بود یه پلاستیک سیاه در آورد و اومد کنار من.

  2. #2
    قسمت ۲
    از توی پلاستیک ۶ یا ۷ تا دقیق یادم نیست، چیز پلاستیکی بلند شبیه به کیر تو سایزهای مختلف که بعضی هاش از کیرش کوچکتر بعضی هاش هم بزرگ تر بودند درآورد. از پدرام پرسیدم این چیه؟ گفتش به این می گن کیر مصنوعی یا دیلدو. توی پلاستیک یه چیزی شبیه کمربند بود. بعد برام توضیح داد که این برای من اینترنتی خریده که هر موقع تونست از این برای باز کردن سوراخ کونم استفاده کنه. بعدش بهم گفت قمبل کن. منم کردم و اومد پشتم نشست اول یکم سوراخ کونم و لیس زد و زبونشو می کرد تو کونم بعد کوچکترینشو گرفت با کرم چرب کرد و با حوصله کرد داخل کونم و انتهاش و به اون کمربند عجیب وصل کرد، و کمربند از توی پام رد کرد و روی کمر خودم بست. طوری شده بود که بدون باز کردن کمربند حتی یک سانت هم تکون نمی خورد. گفت فعلا بذار این تو کونت باشه تا سوراخت جا باز کنه. بقیه دیلدوها رو بهم داد و گفت هرموقع دیدی اینی که تو کونت راحت و بدون کرم و فقط با تف می ره تو کونت یکی بزرگترشو با کرم چرب کن بکن تو کون خودت. تا گشاد تر بشه و جا باز کنه. منم قبول کردم. اول یه حس عجیب داشتم. درد همراه با لذت برام بود. منم برای تشکر ازش براش شروع به ساک زدن کردم. وقتی قشنگ بلند شد و قامت بلند کرد بهم گفت فیلم سوپر داری بذاری ببینیم؟؟؟؟ گفتم آره تو کامپیوتر . گفت بریم ببینیم. گفتم باشه . کامپیوتر تو خونه ما تو اتاق مادرم بودش و بهش گفتم بریم تو اتاق مادرم کامپیوتر اونجاست. رفتیم تو اتاق و کامپیوتر و روشن کردیم و تو تمام این مدت اون کیرمصنوعیه توی کونم بود. بهش گفتم فیلم کجاست و رفتم که شربت بیارم بخوریم. اومدم تو اتاق دیدم یه فیلم جدید داره می بینه که خودم ندیدم. بهش گفتم اینو از کجا آوردی. گفت توی درایو اف بود. گفتم این مال من نیست.، گفتش پس از فیلم سوپرهای مادرته. گفتم ولش کن بذاریم ببینیم. پدارم تا اون زمان مادر من و ندیده بود و نمی دونست چه شکلیه. گفت بیا یه کاری بکنیم،گفتم چی؟ گفت یکم شکلات میریزم رو کیرم تو بخور. اولش گفتم نه بعدش اصرار کرد، قبول کردم. رفت از تو کیفش شکلات آورد و رو کیرش ریخت و منم خم شدم و کیرش و ساک زدم که بهم حال داد. بعدش گفت در حین فیلم دیدن ساک بزنم براش، گفتم باشه و قبول کردم. فیلم و از اول گذاشت شروع بشه . از نوع فیلم برداریش مشخص بود که فیلم ایرانیه. اولش داشت تخت و نشون می داد که مرده رو تخت نشسته بود و منتظر بود تا دوست دخترش بیاد. که یه زن اومد پشت به دوربین ایستاده بود و اون مرده به اسم مریم صداش می کرد. زنه هم وقتی جواب می داد، هم صداش و هم لباس هاش برام آشنا بود. زنه شروع کرد به لخت شدن و من هم در حال خوردن کیر پدرام بودم. اول مانتوش رو بعدش شلوارشو درآورد، یه تاپ سبز با یه شورت همرنگش پوشیده بود. اومد و روی پای پسره نشست و شروع کرد به لب گرفتن ازش. کیر پسره از روی شرت به کونش کشید می شد. پدرام هم همش جوووون می گفت و لذت می برد، زنه تاپشو درآورد و بلند شد که شرتشو دربیاره، چرخید سمت دوربین چیزی رو که می دیدم و باور نمی کردم، اون مامان من بود داشت کس می داد و از کس دادنش فیلم گرفته بود. شوکه شده بودم و همین جوری که کیر تو دهنم بود. مات داشتم مانیتور و نگاه می کردم که یهو پدرام یکی زد رو کونم و گفت جوووون کون تو شبیه کون این جنده تو فیلمه. هیچی نگفتم، یکم کیرشو تو دهنم فشار داد و بهم فهموند که به ساک زدنم ادامه بدم. سرم و تکون دادم و به ساک زدنم ادامه دادم و باور نمیشد که مامان من بره بیرون و کس بده. وقتی به خودم اومدم دیدم کیرم به نهایت خودش رسیده و تا حالا این قدر بلند نشده بود، دیگه حس عصبانیت نبود و داشتم از دیدن فیلم مامانم لذت می بردم. این قدر برای پدرام ساک زدم تا آبش اومد و به زور تو دهنم ریخت. اولش بد اومد ولی بعدش لذت بردم. رفتم دستشویی و به یاد مامانم یه جق حرفه ای زدم. تا حالا این قدر آب ازم نیومده بود. بعدش با هم رفتینم حموم و اونجا کمربند و باز کرد و یکم عقب جلو کرد دید کیر مصنوعی راحت تو کونم حرکت می کنه . رفت یکی بزرگترشو آورد و دوباره کرد تو کونم و کمربندشو بست. فرداش وقتی داشت می رفت بهم گفت مدرسه که هم میای این تو کونت باشه، منم قبول کردم. بعد رفتنش همش تو فکر فیلمی بودم که از مامانم دیده بودم. کیر مصنوعی ها رو تو اتاقم داخل کمد قایم کردم و درش قفل کردم. از این که چیزی داخل کونم بود داشتم لذت می بردم. چند ساعت بعدش مادرم اومد و صاف رفت سمت حموم و تو رختکن لباس ها شو درآورد و رفت داخل. با صدای باز شدن شیر آب من از خواب بیدار شدم. فهمیدم مادرم اومده اول خواستم دوباره بخوابم که یاد فیلمی که با پدرام دیده بودیم افتادم، بلند شدم و رفتم سمت حموم در رختکن و آروم باز کردم، سمت لباس های مامانم که داخل سبد گذاشته بود رفتم. تا حالا اصلا به مامانم فکر نمی کردم، اما بعد از دیدن اون فیلم نمی تونم دیگه به کون گنده و اون سینه ها فکر نکنم. سوتینشو برداشتم و به کیرم مالیدم که دیدم یه مایع لزجی به کیرم مالیده شده. یکمی از اون یا انگشتم برداشتم و مزه کردم. دیگه واقعا باورم شد که مامان من جنده اس. مزه آب کیر می داد. گذاشتمش سر جاش و از رختکن اومدم بیرون و لباس پوشیدم رفتم سر کوچه دو نخ سیگار گرفتم و شروع به کشیدن کردم . باورم نمیشد،

  3. #3
    قسمت ۴
    منم سریع برگشتم تو حالت قبلی و کونم رو هم یه کم دادم بالا تا راحت تر بکنه اونم آروم کرد تو کونم شروع کرد به تلمبه زدن. منم کونم این قدر گشاد شده بود که درد زیادی نداشتم و داشتم لذت می بردم. ۲ یا ۳ دقیقه من و اینجوری کرد بعد من و چرخوند و پاهام و گذاشت رو شونه اش از روبرو کرد تو کونم. یکم که کرد، گفت آبم داره میاد. من هنوز سیر نشده بودم و می خواستم که من و باز بکنه. ولی آبش اومد و تو کونم خالی کرد. بعدش برام جق زد تا آبم اومد. با هم رفتیم حموم اونجا این قدر با کیرش ور رفتم و ساک زدم تا بلند شد و اونجا دوباره من و کرد. اومدیم بیرون لباس پوشید و رفت خونشون. این بار دیگه کیر مصنوعی و تو کونم نذاشتم و همون جوری گذاشتمش تو کمدم و شرتم و پوشیدم و همون جوری رو تخت خوابیدم. نمی دونم چند ساعت گذشته بود که حس کردم یکی شرتم و کشیده پایین و داره با سوراخ کونم بازی می کنه. منم فکر می کردم حتما پدرام گفتم پدرام ول کن خسته ام یه روز دیگه. که یه صدای زنونه شنیدم که گفت خسته نباشی. چشمم و باز کردم دیدم مامانم با یه تاپ و شلوارک سبز رو تخت کنارم نشسته و داره با کونم بازی می کنه. منم ترسیده بودم سریع از جام پریدم که خودم جمع و جور کنم من و گرفت و گفت همین طوری دراز بکش. این جمله رو این قدر محکم گفت حرفی نزدم و همون طوری دراز کشیدم. مامانم شرتم و از پام کامل در آورد و گفت معلومه کیر کلفتی داشته که اینجوری سوراخت قرمز شده و گشاد شده ولی زیاد ازش کار نکشیدی. گفت راستشو بگو چند وقته داری کون می دی؟ هیچی نگفتم. بعدش گفت مگه نشنیدی چی پرسیدم یا موش زبونت و خورده. امروز بعدازظهر خوب داد می زدی می گفتی کیر می خوام. اینو گفت مغزم سوت کشید، اینو از کجا فهمیده دیگه. گوشیش رو آورد و یه فایل صوتی رو پلی کرد که تازه فهمیدم گوشی رو تو پذیرایی جاساز کرده بود تو حالت ضبط صدا گذاشته بود . منم با خجالت گفتم زیاد نیست و تازه شروع کردم. گفت حالا شدی پسر خوب. بعدش بهم گفت پاشو بیا بریم تو اتاق من. رفتم تو اتاقش که دیدم همه کیر مصنوعی ها رو تختشه، آبروم پاک رفته بود. اومد داخل و رو تختش نشست و بهم گفت بیا بشین. منم پیشش نشستم. یه دستی به کیرم کشید و گفت همون روزی که فیلم و دیده بودید من فهمیدم. هفته پیش که گفتی خونه پدرام می مونی و دیرتر میای شک کردم و رفتم تو اتاقت. از شانس من یاد رفته بود در کمدت و قفل کنی و منم اینارو توش پیدا کردم. بعدش گفت خب پس من بهت ساک زدن و یاد دادم آره. دیدم راه فراری برام نمونده، همه چی رو تعریف کردم براش و از حسم در موقع سکس که هم دوست دارم فاعل باشم هم مفعول. . بلند شد رفت کامپیوتر و روشن کرد و یه فولدری باز کرد که توش حداقل صد تا فیلم بود. از بین اون ها فیلمی و گفته بودم پلی کرد و گفت اینو می گی؟؟ منم نگاه کردم و گفتم آره. اومد پیشم نشست و سوتینش و باز کرد و بهم گفت. بزار بی پرده بهت بگم، من جنده ام و برای پول کوس و کون می دم. همه اینا رو هم که می بینی فیلم هایی از کس دادن های من تو همین اتاق که نگهشون داشتم. باورم نمی شد. مغزم داشت سوت می کشید. فقط تونستم بگم چرا؟ گفت فکر کردی چجوری خرج زندگیمون درمی آد. گفتم مگه از سود پولی که تو بانک گذاشتی استفاده نمی کنی؟ گفتش کل سود بانک اندازه هزینه یه هفته ام نمیشه. بعدش بهم گفت یه خونه دیگه اجاره کرده، از اینجا که می رفتش، می رفت اونجا لباس عوض می کرد و آرایش می کرد. می رفت پیش مشتریش. حالا هم که من همه چی رو فهمیده بودم، می خواست خونه رو پس بده و وسایل هاشو بیاره اینجا. من کلا هنگ بودم، حرفی نمی تونستم بزنم. بعد از چند دقیقه سکوت من، مامانم گفت معلومه که از جندگی مادرت لذت می بری. تا خواستم حرفی بزنم به کیرم اشاره کرد. موقعی که مامانم از جندگیش صحبت می کرد، کیرم باد کرده بود. مامانم منو هل داد و رو تخت دراز کشیدم و اونم اومد روم شروع کرد ازم لب گرفتن. بعد از این که لبم و خورد اومد رو گردنم و شکم و بوسید تا رسید به کیرم. بهم گفت ببین تا ساک زدن واقعی رو یاد بگیری. لامصب یه جوری ساک می زد که شیره وجودم و داشت از تو کیرم می کشید بیرون. داشت آبم می اومد به مامانم گفتم. اون بازم به ساک زدنش ادامه داد تا آب اومد و همش و قورت داد و خورد. بعد از این که کیرم کامل خوابید، از دهنش در آورد. اومد کنارم دراز کشید و گفت اینجوری باید ساک بزنی. منم دیگه یخم باز شده بود گفتم باشه چشم از این به بعد اینجوری ساک می زنم. مامانم خندید و لبم و بوسید گفت همون که پسر خودمی ، منم خندیدم و گفتم بر منکرش لعنت. به مامانم گفتم می تونم یه چیزی ازت بخوام؟؟ گفت بگو عزیزم.

  4. #4
    قسمت ۳
    یک ساعت بعد برگشتم خونه. مامانم از حموم اومده بیرون و تو آشپزخونه داشت شام و حاضر می کرد. بعد از شام رفتم تو اتاق و خوابیدم. فرداش تو مدرسه پدرام همه اش کونم و می مالید و گاهی وقت ها کیر مصنوعی رو تو کونم حرکت می داد. زنگ آخر بهم گفت بریم خونه اشون. پدر و مادرش هر دو سر کار بودن. منم قبول کردم و رفتم خونه اشون. خونه اشون قدیمی و دو طبقه بود، پدر و اتاق پدرام طبقه دوم بود. رسیدیم خونه اشون، پدرام ناهاری رو که مادرش براش گذاشته بود و گرم کرد و خوردیم. بعد از ناهار من رو تختش به شکم دراز کشیده بودم که دیدم پدرام داره کونم و از رو شلوار می ماله. چند دقیقه که گذشت. خودم شکمم و بالا آوردم، خودش فهمید که می خوام لختم کنه . بدون حرفی دکمه شلوارم و باز کرد و با شورتم با هم پایین کشید. بعدش پیراهن مدرسه و رکابی که تنم بود رو درآورد. لخت ماد زاد رو تختش دراز کشیده بودم که یهو یادم افتاد که به مامانم زنگ نزدم. به پدرام گفتم و اونم گفت که تلفن طبقه پایین هست. منم همون جور لخت رفتم طبقه پایین که زنگ بزنم به مامانم. داشتم شماره می گرفتم که حس کردم یکی داره بند کمر بند کیر مصنوعی رو شل می کنه. چرخیدم دیدم پدرامه . بهش گفتم صبر کن زنگ بزنم بعد، اونم گفت کاری باهات ندارم که زنگ بزن. منم بی توجه بهش زنگ زدم تا مامانم گوشی رو برداشت پدرام کیر مصنوعی رو ارز تو کونم کشید بیرون که درد همراه با لذت داشت و می خواستم از رو لذت ناله کنم که جلوی خودم و گرفتم ولی پدرام ول کن نبود، دوباره کیر مصنوعی رو کرد تو کونم و عقب جلو می کرد. داشتم با مامانم صحبت می کردم و بهش گفتم اومدم خونه پدرام دوستم و یکم اینجا با هم بازی می کنیم و بد میام خونه . مادرم مخالفتی نکرد و فقط گفت مواظب خودت باش. تو تمام مدت مکالمه صدام از لذت می لرزید. فقط خدا خدا می کردم مامانم چیزی نفهمیده باشه. تلفن و قطع کردم، پدرام مثل قحطی زده ها پرید رو من و شروع کرد به خوردن لب هام. بی شرف چقدر خوب می خورد. دیگه بالا نرفتیم و همون جا لباس هاش و در آورد و با یه کیر آویزون جلوم وایساد. منم جلوش زانو زدم و سر کیرش و بوسیدم. از روزی که برام کیر مصنوعی آورده بود، فیلم سوپر نگاه می کردم و ساک زدن و تمرین کرده بودم. پدرام همش آه آه می کرد و معلوم بود که خیلی داشت حال می کرد. کیرشم تو دهن من داشت بزرگ می شد تا حدی که دیگه همه اش تو دهنم جا نمی شد. وقتی خوب براش ساک زده بودم، کیرش و از دهنم در آورد و گفت بچرخ و قمبل کن. به حرفش گوش کردم و قمبل کردم، اونم لمبرهام و لیس می زد و گاز می گرفت. هی قربون صدقه کونم می رفت. سرش و لای لمبرهام می کرد و سوراخ کونم و لیس می زد و انگشتش و می کرد توش. اول یه انگشت بعد دوتا بعدش ۳ تا انگشتش رو کرد تو کونم و با سرعت عقب جلو می کرد. همزمان با دست دیگه اش داشت کیرم و می مالید. بعد از چند دقیقه بلند شد یه تف غلیظ رو سوراخم انداخت و کیرش آورد جلوی دهنم و گفت خوب خیسش کن که می خواد کونت و فتح کنه. کیرش و خوب خیس کردم، بعدش رفت پشتم و کیرش و گذاشت رو سوراخم و یکم باهاش بازی کرد. یه دفعه فشار داد و سرش رفت تو. چون قبلا با کیر مصنوعی سوراخم باز شده بود و آماده کرده بودش درد خیلی کمی گرفت ولی لذتش بیشتر بود. پدرام همون طور کیرش و نگه داشت و تکون نمی داد. منم چون خیلی داشتم لذت می بردم. خودم کونم به عقب هل دادم تا بیشتر کیرش تو کونم بره. لذت کیر طبیعی اصلا قابل قیاس با کیر مصنوعی نیست. این قدر عقب رفتم که کونم با شکمش برخورد کرد. پدرام گفت معلومه خیلی دلت کیر می خواد که این قدر عجله داری. گفتم آره عاشقشم، اونم نامردی نکرد و شروع کرد به تلمبه زدن . محکم تلمبه می زد و تا آخر می کشید بیرون می کرد تو. با هر تلمبه پدرام پرت می شدم جلو. همین جوری پدرام تلمبه می زد که یه لحظه کیرشو تا انتها کرد تو کونم و نگه داشت. بعدش حس کردم یه آب داغ تو کونم ریختن. پدرام ارضا شده بود. همون جوری کیرشو تو کونم نگه داشت تا کوچک شد و از تو سوراخ کونم دراومد. بعدش یه دستمال آورد و با اون سوراخمو تمیز کرد. بعدش من و چرخوند و رو کیرم تف کرد و شروع کرد برام جق زدن و آب من و هم آورد و ریخت رو شکمم. رفتم دستشویی و خودم شستم و تمیز کردم.، بعدش رفتم تو اتاق پدرام تا لباسام و بپوشم. خم شدم که شرتم و بردار بپوشم، پدرام اومد تو اتاق و کیر مصنوعی رو برداشت و کرد تو کونم. گفتش این و بذار باشه تا سوراخت بسته نشه. منم مخالفتی نکردم و لباس پوشیدم. وقتی داشتم از در خونشون می رفتم بیرون ازم یه لب اساسی گرفت و زد رو کونم و گفت حالا حالا ها با این کون کار دارم. منم گفتم قابل دار نیست مال خودتونه. از اون ماجرا یه هفته گذشته بود که یه روز عصر جمعه مامانم گفت دارم می رم بیرون خونه دوستم و تا شب بر نمی گردم. من تو کونم عروسی شد که دوباره می تونم با پدرام تنها باشم. تا مامانم ار خونه رفت بیرون زنگ زدم پدرام و بعش گفتم. اونم گفت تا نیم ساعت دیگه میاد. تا پدرام بیاد کیر مصنوعی رو از تو کونم در آوردم و با کرم خوب سوراخم و چرب کردم. یه شرت لامبادا از تو کمد لباس زیر های مامانم برداشتم و پوشیدم . شلوار و تیشرتم و هم پوشیدم. صدای زنگ خونه اومد رفتم آیفون رو برداشتم دیدم پدرامه در و باز کردم . اومد تو خونه و رو مبل نشست. منم براش شربت درست کردم و آوردم که بخوره. اونم دستم و کشید و نشون رو پای خودش و شربت و ازم گرفت و خورد و شروع کرد به لب گرفتن ازم. بعد از چند دقیقه لب گرفتن گردنم و خورد. تیشرتم و درآورد و شروع کرد به لیسدن و گاز گرفتن سینه هام. شلوارم و خودم درآوردم. با دیدن شورتم یه جووووون بلند گفت و یکی زد رو کونم. بعدش بلند شدم شروع کردم به لخت کردنش. وقتی لخت مادرزاد شد جلوش نشستم و شروع کردم به ساک زدن براش. تو این یک هفته خیلی تمرین کرده بودم و یه ساک زن تقریبا حرفه ای شده بودم. پدرام ازم پرسید از کجا یاد گرفتم. منم برای این که بیشتر حشریش کنم گفتم مامانم بهم یاد داده. تازه این شرت رو هم داد که برای تو بپوشم. وقتی این و گفتم خیلی حشری تر شد و سدم گرفت و تو دهنم شروع کرد به تلمبه زدن. اول فکم درد گرفت ولی بعدش برام. لذت بخش شده بود. وقتی سرم و ول کرد هلش دادم که رو تخت بشینه و شرتم و در آوردم و رو کیرش نشستم. چون سوراخم و چرب کرده بودم. کیرش راحت تا آخر رفت تو کونم. خودم رو کیرش بالا و پایین می کردم و پدرام هم کمکم می کرد بعد از چند دقیقه بهم گفت قمبل کن. منم کردم و رفتم تو حالت قبلی

  5. #5
    قسمت ۵
    گفتم مامان خیلی دوست دارم سینه ات رو بخورم، اجازه می دی ؟؟؟
    مامانم گفت عیبی نداره و راحت باش. تا مامانم اینو گفت مثل قحطی زده ها پریدم روش و یکی از سینه هاش کردم تو دهنم و اون یکی با دستم می مالوندم. تو این مدت فیلم سوپر زیاد نگاه کرده بودم و خیلی چیزا یاد گرفته بودم. سر پستون هاش و با دندون می گرفتم می کشیدم و گاز های کوچک از سینه هاش می گرفتم. ۱۰ دقیقه ای طول کشید مامانم رو سینه هاش خیلی حساس بود و حسابی حشری شده بود. من و کشید بالا و ازم لب می گرفت. بعدش سرم و هل داد پایین، اول فکر کردم که می خواد دوباره براش سینه هاش و بخورم ولی بیشتر هولم داد پایین و گفت دیوونه ام کردی کوسم و بخور. سرم و آوردم بالا و شلوارکشو درآوردم. یه شرت توری مشکی پوشیده بود که با سفیدی پوستش ترکیب خوبی ایجاد کرده بود. از روی شرت کوسش و می لیسدم و گاز می گرفتم . بعدش شرتش و درآوردم و افتادم به جون کوسش. چوچولش و به دندون می گرفتم و می کشیدم و بالای کسش و حسابی لیسدم، بعدش زبونم و گرد کردم و تو کوسش فرو می کردم. بهش گفتم قمبل کنه. اونم این کار و کرد. زبونم و رو کوسش گذاشتم و تا سوراخ کونش و لیسیدم. کوسش و انگشت می کردم . اول یکی بعد دوتا و بعدش ۳ تایی. دستم و تند تند حرکت می دادم و با زبونم کوسش و می لیسدم و چوچولش و می خوردم. این قدر این کار د ادامه دادم تا ارضا شد. وقتی ارضا شد فکر کردم تمومه ولی مامانم تازه سره حال شده بود چرخید و من و هل داد رو تخت و یکم کیرم و که تا آخرین حدش بلند شده بود و خیس کرد و اومد رو من و کیرم با کسش تنظیم کرد و روش نشست. کیرم و یه جا تو کوسش جا داده بود. یه آه بلند از ته دل گفت و شروع کرد به بالا و پایین کردن. منی که تا حالا کوس از نزدیک ندیده بودم. حالا داشتم کوس مامانم و می کردم. تو ابرو بودم و داشتم لذت می بردم مخصوصا زمانی که سینه های مامانم بالا پایین می شد. تو همون حالت سینه هاش و می مالیدم. بعد از چند دقیقه مامانم گفت خسته شدم. منم بهش گفتم روتخت به پشت دراز بکشه. منم بلند شدم لبه تخت وایسادم و پاهای مامانم و انداختمم رو شونه ام و کیرم و کردم تو کوسش و شروع به تلمبه زدن کردم. با هر تلمبه ای که می زدم سینه های مامانم به حرکت می کرد و من و حشری تر می کرد. پاهاش و از کنار کمرم رد کردم و روش خم شدم و ازش لب می گرفتم. همزمان سینه هاشو هم می مالیدم. بعد از چند دقیقه کردن مدلش و عوض کردم و بهش گفتم قمبل کنه. وقتی قمبل می کرد، اون کون بزرگش دو برابر می شد. دوباره گذاشتم تو کوسش. دستم بردم نزدیک دهن مامانم و گفتم دستم و خیس کنه. اونم همین کار کرد و یه انگشتم و کردم تو کونش. راحت رفت تو، معلوم بود قبلا از کون داده. انگشت دوم و هم کردم توش شروع کردم به بازی کردن با کونش. بهش گفتم می خوام تو کونت بکنم . اونم گفت بکن توش، جرم بده، همه اش مال خودته. کیرم و کشیدم بیرون یه تف انداختم رو سوراخ کونش و کیرم و یه ضرب تا خایه کردم تو کونش دادش رفت هوا. از زور درد حرف نمی تونست بزنه. کیرم و یکم نگه داشتم. حالش که جا اومد گفت، کسکش مادر جنده، این چه وضع کون کردنه، جر خوردم. چیزی نگفتم و شروع کردم به تلمبه زدن. اول آروم آروم شروع کردم وقتی دیدم کونش به کیرم عادت کرده و دیگه اون درد اولیه نداره. سرعت تلمبه هام و بیشتر کردم. مامانم دیگه داشت حال می کرد و همه اش می گفت محکم تر بکن، جرم بده، کیر می خوام. در همین حین گوشیش زنگ خورد. بار اول توجه نکرد بهش، وقتی بار دوم زنگ خورد، گفت گوشیم بهم بده ببینم کیه. وقتی گوشی رو بهش دادم دوباره کردم تو کونش. گفت صبر کن جواب تلفن و بدم، بعدش دوباره بکن. گفتم نه طاقت ندارم، همین جوری جواب بده. اونم که دید چاره دیگه ای نداره، همون جوری جواب داد. گفت سلام نگار، الان دارم کون می دم، بعدا بهت زنگ می زنم. صدای تلفن این قدر بلند بود منم صداش و شنیدم که نگار به مامانم گفت تو هم که همیشه تک خوری می کنی و خداحافظی کرد. صداش برام خیلی آشنا بود ولی یادم نمی اومد. دوباره ح اسم و متمرکز رو کون مامانم کردم و با دست کوسش و می مالیدم تا اینکه برای بار دوم ارضا شد و منم همزمان با اون ارضا شدم و آبم تو کونش خالی کردم. از خستگی همون طوری روش افتادم. یکم که گذشت کیرم کوچیک شد و از کونش در اومد. من و از رو خودش انداخت رو تخت و ازم لب گرفت و گفت قربون پسرم برم که برای خودش مردی شده و اینجوری مامانش و می کنه. هر دومون خندیدم.
    بعد از این که حالم جا اومد از مامانم پرسیدم اون کی بود پشت خط؟؟
    گفت دوستم بود، چطور؟؟؟
    صداش برام آشنا بود ولی کسی به اسم نگار نمی شناسم.
    مامانم خندید و گفت می شناسیش ولی نه به اسم.
    گفتم کی هست حالا این خانوم مرموز؟؟؟
    گفت مادر پدرام.
    داشتم از تعجب شاخ درمی آوردم، ادامه داد اون روزی که رفتی خونه پدرام که بهش کون بدی، مامانش خونه بود و همه چی رو دید و بهم گفت. حرفی برای گفتن نداشتم

  6. #6
    قسمت ۶
    تو شک بودم، اول باورم نشد، انا بعد با نشونه هایی که داد باور کردم.
    آبم داشت از تو سوراخ کون مامانم بیرون می اومد و رو پاش سر می خورد که با انگشت، مقداری شو برداشت و آورد سمت دهن من. منم دهنم و بی اختیار باز کردم و آبم رو از روی انگشت مامانم خوردم.
    بعدش با هم رفتیم حموم، من مامانم و شستم اونم من و شست. اومدیم بیرون من رفتم تو اتاقم تا لباس بپوشم، مامانم رفت تو اتاق خودش. بعد از نیم ساعت من و صدا کرد که بیام آشپزخونه برای شام. وقتی رفتم دیدم مامانم لخته مادرزاده. من و که دید گفت چرا لباس پوشیدی. از این به بعد هر وقت تو خونه تنهاییم، لباس نباید بپوشی. قبل از این که بتونم حرفی بزنم، اومد سمتم و شلوار و با شرتم کشید پایین و از پام در آورد و رکابی که پوشیده بودم و هم از تنم درآورد. یکی زد رو کونم و گفت برو بشین سر میز تا غذا رو بیارم. نشستم و غذا رو آورد و خوردیم. بعد از شام کمکش کردم که ظرف ها رو بشوره. رفتیم جلوی تلوزیون نشستیم. ماهواره رو روشن کرد و دات سریال مورد علاقه اش رو نگاه می کرد. بعد از چند دقیقه روی مبل کنارم دراز کشید و سرش گذاشت روی پام.
    فیلم که تموم شد بلند شد نشست و بهم گفت پاشو وایسا. منم همین کار و کردم و بلند شدم. اومدم سمتم و بدنم و با دقت نگاه کرد و گفت بدنت یکم کرک در آورده و ریشتم کم کم داره در می آد. من و بغل خودش رو مبل نشوند و گفت واقعا بازم می خوام کون بدم یا نه؟ قبلش بهم گفت هر وقت به سکس احتیاج داشتی من هستم و بهم بگو. به خجالت به مامانم گفتم سکس با تو یا کلا بگم جنس مخالف و دوست دارم ولی از لذت کیر داغ توی کونم نمی تونم بگذرم. مامانم خندید و گفت، پس باید از شر اینا خلاص بشیم.
    بعد گوشیش رو از اتاقش آورد و زنگ زد به یکی باهاش برای فردا قرار گذاشت. بعد از این که تلفن و قطع کرد، گفت این دکتر پوستی که همیشه پیشش می رم. برای فردا ازش وقت گرفتم. اون شب همون طوری لخت تو بغل مامانم خوابیدم. صبح که بیدار شدم لباس پوشیدم و رفتم مدرسه. از اتفاق هایی که دیروز بعد از رفتن پدرام افتاده بود، چیزی بهش نگفتم. بعد از ظهر که اومدم خونه دیدم که، مامانم تو آشپزخونه است و داره غذا درست می کنه. رفتم سمتش و سلام کردم، ا نم اومد سمتم و لبام بوسید و گفت سلام عزیز دلم. بعدش رفتم تو اتاق و طبق قانون جدید لخت شدم و اومدم بیرون. اومدم پیش مامانم و یکم با هم حرف زدیم که ناهار حاضر شد. ناهار و که خوردیم ظرف ها رو شستیم و رفتیم تو اتاق مامانم و خوابیدیم. ساعت ۵ بود که از خواب بیدار شدم و حس کردم یکی داره با سوراخ ور میره. سرم و چرخوندم دیدم مامانم که یه انگشتش رو کرده تو کونم. تا من و دید، خندید و گفت سلام خوابالو. خواستم بلند شم که نذاشت و انگشت دومش و کرد تو کونم و بهم گفت قمبل کن تا یه حال اساسی بهت بدم. وقتی قمبل کردم، یکی زد رو کونم و با سرعت انگشتش رو حرکت می داد که خیلی داشت بهم حال می داد. یهو انگشتش رو کشید بیرون، گفتم چی شد پس. جوابی نیومد سرم و چرخوندم، دیدم مامانم داره کیر مصنوعی رو چرب می کنه. اومد سمتم و کیر و رو سوراخ کونم گذاشت و آروم فشار داد تا بره داخل. این قدر فشار داد تا کامل تو کونم جا بشه. یکم صبر کرد تا کونم بهش عادت کنه، بعد کشیدش بیرون و دوباره کرد تو. چند بار این کار و تکرار کرد، وقتی مطمئن شد که کونم جا باز کرده، محکم و تند شروع کرد تو کونم تلمبه بزنه. من دیگه تو نهایت لذت بودم و داشتم حال می کردم. که کیر و درآورد. تا خواستم اعتراض کنم، سریع گفت حواسم نبوده داره دیر میشه باید بریم پیش دکتر.
    بهم گفت برو دستشویی کونت و بشور تا چربیش پاک بشه. با این حالم گرفته شده بود، ولی قبول کردم و رفتم سمت دستشویی. وقتی برگشتم دیدم مامانم تو اتاقشه و شرت و سوتینش و پوشیده. برگشت سمت من و گفت لباس برات آورده ام، اینا رو بپوش. یه شرت اسلیپ قرمز و با یه شلوار اسلش آبی با یه تیشرت آبی برام گذاشته بود که بپوشم. خودشم اول شرت و سوتین توری سیاه پوشیده بود، ولی بعدش پشیمون شد و شرت و سوتینش و درآورد. به جاش یه ساپورت سفید خیلی تنگ پوشید با یه تاپ سفید. روش هم یه مانتو جلو باز مشکی پوشید، طوری که وقتی راه می رفت قشنگ کوس معلوم بود. چون شرتم نپوشیده بود، کونش توی ساپورت می لرزید. گفتم مامان تو که اینجوری لباس نمی پوشیدی ؟؟؟
    گفت من همیشه اینجوری لباس می پوشیدم، اما می رفت تو اون خونه ای که اجاره کرده بودم، این لباس ها رو تنم می کردم. امروز صبح که مدرسه بودی، رفتم اونجا و همه وسایلم و آوردم

  7. #7
    قسمت ۷
    سوار ماشین شدیم و رفتیم سمت مطب دکتر. نیم ساعت تو راه بودیم تا رسیدیم. وقتی رفتیم تو مطب، دو زن منتظر نشسته بودند. ساعت تقریبا ۷ شده بود و منشی دکتر داشت آماده می شد که بره. یه ربع که گذشت، اون دو تا زن رفتن و نوبت به ما رسید. دکتر به منشیش گفت که می تونه بره. اونم از خدا خواسته سریع خداحافظی کرد و رفت. تا منشیش رفت، مامانم شالشو برداشت و با دکتر دست داد. دکترم خیلی مامانمو تحویل گرفت. رفتیم تو اتاق معاینه دکتر. ازم پرسید مشکلم چیه. مامانم قبل از من جوابشو داد و گفت، پسرم دوست نداره حتی یه تار مو رو بدنش یا صورتش باشه. دکتر برگشت سمت من و گفت اول باید معاینه ات کنم. اول صورتم و نگاه کرد و با دستش چونه ام و گرفت و چپ و راست کرد. بعدش بهم گفت برم رو تخت و شلوار و تیشرتم در بیارم. خواستم حرفی بزنم که مامانم گفت مانی زود باش دیگه دکتر منتظر هستند. بعد دستم و گرفت و من و سمت تخت برد. تیشرتم و داد بالا ازتنم در آورد، بعدش شلوارم کشید پایین از پام درآورد. کلا فقط یه شرت اسلیپ تنم مونده بود که نبودش بهتر از بودنش بود. به پشت روی تخت دراز کشیدم، مامانم دکتر و صدا کرد که برای معاینه بیاد اینجا.
    دکتر اومد بالا سرم و قشنگ با دقت بدنمو نگاه می کرد و دستش و رو بدنم می کشید. مامانم هم سنت دیگه پرده روی صندلی منتظر نشسته بود. دستش و رو سنه هام می کشید و قشنگ داشت با سینه های کوچکم بازی می کرد. دستش و آورد پایین تر و گفت باسنت رو بده بالا تا شرتت رو دربیارم، باید کل بدنتو معاینه کنم. با خجالت باسنم و بلند کردم و دکتر شرتم و از پام درآورد. از این که دکتر داشت بدنم و می مالید داشتم حشری می شدم و کیرم داشت بلند می شد. موقع معاینه دست دکتر هم همه اش به کیرم می خورد. وقتی کارش تموم شد، به من گفت که به شکم رو تخت بخوابم تا پشتم رو هم معاینه بکنه. حرفش رو گوش کردم و چرخیدم. دکتر هم مشغول کارش شد. وقتی به باسنم رسید دیگه پایین تر نرفت و شروع به مالوندن باسنم کرد. چند دقیقه ای مشغول بود و منم حشری شده بودم، رفت سمت میزش و از کشو میزش یه بسته ای برداشت و سمتم اومد. ندیدم داخل بسته چی بود، ولی بعد از مدتی حس کردم یه چیز سرد با سوراخ کونم تماس پیدا کرد. فهمیدم که داخل بسته کرم بودش. دکتر گفت که این کرم باعث میشه دیگه این اطراف مویی در نیاد. چیزی نگفتم و دکتر مشغول کارش شد. بعد از ۵ دقیقه انگشتش رو روی سوراخ کونم فشار داد و رفت تو. منم از روی لذت آه کشیدم. دکتر در جواب آه من یه جووووون بلند گفت. کلا یادم رفته بود که مامانم اینجاست. دکتر هم انگشت دومش رو اضافه کرد و آروم توی سوراخ کونم عقب جلو می کرد. صدای باز شدن کمربند شنیدم، فهمیدم که دیگه دکتر می خواد ترتیبم و بده. شلوار شو از پاش درآورد و دوباره به کارش ادامه داد. حالا دیگه دستشو سریع تر تکون می داد. منم چون قبلش تو خونه ارضا نشده بودم و هنوز هوس کیر داشتم، خیلی داشتم لذت می بردم و غرق در دنیای خودم بودم. وقتی به خودم اومدم صدای شبیه صدای جق زدن می اومد. سرم چرخوندم دیدم یه دست دکتر روی باسن من و دوتا از انگشتاش تو کونمه، دست دیگه اش پشت سر مامانمه که داره براش ساک می زنه. مامانم، مانتوش رو درآورده بود، با ساپورت و تاپ جلوی دکتر نشسته بود داشت براش ساک می زد. دکتر بهش اشاره کرد و سرش و چرخوند، من و دید. لبخندی زد و کیر دکتر و به سمت من گرفت و گفت بیا بخور، می دونم که امروز خیلی هوس کیر داشتی. رو تخت خشکم زده بود نمی دونستم باید چی کار کنم، که مامانم ا مد سمتم و دستم و گرفت بلندم کرد، برد سمت دکتر. دکتر روی صندلیش نشسته بود و منتظر ما بود. من و جلوی دکتر نشوند زمین و سرم و به سمت کیر دکتر خم کرد و کیرش وارد دهان من شد. اوایل با دست سر من و همراهی می کرد تا براش ساک بزنم، ولی بعد از چند لحظه دوباره حشری شدم و بدون همراهی مامانم به ساک زدن ادامه دادم. مامانم بلند شد و ساپورتش و تاپش و درآورد و لخت اومد پیشم نشست. کیر دکتر از دهنم درآورد و خودش شروع به ساک زدن کرد و بهم گفت برم پایین تر و تخم هاش و بلیسم. منم تخم هاش و تو دهنم می کردم و یکی یکی براش می خوردم.
    مامانم من و کشید عقب و دکتر رو بلند کرد و رو زمین خوابوند بعد کیرش و با کوسش تنظیم کرد و رو کیرش نشست. کیر کلفت دکتر و تو کوسش جا داد. بعدش آروم آروم شروع به بالا و پایین کردن، کرد. از صورتش معلوم بود داره درد میکشه و کیر دکتر برای مامانم بزرگه. بعد از چند بار با لا پایین کردن کوسش به کیر دکتر عادت کرد و سرعتش و بیش تر کرد. به من گفت برم نزدیک تر. وقتی نزدیکش که شدم کیرم و با دست گرفت و به خودش نزدیکتر کرد و کرد تو دهنش. خیلی خوب و حرفه ای کیرم و می خورد. خیلی به من داشت حال می داد. برای اولین بار تخمام رو هم کرد تو دهنش و می خورد. همین جوری که داشت برام ساک می زد، دکتر از اون زیر گفت مادر و پسر خیلی دارید حال می کنید. مامانم کیرم و از دهنش درآورد و گفت تا بترکه چشم حسود. مامانم دیگه خسته شده بود، به دکتر گفت که مدل و عوض کنن. دکتر به مامانم گفت که مدل سگی بشینه و قمبل کنه. مامانم همین کار و کرد، دکتر هم از پشت کرد تو کوسش و شروع به تلمبه زدن، کرد. مامانم بهم گفت مثل خودش جلوش بشینم. منم اینکار و کردم مامانم سوراخ کونم و لیسید و انگشتش رو توش می کرد. اول با یه انگشت شروع کرد ولی بعدش کم کم اضافه کرد و تا ۳ انگشتش رو توش کرد. با سرعت دستشو عقب جلو می کرد و داشت سوراخ کونم و برای پذیرایی از کیر کلفت دکتر آماده می کرد. دکتر، کیرش و از تو کوس مامانم کشید بیرون و گفت کون می خوام، کدومتون حاضره کون بده؟ مامانم از زیر کیر دکتر بلند شد و یکم کیرش و ساک زد، وقتی کیرش به حد کافی خیس شد، اون و جلوی سوراخ کونم گذاشت و آروم فشارش داد تا تو کونم بره. وقتی سر کیرش وارد سوراخم شد، از درد می خواستم داد بزنم که مامانم دهنم و گرفت و گفت تحمل کن، اولش اینجوریه و وقتی بهش عادت کنی همه اش برات لذت بخشه. همزمان که دکتر داشت کیرش و تو کونم فشار می داد تا بیشتر بره تو، مامانم داشت کیرم برام می مالید.

  8. #8
    قسمت ۸
    کیر دکتر تا ته رفت تو کونم و برخورد شکمش و با لمبر های کونم حس کردم. مامانم بهش گفت صبر کن تا کونش جا باز کنه و به کیرت عادت کنه. دکترم گفت باشه. همون طور کیرش تو کونم نگه داشت و مامانمو و بلند کرد و ازش لب می گرفت. بعدش سینه هاش و تو دهنش می کرد.
    چند دقیقه که گذشت، مامانم به دکتر گفت آروم آروم کیرش و حرکت بده. دکتر هم حرف مامانم و گوش کرد و کیرش و عقب کشید. کیرش تا سر کلاهکش از کونم کشید بیرون و دوباره فشار داد تو. این بار دردش کم تر شده بود. دکتر چند بار دیگه این کار و کرد، هر بار راحت تر می شد. مامانم من و نگاه کرد و پرسید چطوره؟ منم با حرکت سر به مامانم نشون دادم که دارم لذت می برم. دکتر کیرش و از تو کونم کشید بیرون و کرد تو دهن مامانم تا براش خیسش کنه. وقتی که خوب خیس شد، یه تف گنده رو سوراخ کونم انداخت و با یه فشار کیرش و تا ته کرد تو کونم و شروع به تلمبه زدن کرد. دکتر محکم تلمبه می زد و با هر تلمبه اش من پرت می شدم جلو لذت می بردم. سرم و چرخوندم، دیدم مامانم یه گوشه نشسته و داره با کوسش ور می ره. صداش کردم که بیاد پیشم، تا اومد بهش گفتم جلوم طاق باز بخوابه تا کوسش و براش بخورم. مامانم خوشحال شد، که تو اوج حال کردنم فراموشش نکردم، سریع طاق باز دراز کشید و پاهاش و دو سمت من گذاشت و کوسش و با دهنم تنظیم کرد. منم افتادم به جون کوسش و هم می خوردمش، هم انگشتم و می کردم توش. دکتر هم پشت سرم داشت تلمبه می زد و هر از گاهی یه سیلی روی لمبرهای کونم می زد.
    بعد از دو سه دقیقه دکتر گفت مدلش و عوض کنیم. گفتم چه مدلی؟؟؟ دکتر گفت من رو زمین دراز می کشم تو رو به من رو کیرم بشین مامانت هم رو دهن من بشینه. قبول کردم. رو کیر دکتر نشستم و رو کیرش بالا و پایین می کرد. این قدر داشتم لذت می بردم که قشنگ خودم و می کوبیدم به برن دکتر. مامانم هم هر از گاهی ازم لب می گرفت. همین طور مشغول بودم که حس کردم، کیر دکتر تو کونم داره سفت تر میشه. من و مامانم و بلند کرد کیرش و روبروی صورتم گرفت و آبش پاشید تو دهنم. یکمیش هم روی صورتم ریخت که مامانم اومد صورتم و لیس زد و تمیزش کرد. من و مامانم هنوز ارضا نشده بودیم. مامانم من و بلند کرد روی صندلی دکتر نشوند و خودش با کوس اومد و روی کیرم نشست، شروع کرد به تلمبه زدن . دو سه دقیقه همین طور بالا تلمبه زد تا هر دوم ن همزمان ارضا شدیم.
    همون طور بی حال من و مامانم تو بغل هم روی صندلی نشسته بودیم. بعد از ۱۰ دقیقه دیدم دکتر با یه سینی که روش یه
    شربت با ۳ تا لیوان بود اومد تو اتاق. شربت و خوردیم، من و مامانم رفتیم دستشویی و خودمون و تمیز کردیم. من لباسام و پوشیدم دکتر داشت با مامانم صحبت می کرد، وقتی رفتم سمتشون دیدم مامانم پشت به دکتر خم شد که مانتوش رو برداره دکتر یدونه محکم زد روی لمبرهای مامانم که تا چند لحظه داشت می لرزید. مامانم گفت بچه ام و کم زدی حالا می خوای سر من تلافی کنی. دکتر خندید و من و نگاه کرد و گفت، برای لیزر کل بدنت یه وقت می ذارم که خودم به مامانت زنگ می زنم و می گم. گفتم دستتون درد نکنه، لطف می کنید. مامانم هم لباس هاش و پوشید و رفت تو دستشویی تجدید آرایش کنه. دکتر بهم گفت تا حالا یه مادر و پسر و نکرده بودم، خیلی بهم حال داد. هر از گاهی تنها بیا پیشم، بهم سر بزن. جایزه اتم محفوظه پیشم. اون لحظه منظورش و نفهمیدم. تا خواستم ازش بپرسم مامانم رسید و خداحافظی کردیم و رفتیم. تا رسیدیم خونه دم در لباس هامون و درآوردیم و رفتیم تو حموم. خودمون شستیم. از خستگی بدون این که شام بخوریم خیلی زود خوابمون برد.
    فرداش تو مدرسه پدرام و دیدم، از ماجرای دیروز چیزی بهش نگفته بودم. سر کلاس دست پدرام همش تو کونم بود و داشت انگشتم می کرد. بعد از مدرسه با پدرام تا یه جایی هم مسیر بودیم، تو راه همه اش قربون صدقه کونم می رفت و می گفت دوباره باید این کون و من بکنم. خونمون هر وقت مکان شد بهت می گم بیای. کیر پدرام در مقابل دکتر کیر حساب نمی شد و منم چون کیر بزرگ تر خورده بودم، دیگه کیرش برام زیاد جذابیت نداشت، اما دلم نیومد بهش نه بگم و گفتم باشه.
    وقتی رسیدم خونه، کلید انداختم و در و باز کردم. دیدم مامانم تو آشپزخونه است. سلام کردم و لبش و بوسیدم. بهم گفت برو لباسات و دربیار و دست و صورتت رو بشور بیا ناهار بخوریم.
    بعد ناهار با مامان رفتیم تو اتاقش بخوابیم، قبل از خواب حرف های دکتر و زمانی که مامانم نبود و گفت و به مامانم گفتم. اونم گفت، دکتر فکر کرد تو هم مثل من جنده ای و منظورش از جایزه ات، دستمزدت برای کون دادنه.
    بعدش گفتم مامان راستی نگار، مادر پدرام هم مثل تو جنده است؟؟؟پدرام می دونه؟؟؟
    مامانم گفت آره مامان پدرام جنده است ولی پدرام نمی دونه، ما با هم کار می کنیم. کم پیش میاد که تنها بریم جایی. فقط برای این که پدرام کاری بهش نداشته باشه، بهش گفته که هر وقت باباش خونه نبود، می تونه دختر بیاره خونه و ترتیبش و بده. وقتی که دیده داره تو رو می کنه تعجب می کنه. به من خبر می ده.

  9. #9
    قسمت ۹
    نمی دونم ساعت چند بود که از خواب بیدار شدم. رفتم سمت دستشویی و دست و صورتم و شستم. وقتی برگشتم تو اتاق دیدم مامانم به پهلو خوابیده و کوسش از لای پاش زده بیرون. صحنه خیلی سکسی درست شده بود. نتونستم خودم و کنترل کنم و رفتم و روتخت و زبونم رو کوسش کشیدم. مزه خیلی خوبی داشت، همین باعث شد که نتونم جلوی خودم و بگیرم و شروع به خوردن کوسش کردم. هنوز چند لحظه بیشتر نگذشته بود که مامانم بیدار شد و گفت، تو همین دیروز من و از کوس و کون کردی، سیر نشدی؟؟؟ گفتم آخه مامان مگه میشه کسی این هیکل سکسی رو ببینه و کاری نکنه. قبل از این که بخواد چیزی بهم بگه، طاق باز خوابوندمش و با سر رفتم لای پاش. یکی ، دودقیقه که کوسش و خودم، دیگه نتونسشت خودش و کنترل کنه و با دست سرم و به کوسش فشار می داد. همین جور که داشتم کوسش و می خوردم، دو تا انگشتم و کردم تو کوسش و با سرعت حرکت می دادم. بعدش ۳ انگشت، هم زمان چوچولشم به دندون گرفته بودم و با یه دست دیگم یکی از سینه هاش داشتم می مالیدم. مامانم بعد از چندتا جیغ بلند، بدنش لرزید و ارضا شد. وقتی مامانم ارضا شد، ولش کردم و اومدم کنارش دراز کشیدم. اونم چرخید سمت من و لبخند زد و گفت، خیلی خوب بود و چند وقتی بود اینجوری ارضا نشده بود. اومد بغلم و لبام و بوسید. بعدش اومد پایین تر و نوک سینه هام و با دندون گرفت و گازهای کوچیک ازشون می گرفت که، خیلی لذت بخش بود.رفت پایین تر و شروع به ساو زدن برام کرد. اول سر کیرم و بوسید و به صورتش چسبوند. بعدی یه لیس بلند از ته تا سرش زد و آخرش همه اش کرد تو دهنش. تا حالا تو ساک زدن مامانم دقت نکرده بودم. خیلی حرفه ای ساک می زد. یکم که ساک زد انگشتش و رو سوراخ کونم کشید و باهاش بازی می کرد. انگشتش و کرد تو کوسش که با آب خودش خیس ببشه بعد یهو تا آخر کرد تو کونم که یه آه بلند از روی لذت کشیدم. مامانم گفت بچرخ و باسنت و بده بالا. منم همین کار کردم. رفت از تو کمد یدونه دیلدو آورد و بست به کمر خودش و اومد روبروم گفت ساک بزن. منم با ولع مشغول خوردن کیر مصنوعیه شدم و از تکنیک هایی که مامانم یادم داده بود استفاده کردم. وقتی خوب خیس شد مامانم رفت پشتم و سر دیلدو با سوراخم تنظیم کرد. یه ضرب همه اش کرد تو کونم و همزمان با برخورد شکم مامانم با کون من و داد من از روی لذت صدای زنگ خونه به صدا در اومد. مامانم دیلدو رو از کمرش باز کرد و گذاشت همون جوری تو کونم باشه و رفت سمت آیفون.
    اومد تو اتاق و گفت امان از دست تو کلا یادم رفت که قراره انروز نگار بیاد اینجا. رفت سمت کمد لباساش و یه شورت و قرمز برداشت پوشید و با یه تاپ و شلوارک نارنجی. تا من خواستم بلند شم و دیلدو رو از تو کونم دربیارم گفت نمی خواد همین جوری اینجا باش، یه چند دقیقه دیگه می ره. گفتم باشه و رفتم رو تخت دراز کشیدم. مامانم موهاش و درست کرد و اومد لبم و بوسید و بعدش یه رژ کشید و رفت بیرون

  10. #10
    قسمت ۱۰
    من در حال که دیلدو تو کونم بود، به شکم رو تخت دراز کشیدم و منتظر بودم. صدای در اومد و مامانم رفت در و باز کرد. صدای نگار اومد که داشت با مامانم سلام و احوال پرسی می کرد. یواشکی رفتم سمت در ببینم چی بهم می گن. رفتن تو پذیرایی و نشستن. در و آروم باز کردم تا یه دید کوچیکی به نگار بزنم. آخه تا اون موقع همیشه نگار و با چادر دیده بودم. سرم و یکم آوردم بیرون نیمرخ نگار معلوم بود. لامصب چه آرایشی کرده بود. انگار اومده بود که کوس بده. مامانم بهش گفت راحت باش و مانتوت رو در بیار، فقط خودمونیم. نگار یه مانتو یه سره بلند و تنگ پوشیده بود که تا پایین زانوش می اومد و قشنگ برجستگی های بدنشو نشون می داد. نگار گفت، آخه زیر لباس نپوشیدم. مامانم تو جوابش گفت مثلا انگار تا حالا لخت ندیدمت، تا دیروز بغلم دراز می کشیدی و همه اش کیر ، کیر می کردی، حالا الان برام با حیا شدی.
    نگار خندید و بلند شد تا مانتو از تنش در بیاره. اول جوراباشو از پاش در آورد و بعدش مانتو رو از پایین گرفت و کشید بالا. وقتی کامل درآورد، دیدم داره راست می گه زیر مانتو حتی لباس زیر هم نپوشیده بود. مانتوش رو روی مبل گذاشت و گفت مریم جون پاشو لا اقل یه لباس برام بیار بپوشم. مامانم تو جواب گفت؟ نمی خوواد همین جوری خوبه. نگاد هم پرو پرو همون جوری لخت روبروی مامانم روی مبل نشست.
    مامان : خب چه خبرا؟ چی شد یاد ما کردی؟؟؟
    نگار :خبر خیر، سلامتی. راه گم کردم، بعدش دیدم دم خونه اتونم.
    نگار بلند بلند خندید.
    مامان : بایدم بخندی. آخرین باری که اینجا اومده بودی زیر کیر دکتر فرزانه داشتی گریه می کردی. منم باشم یادم میره آدرسه اینجا رو.
    با جواب مامانم خیلی حال کردم، خوب حالشو گرفت. تا اون باشه دیگه به مامان مریم من تیکه نندازه.
    نگار که حالش گرفته شده بود، برای اسن که بحث و عوض کنه. گفت ، این حرف ها رو ولش کن از پسرت چه خبر؟؟
    مامانم بلند شده که بره از آشپزخونازشربت بیاره، از جلوی نگار رد شد. اونم شلوارک و با شورتش تا زانو کشید پایین که مامانم یه جیغ کوچیک زد و گفت چیکار می کنی جنده نگارم گفت نمیشه که من لخت باشم و تو هم لباس تنت باشه. دیگه منتظر جواب مامانم نشد و تا مچ پاش کشید پایین. مامانم که دید چاره ای جز تسلیم شدن نداره، شلوارک و شورتش رو درآورد و رفت سمت آشپزخونه. دوتا لیوان شربت درست کرد و گذاشت تو سینی و رفت سمت نگار. وقتی از آشپزخونه اومده بود بیرون پشتش به من بود و برای اولین بار به لرزش لمبرهای کونش وقتی که قدم برمی داشت دقت کردم، که باعث شد سریع راست کنم. مامانم رفت روبروی نگار نشست و سینی شربت و روی میز گذاشت. مامانم می دونست که نگار تا وقتی اون و کامل لخت نکنه ول کن نیست. برای همین خودش تاپ و سوتینش و درآورد و لخت مادرزاد روی مبل نشت.
    نگار خندید و گفت حالا شدی یه دختر خوب. بعدش لیوانش و برداشت و نصف لیوان و یه جا خورد. بعد از این که لیوان و روی میز گذاشت، رو به مامانم گفت جواب سوالم و ندادی.
    مامان : کدوم سوال؟؟؟
    نگار : از پسرت پرسیدم.
    مامان : آهان اون کونی مادرجنده رو می گی؟؟؟
    (هر دوشون خندیدن و نگار گفت آره.)
    مامان : گفت، مثل این که کیر پسرت خیلی بهش حال داده. یه کونی کامل شده. دکتر فرزانه رو یادت می آد، چه کیر بزرگی داشت!؟
    نگار : آره، کیرش تو کون من جا نشد، خب.
    مامان : پسرم تو کونش جا داد و دکتر تو کونش ۲۰ دقیقه تلمبه زد.
    نگار : حتما پسرت جر خورده، آره؟؟؟
    مامان : نه بابا، جر که نخورده که هیچ، عادیه عادی راه می ره. یعنی اگه اونجا نبودم، باورم نمی شد به دکتر کون داده باشه.
    نگار : یعنی چی تو اونجا بودی ؟؟؟ مگه می دونه که تو می دونی اون کونیه ؟؟؟؟
    مامان : آره بابا، تا حالا خودم چند بار با دیلدو کردمش و اونم چند بار من و کرده.
    نگار : خوب پس مادر و پسر هر دو جنده شدن.
    بعد از تموم شدن مکالمه اشون نگار رفت سمت مامانم و لبهاش و گذاشت روی لب های مامانم و لبش و می خورد و سینه هاش و می مالید. صحنه خیلی سکسی شده بود و مامانم خیلی داشت حال می کرد. این از جیغ های کوچیکی که می زد، مشخص بود. بعد از چند دقیقه لب خوردن، گردن و سینه هاش و خورد و اومد پایین تر تا رسید به کوسش. با این که هنوز یه ساعت نشده بود، که مامان و ارضا کردم، بازم کوسش خیس خیس بود و نگار با لذت داشت می خورد و دو انگشتی مامانم و می کرد. این قدر ادامه داد تا مامانم تکون های شدیدی خورد و ارضا شد. بعد ارضا شدن نوبت مامانم بود. اونم مشغول شد، اول سینه چپش به دندون گرفت و گازهای کوچیک ازش می گرفت و سینه راستش و می مالید. بعد چند دقیقه جاش و عوض کرد. وقتی حسابی از خوردن سینه های نگار سیر شد. (انصافا حقم داشت بخوره، سینه های سر بالا سفت. نمی دونم سایزش چند بود. ولی فکر کنم ۷۵ یا ۸۰ می شد.) رفت پایین و شروع به خوردن اصل کاری کرد و چوچولشو به دندون گرفت. دوتا انگشت تو کوسش و دو تا هم تو کونش کرده بود و مشغول تلمبه زدن شد. تا نگار ارضا شد. مادرم اونو ولش کرد و لیوان شربتش رو بهش داد. من فکر می کردم که تموم شده و الان نگار لباس می پوشه و می ره که یهو مامانم ازش پرسید، حالت جا اومد ؟؟؟ اونم با سر تایید کرد. مامانم گفت پس خودت و حاضر کن تا برم اصل کاری رو بیارم. مامان بلند شد که سمت اتاق بیاد، رفتم رو تخت و به حالت قمبل دراز کشیدم. مامان که اومد تو اتاق گفت، الکی فیلم بازی نکن می دونم که همه اش دیدی. منم خندیدم و چرخیدم. مامانم بغلم نشست و گفت برگرد. منم چرخیدم مامانم یه تف رو سوراخ کونم انداخت و آروم دیلدو و رو حرکت داد تا رون ببشه بعدش از تو کونم کشید بیرون و رفت سمت حمومی که تو اتاق بود و حسابی شستتش. اومد بیرون گفت اینو الان لازم دارم و رفت از تو کمد یه دیلدو دراز دو طرفه برداشت. خواست بره بیرون اتاق که گفتم، پس من چی ؟؟؟؟ گفت الان نمیشه. گفتم الان من خیلی حشری ام می خوام. گفت اگه حاضری جلوی نگار کون بدی، همین جوری لخت بیا بیرون. فقط اینو بدون که نگار بد دهن و موقع سکس فحش می ده، اینو گفت و رفت.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •